نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر

قبل از جنگ

آنگاه على (ع) مردم را براى آماده شدن و حركت به عراق دعوت فرمود، سعد بن ابى وقاص و عبد الله بن عمر و محمد بن مسلمة پیش او آمدند. امام به ایشان گفت سخنى سست از شما به من رسیده كه آنرا براى شما نپسندیدم.

 سعد گفت آنچه گفته‏اند درست است شمشیرى به من بده كه كافر را از مسلمان تشخیص دهد ، در آن صورت حاضرم با آن شمشیر در ركاب تو جنگ كنم.(منظورش این بود نمی دانم شما بر حق هستید یا معاویه)

عبد الله بن عمر(فرزند خلیفه دوم) هم گفت ترا سوگند مى‏دهم كه مرا به چیزى كه آن را نمى‏شناسم وادار مكن.

محمد بن مسلمه هم گفت پیامبر (ص) به من دستور فرمود با شمشیر خود مشركان را بكشم و چون نمازگزاران كشته شوند شمشیر خود را به سنگ هاى كوه احد بزنم و بشكنم و من دیروز شمشیر خود را شكستم، و هر سه نفر از پیش على (ع) رفتند.

سپس اسامه بن زید به حضور على (ع) آمد و گفت مرا از همراهی با خودت معاف دار، من با خداوند عهد كرده‏ام با كسانى كه گواهى به وحدانیت خداوند مى‏دهند جنگ نكنم.(یعنی نمی توانم به جنگ معاویه بیایم)


تحلیل:

چرا حاضر به جنگ با معاویه نبودند؟

اول آسایش طلبی و عادت کردن به زندگی راحت دنیوی، خصوصا بعد از جمع آوری اموال قابل توجه.

دوم تحلیل غلط از زندگی و منافع خود ، چون کم کم داشت رستگاری در سرای آخرت، جای خودرا به منافع دنیوی می داد.

سوم این که مگر می شود غذای مشکوک و درآمد مشتبه داشت و قلب و فکر انسان ، بازهم تحلیل خدایی و الهی داشته باشد و تصمیم درست بتواند بگیرد! تفاوت علی و معاویه که مثل روز روشن است را نمی توانستند تشخیص دهند!!

اگر منافع آنها اقتضاء می کرد که بفهمند علی بحق است یا خیر، از زیر زمین هم که شده سعی می کردند با سؤال و بررسی جدی ، جواب را پیدا کنند، ولی چه کنیم که بعضی ها نفهمیدن را مقرون به صرفه تر می بینند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : سعدبن ابی وقاص، عبدالله بن عمر، محمدبن مسلمه،

                 

 در تاریخ می خوانیم یک سال بعد از فتح مکه ، هنگامی که دستور بیرون کردن مشرکان از مسجدالحرام آمد، بعضی گمان کردند این امر باعث قطع رفت و آمد مشرکین به شهر مکه و در نتیجه لطمه به تجارت می شود ، چون تمام قبائل به «بازار عکاظ» می آمدند. پس از شرکت در این بازار بود که قبایل عرب وارد مکه می شدند، و بعد از حضور در مراسم حج و زیارت بتها، به وطن خود بازمی گشتند.

وقتی آیه نازل شد :کفار  ناپاک اند ، نباید وارد مسجدالحرام شوند، در صورتی که از فقر مى‏ترسید، خداوند اگر بخواهد شما را به زودى از فضل و احسانش بى‏نیاز مى‏كند، خداوند دانا و حكیم است. (سوره توبه - آیه 28(

عده ای سخت متعجب شدند چطور چنین چیزی ممکن است !

اما به خواست خدا، تجارت مردم مسلمان مکه  به خاطر عمل به این فرمان کساد نشد.

