نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر

پاسخ:

 اسلام طبقات اجتماعى را رد کرده و داوطلب جهاد را مادامى كه مدعى اسلام و قادر بر حمل سلاح است ، نباید طرد كرده و میان طبقات مختلف امتیازى قائل شوند و چون داوطلبین جهاد ، همه مدعى اسلام بودند ، امام  چاره ای بجز پذیرش آنان نداشت .

رسول اكرم و امیرالمؤمنین علیهما السلام نیز در برخى از حوادث جنگى خود به چنین سپاه مختلطى دچار شده اند .

 میدانیم آن هر دو نیز بنوبه خود از زیان هاى ناشى از حضور این افراد ، در امان نماندند .

مثلا تاریخ می گوید در جنگ حنین ، سپاه اسلام به بالاترین حد خود رسیده بود، ولى سپاهى مختلط بود و در آن افراد بسیاری بودند كه براى غنیمت آمده بودند و با وجودی که تعداد مسلمین بیشتر بودند ، کفار با نقشه زیرکانه ای مسلمین را فراری دادند بطوری که نزدیک بود مسلمانان شکست بخورند ولی با تدبیر پیامبر اسلام ، دوباره سربازان جمع شده و نبرد را ادامه دادند.

سپاه امام على هم در  صفین از ملتها و قبیله هاى گوناگون تشكیل شده بود و سپاهى پر اختلاف بود ، نه گوش به فرمان میداد و نه دل به نصیحت .

 امام حسن نیز در دوران كوتاه زمامداریش (شش ماه !) كه سراسر آن را مشکلات گوناگون فرا گرفته بود ، چندان فرصت و مجال نیافت كه به اصلاح این گروه هاى رنگارنگ و گرد آوردن آنان بر رأى و عقیده واحد بپردازد .

این كار در آن موقعیت از هیچكس دیگر نیز ساخته نبود ، چه ، اولا شایستگى اخلاقى چیزى نیست كه بتوان آنرا در دورانى كوتاه تزریق كرد ، مستلزم تهذیب دینى و زدودن زنگ هاى روزگارى دراز مدت است ، و ثانیا جریان هاى متضادى كه این نسل را در معرض انواع جلوه هاى فریبنده مادى قرار داده بود ، امكان اصلاح و وحدت دادن به هدف ها را محال مى ساخت .

 

منبع:صلح امام حسن علیه السلام

نوشته : سید عبدالحسین شرف الدین

ترجمه : امام خامنه ای





نوع مطلب : اسلام دین کامل، امام حسن وامام حسین(ع)، آزادی و حقوق بشر، منافقین، 
برچسب ها : منافقین، تصفیه، طبقات اجتماعی،
                           

نماز و روزه را خیلی ها می خوانند حتی معاویه نماز می خواند ولی بعد از نماز، امام زمان خود را لعن می کرد.

در زمان امام چهارم و امام ششم و امام هفتم و امام هشتم و امام نهم، شیعیان به خاطر شبهه در شناخت این که چه کسی امام  است، به فرقه های فرعی تقسیم می شدند و ائمه هم تاکید زیادی روی لزوم شناخت امام زمان در هر دوره  می کردند.

در زمان امام دوازدهم نیز که چهار نائب خاص داشتند یکی از علما به نام ابوجعفر شلمغانی ادعای نیابت امام زمان را داشت که مورد لعنت امام واقع شد که در تاریخ ثبت شده.

بی جهت نیست که در این زمان هم اطاعت از ولایت، بزرگترین عبادت است و امتحان اطاعت از ولی زمان از حساس ترین آزمایش های شیعه وغربال کننده بسیاری از مسلمین است.






نوع مطلب : اطاعت از امام و نائبش، بصیرت، 
برچسب ها : ولایت، امتحان بزرگ،
چهارشنبه 28 مهر 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی
         

چرا ولایت و رهبری در اسلام مهم است؟

سه مثال کوتاه:

  مثال 1:

امام علی علیه السلام  می توانستند اقدامات لازم برای دفن بدن مطهر پیامبر (ص) را به یکی از یاران مورد اطمینان مثل  ابن عباس یا زبیر و یا سلمان واگذارند و خودشان دست به اقداماتی برای پی گیری امر جانشینی پیامبر بزنند. دوستان مورد وثوق را فراخوانی کنند و با آنها مشورت نمایند یا حداقل به سقیفه تشریف ببرند تا در تصمیم گیری ها اثر بگذارند.

چرا که دیدیم در اثر تعیین نابجای یک خلیفه ، مسلمین بیش از هزار سال از نعمت امام عادل محروم شدند.

مثال 2:

هنگامی که حضرت علی (ع) همراه با فاطمه زهرا (س) به منزل یاران در مدینه می رفتند و از آنها می خواستند از ولایت ایشان پشتیبانی کنند، مسلما اگر به افراد قول ولایت استانها را می دادند، عده زیادی طرفدار پیدا می کردند، کار خلافی هم نبود چون در نهایت آن حضرت نیاز به فرماندار برای استانها داشتند، اما امام فقط از آنها تقاضای طرفداری را داشتند، بدون این که قول یا دلگرمی به آنها بدهند، به این ترتیب کار به بن بست خورد.

مثال 3 :

کافی بود امام علی علیه السلام حداقل امتیازاتی به طلحه و زبیر و معاویه می دادند، آنوقت آن سه جنگ پیش نمی آمد و حکومت ایشان تضعیف نمی شد، آنهمه فتنه در عالم اسلام پیش نمی آمد و تمام مال و جان و ناموس مردم مسلمان سالهای سال بدست بنی امیه و بنی عباس و خاندان آنها نمی افتاد و هزاران برابر خسارت به مسلمین و نسل های بعدی وارد نمی شد!

