تبلیغات
نگاه به تاریخ اسلام
 
نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر
جمعه 21 مهر 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

در سال دهم هجرى حضرت على (ع ) مأمور بود پارچه هایى را از مسیحیان یمن تحویل بگیرد و به رسول خدا تحویل دهد.

امام با گروهی از مسلمین به محل ماموریت رفته ، پارچه هارا تحویل گرفتند، سپس فردی را جانشین خود در آن گروه قرار دادند تا گروه را با پارچه ها به مکه ببرد. امام خودشان با سرعت به قصد پیوستن به پیامبر (ص) که به حج رفته بودند به طرف مکه حرکت کردند.

پس از دیدار با پیامبر بنا به مصلحتی مجددا به فرمان آن حضرت به سوى آن گروه بازگشتند.

وقتى امام (ع ) به سربازان رسیدند, دیدند اوضاع دگرگون شده ، فردی که جانشین خود گذاشته بودند با دست و دل بازی پارچه ها را در میان سربازان تقسیم كرده و سربازان با خوشحالی! پارچه ها را به عنوان لباس احرام پوشیده اند تا به حج بروند!

حضرت على (ع ) از اشتباه جانشین خود ناراحت شدند گفتند : چرا پیش از آنكه پارچه ها را به رسول خدا (ص ) تحویل دهیم آنها را میان سربازان تقسیم كردى ؟

وى گفت : سربازان اصراركردند من هم به عنوان امانت میانشان قسمت كردم ، پس از مراسم حج , از آنان پس می گیرم .

حضرت على (ع ) پوزش او را نپذیرفتند گفتند : چنین اختیارى نداشتى، از نظر ایشان اختلاس کم و زیاد نداشت، حتی سرباز اسلام حق ندارد برای یک روز از اموال عمومی استفاده شخصی کند.

دستور دادند پارچه هاى تقسیم شده جمع آورى شود تا در مكه به پیامبر گرامى تحویل گردد.( بحار, ج 21 ص 385)

گروهى از این لشکریان وقتی به حضور پیامبر (ص ) رسیدند از انضباط و سختگیرى حضرت على (ع ) شكایت كردند.

پیامبر (صلی الله علیه و آله ) كه از كار حضرت على (علیه السلام ) و دادگرى او كاملاً آگاه بودند به یكى از یاران خود گفتند كه میان گروه شاكى برود و بگوید :
از بدگویى دربارهء على (ع ) دست بردارید كه او در اجراى دستور خدا بسیار دقیق و سختگیر است و هرگز در زندگى او تملق و سستی وجود ندارد.

کتاب فروغ ولایت – نوشته استاد جعفر سبحانی

تحلیل:

بعضی که در گفتار، همیشه تابع عدالت و مخالف اختلاس اند از سخت گیری امام شكایت كردند. گویا فقط وقتی میلیاردی باشد، اختلاس است!
بی انضباطی مالی در یک حکومت از همین موارد کوچک شروع می شود .

کسی که عادلانه برخورد می کند چند در صد از جامعه از او پشتیبانی می کند ؟!! کاش مردم یک بار با خودشان این مسئله را حل کنند که اگر عدالت نیاز دارند، هر بخش از عدالت که بخواهد اجرا شود، صدایشان بلند نشود که این تند روی است، کمی آهسته تر!

حکایت آن شیری که هر جایش قرار بود اجرا شود می گفت شیر روی بازوی من حالا اگر این عضو را نداشته باشد که مشکلی ایجاد نمی شود!

امام علی انضباط مالی را، حتی قبل از این که به امامت برسند اجرا می کردند، و می دانستند از اولین گام انحرافی در این زمینه باید جلوگیری کرد، چرا بعضی، تحمل نداشتند؟

مجموعه این نارضایتی ها از عدل و نظم امام، که در نزد بعضی به سختگیری و تندروی تعبیر شد، به جایی رسید که بعد از پیامبر ، گروهی آمادگی برای پذیرش امامت ایشان را نداشتند.

بعضی اگر در برابر عدالت پیامبر اجبارا سکوت کردند، ولی در برابر امام وارد عمل شدند و کسانی را پذیرفتند که اهل مسامحه باشند!