علامه طباطبایی در المیزان می نویسد: این وعده اختصاص به مردم آن روز ندارد، بلكه مسلمانان عصر حاضر را نیز شامل مى‏شود، و بشارت مى‏دهد به اینكه، بخاطر عمل به  دستورات خدا، از هر چه بترسند، خداوند از آن خطر ایمنشان مى‏فرماید.( ترجمه تفسیر المیزان، ج‏9، ص: 304)

نکته: اگر فروشگاه خودرا هم برای اطاعت از دستور خدا و رفتن به نماز جماعت دقایقی تعطیل کنیم ، شامل همین بند از سنت الهی می شود.

اگر خانمی که در شرکت ما کار می کند، بخاطر دستور خدا سفارش کردیم که حجاب را بهتر رعایت کند و از زن به عنوان تبلیغ برای فروش کالا استفاده نکردیم هم مشمول همین بند است.

اگر در معامله، انصاف و مشتری مداری در بازار مسلمین را رعایت بکنیم هم همین قصه جاری است.

این کلید و رمز موفقیت است ، شعار یک مسلمان است، اطاعت از خدا و نترسیدن از فرمول های معمولی زندگی و امید به فضل خدا.





نوع مطلب : مکه و مدینه، تاریخ در قرآن، امام علی(ع)، بصیرت، آزادی و حقوق بشر، 
برچسب ها : برائت، تجارت، محاصره اقتصادی،

قراردادی چند ماده ای باعث شد مسلمین نتوانند در مکه بمانند و همگی به دره ای در حاشیه شهر مکه پناه ببرند.

امضاء کنندگان زیر متعهد می شوند که از این پس هرگونه معامله و داد و ستدی را با بنی هاشم قطع کنند.

- به آن ها زن ندهند و از آن ها زن نگیرند.

- چیزی به آن ها نفروشند و چیزی از ایشان نخرند.

- هیچگونه پیمانی با آنها نبندند ، در هیچ پیش آمدی از ایشان دفاع نکنند. در هیچ کاری با ایشان مشورت و انجمنی نداشته باشند.

این قرار داد حدود سه سال ادامه داشت.

مشرکین قریش گذشته از این که خودشان داد و ستد و معامله ای با بنی هاشم نمی کردند از دیگران نیز که می خواستند چیزی به بنی هاشم بفروشند و یا آذوقه ای برای ایشان ببرند جلوگیری می کردند، دیده بان گماشته بودند مبادا کسی برای آن ها آذوقه ببرد.

در هنگام حج هم (که مسلمین امنیت داشتند و می توانستند از شعب ابوطالب بیرون آمده و به حج بروند) تا جائی که می توانستند از داد و ستد قبایل با بنی هاشم جلوگیری می کردند، حتی حاضر می شدند اجناس تجار را بیش تر از قیمتی که بنی هاشم خریداری می کنند از ایشان خریداری کنند، گاهی تجار را می ترساندند که اگر با اطرافیان محمد معامله کنید، اموالتان را غارت می کنیم.





نوع مطلب : اسلام در محاصره، 
برچسب ها : محاصره در تاریخ، حضرت خدیجه، حضرت ابوطالب،

در تاریخ می خوانیم:

ابوطالب که دید بنی هاشم بخاطر محاصره اقتصادی و اجتماعی اعمال شده توسط مشرکین، نمی توانند در شهر مکه بسر برند، آنها را به دره ای در قسمت شمالی شهر که متعلق به او بود – مشهور به شعب ابی طالب - منتقل کرد و جوانان بنی هاشم و بخصوص فرزندانش علی و طالب و عقیل را موظف کرد که شدیدا از پیامبر حراست کنند.

خودش هم گاهی در یک شب چند بار بالای سر رسول خدا (ص) می آمد ، او را از بستر بلند کرده ، دیگری را جای او می خواباند و آن حضرت را بجای امن تری منتقل می کرد، پیوسته مراقب بود تا مبادا گزندی به آن حضرت برسد.

