تبلیغات
نگاه به تاریخ اسلام
 
نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بصورت رایگان بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر

با یک خاطره از زمان طاغوت ایران بحث را آغاز می کنیم، یکی از نزدیکان درجه یک، زمان شاه با تعجب و شاید کمی ترس برای من تعریف می کرد که سر کوچه ایستاده بوده و با یک نفر که از او سؤالی در مورد حکومت شاه پیش آمده گفتگو می کرده ، مقداری هم در مورد خفقان در آنزمان صحبت شده، گویا کسی آن دور و بر بوده و شنیده.

این قوم ما وقتی به خانه می رسد تلفن خانه زنگ می زند، از پشت تلفن این قدر فحش و تهدید می شنود که اگر یک بار دیگر چنین زبان درازی بکنی زندگیت رو به باد فنا داده و فحش های رکیک دیگر که جای طرح آنها این جا نیست!

چرا چون در حکومت طاغوتی اصل بر ترس و خفقان و سکوت بود، علت زندان و شکنجه و مسموم کردن ائمه همین نکته بود ، کار بجایی رسید که امام سجاد علیه السلام بصورت رمز و در قالب دعا چند کلامی با مردم نظرات سیاسی خودرا مطرح می کردند.

از امام هفتم به بعد هم ملاقات های ائمه محدود بوده آنهم با نظارت مخفی توسط عیون و جاسوس های دربار.

ولی در حکومت الهی این موضوع به عکس است، در زمان پیامبر منافقین به راحتی پیامبر را نقد می کردند(1) و کسی هم مانع آنها نبود. حتی بدون ترس از پیامبر صلی الله علیه وآله، جوخه ترور تشکیل دادند ، تا ایشان را ترور کنند، گرچه موفق نبودند ولی پیامبر به خاطر ملاحظاتی حتی جوخه ترور را معرفی و منهدم نکردند.(شاید بخاطر قدرت و نفوذ منافقین آنروز در بین مردم).

زمان گذشت ، نوبت به امام علی علیه السلام رسید، خوارج که جزء منافقین تابلو دار بودند به راحتی به مسجد می آمدند ، امام را نقد می کردند حتی امام را کافر می خواندند، امام می فرمودند تا وقتی اقدامی نکردند کاری به کارشان نداشته باشید.

اکنون در جمهوری اسلامی هم ، زبان ها آزاد است و کسی به خاطر نقد، مورد بازخواست قرار نمی گیرد، به قدری بازار نقد شور شده که به بسیاری از خدمات حکومت اسلامی توسط منافقین و دشمن ، برچسب خیانت زده می شود(2) و فضای تبلیغی جامعه و خارج از کشور با تبلیغات مسموم پر است ، فقط حکومت اسلامی اقدامات خرابکارانه را ممنوع می داند، نه نقدهای زبانی و قلمی.

______________

پاورقی:

(1)-مومنین معمولا پیامبر و ائمه را نقد نمی کردند چون می دانستند تمام دستورات آنها درست است و معصومند، نقدها توسط افراد تازه مسلمان شده یا بی اطلاع و منافق صورت می گرفت.

(2) -البته نقد محترمانه با شایعه و دروغ پراکنی توسط باندهای قدرت طلب متفاوت است و با کارهای باندی برخورد می شود.





نوع مطلب : اسلام و ایران، اسلام دین کامل، آزادی و حقوق بشر، تاریخ معاصر، 
برچسب ها : آزادی، خفقان، انقلاب اسلامی،

1.کشتن شعرا، روشنفکران و ادیبانی همچون فرخی یزدی، میرزاده عشقی، واعظ قزوینی و ...

2. تبعید و قتل نقاش بنام ایرانی کمال الملک به جرم استفاده از بورسیه حکومت قاجار برای تحصیل نقاشی

۳. شهادت روحانیون بنام ایرانی چون شهید سیدحسن مدرس به جرم مخالفت با فعالیت های ضداسلامی

4. مقاومت نکردن حتی یک روز در برابر لشکر متفقین و تسلیم کشور به بیگانگان در جنگ جهانی دوم

5. قتل عام و مجروح کردن بیش از 1500 تن از مردم عادی مشهد در مسجد گوهرشاد به جرم اعتراض به بخشنامه‌ی اجباری شدن کلاه‌فرنگی برای ایرانیان .