پاسخ:

معصوم بودن امام و اطاعت بی چون و چرا از امام به همین دلیل است، فرمول محاسبه امام با ما فرق دارد، دید امام عمیق و از روی عاقبت اندیشی است و مبنای قرآنی دارد. معاویه می تواند مالک اشتر را مسموم کند تا حکومت خود را تداوم بخشد ولی امام برای تداوم حکومت اسلامی دست به این امور نمی زند.

امام برای رفع یک مشکل، دست بکار مشکوک و غیر انسانی نمی زند، با تحریک دنیا دوستی دیگران به دنبال یارگیری نیست.

اگر امام در جامعه اسلامی نباشد مردم به خطا می روند ، به همین خاطر است که پیامبر و ائمه بارها تکرار کرده اند: هر کس امام زمان خودرا نشناسد، دینداری او بی ارزش و مانند دوران قبل از ظهور اسلام است .






نوع مطلب : امام علی(ع)، خلفا و عدالت اسلامی، اطاعت از امام و نائبش، بصیرت، 
برچسب ها : امام علی، زبیر، معاویه،

                              

در حالی که پیامبر در مکه بودند و اسلام غریب بود، ایشان به دیدار قبایلی می رفتند که وارد مکه می شدند و نبوت خویش را به اطلاع آنها می رساندند.

می گفتند: من پیامبر خدا هستم كه به سوی شما آمده‏ ام ، خداوند دستور داده تنها او را بپرستید، چیزى را شریكش نسازید، بتهائى را كه مى‏پرستید بدور اندازید. این جملات را پیامبر گرامى اسلام به هر قبیله می رسیدند تكرار می کردند.

 پشت سر آن حضرت مردى که صورت درخشانى داشت و موهاى بافته‏ از دو طرف صورتش سرازیر شده بود نزد آن قبائل می آمد و می گفت:

مبادا گول این مرد را بخورید، این مرد شما را دعوت می كند كه دست از پرستش لات و عزى بردارید و بدعتها و گمراهی هائى را كه او آورده بپذیرید!

او عموی پیامبر ابو لهب بود.

همین تبلیغ منفی به وسیله ابولهب باعث می شد که بسیاری از قبایل جواب منفی به دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله می دادند.

در چنین اوضاعی یکی از بزرگان قبیله بنی عامر بعد از شنیدن دعوت پیامبر به ایشان گفت: اگر ما فرمان‏ تورا بپذیریم و خدا تو را بر دشمنان پیروز گرداند آیا فرمانروائى را پس از خودت بما مى‏سپارى؟

رسول خدا فرمود: این كار بدست خدا است، هر كه را او بخواهد پس از من زمامدار خواهد نمود!

در حالی که اگر پیامبر، فرستاده به حق خدا نبودند با قبول پیشنهادهایی از این دست می توانستند روز به روز بر پیروان خود اضافه کنند و به جای تحمل سختی ها و مخالفت ها هر چه سریعتر یک حکومت دنیایی همراه با آسایش و رفاه برای خود و اطرافیان بنا کنند.





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، 
برچسب ها : حقانیت، اسلام، پیامبر صلی الله علیه و آله،
چهارشنبه 20 مرداد 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

                             

امام صادق علیه السلام به معتب مسؤول خرج خانه خود فرمود:
-
معتب اجناس در حال گران شدن است ما امسال در خانه چه مقدار خوراكى داریم ؟
-
معتب : عرض كردم :
-
به قدرى كه چندین ماه را كفایت كند گندم ذخیره داریم .
-
آنها را به بازار ببر و در اختیار مردم بگذار و بفروش !
-
گندم در مدینه نایاب است ، اگر اینها را بفروشیم دیگر خریدن گندم براى ما میسر نخواهد شد.
-
سخن همین است كه گفتم ، همه گندم ها را در اختیار مردم بگذار و بفروش !
معتب مى گوید:
-
پس از آنكه گندم ها را فروختم و نتیجه را به امام اطلاع دادم حضرت فرمود:
-
بعد از این ، نان خانه مرا روز به روز از بازار بخر؛ نان خانه من از این پس ، باید نیمى از گندم و نیمى از جو باشد و نباید با نانى كه در حال حاضر توده مردم مصرف مى كنند، تفاوت داشته باشد.
من - بحمدالله - توانایى دارم كه تا آخر سال خانه خود را با نان گندم به بهترین وجهى اداره كنم ، ولى این كار را نمى كنم تا در پیشگاه الهى اقتصاد و محاسبه در زندگى را رعایت كرده باشم .

منبع: بحار، ج 47، 59

داستان هاى بحارالانوار جلد اول- محمود ناصرى

تحلیل:

اهمیت این ماجرا هیچگاه تا در صحنه نباشیم بدست نمی آید، وقتی در شهری قحطی زده باشیم ، کیسه گندم را با دست خود ببریم بازار بفروشیم، هنر کرده ایم !

نکته دوم جمله پایانی امام است که فرمودند برای خوراک خودمان گندم را با جو مخلوط می کنیم تا در پیشگاه خداوند میانه روی در مخارج زندگی را رعایت کرده باشیم.