منبع: کتاب درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام – نوشته حجة الاسلام رسولی محلاتی

نکته :

ابوطالب آوارگی را برای خود و تمام خانواده و قبیله اش پذیرفت، به قیمت پشتیبانی از پیامبر، مجبور شد با کل خانواده اش به دره ای در حاشیه شهر مکه کوچ کند، او ارزش اسلام را به عنوان یک دین الهی درک کرد ، در حالی که هنوز دفاع از این دستاورد خیلی اهمیتش را نشان نداده بود و به اصطلاح، موضوع جدی نشده بود، هنور خیلی از دستورات دین نازل نشده بود و ارزش آن ناشناخته بود.

ابوطالب برای یک چنین دین و یک چنین شخصی حاضر به فداکاری شد، چون یک فهم درونی ناشی از ارزش های انسانی داشت، حاضر نبود انسانیت را بخاطر حفظ مقام و شخصیتش در میان مردم مکه قربانی کند، قطعا او به خاطر قبیله اش این گذشت را نکرد، اگر یک انسان معمولی از میان قبیله اش دست به قیام می زد، ابوطالب به خاطر حس هم قبیله  بودن، این طور تمام قد از او دفاع نمی کرد.

روشن بینی و عظمت، این جا بروز می کند و تاریخ می سازد، کاری که 15 قرن پیش، او بدون هیچ چشم داشتی انجام داد، حاضر نشد زیر بار حرف زور و فشار قدرت آن روز برود چون فهمید کجای تاریخ ایستاده و وظیفه اش چیست؟ جایگاه و شأن پیامبر و اسلام را درک کرد.

مقایسه کنید با بعضی نخبگان امروز، استاد دانشگاهی که ارزیابی درستی از  اهمیت اسلام و جایگاه آن در میان ملت ها ندارد ، پس از این همه روشنگری و تبلیغ و هزاران آیه و حدیث و صدها کتاب تحلیلی، بازهم عظمت اسلام را نیافته و با اندک لبخند کفار آن را معاوضه می کند، احکام آن را با حقوق بشر غرب می سنجد ، هر جا تطابق نداشت ، نظریه کفار را می پذیرد و با جرأت و افتخار، آن را تبلیغ می کند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، بصیرت، 
برچسب ها :

تاریخ اسلام دریچه ای است برای آشنایی با اتفاقات ریز و درشت در مدینه و مکه ، در جنگهای صدر اسلام.

 برای مرور خاطرات و درس گرفتن از محاصره اقتصادی در شعب ابی طالب ، برای توجه به قرآن آنگاه که به تحلیل عملکرد منافقین می پردازد، وقتی که سرپیچی می کنند وقتی که مسخره می کنند، وقتی که در گوشی باهم قول و قرارهایی می گذارند.

تاریخ اسلام بررسی می کند، روش برخورد با کفار را، کجا پیمان ببندیم ، کجا کوتاه نیائیم ، کجا برای جهاد بپا خیزیم، حد ومرز اطاعت از پیامبر و امام چیست؟ حد و حدود حقوق بشر کجاست؟

تاریخ اسلام نشان می دهد در مسائل اقتصادی با مردم چگونه تعامل کنیم ؟

یاران با وفا و سخت کوش و الگوهای بزرگ تاریخ را نشان می دهد و منافقین را معرفی می کند. زندگی بچه پولدارهایی چون مصعب را که به مقامی بزرگ در نزد پیامبر رسیدند مطرح می کند ، غلام سیاهی چون بلال راهم که به اوج افتخار رسیده نشان می دهد.

تاریخ اسلام حتی به سکوت معنا دار پیامبر می پردازد، نکته هایی از هر سفر پیامبر استخراج کرده و در اختیار ما قرار می دهد، دوربین متحرک تاریخ اسلام همه جا از زوایای زندگی پیامبر و ائمه و اصحاب ایشان فیلم برداری کرده و اتفاقات به همراه حواشی آن را نشان می دهد. در قصر معاویه و در سفره مجلل او چه گذشت، در خانه کوچک فاطمه ، بر سفره با صفا و ساده ایشان چه وضعی بود.