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، امام علی(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : برچسب، تندرو، عدالت، شیربی یال،
             

امام حسین علیه السلام روز دوّم محرم وارد کربلا و روز دهم شهید شدند.

بنابراین مدّت اقامت حضرت هشت روز بود و مسافری که کمتر از ده روز بماند نمازش شکسته است.

نماز دو رکعتی دو دقیقه بیشتر طول نمی کشد، به خصوص در هنگام خطر، امام حسین علیه السلام نیز روز عاشورا بارها به خیمه ها رفت و آمد داشتند و می توانستند نماز ظهر را در خیمه بخوانند، ولی بنا داشتند در معرکه بخوانند. دو نفر از یارانشان جلو نماز حضرت ایستادند و سی تیر را به جان خریدند، ولی نماز آشکارا برگزار شد نه در خیمه.

آری، به صحنه کشاندن نماز یک ارزش است. نباید در هتل ها، شرکت ها، پارک ها، فرودگاه ها، خیابان ها و رستوران ها، نمازخانه در گوشه باشد، بلکه باید در بهترین مکان و در جلو چشم دیگران نماز اقامه شود، زیرا هر چه از جلوه دین کم شود، به جلوه فساد اضافه خواهد شد.






نوع مطلب : امام حسن وامام حسین(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : نماز عاشورا، امام حسین، اقامه نماز،
یکشنبه 2 مهر 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

امام صادق(ع) غلامى به نام مصادف داشت هزار دینار به او داد تا براى تجارت به مصر برود.
غلام با آن پول كالا خرید و با بازرگانان دیگر كه از همان كالا خریده بودند به سوى مصر حركت كرد، همین كه نزدیك مصر رسیدند با كاروانى كه از مصر باز مى گشتند، رو به رو شدند ، از آنان موجودی كالای مشابه کالای خود در مصر را پرسیدند.
مشخص شد کالایشان در مصر كمیاب است و بازار خوبى دارد.
کاروان با یكدیگر پیمان بستند، متاع خودرا با سودى كمتر از صد در صد نفروشند.
وقتى وارد مصر شدند، مطابق پیمان خود بازار سیاه به وجود آوردند و كالا را كه جزء نیازمندی هاى عمومى هم بود به دو برابر قیمتى كه خریده بودند، فروختند.
غلام با هزار دینار سود خالص به مدینه بازگشت و دو كیسه كه هر كدام هزار دینار داشت به امام صادق علیه السلام تسیلم نمود و گفت:
یكى از كیسه ها اصل سرمایه است كه شما به من دادید و دیگرى سود خالص تجارت است .
امام فرمود: این سود زیادى است ، بگو ببینم چگونه این را بدست آوردى ؟
مصادف گفت : نزدیك مصر آگاه شدیم كه كالاى ما در آنجا كمیاب است ، پیمان بستیم كه به كمتر از صد در صد سود خالص نفروشیم.
امام گفت : سبحان الله ! شما با ایجاد بازار سیاه به زیان گروهى از مسلمانان هم قسم مى شوید !
نه ! من همچو سودى را نمى خواهم .
آنگاه یكى از دو كیسه را برداشت و فرمود:
این اصل سرمایه من و دیگرى را نپذیرفت ، فرمود: این سود - كه با بى انصافى بدست آمده - نیازى به آن ندارم .
سپس فرمود: اى مصادف ! با شمشیر جنگیدن ، از كسب حلال آسان تر است ، به دست آوردن مال از راه حلال بسیار سخت و دشوار است.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

- بحار: ج 47، ص 59.

تحلیل کنیم:

-          بررسی کنیم کدام کار ما به رفتار ائمه شباهت دارد.

-          چه درصدی با اعمال ایشان شباهت دارد ، به همان مقدار ما شیعه ایم!





نوع مطلب : اسلام دین کامل، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، 
برچسب ها : اقتصاد، تجارت، امام صادق علیه السلام،
یکشنبه 19 شهریور 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

برداشتی از صفحه 76 کتاب انسان 250 ساله:

امام علی با آن همه برتری علمی و تقوایی و رزمی که نسبت به خلفا داشت، ولی هنگامی که آنها بر کار سوار شدند، مصلحت را در کمک و یاری حکومت دانست. هرجایی که صحبت می شد شروع نمی کرد به نقد کردن و رد کردن دولت ، زمانی که آن ها در رأس حکومت بودند، دفعات کمی دولت را به نقد کشید.