این حقوق بشر چقدر با حقوق بشر امروز حاکمان تفاوت دارد، امروز بخاطر امور تغذیه و حقوق کارمندان سازمان  ملل، حاضر می شوند نام یک کشور کودک کش را از لیست سیاه سازمان ملل حذف کنند! چرا که آن کشور ثروتمند است و بخش زیادی از مخارج سازمان ملل را همین رژیم کودک کش تأمین می کند، واقعا به کاریکاتور شبیه است این واقعیت و این حقوق بشر!





نوع مطلب : آزادی و حقوق بشر، امام چهارم تا یازدهم، قله های بلند انسانیت، 
برچسب ها :
چهارشنبه 16 تیر 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی


یکی از شیعیان به امام جواد علیه السلام نامه اى نوشت كه پدر زنم دشمن اهل بیت است و عقیده فاسد دارد، با من هم بدرفتارى مى كند.
نظر شما در این باره چیست ؟ آیا علیه او افشاگرى كنم و عقیده فاسد و رفتار زشت او را براى دیگران بیان كنم ؟ یا با او مدارا نموده و خوش رفتار باشم ؟
امام جواد علیه السلام در پاسخ نوشت :
مضمون نامه تو را فهمیدم ، البته به خواست خداوند من از دعاى خیر تو غفلت نمى كنم اما این را هم بدان مدارا و خوش رفتارى براى تو، بهتر از افشاگرى و پرده درى است و نیز بدان با هر سختى ، آسانى است . شكیبا باش ،عاقبت نیكو اختصاص به پرهیزگاران دارد. خداوند تو را در دوستى اهل بیت ثابت قدم بدارد! ما و شما در پناه خداوند هستیم و پروردگار نیز پناهندگان خود را نگهدارى مى كند.

بعد از مدتی رفتار او اصلاح شد.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد چهارم- محمود ناصرى

و کتاب بحار: ج 50، ص 55.

تحلیل:

اسلام بر پایه اخلاق نیکو، بسیاری از روابط اجتماعی را بنا کرده، در اولین لحظه دیدار با دیگران به آنها سلام می دهید.

 پیامبر ما پیامبر رحمت است و مهمترین صفت او اخلاق نیکو است، قرآن هم اولین صفاتی که از خدا نام می برد رحمن و رحیم است.

برای ما توضیح داده اند که سنگین ترین عمل در ترازوی اعمال در قیامت اخلاق نیکو است.

علاوه بر این ها صدها داستان از پیامبر و ائمه مبنی بر اخلاق کریمانه آنها در تاریخ وجود دارد.

در چنین  دینی مدارا و بزرگواری با افراد بد اخلاق، عادی بنظر می رسد و گرنه در مقابل فرد خوش اخلاق، نیکی کردن ، کار خیلی مهمی نیست.





نوع مطلب : اسلام دین رحمت، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، 
برچسب ها : مدارا، امام جواد علیه السلام،

                                   

( پاسخ به شبهه) – این بحث راهبردی است لطفا بخوانید

1-      آیا از امام جامعه می توان جلو زد یا نه ؟

2-       آیا فقط امام معصوم ملاک امامت است یا در زمان غیبت هر مجتهدی که مورد تایید علما باشد، امام جامعه است؟

پاسخ سؤال اول روشن است امام یعنی جلو دار، ممکن است کسی عقب بماند و تا محدوده خاصی قابل بخشش باشد ولی  اگر حتی مقدار اندکی عمدا از امام جلو بزنی هلاک خواهی شد.

 در نماز جماعت هم همینطور است جلو زدن نماز را باطل می کند ولی عقب ماندن گرچه عمدی باشد تا یک حدی باطل کنند نماز نیست، مثال تاریخی آن خوارج است که از امام جلو زدند و از دفتر فرماندهی آنها برای امام دستور صادر می شد، به همین خاطر بدون تردید جامعه اسلامی آنها را رد کرد. دین بوسیله افرادی که از امام جلو زدند همیشه لطمه خورده ، خوارج حتی به قتل امام بزرگی چون امیر المؤمنین اقدام کردند. مجاهدین خلق که دهها حادثه چون هفت تیر را بوجود آوردند خودرا جلو تر از امام می دانستند.

داعش و وهابیت نیز گروهی هستند که از مسلمین جلو می زنند حلال ها را حرام اعلام می کنند و اگر کسی عقیده آنها را نپذیرد کافرش می خوانند. خودرا از همه طلبکار و پیشرو در فهم اسلام می دانند. واقعا چه شباهت زیادی به خوارج!!!

 ولی در تاریخ می بینیم عده ای که عقب می ماندند خطر زیادی نداشتند. معمولا در برابر امام جامعه قیام نمی کردند بلکه خودرا بدهکار می دانستند بوسیله توبه گاهی گذشته خودرا جبران می کردند به همین خاطر هم هلاک نمی شدند.

پاسخ سؤال دوم :

این امامی که نباید از او جلو زد و نباید از اوعقب ماند، لزوما پیامبر یا امام معصوم نیست بلکه در زمان غیبت، شامل هر امامی می شود که صالحین و نخبگان دین اورا پذیرفته اند. چنین  امامی دستور حرکت و ایست صادر می کند هر کس تابع نباشد گمراه می شود خصوصا اگر از امام جلو بیفتد!





نوع مطلب : امام علی(ع)، اطاعت از امام و نائبش، بصیرت، منافقین، 
برچسب ها : عقب ماندن، حرکت، ایست، نائب امام،
سه شنبه 1 تیر 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

                     

ابودرداء هنگامی که دید امام علی ع به حالت بیهوش روی زمین افتاده اند، با ریختن آب به صورتشان ایشان را بهوش آورد ، وقتی فهمید از ترس خالق و بخاطر ترس از مجازات آخرتی بی هوش شده اند ، تعجب کرد و بر وضع امام می گریست.