شب تاریک، در سنگری که جمعی در جنگ صفین تؤطئه می کردند، چه می گفتند. لشکر مجهز ولی دل آشفته پادشاهی ایران چگونه در برابر لشکر محدود ولی یکدست مسلمین شکست خورد.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام،  تاریخ و تاریخ نویسان، تاریخ در قرآن، نقش زن در تاریخ اسلام، تاریخ معاصر، 
برچسب ها :
پنجشنبه 4 خرداد 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی



                

راوی می گوید رفتم دیدم امام حسن و امام حسین(ع) مشغول خوردن غذایند.

خوراک آنها در سفره عبارت بود از نان و سرکه و سبزی . گفتم آقازاده ها! شما امیر هستید ، شما خانواده حکومتید ، پسر امیرالمومنین هستید، در بازار رحبه نزدیک کوفه این همه آذوقه می فروشند مردم هم دارند استفاده می کنند، شما آقازاده ها غذایتان این است؟!

پاسخ دادند تو از امیرالمومنین غافلی برو زندگی و خوراک اورا ببین!

منبع : کتاب المناقب جلد 2 صفحه 108

نکته: ساده زیستی را از بالا باید شروع کرد، اول باید رئیس جمهور و وزرا خود و خانواده شان ساده زیست باشند، شرط انتخاب رئیس جمهور و وزراء باید این باشد که حقوق نجومی نگیرند.

البته در همان زمان معاویه غذاهایی با مغز پسته و عسل ناب و پالوده های مخصوص مصرف می کرد! و صدها غلام و کنیز داشت و طلحه و زبیر و بعضی صحابه دیگر به اموال دنیا سخت آلوده شده بودند .

و باز در طرف دیگر یاران امام علی علیه السلام بودند که بعضی چون سلمان در حالی که فرماندار مدائن بود در منزلش بجز چند وسیله ساده برای گذران زندگی، دیگر چیزی دیده نمی شد.





نوع مطلب : امام حسن وامام حسین(ع)، امام علی(ع)، عملکرد معاویه، الگوها، 
برچسب ها : آقازاده ها، سلمان، ساده زیستی، معاویه،

در سوره قلم، بخشی از تاریخ اسلام را از دیدگاه قران مجید مرور می کنیم:

آنان همین را مى‏خواهند كه تو سازش كنى ، آنها هم با تو بسازند ، آنها می خواهند تو مداهنه کنی (یعنی روغن مالی و به اصطلاح فارسى" ماست مالى" کنی - كنایه است از نرمى و روى خوش نشان دادن).

کفار دوست ‏دارند تو با نزدیك شدن به دین آنان، روى خوش به ایشان نشان دهى، ایشان هم با نزدیك شدن به دین تو، روى خوش به تو نشان دهند، دوست دارند كمى تو از دینت مایه بگذارى، كمى هم آنان از دین خودشان مایه بگذارند، كفار به رسول خدا (ص) پیشنهاد كرده بودند از تعرض به خدای ایشان كوتاه‏ بیاید، و ایشان هم متعرض پروردگار او نشوند.

در این فراز خداوند به پیامبر می فرماید ، علاوه بر متن مذاکره که قابل کوتاه آمدن نیست، اخلاق و رفتار اجتماعی ناپسند طرف مقابل هم قابل نقد است بدین شرح: می فرماید ببین طرف مذاکره، اصلا قابل اطمینان نیست، قسم دروغ میخورد، سخن چین است، بد دهان ، فحاش و مغرور است، مبادا با چنین کسانی وارد مذاکره شوی!