وقتی هم که کمک می کرد سرزنش نمی فرمود که : من گفتم شما نمی توانید، صلاحیت زمامداری ندارید! گرچه خون دل می خورد ولی صلاح امت و نظام را بر این می دید که همکاری شود.

جامعه ای که در آن دائم عده ای به مخالفت خوانی مشغول باشند متشتت می شود ، اعصاب ها آرام نمی گیرد. آبروی نظام زیر سؤال می رود. حتی مخالف هم باید زیر بار را بگیرد تا به مقصد برسد ، چون اگر بار روی زمین بماند مردم ضرر می کنند.

اگر مثل مادر دلسوز هستیم، باید جلو برویم و از جان خود مایه بگذاریم، نگذاریم خلل در معیشت فرزندانمان بوجود آید. علی (ع) خون دل می خورد، تغافل و سکوت می کرد، هر جا لازم بود کمک می کرد.

بعضی خیال می کنند امام علی همیشه در حال خطبه خوانی بودند، در حالی که امام همیشه در سکوت مشغول کار برای اصلاح امور جامعه بودند. گاهی چند کلامی صحبت می کردند. وقتی می گوئیم سنت نبوی یا علوی منظور این است.

علی (ع) مرد کار و عمل بود نه مرد فریاد و اعتراض، بخش اعتراضات نهج البلاغه نسبت به بخش حکمت و علم و نصایح خیلی کمتراست.

گرچه دهها نقد به دولت فعلی داریم اما دلسوزانه می توان رفتار کرد ، وقت را صرف مشورت دادن و راه کار نشان دادن در کمال مهربانی نمود ، قطعا این برای اقتصاد کشور مفید تر است. به تقوی هم نزدیک تر است. با روش رهبر معظم هم هماهنگ تر است. درا ین صورت است که این دلسوزی و محبت به همه آحاد جامعه رسوخ می کند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، منافقین، 
برچسب ها :

ابوبصیر مى گوید:

در كوفه بودم ، به یكى از بانوان درس قرائت قرآن مى آموختم . روزى در یك موردى با او شوخى كردم !

مدت ها گذشت تا اینكه در مدینه به حضور امام باقر علیه السلام رسیدم . آن حضرت مرا مورد سرزنش قرار داد و فرمود:

- كسى كه در حال خلوت گناه كند، خداوند نظر لطفش را از او برمى گرداند، این چه سخنى بود كه به آن زن گفتى ؟

از شدت شرم ، سرم را پایین انداخته و توبه نمودم . امام باقر علیه السلام فرمود:

- مراقب باش كه تكرار نكنى .

بحار، ج 46، ص 247

داستان هاى بحارالانوار جلد اول- محمود ناصرى- 2253

 

نکته : قابل توجه کسانی که بیشترین ضربه ای که بر کشور وارد می شود از اطرافیان آنهاست!!



نوع مطلب : امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، 
برچسب ها :
دوشنبه 6 شهریور 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

در تاریخ می خوانیم هنگامی که جنگ تبوک پیش آمد قرار بود مسلمین به دفاع از مرزها بروند که فاصله آن مرز تا مدینه 700 کیلومتر بود ، این سفر با توجه به وسایل آن روز خیلی مشکل بنظر می رسید، عده ای که ایمان محکمی نداشتند، جا زدند.

 رفیق های نیمه راه حتی در کنار پیامبرهم بودند. انسان های عافیت طلب ، راحت طلب، که اهل جهاد و ایثار نیستند

به آیه 38 سوره توبه توجه کنید:

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! شما را چه شده كه وقتى به شما می گویند در راه خدا بیرون شوید و كوچ كنید به زمین سنگینى مى‏كنید، آیا به زندگى دنیا به جاى آخرت راضى شده‏اید؟!