 امام فرمود:

  اى ابودرداء چگونه مى شود حال تو، آن وقتى كه مرا براى پس دادن حساب فرا خوانند، در حالى كه گناهكاران به كیفر الهى یقین دارند و فرشتگان سخت گیر دور و برم را احاطه كرده اند ، نگهبان های جهنم منتظر فرمانند و من در پیشگاه خداوند قهار حاضر باشم ، دوستان مرا تسلیم دستور الهى كنند و اهل دنیا به حال من ترحم ننمایند. . . در برابر خدایى قرار مى گیرم كه هیچ چیز از نگاه او پنهان نیست .

نکته:

در این سخن تأمل کنیم اگر ساعتی هم به آن بیاندیشیم جا دارد چرا که در روزگار ما دل مشغولی به دنیا چند برابر شده، یاد قیامت کمرنگ گشته، این برداشت و بیان امام از قیامت است که روشن و قابل استفاده در تاریخ ضبط شده، مباد که تاریخ در کتابها خاک بخورد، این ها داروی درد های فردی و اجتماعی برای گذشته و آینده است.

داستان هاى بحارالانوار جلد دوم- محمود ناصرى

 بحار: ج 41، ص 11 و ج 87، ص 195.





نوع مطلب : امام علی(ع)، قله های بلند انسانیت، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : قیامت، امام علی علیه السلام،


                            

هیچ کدام از پیامبران و امام ها برای حکومت بر مردم به زور متوسل نشدند.

·         مثال تاریخی یک: حضرت موسی بنی اسرائیل را که تحت ستم بودند برداشت تا از منطقه حکومتی فرعون فرار کند ، فرعون اورا تعقیب کرد ،موسی به یاری خداوند از دریا عبور کرد و نجات یافت و فرعون غرق شد، اگر فرعون برای نابودی حضرت موسی لشکر کشی نمی کرد غرق نمی شد.

·         مثال تاریخی 2: عقیده مسلمین بر این است که اسلام حق است ولی مردم را با زور اسلحه نباید به دین حق وارد کرد. مثلا مردم مدینه خودشان دنبال پیامبر آمدند و از ایشان دعوت کردند به شهر آن ها برود و آئین خودرا به آنها عرضه کند.

·         مثال تاریخی 3 : پیامبر اسلام هم بخاطر فتنه گری یهود و مشرکین مکه  با آنها جنگیدند وگرنه طبق دستور قرآن هر قومی که با صلح و بدون فتنه انگیزی با مسلمین تعامل می کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله هم با آنها همان برخورد مسالمت آمیز را داشتند.

·         مثال تاریخی 4 : پیامبر آنقدر نفوذ اطلاعاتی در مردم داشتند و جامعه شناس و باهوش بودند که از علائم  و قرائن تشخیص بدهند که بعد از ایشان چه اتفاقاتی محتمل است با این وجود قبل از فوتشان، علی علیه السلام را با گروه گارد ویژه محافظ به حکومت نصب نکردند.

بلکه علی را به عنوان جانشین که خداوند مشخص فرموده معرفی کردند ولی برای پذیرش آنها به زور متوسل نشدند، یا می پذیرند و از این نعمت بزرگ برخوردار می شوند و یا نمی پذیرند و خودشان تصمیم می گیرند و عواقب آن را می پذیرند!

 مسلما مردمی که به فرد منصوب از طرف خدا راضی نباشند، تسلیم امر خدا نیستند و برای همین است که سال ها از این لطف الهی محروم می مانند. عملا هم دیدیم  زمینه های فکری که در بعضی صحابه بود باعث شد از این فضای باز استفاده کرده و فرد دیگری را به حکومت رساندند.

·         مثال تاریخی 5 : اما عده ای برای جناب ابوبکر بر خلاف دستور اسلام به زور از بعضی مردم بیعت گرفتند که در تاریخ ثبت شده.

·         مثال تاریخی 6 : جناب عمر هم برای تعیین جانشین خود گروهی را مشخص کرد که از بین خود کسی را انتخاب کنند و بر سر آنها فرد یا افراد مسلحی گذاشت که ناچار به تعیین جانشین به طریقی که فرمان داده بود باشند، و تا زمانی که کسی را انتخاب نکنند حق خروج از آن مکان را ندارند! که این روش هم بر خلاف آموزه های اسلام بود.

·         مثال تاریخی 7 : هنگامی که مردم به خانه امام علی علیه السلام آمدند و از ایشان خواستند حکومت را به دست گیرد ، امام قبول نکردند ،  مبادا تصمیم آنها لحظه ای باشد . اما وقتی مردم اصرار کردند و معلوم شد که واقعا خواست مردم این است، امام هم پذیرفتند. امام علی مرد تعارف و رو درواسی نبودند واقعا تا وقتی تکلیف برخودشان ندیدند حکومت رانپذیرفتند و مرز تکلیف و عدم تکلیف، امر خدا بعلاوه خواست جدی مردم بود.

·         مثال تاریخی 8 : امام حسن علیه السلام هنگامی که مردم از ایشان خواستند به تشکیل حکومت بپردازد احساس وظیفه کرده ، اقدام به این امر فرمودند.