6. قتل بیش از 24 هزار تن به روش های گوناگون به دست مأموران امنیتی شهربانی رضاخان

7. کشف حجاب و ممنوعیت عزاداری سالار شهیدان در ماه محرم و صفر

8. قتل بیرحمانه معتمدان و نزدیکانش از جمله علی اکبر داور (مبدع ثبت اسناد و ثبت احوال)، تیمورتاش، اسعد بختیاری، نصرت الدوله فیروز و...

9. لغو تبلیغاتی قرارداد استعماری نفتی دارسی و سپس تمدید سی ساله ان با آبروریزی

10. قرارداد تقسیم آب هیرمند با مدیریت انگلیسی‌ها بین تهران و کابل در 1317و جدا شدن «دشت ناامید» به‌ مساحت سه هزار کیلومتر از ایران و خارج شدن سرچشمه‌ی هیرمند از دسترس ایران

11. واگذار کردن بخش هایی از خاک ایران به عراق و ترکیه براساس قرارداد سعدآباد

12. قتل و ترور سران ایلیاتی به‌ویژه بختیاری‌ها و قشقایی‌ها. قتل 25 تن از دلیرترین سران قشقایی و بویراحمدی و ممسنی

 





نوع مطلب : تاریخ معاصر، آزادی و حقوق بشر، بصیرت، اسلام و ایران، 
برچسب ها :
سه شنبه 10 بهمن 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

امام صادق(ع) غلامى به نام مصادف داشتند هزار دینار به او دادند تا براى تجارت به مصر برود.
غلام با آن پول كالا خرید و با بازرگانان دیگر كه از همان كالا خریده بودند به سوى مصر حركت كرد، همین كه نزدیك مصر رسیدند با كاروانى كه از مصر باز مى گشتند، رو به رو شدند ، از آنان موجودی كالای مشابه کالای خود در مصر را پرسیدند.
مشخص شد کالایشان در مصر كمیاب است و بازار خوبى دارد.
کاروان با یكدیگر پیمان بستند، متاع خودرا با سودى كمتر از صد در صد نفروشند.
وقتى وارد مصر شدند، مطابق پیمان خود بازار سیاه به وجود آوردند و كالا را كه جزء نیازمندی هاى عمومى هم بود به دو برابر قیمتى كه خریده بودند، فروختند.
غلام با هزار دینار سود خالص به مدینه بازگشت و دو كیسه كه هر كدام هزار دینار داشت به امام صادق علیه السلام تسیلم نمود و گفت:
یكى از كیسه ها اصل سرمایه است كه شما به من دادید و دیگرى سود خالص تجارت است .
امام فرمود: این سود زیادى است ، بگو ببینم چگونه این را بدست آوردى ؟
مصادف گفت : نزدیك مصر آگاه شدیم كه كالاى ما در آنجا كمیاب است ، پیمان بستیم كه به كمتر از صد در صد سود خالص نفروشیم.
امام گفتند : سبحان الله ! شما با ایجاد بازار سیاه به زیان گروهى از مسلمانان هم قسم مى شوید !
نه ! من همچو سودى را نمى خواهم .
آنگاه یكى از دو كیسه را برداشت و فرمود:
این اصل سرمایه من و دیگرى را نپذیرفت ، فرمود: این سود - كه با بى انصافى بدست آمده - نیازى به آن ندارم .
سپس فرمود: اى مصادف ! با شمشیر جنگیدن ، از كسب حلال آسان تر است ، به دست آوردن مال از راه حلال بسیار سخت و دشوار است.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

- بحار: ج 47، ص 59.

تحلیل کنیم:

-          بررسی کنیم کدام کار ما به رفتار ائمه شباهت دارد.

-          چه درصدی با اعمال ایشان شباهت دارد ، به همان مقدار ما شیعه ایم!





نوع مطلب : اسلام دین رحمت، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، آزادی و حقوق بشر، الگوها، 
برچسب ها : نان حلال، اقتصاد، امام صادق ع،


تحلیلی از میزان حسادت و کینه نسبت به پیامبر (ص) و حضرت علی (ع )

ابن ابی الحدید عالمی از اهل سنت، در تحلیلی علل دشمنی قریش نسبت به امام علی علیه السلام را این طور بیان می کند:

یک بار کسی از امام (ع) می پرسد: به اعتقاد شما اگر رسول خدا (ص) فرزند پسری داشت که بالغ و رشید بود، آیا عرب حکومت خود را به او می سپرد؟

امام پاسخ می دهد: اگر جز آنچه من کردم، انجام می داد، او را می کشتند. عرب از کار محمد صلی الله علیه و آله متنفر بود و نسبت به آنچه خداوند به او عنایت کرده بود، حسادت می ورزید... آنها از همان دوران پیامبر کوشیدند تا کار را پس از رحلت آن حضرت از دست اهل بیت خارج کنند.