چند آیه بعدهم می فرماید:

 (اى رسول) اگر این دسته از مردم را براى منفعت فورى و سفر كوتاه (تفریحى) دعوت كنى البته تو را پیروى خواهند كرد و لیكن این سفر (به تبوك براى جنگ با روم) بر آنان دراز و دشوار آمد.

نکته:

جهاد فرهنگی هم ساده و سخت دارد، مسلما در فضای مجازی مطلب گذاشتن جهاد فرهنگی است البته از نوع ساده آن.

جهاد فرهنگی سخت  و نیمه سخت کدام است؟

مومن زرنگ و باهوش در زمان غیبت امام زمان (ع) بجای راحت طلبی می تواند برای سربازی و خدمت موثرتر به اسلام ، بگردد و جهاد سخت و پر فضیلت فرهنگی را پیدا کند.





نوع مطلب : تاریخ در قرآن، بصیرت، منافقین، نبرد فرهنگی، 
برچسب ها :

قبل از جنگ

آنگاه على (ع) مردم را براى آماده شدن و حركت به عراق دعوت فرمود، سعد بن ابى وقاص و عبد الله بن عمر و محمد بن مسلمة پیش او آمدند. امام به ایشان گفت سخنى سست از شما به من رسیده كه آنرا براى شما نپسندیدم.

 سعد گفت آنچه گفته‏اند درست است شمشیرى به من بده كه كافر را از مسلمان تشخیص دهد ، در آن صورت حاضرم با آن شمشیر در ركاب تو جنگ كنم.(منظورش این بود نمی دانم شما بر حق هستید یا معاویه)

عبد الله بن عمر(فرزند خلیفه دوم) هم گفت ترا سوگند مى‏دهم كه مرا به چیزى كه آن را نمى‏شناسم وادار مكن.

محمد بن مسلمه هم گفت پیامبر (ص) به من دستور فرمود با شمشیر خود مشركان را بكشم و چون نمازگزاران كشته شوند شمشیر خود را به سنگ هاى كوه احد بزنم و بشكنم و من دیروز شمشیر خود را شكستم، و هر سه نفر از پیش على (ع) رفتند.

سپس اسامه بن زید به حضور على (ع) آمد و گفت مرا از همراهی با خودت معاف دار، من با خداوند عهد كرده‏ام با كسانى كه گواهى به وحدانیت خداوند مى‏دهند جنگ نكنم.(یعنی نمی توانم به جنگ معاویه بیایم)


تحلیل:

چرا حاضر به جنگ با معاویه نبودند؟

اول آسایش طلبی و عادت کردن به زندگی راحت دنیوی، خصوصا بعد از جمع آوری اموال قابل توجه.

دوم تحلیل غلط از زندگی و منافع خود ، چون کم کم داشت رستگاری در سرای آخرت، جای خودرا به منافع دنیوی می داد.

سوم این که مگر می شود غذای مشکوک و درآمد مشتبه داشت و قلب و فکر انسان ، بازهم تحلیل خدایی و الهی داشته باشد و تصمیم درست بتواند بگیرد! تفاوت علی و معاویه که مثل روز روشن است را نمی توانستند تشخیص دهند!!

اگر منافع آنها اقتضاء می کرد که بفهمند علی بحق است یا خیر، از زیر زمین هم که شده سعی می کردند با سؤال و بررسی جدی ، جواب را پیدا کنند، ولی چه کنیم که بعضی ها نفهمیدن را مقرون به صرفه تر می بینند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : سعدبن ابی وقاص، عبدالله بن عمر، محمدبن مسلمه،

                 

 در تاریخ می خوانیم یک سال بعد از فتح مکه ، هنگامی که دستور بیرون کردن مشرکان از مسجدالحرام آمد، بعضی گمان کردند این امر باعث قطع رفت و آمد مشرکین به شهر مکه و در نتیجه لطمه به تجارت می شود ، چون تمام قبائل به «بازار عکاظ» می آمدند. پس از شرکت در این بازار بود که قبایل عرب وارد مکه می شدند، و بعد از حضور در مراسم حج و زیارت بتها، به وطن خود بازمی گشتند.