·         مثال تاریخی 9 : امام حسین علیه السلام تا زمانی که مردم کوفه با صدها نامه ایشان را دعوت نکردند اقدامی نداشتند، وقتی هم سپاهی از کوفه آمد و مقابل امام ایستاد و مانع رفتن ایشان به کوفه شد و معلوم شد بخش زیادی از مردم کوفه از نظرشان برگشته یا سکوت کرده اند ، امام فرمودند پس اجازه بدهید به جایی که بودم برگردم چون به دعوت شما مردم کوفه آمده ام .

·         مثال تاریخی 10 : مأمون بنا به دلایلی از امام رضا علیه السلام خواست حکومت را بپذیرند، امام چنین حکومت باد آورده ای را قبول نداشتند چطور از کسی که حکومتش غصبی است چیزی را بپذیرند، مردم می گویند این ها حکومت را بده بستان می کنند کاری هم ندارند که نظر مردم چیست!

البته حکومت حق امام بود ولی وقتی که همه لوازمش آماده باشد که یکی از آن ها خواست مردم است. تازه این وقتی است که مأمون قصد و تؤطئه ای در پشت پرده نداشته باشد. اگر مأمون معتقد بود حکومت متعلق به امام است نباید به حکومت غاصبانه ادامه می داد!

·         مثال تاریخی 11 : حکومت با صفا و پربرکت حضرت مهدی علیه السلام هم زمانی علنی آغاز خواهد شد که مردم بخواهند و اورا صدا بزنند و از خدا فرجش را التماس و درخواست کنند، تا وقتی که اللهم عجل لولیک الفرج یک دعای معمولی باشد و جدیت و خواست عمومی نباشد خبری از ظهور نیست ، هنگامی که خواست و انتظار حقیقی باشد نوع دعاها و ناله ها و اقدام ها فرق خواهد کرد مردم با همه وجود برای فرجش وارد میدان شده و از همه ابزار ها کمک می گیرند تا ظهورش را نزدیک کنند، آماده می شوند از همه داشته ها و مال و جان ، برای آمدنش هزینه کنند. این جاست که خواست حقیقی تحقق پیدا کرده و خداوند آن منجی بزرگ را خواهد فرستاد.





نوع مطلب : آزادی و حقوق بشر، اسلام دین کامل، پیامبر(ص) ، 
برچسب ها : حکومت الهی، آزادی، تاریخ،
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی


                                     

پیامبر پدر را قبل از تولدشان از دست دادند!! و مادرشان را در پنج سالگی !

هنگام دعوت به اسلام حتی عموی پیامبر به نام ابولهب دنبال ایشان راه می رفت و هر قومی را ایشان دعوت می کردند ابولهب  می گفت من عموی ایشانم او دیوانه است ساحر و جادوگر است، به حرفش گوش ندهید. می گفتند وقتی عموی شما حرفتان را قبول نمی کند انتظار دارید ما باور کنیم؟!

یاران ایشان زیر شکنجه مشرکین یا تحت تعقیب بودند.

بقدری تهدید شدید شد که با توصیه ابوطالب ، مسلمانان در شعب ابوطالب پناه گرفتند، چهار سال محاصره اقتصادی شدید در یک دره!!! اتفاق افتاد فقط گاهی با چند شتر به داخل دره کمک می رسید .

اگر اندکی کشت و زرع داخل شعب ابوطالب وجود داشت، برای خوراک اهالی همان محل بود و خانه روستایی اگر بود برای کشاورزان همان منطقه بود و برای مسلمینی که پناه به آن جا آوردند مسکن و غذایی نبود، گرسنگی گاهی فوق العاده فشار می آورد، تغذیه از خارج دره نمی رسید، تحمل این وضع خصوصا برای بچه ها مشکل بود. مشرکین دست از محاصره بر نداشتند خداوند هم بعد از چهارسال آبدیده شدن مسلمین در تنگناها، بالاخره به یاری مسلمین شتافت!! و تنها با موریانه ای قرارداد مشرکین را که در چند لایه پیچیده و مهر و موم بود از بین برد!!

بسیاری از پیروان ایشان مجبور شدند در این چند سال برای حفظ عقیده خود شبانه از شهر خود به حبشه گریخته و به یک حکومت مسیحی پناهنده شوند.

بقیه هم در فرصت های بعدی به مدینه گریختند. افرادی که به حبشه یا مدینه فرار می کردند خانه و باغ و اموالشان بوسیله مردم مکه مصادره می شد . آوارگان، نگاهشان به پیامبر بود که برای آنها چاره ای بیندیشد ، مشکل زندگی و در حال فرار و تحت تعقیب بودن پیامبر یک طرف ، انتظارات صحابه و پیروان ایشان هم برای رهایی از آوارگی و تنگدستی یک طرف!

سیزده سال در مکه با این وضع گذشت، مشرکین از پا ننشستند، نقشه ترور کشیدند ، شبانه ریختند که ایشان را به قتل برسانند ولی پیامبر با راهنمایی جبرئیل، نجات یافتند.

به مدینه هم که مهاجرت کردند برای حفظ  شهر تازه مسلمین از شر مهاجمین، لااقل 10 جنگ یا تعقیب و گریز بزرگ داشتند. که هر کدام هم چندماه پس لرزه داشت!

به عبارت دیگر آب خوش در 23 سال رسالت پیامبراز گلوی ایشان پائین نرفت!!