ترجمه و توضیحی بر آیات 9 تا  16 سوره قلم، با بهره گیری از تفسیر المیزان(ترجمه) ج‏19- ص: 621





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، تاریخ در قرآن، 
برچسب ها : مداهنه، المیزان، مذاکره، سازش،

 

اهل سنت واقعی را با این میزان می توان تشخیص داد:

خلفای قبل از امام علی(ع) سنتی از پیامبر را تغییر دادند، بر اساس سنت پیامبر به همه شهروندان بطور مساوی از بیت المال پرداخت می شد.

 ولی بر طبق روش خلفا به افراد برحسب سابقه و حضور در جهاد، مبالغی اضافه از بیت المال پرداخت می گردید ، بطوری که پرداختی به بعضی افراد، چندین برابر افراد عادی بود.

امام علی علیه السلام دوباره پرداخت از بیت المال را به سنت پیامبر برگرداندند و به همه شهروندان بطور مساوی از بیت المال پرداخت کردند.

تذکر: البته این مبلغ تحویلی از بیت المال بوده مثل یارانه فعلی که به همه مساوی می دهند، و پول در ازاء کار نبوده که بر حسب کارآئی و تلاش تغییر کند.





نوع مطلب : خلفا و عدالت اسلامی، امام علی(ع)، پیامبر(ص) ، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : اهل سنت، سنت، بیت المال، خلفا، امام علی،
پنجشنبه 3 فروردین 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

حزب و طرفداران آن همیشه در تاریخ بوده خصوصا دو حزب اصلی ، نمی شود از کنار این دو گرایش به سادگی گذشت، چون خیلی از تصمیم های ما بعدا به همین بر می گردد.

آن طرف گروهی هستند که حرکات را در صفحه شطرنج زندگی بر ضد حزب خدا انجام می دهند، ولی بعضی از میان ما ساده اندیشانه دست دوستی با آن ها فشرده و به تجارب دیگران بی اعتنایند.

گویا بر آنند راه میانبر رفته، به نام تعامل، با گروهی که بارها خنجر بر قلب خدا پرستان فرود آورده اند وارد گفتگو و مصالحه شوند.

آیا درست است هرکسی بدون استفاده از تجارب امت، بخواهد شانس خود را بیازماید و با سرنوشت همه بازی کند، پس همیشه باید آزمون و خطا داشته باشیم، در این صورت استفاده از عبرت های تاریخ، کجا معنا پیدا می کند؟

آیا دستور قرآن جمع بندی و بر آیند هزاران تجربه در تاریخ نیست؟ که اگر خوشبختی می خواهید ، راه حل شما جدا کردن حسابتان از حزب شیطان است.

قرآن در آیه 14 سوره مجادله می گوید کسانی از میان شما که طرح دوستی با دشمن می ریزند نه از شمایند نه از گروه دشمن!!

این ها بقدری جسورند که در آیه 18 می فرماید این گروه روز قیامت برای خدا هم سوگند می خورند بر درستی کارشان!

شاید خداوند می خواهد بفرماید که ای مردم کمر بندهایتان را محکم ببندید زیرا این افراد که در برابر خدا این طور پررویی می کنند، در برابر شما خیلی  با جسارت و اعتماد به نفس بیشتر کارشان را پی گیری می کنند! مواظب باشید شمارا به شک نیاندازند.

در آیه 19 می فرماید این ها حزب شیطان اند.

و خلاصه در آیه 22 می فرماید: هیچ قومى را كه ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمى‏یابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آن ها باشند. (حتی با پدر کافرت هم اظهار دوستی نکن تا برسد به کفار در آن سوی مرزها ...)

بعد در مورد افرادی که مرز خود را با مستکبران تاریخ مشخص می کنند می فرماید این ها حزب خدایند.

می بینیم که مرز بندی بین حزب خدا و حزب شیطان را خداوند واضح بیان کرده ، در قرآن افراد بشر یا سیاهند یا سفید ، گروه خاکستری نداریم، آیاتی که برای جدایی این دو حزب در قرآن آمده بسیار روشن است( سوره بقره 257) و بارها در داستان های تاریخی بیان شده تا هیچ انسانی بعدها نگوید من اشتباه کردم ، نتوانستم حزب خدا را از حزب شیطان تشخیص دهم.