وقتی آیه نازل شد :کفار  ناپاک اند ، نباید وارد مسجدالحرام شوند، در صورتی که از فقر مى‏ترسید، خداوند اگر بخواهد شما را به زودى از فضل و احسانش بى‏نیاز مى‏كند، خداوند دانا و حكیم است. (سوره توبه - آیه 28(

عده ای سخت متعجب شدند چطور چنین چیزی ممکن است !

اما به خواست خدا، تجارت مردم مسلمان مکه  به خاطر عمل به این فرمان کساد نشد.

علامه طباطبایی در المیزان می نویسد: این وعده اختصاص به مردم آن روز ندارد، بلكه مسلمانان عصر حاضر را نیز شامل مى‏شود، و بشارت مى‏دهد به اینكه، بخاطر عمل به  دستورات خدا، از هر چه بترسند، خداوند از آن خطر ایمنشان مى‏فرماید.( ترجمه تفسیر المیزان، ج‏9، ص: 304)

نکته: اگر فروشگاه خودرا هم برای اطاعت از دستور خدا و رفتن به نماز جماعت دقایقی تعطیل کنیم ، شامل همین بند از سنت الهی می شود.

اگر خانمی که در شرکت ما کار می کند، بخاطر دستور خدا سفارش کردیم که حجاب را بهتر رعایت کند و از زن به عنوان تبلیغ برای فروش کالا استفاده نکردیم هم مشمول همین بند است.

اگر در معامله، انصاف و مشتری مداری در بازار مسلمین را رعایت بکنیم هم همین قصه جاری است.

این کلید و رمز موفقیت است ، شعار یک مسلمان است، اطاعت از خدا و نترسیدن از فرمول های معمولی زندگی و امید به فضل خدا.





نوع مطلب : مکه و مدینه، تاریخ در قرآن، امام علی(ع)، بصیرت، آزادی و حقوق بشر، 
برچسب ها : برائت، تجارت، محاصره اقتصادی،

قراردادی چند ماده ای باعث شد مسلمین نتوانند در مکه بمانند و همگی به دره ای در حاشیه شهر مکه پناه ببرند.

امضاء کنندگان زیر متعهد می شوند که از این پس هرگونه معامله و داد و ستدی را با بنی هاشم قطع کنند.

- به آن ها زن ندهند و از آن ها زن نگیرند.

- چیزی به آن ها نفروشند و چیزی از ایشان نخرند.

- هیچگونه پیمانی با آنها نبندند ، در هیچ پیش آمدی از ایشان دفاع نکنند. در هیچ کاری با ایشان مشورت و انجمنی نداشته باشند.

این قرار داد حدود سه سال ادامه داشت.

مشرکین قریش گذشته از این که خودشان داد و ستد و معامله ای با بنی هاشم نمی کردند از دیگران نیز که می خواستند چیزی به بنی هاشم بفروشند و یا آذوقه ای برای ایشان ببرند جلوگیری می کردند، دیده بان گماشته بودند مبادا کسی برای آن ها آذوقه ببرد.

در هنگام حج هم (که مسلمین امنیت داشتند و می توانستند از شعب ابوطالب بیرون آمده و به حج بروند) تا جائی که می توانستند از داد و ستد قبایل با بنی هاشم جلوگیری می کردند، حتی حاضر می شدند اجناس تجار را بیش تر از قیمتی که بنی هاشم خریداری می کنند از ایشان خریداری کنند، گاهی تجار را می ترساندند که اگر با اطرافیان محمد معامله کنید، اموالتان را غارت می کنیم.





نوع مطلب : اسلام در محاصره، 
برچسب ها : محاصره در تاریخ، حضرت خدیجه، حضرت ابوطالب،

در تاریخ می خوانیم:

ابوطالب که دید بنی هاشم بخاطر محاصره اقتصادی و اجتماعی اعمال شده توسط مشرکین، نمی توانند در شهر مکه بسر برند، آنها را به دره ای در قسمت شمالی شهر که متعلق به او بود – مشهور به شعب ابی طالب - منتقل کرد و جوانان بنی هاشم و بخصوص فرزندانش علی و طالب و عقیل را موظف کرد که شدیدا از پیامبر حراست کنند.