اگر نبود که قریش نام او را وسیله ای برای سلطة خویش قرار داده و نردبان ترقی خود می دید، حتی یک روز پس از رحلت آن حضرت خدا را نمی پرستیدند و به ارتداد می گراییدند ‼️... در این شرائط فرزند پسر می توانست چه بکند! می دانید که رسول خدا مرا به خاطر خویشی به خود نزدیک نمی کرد، بلکه برای جهاد و نصیحت چنین می کرد.» (شرح نهج البلاغه، ج 13، ص 299 ـ 300(

ابن ابی الحدید می نویسد: «من از ابو جعفر نقیب [یحیی بن ابی زید] پرسیدم: شگفتی من از علی است که چگونه در این مدت طولانی بعد از وفات رسول خدا زنده ماند و با وجود آن همه کینه های قریش جان سالم به در برد؟

ابو جعفر به من گفت: اگر او خود را تا به آن اندازه کوچک نکرده و کنج انزوا نخزیده بود، کشته شده بود؛ اما او خود را از یادها برد و به عبادت و نماز و قرآن مشغول کرد و از آن وضع اول خود خارج شد و شمشیر را به فراموشی سپرد؛ گویی چون کسی که توبه کرده، به سیر در زمین پرداخته و یا راهب در کوهها شده بود ... .» (شرح نهج البلاغه ج 17 – ص 62)

 [7]. شرح نهج البلاغه، ج 13، صص 299 ـ 300.

[8]. همان، ج17، ص62

آدرس ما در تلگرام     @tarikhislam





نوع مطلب : امام علی(ع)،  تاریخ و تاریخ نویسان، 
برچسب ها : امام علی ع، جانشین، مردم،

بیان یک واقعیت تاریخی به زبان حماسه

بیش از هزار سال از وفات یک بزرگ زن می گذرد ، زنی که داستان مظلومیت ها و تلاش و صبر و استقامت فوق العاده اش در کتاب ها و بر سر زبان ها است و حال الگوی استقامت مسلمین شده است.

چه نیروی ذخیره شده ای سال ها این جا انباشته بوده که حالا درست در هنگام نیاز به یاری مدافعین مرزهای اسلام در برابر کفرداعش شتافته.

چه قدرت معنوی در پشت این بارگاه ساده و بی آلایش پنهان است.

چه غیرتی سال ها در میان شیعه چون فنری فشرده بجا مانده که حالا چون اژدهایی در برابر داعش و اربابانش قد علم کرده و مقابل چشم این دیکتاتورها نوچه های دست پرورده اربابان را می بلعد.

سخن از کدام شیر زن است؟!

زینب !! زنی که بارگاهش همانند چند پادگان نیرو و انرژی است!!



نوع مطلب : تاریخ معاصر، نقش زن در تاریخ اسلام، 
برچسب ها :


 

سخنرانی پاپ برای تشویق مردم به جنگ های صلیبی‼

)قابل توجه رسانه های جهانی که مسلمین را جنگ افروز می دانند)

از مارس تا اکتبر 1095 م. پاپ (اوربانوس) به سیاحت در ایتالیا و فرانسه مشغول بود و از امرا و بزرگان قوم، برای کمک ضروری برای جنگ با مسلمین نظر خواهی کرد.

در یک روز سرد زمستان هزاران نفر از مردم نواحی و جوامع مختلف چادرهای خود را در میان صحرا برافراشتند و چنان اجتماع عظیمی برپا شد که هیچ تالاری گنجایش آن همه مردم را نداشت.

پاپ خطاب به حاضران چنین گفت:

ای نژاد فرانک! نژاد محبوب و برگزیده خدا!... از مرزهای اورشلیم و از جانب قسطنطنیه خبر غم انگیزی آورده اند که قومی ملعون به کلّی از خدا بی خبر جابرانه بر اراضی مسیحیان هجوم برده و با ویرانی و ایجاد آتش سوزی مردم را از وطنشان بیرون رانده اند.

اینان جماعتی از اُسرا را به مملکت خویش برده و بخشی از آنها را زیر شکنجه های بی رحمانه به قتل رسانده اند.