نوبت به امام علی علیه السلام که رسید مشکلات و موانع کم نشد ، ایشان و امام های بعد با سخت ترین وضع زندگی کردند، در کشور اسلامی با دستور حاکم مسلمان!! یا به شهادت رسیدند، یا در زندان یا تحت نظر و کنترل ، منازلشان محاصره توسط جاسوسان و خبر چینان! زمانی هم که نمی توانستند حتی امام محاصره شده را تحمل کنند اورا شهید می کردند.

اینک مائیم و حفظ این اسلام، که از صدها مانع گذشته تا به دست ما رسیده، ای کاش رو سفید شویم.





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، امام علی(ع)،  بنی امیه ، بنی عباس، 
برچسب ها : شعب ابوطالب، ابولهب، محاصره اقتصادی،
چهارشنبه 4 فروردین 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی


سعیدبن قیس و قبیله فداكارش بنام هَمْدان ، سرداران گمنام.

سعید در نبرد صفین :

در مراحل حساس جنگ ، قبیله هَمْدان به فرماندهی سعید پیروزى هاى بزرگى آفریدند. معاویه از این شكست به شدت عصبانى بود و مى گفت : چه شكست سختى از هَمْدان خوردیم !
سعید به حضور امام رسید و گزارش عملیات را ارائه كرد. امام در تقدیر از آنان فرمود :
اى هَمْدانیان ! شما سپر و زره آهنین من هستید. با بازوان پرتوان شماست كه در جنگ ها پیروز مى شـوم . و تـو اى سـعید! چشم منى كه با آن مى نگرم . بازوى پرتوان منى كه با آن مى جنگم . همیشه در هر كارى بر شجاعت و دلاورى تو اعتماد مى كنم .

اگر دربان بهشت من بودم ، به هَمْدانیان مى گفتم : به سلامت وارد شوید.(1)
یکی از منافقین ، در صفین طرحی برای ترور امیرمؤ منان ریخته بود. او در اجراى طرح خود ، توانست از پـشـت به امام نزدیک شود. سعید كه حركات او را زیر نظر داشت ، ترور را افشاء و ناکام کرد.(2)

روزی دیگر سعید به امام گفت:ای امیر مؤمنان! به خدا سوگند، اگر به ما فرمان دهی که پیاده و پابرهنه و بدون زاد و توشه تا قُسطنطنیّه و روم برویم، نه من نافرمانی می کنم و نه هیچ کس از قومم.

علی علیه السلام فرمود: راست می گویید. خداوند به شما جزای خیر دهد.(3)

سعید در عصر امام حسن (ع )
پس از شهادت علی (علیه السلام) ، سعید در جمع فرماندهان امام حسن (ع) قرار گرفت .

آنگاه كه برخى از افراد خودی تحریک شده ، به امام حسن(ع ) حمله كردند. سعید و طایفه اش، امام را هـمـچـون نـگـیـنـى در بـر گـرفـتـند و در برابر حملات گمراهان از ایشان حفاظت كردند.

 

تحلیل:

سعید، چنان روشن بین بود که هیچ یک از طوفان های پس از وفات پیامبر اسلام نتوانست او را گمراه کند. سعید در آن زمان به فدائی امام مشهور شده بود، و کارنامه خدماتش بیش از این هاست، اما به دو دلیل کمتر نامی از او در تاریخ دیده می شود.

الف: بسیاری از تاریخ نویسان به خاطر سانسور بنی امیه رغبتی نشان نمی دادند که اتفاقات زندگی شیعیانی همچون سعید بن قیس را نقل کنند .

ب: در تاریخ افراد شرور و چالش بر انگیز، بیشتر سر و صدا به پا کرده اند و بیشترین حجم از کتب تاریخ به آنها اختصاص یافته!! طبیعی است که در چنین تاریخی سعیدبن قیس ها گمنام خواهند ماند !!

امروزهم قهرمان هایی چون سعید باید در بازیهای رایانه ای و فیلم و انیمیشن به عنوان الگوی نسل جوان معرفی می شدند.


1-وقعه صفین ، ص 437.
2-اعیان الشیعه ، ج 7، ص 244

3- الغارات:637/2





نوع مطلب : واقعه صفین، خواص در تاریخ اسلام، عملکرد معاویه، امام علی(ع)، امام حسن وامام حسین(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : بصیرت، فرمانده گمنام، سعیدبن قیس،
دوشنبه 17 اسفند 1394 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی
                                

مردم طائف در جنگ حنین بر علیه مسلمین قیام کردند، پس از جنگ حنین و شکست کفار، برخی از اعراب ثقیف که در جنگ حنین حضور داشتند، به طائف برگشتند و در قلعه محکم و مرتفع شهر خود پناه گرفتند.
پیامبر طائف را محاصره کردند (تا دوباره مردم طائف دست به فتنه و لشکر کشی بر علیه مسلمین نزنند) ولی پس از حدود هفده روز از محاصره نتیجه ای نگرفتند و با دادن 12 شهید به محاصره طائف پایان دادند.

هنگامى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله خواست از طائف كوچ كند مردى از اصحاب گفت: یا رسول الله درباره قبیله ثقیف (ساکنین طائف) نفرین كن. رسول خدا بجاى نفرینى كه آن مرد درخواست كرده بود گفت:

خدایا ثقیف را هدایت كن و آنان را (در حالی كه مسلمان شده‏اند) بنزد من آر.

منابع: کتاب سیره ابن هشام - ترجمه،ج‏2،ص:309

کتاب بحارالانوار، ج21، ص168

کتاب فروغ ابدیت، ج2، ص748تا753

 

 نکته ها:

1-      پیامبر پس از ناکامی در فتح طائف ، بدون این که کینه ای از آن ها در دل بگیرند منطقه را ترک می کنند، و نفرین نکردن نیز دلیل براین ادعا است.