نوع مطلب : تاریخ در قرآن، اسلام دین کامل، بصیرت، منافقین، تاریخ معاصر، 
برچسب ها : حزب خدا، حزب شیطان، قرآن،
چهارشنبه 11 اسفند 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

                 

منافقین در میدان های سیاسی و اجتماعی، مواضعی موافق با دشمن اتخاذ می کنند، بسیاری از اوقات سودی هم از این اقدام خود نمی برند، فقط یک حس روانی است که از لبخند آنها لذت می برند. شاید فکر می کنند شخصیت آنها فرا ملی شده ، باورشان می آید آن قدر فهیم اند که دشمن هم آنها را تمجید می کند.

مثلا ابوموسی اشعری به امام علی پشت کرد و به توصیه ایشان عمل نکرد ، خوشحال بود که عمروعاص به او گفته تو پیش از من به افتخار هم صحبتی رسول خدا (ص ) رسیده اى و ...

اشعث هم در جنگ صفین در حالی که جزء لشکر امام بود ، از تمجید معاویه مغرور شد.

و زبیر در واقعه جمل می گفت اگر از مقابل لشکر علی (ع) عقب بنشینم، زن های بصره مسخره ام می کنند، می گویند او ترسیده!

بعضی از سیاستمداران وقتی از آن طرف دنیا کسی تعریفشان را می کند و می گوید آدم معتدل و با عقل و خردی است ، برای حفظ این قیافه و ژست، حاضرند منافع ملت خود را کمی تا قسمتی کنار بگذارند زیرا این چهره بین المللی و رضایت دشمن برایشان ارزشمند تر است از رضایت خودی ها.

قرآن می فرماید : آیا در پیش کفار، شما به دنبال عزت هستید! (سوره نساء : آیه 139)

این افراد منافق صفت از مسخره شدن توسط کفار شدیدا واهمه دارند.

در حالی که خداوند به پیامبر می فرماید مسخره کنندگان را ما کفایت می کنیم که به تو آسیبی نرسانند.





نوع مطلب : منافقین، بصیرت، اطاعت از امام و نائبش، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : منافق، دشمن، اشعث، ابوموسی، زبیر، عمروعاص،
سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

به صحنه ای می پردازیم که یکی از زیبا ترین پوسترها و جذاب ترین گزارش خبری را خداوند از حادثه ای ارائه فرموده.

حکایت خانواده ایست که چون و چرا و بهانه نمی کنند ، خودمان واجب تریم، روزه بودیم، خدا که نفرموده از لقمه خودت بزن، فردا هم می خواهیم روزه بگیریم، باید بدن ما توان داشته باشد، نصف نان را می دهیم، نصف دیگرش باشد برای خودمان، این فقیر، اسیر و کافر است ، نا امید کردن او اشکالی ندارد.

 بدون معطلی غذایشان را به او می دهند، چون خدا فرموده آن چیزی را که خودتان دوست دارید به فقیر بدهید.

 خداوند فورا مدال ایثار را به آنها نمی دهد، نکند اتفاقی یا تصمیم لحظه ای بوده که چنین ایثاری کرده اند، امتحان سخت تری باید گرفت ، تا همه ببینند حد و مرز ایثار این خانواده تا کجاست؟

خداوند، روز دوم و سوم هم هنگام افطار، فقیری را به در خانه آنها می فرستد، بازهم تمام اعضای خانواده، سهم افطار خودرا به فقیر می بخشند!!

ملائک انگشت حیرت بر دهان می گیرند، معلوم می شود اگر این ماجرا ادامه پیدا کند، این خانواده کم نمی آورند.