خودش هم گاهی در یک شب چند بار بالای سر رسول خدا (ص) می آمد ، او را از بستر بلند کرده ، دیگری را جای او می خواباند و آن حضرت را بجای امن تری منتقل می کرد، پیوسته مراقب بود تا مبادا گزندی به آن حضرت برسد.

منبع: کتاب درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام – نوشته حجة الاسلام رسولی محلاتی

نکته :

ابوطالب آوارگی را برای خود و تمام خانواده و قبیله اش پذیرفت، به قیمت پشتیبانی از پیامبر، مجبور شد با کل خانواده اش به دره ای در حاشیه شهر مکه کوچ کند، او ارزش اسلام را به عنوان یک دین الهی درک کرد ، در حالی که هنوز دفاع از این دستاورد خیلی اهمیتش را نشان نداده بود و به اصطلاح، موضوع جدی نشده بود، هنور خیلی از دستورات دین نازل نشده بود و ارزش آن ناشناخته بود.

ابوطالب برای یک چنین دین و یک چنین شخصی حاضر به فداکاری شد، چون یک فهم درونی ناشی از ارزش های انسانی داشت، حاضر نبود انسانیت را بخاطر حفظ مقام و شخصیتش در میان مردم مکه قربانی کند، قطعا او به خاطر قبیله اش این گذشت را نکرد، اگر یک انسان معمولی از میان قبیله اش دست به قیام می زد، ابوطالب به خاطر حس هم قبیله  بودن، این طور تمام قد از او دفاع نمی کرد.

روشن بینی و عظمت، این جا بروز می کند و تاریخ می سازد، کاری که 15 قرن پیش، او بدون هیچ چشم داشتی انجام داد، حاضر نشد زیر بار حرف زور و فشار قدرت آن روز برود چون فهمید کجای تاریخ ایستاده و وظیفه اش چیست؟ جایگاه و شأن پیامبر و اسلام را درک کرد.

مقایسه کنید با بعضی نخبگان امروز، استاد دانشگاهی که ارزیابی درستی از  اهمیت اسلام و جایگاه آن در میان ملت ها ندارد ، پس از این همه روشنگری و تبلیغ و هزاران آیه و حدیث و صدها کتاب تحلیلی، بازهم عظمت اسلام را نیافته و با اندک لبخند کفار آن را معاوضه می کند، احکام آن را با حقوق بشر غرب می سنجد ، هر جا تطابق نداشت ، نظریه کفار را می پذیرد و با جرأت و افتخار، آن را تبلیغ می کند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، بصیرت، 
برچسب ها :

تاریخ اسلام دریچه ای است برای آشنایی با اتفاقات ریز و درشت در مدینه و مکه ، در جنگهای صدر اسلام.

 برای مرور خاطرات و درس گرفتن از محاصره اقتصادی در شعب ابی طالب ، برای توجه به قرآن آنگاه که به تحلیل عملکرد منافقین می پردازد، وقتی که سرپیچی می کنند وقتی که مسخره می کنند، وقتی که در گوشی باهم قول و قرارهایی می گذارند.

تاریخ اسلام بررسی می کند، روش برخورد با کفار را، کجا پیمان ببندیم ، کجا کوتاه نیائیم ، کجا برای جهاد بپا خیزیم، حد ومرز اطاعت از پیامبر و امام چیست؟ حد و حدود حقوق بشر کجاست؟

تاریخ اسلام نشان می دهد در مسائل اقتصادی با مردم چگونه تعامل کنیم ؟

یاران با وفا و سخت کوش و الگوهای بزرگ تاریخ را نشان می دهد و منافقین را معرفی می کند. زندگی بچه پولدارهایی چون مصعب را که به مقامی بزرگ در نزد پیامبر رسیدند مطرح می کند ، غلام سیاهی چون بلال راهم که به اوج افتخار رسیده نشان می دهد.

تاریخ اسلام حتی به سکوت معنا دار پیامبر می پردازد، نکته هایی از هر سفر پیامبر استخراج کرده و در اختیار ما قرار می دهد، دوربین متحرک تاریخ اسلام همه جا از زوایای زندگی پیامبر و ائمه و اصحاب ایشان فیلم برداری کرده و اتفاقات به همراه حواشی آن را نشان می دهد. در قصر معاویه و در سفره مجلل او چه گذشت، در خانه کوچک فاطمه ، بر سفره با صفا و ساده ایشان چه وضعی بود.