2-      گاهی اقتضاء می کند که پیامبر خداهم پیروز نشود تا ما فکر نکنیم میدان زندگی همه اش موفقیت است.

3-      همه زمان ها برای ارزیابی یک فرد مناب است ولی به هنگام سختی، بهترین زمان است، پیامبر به هنگام سختی و ناکامی در برخورد با دشمن، نشان دادند صبور و مهربانند و فقط هدفشان از این اقدام، هدایت است.





نوع مطلب : آزادی و حقوق بشر، اسلام دین رحمت، پیامبر(ص) ، 
برچسب ها : طائف، اسلام، مهربانی، صبور،

                          


عمرو بن حَمِق از اصحاب برجسته پیامبر اكرم (ص ) است .

ایمان و معرفت او نسبت به پیامبر(ص ) موجب شد كه در مدت كوتاهى از اصحاب نزدیك حضرت بـه شـمـار آیـد و بـا ابـراز مـحـبـت بـه آن حـضـرت ، از دعـاى خـیـر او تـا آخـر عـمـر بـهره مند گردد.(430)
عـمـرو پس از رحلت پیامبر(ص ) جزو شیفتگان امیرمؤ منان (ع ) و از حواریین آن حضرت محسوب شد.
(431)
عـمـروبـن حـمـق به علت حق گویی، بـه هـمـراه بـزرگـانـى چـون مـالك اشـتـر، كـمـیـل ، صـعـصـعـة بـن صـوحان و... به شام و مصر تبعید شد. نقش عمرو در این حركت به اندازه اى بود كه این نیروها را سپاه عمروبن حمق مى خواندند.
(432)

شـاءن و مـوقـعـیـت عـمـرو براى امیرمؤ منان (ع ) ، بسان منزلت سلمان براى پیامبر اسلام (ص ) بود.
(434)
او از سران (شرطة الخمیس ) حكومت امام بود.
(436) در نبرد با ناكثین ، به همراه جندب ابن زهیر، فرمانده نیروهاى كمین بـود.(437) در جـنـگ با قاسطین ، علاوه بر فرماندهى نیروهاى كمین ، قبیله خزاعه را نیز فرماندهى مى كرد.
امام (ع ) او را این چنین دعا كرد : خدایا قلب اورا به تقوی نورانی کن ، کاش صدنفر مثل او در سپاهم داشتم.
در صفین، لشکر معاویه از عمروبن حمق فرار می كردند.(439)
عمرو در عصر امام حسن (ع )
در زمان امام حسن (ع )
(442) خانه او در كـوفـه پـایـگـاه شـیـعـیـان شـد. در ایـن زمـان شیعیان حقیقى در برابر جباران اموى مى ایستادند و از امام على (ع ) دفاع مى كردند.
عـمـروبن حمق ، از برجسته ترین این افراد است ، او به ناچار زندگى مخفى خود را آغاز كرد و همچنان به مبارزات خود ادامه داد.
معاویه به هـمـه فـرمـانـداران خـود در عـراق و شـام فـرمـان داد كه هر كجا عمرو را یافتند، بى درنگ او را بـكـشـنـد. عوامل معاویه، همسر عمرو را در كوفه دستگیر كرده زندانى كردند.
(443)
عمروبن حمق ، مخفیانه از كوفه خـارج شـد و بـه مـوصـل رسـیـد ، در كـوهـى پـنـاه گـرفـت ، در نهایت دستگیر شد و به شهادت رسید .

منبع: اسوه های نظامی صدر اسلام-محمد عباسی-مركز تحقیقات اسلامى 

یادداشت:

1-         نمی دانم چرا این فرد این قدر گمنام است؟! چرا با وجودی که آدم مؤثری بوده در تاریخ کمتر نامی از او دیده می شود.

2-         ایشان چه پشتکار و ثباتی داشته ، در حوادث روزگار با بصیرت و همراه امام زمان ، در مسیر و خط امام بوده !

3-         وقتی شهادت این گونه افراد را در تاریخ می خوانم ، با خود می گویم از هابیل شروع شد هر جا انسان نیکی بود، بوسیله گردنکشان از سر راه برداشته شد، راستی چه باید کرد، مظلومیت تا کی؟!

429-اختیار معرفة الرجال ، ص 46.
430-الاصابة ، ج 2، ص 533.
431-سفینة البحار، ج 1، ص 356.
432-تاریخ طبرى ، ج 4، ص 373.
434-تنقیح المقال ، ج 2، ص 328.
436-معجم رجال الحدیث ، ج 13، ص 87.
437-مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 3، ص 154.
439-وقعه صفین ، ص 400 و 399.
442-تنقیح المقال ، ج 2، ص 328.
443-اسدالغابه ، ج 4، ص 101.

 





نوع مطلب : بصیرت، اطاعت از امام و نائبش، قله های بلند انسانیت، عملکرد معاویه، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها :

                                      

حـبیب كه انبوه دشمنان را در كربلا دید، وظیفه خود دانست كه به جذب نیرو براى یارى امام (ع ) بپردازد. از این رو، با اجازه امام (ع ) به سراغ قبیله بنى اسد رفت و همراه با یارانى حدود نود نفر برای پیوستن به سپاه امام حسین علیه السلام، عازم كربلا شد.