یک نفر از این خانواده به تنهایی در بخشندگی غوغا می کند ، حال که دسته جمعی سفره ایثار گسترده اند، باید خیلی دیدنی باشد، فقط خدا می تواند صحنه را توصیف کند، چنین امر مهمی حیف است که پنهان بماند، به همین خاطر این خبر پنهانی را خداوند افشا می کند تا صدای آن دربلندگوی تاریخ پخش و در قرآن ثبت شود و جاوید بماند. از عرش اعلی، زیباترین آیات و تمجیدها در وصف این ضیافت صادر می شود، آن جا که می فرماید:

و غذاى (خود) را با اینكه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسكین» و «یتیم» و «اسیر» مى‏دهند!

(زبان حالشان این است که) ما فقط براى خشنودى خدا به شما طعام می دهیم و انتظار هیچ پاداش و سپاسى از شما نداریم.

ما از قهر پروردگار خود در روزى كه از رنج و سختى آن، رخسار خلق درهم و غمگین است مى‏ ترسیم.(سوره انسان آیات 8-9-10 )

@tarikhislam





نوع مطلب : قله های بلند انسانیت، تاریخ در قرآن، 
برچسب ها :



حضرت فاطمه (س)  می فرمایند: خوش نداشتند از على(ع) ... سخت گیرى اش را در راه خدا.

اگر دورى نمى کردند از رشته (ولایت) که پیامبر به او سپرده بود، ... چنان (حساب شده می راند) که بینى شترِ حکومت مجروح نمى شد و سوارش به شدّت تکان نمى خورد.

آنان را به آبشخورى گوارا وارد مى کرد که آب از دو سوى آن لبریز بود و درهاى برکات زمین و آسمان بر آنان باز مى شد. [حال که چنین نشد] خداوند آنان را به آنچه کرده اند عِقاب خواهد کرد.
کمى صبر کنید تا نتیجه دهد. در این کاسه شیر، شما خون خواهید دوشید؛ آنجاست که بازماندگان مى فهمند که گذشتگان چه کردند. آماده فتنه ها باشید

کتاب سقیفه

نوشته علامه سید مرتضى عسكرى

تحلیل:

این جملات فاطمه اطهر چه زیبا بیان می کند که چالش همیشگی مردم در طول تاریخ چه بوده ، در بسیاری اوقات به اطاعت از ولی خدا تن نداده و دچار انحراف و سردرگم در گردنه ها و کوره راهها می شدند.

دقیقا هر روز روز انتخاب مسیر درست توسط یک ملت است و همیشه این انتخاب تکرار می شود ، آن کس که تحت فرمان ولی خدا حرکت کند ، رستگار می شود، چشم اندازهای دیگر که به ظاهر رنگین و زیبا سازی شده اند، انحرافی و شیطانی اند.





نوع مطلب : بصیرت، اطاعت از امام و نائبش، امام علی(ع)، نقش زن در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : فاطمه، امام علی، پیامبر،

حضرت فاطمه (س) همراه پدر و مادر، محاصره اقتصادی شعب ابوطالب را تحمل کردند. در آن زمان ایشان حدود چهار سال داشتند. خاطرات و سختی های شعب ، سال ها در میان مسلمانان دهان به دهان نقل می شد.

بالاخره محاصره اقتصادی و سیاسی نظامی در شعب به اتمام رسید، ولی ناگاه کشتی زندگی حضرت فاطمه (س) دوباره در کودکی دچار طوفان شد ، این بار مادری بسیار مهربان با فاطمه کوچک وداع کرد و از دنیا رفت، در حقیقت در میان شهری پر از مشرک و مردمی که بر سر پدرش خاکروبه می ریختند، فرزند را تنها گذاشت و اورا به خدا سپرد !!!

اینک فاطمه می بیند گاه مشرکین مکه به پدرش ناسزا مى گویند. زمانی پدر از دست ظلم آن ها خون آلود به خانه می آید و دردناک تر آنکه در خانه هم با صورت پژمرده دختر عزیری روبرو مى شود كه آثار اشک در فراق مادر در چهره اش نمایان است.