شب تاریک، در سنگری که جمعی در جنگ صفین تؤطئه می کردند، چه می گفتند. لشکر مجهز ولی دل آشفته پادشاهی ایران چگونه در برابر لشکر محدود ولی یکدست مسلمین شکست خورد.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام،  تاریخ و تاریخ نویسان، تاریخ در قرآن، نقش زن در تاریخ اسلام، تاریخ معاصر، 
برچسب ها :
پنجشنبه 4 خرداد 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی



                

راوی می گوید رفتم دیدم امام حسن و امام حسین(ع) مشغول خوردن غذایند.

خوراک آنها در سفره عبارت بود از نان و سرکه و سبزی . گفتم آقازاده ها! شما امیر هستید ، شما خانواده حکومتید ، پسر امیرالمومنین هستید، در بازار رحبه نزدیک کوفه این همه آذوقه می فروشند مردم هم دارند استفاده می کنند، شما آقازاده ها غذایتان این است؟!

پاسخ دادند تو از امیرالمومنین غافلی برو زندگی و خوراک اورا ببین!

منبع : کتاب المناقب جلد 2 صفحه 108

نکته: ساده زیستی را از بالا باید شروع کرد، اول باید رئیس جمهور و وزرا خود و خانواده شان ساده زیست باشند، شرط انتخاب رئیس جمهور و وزراء باید این باشد که حقوق نجومی نگیرند.

البته در همان زمان معاویه غذاهایی با مغز پسته و عسل ناب و پالوده های مخصوص مصرف می کرد! و صدها غلام و کنیز داشت و طلحه و زبیر و بعضی صحابه دیگر به اموال دنیا سخت آلوده شده بودند .

و باز در طرف دیگر یاران امام علی علیه السلام بودند که بعضی چون سلمان در حالی که فرماندار مدائن بود در منزلش بجز چند وسیله ساده برای گذران زندگی، دیگر چیزی دیده نمی شد.





نوع مطلب : امام حسن وامام حسین(ع)، امام علی(ع)، عملکرد معاویه، الگوها، 
برچسب ها : آقازاده ها، سلمان، ساده زیستی، معاویه،

در سوره قلم، بخشی از تاریخ اسلام را از دیدگاه قران مجید مرور می کنیم:

آنان همین را مى‏خواهند كه تو سازش كنى ، آنها هم با تو بسازند ، آنها می خواهند تو مداهنه کنی (یعنی روغن مالی و به اصطلاح فارسى" ماست مالى" کنی - كنایه است از نرمى و روى خوش نشان دادن).

کفار دوست ‏دارند تو با نزدیك شدن به دین آنان، روى خوش به ایشان نشان دهى، ایشان هم با نزدیك شدن به دین تو، روى خوش به تو نشان دهند، دوست دارند كمى تو از دینت مایه بگذارى، كمى هم آنان از دین خودشان مایه بگذارند، كفار به رسول خدا (ص) پیشنهاد كرده بودند از تعرض به خدای ایشان كوتاه‏ بیاید، و ایشان هم متعرض پروردگار او نشوند.

در این فراز خداوند به پیامبر می فرماید ، علاوه بر متن مذاکره که قابل کوتاه آمدن نیست، اخلاق و رفتار اجتماعی ناپسند طرف مقابل هم قابل نقد است بدین شرح: می فرماید ببین طرف مذاکره، اصلا قابل اطمینان نیست، قسم دروغ میخورد، سخن چین است، بد دهان ، فحاش و مغرور است، مبادا با چنین کسانی وارد مذاکره شوی!

ترجمه و توضیحی بر آیات 9 تا  16 سوره قلم، با بهره گیری از تفسیر المیزان(ترجمه) ج‏19- ص: 621





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، تاریخ در قرآن، 
برچسب ها : مداهنه، المیزان، مذاکره، سازش،

 

اهل سنت واقعی را با این میزان می توان تشخیص داد:

خلفای قبل از امام علی(ع) سنتی از پیامبر را تغییر دادند، بر اساس سنت پیامبر به همه شهروندان بطور مساوی از بیت المال پرداخت می شد.