لشکر یزید با پانصد اسب سوار، شبانه راه را بر آنان بستند، تا این افراد به یاری امام نروند، در نتیجه این افراد با توجه به تعداد اندكشان ، به سوى خانه هایشان بازگشتند.

اما حبیب با زیرکی از همه موانع گذشت و خودش را به امام رساند.

نکته و تحلیل:

همه یاران حبیب برای یاری امام حسین آمدند اما ...

ما دو گونه می توانیم عمل کنیم ، با کمترین مانع دست از هدف برداریم یا با همت و تلاش بر خواست خود اصرار کنیم.

 امتحان خدا اینجاست که کدامیک از ما اگر سنگ هم از آسمان ببارد، از راه منصرف نشده و مسیر را رها نمی کنیم. در جهاد فرهنگی امروز هم همین وضع وجود دارد!

قرآن در آیه 42 سوره توبه به حرکت ضعیف بعضی از مسلمین اشاره می کند.





نوع مطلب : قله های بلند انسانیت، امام حسن وامام حسین(ع)، بصیرت، نبرد فرهنگی، 
برچسب ها : امام حسین، حبیب، جهاد،

               

قیس بن سعد، سردار سپاه اسلام از عقل سرشار و عمق ایمان برخوردار بود و از سـیاستمداران آن مقطع از زمان شمرده مى شد. او سخنورى توانا بود كه در افشاى جبهه نفاق ، موفق عمل کرد. در مسؤ لیت پذیرى نمونه بود و سخت ترین ماموریت ها را بخوبى انجام می داد، او ثابت کرد که در طوفان حوادث انسان های ضعیف می لغزند نه مردان مرد.

آزمون اول ـ قیس در مصر:

هنگامی که امام علی علیه السلام قیس را به استاندارى مصر منصوب كـرد، بصیرت و زیركى این سردار مـوجـب شـد كـه طرح هاى مختلف معاویه برای نزدیک شدن به او به بهانه مذاکره و در حقیقت برای فریب او بى نتیجه ماند. حجم تبلیغات معاویه مبنی بر نزدیک بودن سازش با قیس، بقدری زیاد بود که این شایعات مـوجـب شـد امام (ع ) مصلحت را در تغییر استاندار دانستند.(1)

دو - قیس در صفین:

          قیس یکی از فرماندهان شاخص تحت امر امام در صفین بود، معاویه از سخنان افشاگرانه قیس غضبناك شد و به عمرو عاص گفت :
قیس بن سعد، با سخنانش فردا ما را نابود مى كند.
(2)

مـقـابـله او بـا جـنـگ روانـى معاویه در صفین، مـوجب شد بصیرت و ایمانش، هر چه بیشتر آشكار شود . در نتیجه امام علی از عملکرد قیس ستایش كرد و او را به ریاست انصار منصوب نمود.
(3)

سه - قیس در عصر امام حسن (ع ):
         پس از شهادت امام علی (ع )، قیس اولین فردى بود كه با امام حسن (ع ) بیعت كرد و موجب ترغیب جمع زیادی به بیعت با امام شد.
امـام حسن علیه السلام بـراى دفاع در برابر تهاجم سپاه معاویه، لشکری را آماده کرد، عبیدالله بن عباس را به فرماندهى و قیس را به معاونت لشکر برگزید.
(4)
مـعـاویه در یك اقدام زیرکانه، در مذاکره ای مخفی و پشت پرده ، فرمانده سپاه امام حسن را اغفال كرد و او به همراه بخشی از لشکر به معاویه ملحق شـد. لشکریان كـه از خـیـانت فرمانده باخبر شدند، به معاون او یعنی به قیس روى آوردند و نماز جماعت را با او خواندند. قیس سخنرانی شور انگیزی برای سپاهیان کرد و به آنها برای ادامه کار روحیه داد.
مـعـاویـه بـا وجود سـرسـخـتـى قـیـس ، تـلاش فـراوانـى كـرد كـه در مذاکره قـیـس را هم به طمع بیاندازد. نامه هایى كه براى او نوشت ، با پاسخ ‌هاى كوبنده مواجه شد به گونه اى كه معاویه مأیوس شد و از دادن پاسخ خوددارى كرد. زیرا قیس ‍ در پاسخ به نامه دوم معاویه نوشته بود :
(تـو هـمـیـشـه در ستیز بـا خـدا و رسول بوده اى و حزبى از احزاب شرك هستى ...)
(5)
پس از تحمیل صلح به امام حسن (ع )، قیس در دوران خفقان معاویه ، همواره از امامت على (ع ) و جانشین او دفاع مى كرد و در چندین مرحله با معاویه به بحث پرداخت و او را نـكـوهـش كـرد.
(6) 

و بالاخره او تا آخر عمر، مطیع فرمان امام زمانش بود.

منبع: اسوه های نظامی صدر اسلام- محمد عباسی - مركز تحقیقات اسلامى – با تغییر و اصلاح 

1-اعیان الشیعه ، ج 8، ص 454.
2-وقعه صفین ، ص 447 و 446.
3-وقعه صفین، ص 453.
4-همان ، ص 85.
5-اعیان الشیعه ، ج 8، ص 456.

6-الغدیر، ج 2، ص 106 و 107 و 110.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، عملکرد معاویه، قله های بلند انسانیت، اطاعت از امام و نائبش، بصیرت، 
برچسب ها : مردان مرد، آزمون های بزرگ، قیس بن سعد،


( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

جبهه فـــــرهنگی فاطمـــــیون

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------