این کودک با گرفتاری های ریز و درشت، هر روز بزرگ و بزرگتر می شود تا زمانی که با کوله باری انباشته از هجرت و صبر و شکیبایی، توفیق پیدا می کند تا همسر جهادگر دوران خود باشد و فرزندان شجاع  و بزرگی را تربیت نماید، که برای همیشه  در تاریخ الگو باشند.






نوع مطلب : نقش زن در تاریخ اسلام، پیامبر(ص) ، 
برچسب ها : محاصره شعب، فاطمه، خدیجه،

عملکرد اول: سلیمان صرد در زمان حضرت علی علیه السلام در جنگ جمل شرکت نکرد و مورد سرزنش ایشان قرار گرفت.

عملکرد دوم: وقتی امام حسن علیه السلام صلح کردند ، سلیمان را می بینیم که امام را سرزنش می کند که چرا صلح کردید؟!!

عملکرد سوم: او این است که در همین زمان به امام حسین علیه السلام می گوید حال که برادرتان طرفدار صلح است شما قیام کنید و با معاویه بجنگید.

عملکرد چهارم: او در واقعه کربلا بود کهبه صف مجاهدان نرسید! در حالی که از دعوت کنندگان امام به کوفه بود. انتخاب منزل او به عنوان مرکز سازمان‌دهی و اتاق فکر شیعه در این دوره، نشانه جایگاه والای سلیمان نزد شیعیان کوفه است.

و بالاخره پنجمین عملکردش حرکت نظامی اوست که می بینیم بخاطر پشیمانی از عقب ماندن از یاری امام حسین علیه السلام ، دست به قیام می زند ، صدها نفر را با عنوان توابین بسیج می کند و همراه خود به جنگ بنی امیه می برد.

اگر او بصیرت می داشت بهتر از این ها عمل می کرد.





نوع مطلب : بصیرت، اطاعت از امام و نائبش، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : بصیرت، به روز بودن، تاریخ،
یکشنبه 10 بهمن 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

وقتی که رئیس منافقین مدینه فوت کرد، یک نفر به پیامبر(ص) اعتراض شدید داشت .

 به ایشان گفت شما که می دانستید او منافق است، حتی بر علیه او آیه نازل شده، چرا بر جنازه او نماز خواندید؟! این اعتراض کننده، چنان به پیامبر معترض بود که وارد عمل شد، عبای پیامبر را محکم کشید، بطوری که روی گردن پیامبر عزیز، خط افتاد!

چند سال بعد هم زمانی که پیامبر(ص) در روز غدیر، علی علیه السلام را به جانشینی منصوب کردند، عده ای تبریک گفتند ولی بعضی هم بودند که گفتند تا حالا هر چه پیامبر گفته پذیرفتیم، اما علی تا دیروز هم تراز ما بوده، حالا ریاست اورا چگونه بپذیریم! یکی از آنها بطور آشکار اعتراض کرد و با پیامبر به مشاجره پرداخت.

تعداد این گونه افراد معترض به تصمیمات ولایی پیامبر معلوم نیست ،  ولی هم پیامبر با ظرافت عمل می کردند و زمینه بروز مخالفت آنها پیش نمی آمد و هم آنها سیاستمداربودند و زود آفتابی نمی شدند و مخالفت خودرا تا زمان مناسب در دل پنهان می کردند! ولایت گریزی همیشه کم و بیش بوده و همه مطیع نبودند ، نباید آن زمان را خیلی گل و بلبل نشان داد، در قرآن آیات زیادی وجود دارد که هشدار می دهد به منافقین، وعده جهنم می دهد به کسانی که به ظاهر ایمان آورده بودند ولی در خفا به نقشه کشی بر علیه اسلام مشغول بودند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، پیامبر(ص) ، بصیرت، منافقین، 
برچسب ها : نفاق، بصیرت، حب ریاست،


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

جبهه فـــــرهنگی فاطمـــــیون

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------