 ولی بر طبق روش خلفا به افراد برحسب سابقه و حضور در جهاد، مبالغی اضافه از بیت المال پرداخت می گردید ، بطوری که پرداختی به بعضی افراد، چندین برابر افراد عادی بود.

امام علی علیه السلام دوباره پرداخت از بیت المال را به سنت پیامبر برگرداندند و به همه شهروندان بطور مساوی از بیت المال پرداخت کردند.

تذکر: البته این مبلغ تحویلی از بیت المال بوده مثل یارانه فعلی که به همه مساوی می دهند، و پول در ازاء کار نبوده که بر حسب کارآئی و تلاش تغییر کند.





نوع مطلب : خلفا و عدالت اسلامی، امام علی(ع)، پیامبر(ص) ، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : اهل سنت، سنت، بیت المال، خلفا، امام علی،
پنجشنبه 3 فروردین 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

حزب و طرفداران آن همیشه در تاریخ بوده خصوصا دو حزب اصلی ، نمی شود از کنار این دو گرایش به سادگی گذشت، چون خیلی از تصمیم های ما بعدا به همین بر می گردد.

آن طرف گروهی هستند که حرکات را در صفحه شطرنج زندگی بر ضد حزب خدا انجام می دهند، ولی بعضی از میان ما ساده اندیشانه دست دوستی با آن ها فشرده و به تجارب دیگران بی اعتنایند.

گویا بر آنند راه میانبر رفته، به نام تعامل، با گروهی که بارها خنجر بر قلب خدا پرستان فرود آورده اند وارد گفتگو و مصالحه شوند.

آیا درست است هرکسی بدون استفاده از تجارب امت، بخواهد شانس خود را بیازماید و با سرنوشت همه بازی کند، پس همیشه باید آزمون و خطا داشته باشیم، در این صورت استفاده از عبرت های تاریخ، کجا معنا پیدا می کند؟

آیا دستور قرآن جمع بندی و بر آیند هزاران تجربه در تاریخ نیست؟ که اگر خوشبختی می خواهید ، راه حل شما جدا کردن حسابتان از حزب شیطان است.

قرآن در آیه 14 سوره مجادله می گوید کسانی از میان شما که طرح دوستی با دشمن می ریزند نه از شمایند نه از گروه دشمن!!

این ها بقدری جسورند که در آیه 18 می فرماید این گروه روز قیامت برای خدا هم سوگند می خورند بر درستی کارشان!

شاید خداوند می خواهد بفرماید که ای مردم کمر بندهایتان را محکم ببندید زیرا این افراد که در برابر خدا این طور پررویی می کنند، در برابر شما خیلی  با جسارت و اعتماد به نفس بیشتر کارشان را پی گیری می کنند! مواظب باشید شمارا به شک نیاندازند.

در آیه 19 می فرماید این ها حزب شیطان اند.

و خلاصه در آیه 22 می فرماید: هیچ قومى را كه ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمى‏یابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آن ها باشند. (حتی با پدر کافرت هم اظهار دوستی نکن تا برسد به کفار در آن سوی مرزها ...)

بعد در مورد افرادی که مرز خود را با مستکبران تاریخ مشخص می کنند می فرماید این ها حزب خدایند.

می بینیم که مرز بندی بین حزب خدا و حزب شیطان را خداوند واضح بیان کرده ، در قرآن افراد بشر یا سیاهند یا سفید ، گروه خاکستری نداریم، آیاتی که برای جدایی این دو حزب در قرآن آمده بسیار روشن است( سوره بقره 257) و بارها در داستان های تاریخی بیان شده تا هیچ انسانی بعدها نگوید من اشتباه کردم ، نتوانستم حزب خدا را از حزب شیطان تشخیص دهم.





نوع مطلب : تاریخ در قرآن، اسلام دین کامل، بصیرت، منافقین، تاریخ معاصر، 
برچسب ها : حزب خدا، حزب شیطان، قرآن،


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

جبهه فـــــرهنگی فاطمـــــیون

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------