این مردم! محراب ها را با لوث وجود خویش آلوده می سازند و سپس آنها را ویران می کنند. قلمرو یونانیان اکنون به دست آنها تکه تکه شده است .

اکنون اگر شما رنج قصاص این اعمال ناحق و بازگرفتن این اراضی را بر خود هموار نسازید، این مهم از دست چه کسی ساخته است.

 

این سرزمینی که اکنون شما در آن سکنا دارید و از همه سو دریا و قلّه کوه ها آن را دربرگرفته است، برای شما بسیار تنگ است.

 

از این روست که شما یکدیگر را می کشید و می درید، به جنگ دست می برید و بسیاری از شماها در این زد و خورد داخلی به هلاکت می رسید.

بنابراین بگذارید نفرت از میان شما رخت بربندد؛ آن سرزمین را از چنگ قومی تبهکار بیرون آورید و خود بر آن استیلا یابید.

 

از میان جمعیّت غریو پر هیجانی به آسمان برخاست که: «مشیّت خدا چنین است» پاپ نیز با آنها هم آواز شد و از ایشان تقاضا کرد که این جمله را شعار نبرد خود سازند و به افرادی که حاضر به شرکت در جنگ صلیبی علیه مسلمین شده بودند، دستور داد که بر روی سینه یا پیشانی خویش علامت صلیب را نقش کنند.

ویلیام آو ممزبری می نویسد:

بی درنگ پاره ای از خواص جلو پاپ به زانو افتادند و جان و مال خویش را وقف خدمت به خدا کردند.

پاپ مدّت نُه ماه مردم را به شرکت در جنگ صلیبی تشویق می کرد.

وی به موجب فرمانی ـ هر چند که کاملاً ضمانت اجرایی نداشت ـ همه جنگ های مسیحیان را ممنوع کرد .

اکنون اروپا بیش از پیش متّحد شده بود و پاپ خویشتن را، دست کم از لحاظ نظری، مالک الرّقاب شایسته و مقبول سلاطین اروپا می دید. تمامی جهان مسیحی به طرزی بی سابقه به جنبش درآمد و با شور فراوانی خود را برای جنگ مقدّس با عالم اسلام آماده ساخت.

منبع: همه چیز درباره جنگهای صلیبی

از: محمود كریمی شرودانی

http://rasekhoon.net





نوع مطلب : نبرد فرهنگی، تاریخ معاصر، آزادی و حقوق بشر،  یهودیان و اسلام، 
برچسب ها :
جمعه 24 آذر 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی


 

چرا زمانی که حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه(س) به خانه مهاجر و انصار در مدینه می رفتند آن ها برای بر پایی حکومت حق حاضر به همکاری نبودند؟ مردم چه فکر می کردند که جواب این دو شخصیت بزرگ تاریخ را نمی دادند!؟

یکی از علت های چنین امری این است که مخالفین امام، از ایشان چهره ای مخوف در ذهن ها ساخته بودند، قیافه ای بی رحم که نرمش ندارد و با او نمی توان ساخت. فقط زبان شمشیر را می فهمد، حاضر به معامله نیست، انعطاف ندارد، اگر قدرت به دستش بیفتد، به مردم سخت می گیرد.

در برابر همین برداشت مردم است که حضرت فاطمه فرمودند اگر زمام امور جامعه را به علی(ع) می دادند... ایشان را به آسانی به راه راست می برد ... و حرکتش برای کسی رنج آور نبود ؟

25 سال از این حوادث گذشت:

مردم در این مدت بارها امام را در زمینه های مختلف آزمودند، دیدند علی (ع) حتی برای موفقیت خلفا به آنها مشاوره می دهد ، دیدند علی واقعا به فکر مردم و درماندگان است چرا که صدها نخل خرما را با زحمت و رنج در هوای گرم مدینه می کارد و به همراه چاه های پر از آب وقف مردم و فقرا می کند.

علی علیه السلام برای حمله نکردن ناراضیان به خانه عثمان که حاکم وقت است، فرزندان خودرا محافظ خانه عثمان قرار می دهد، محاصره اقتصادی خانه عثمان را هم حضرت علی می شکند، پس این فرد، آن چهره مخوفی نیست که مخالفین جلوه می دادند، او به رقبای خودش هم کمک می کند، یعنی بسیار معتدل و منصف است، به همین خاطر بعد از عثمان، با اطمینان و اشتیاق به در خانه امام هجوم آوردند تا با ایشان بیعت کنند.

برای این که تاریخ تکرار نشود این روزها باید از این تجربه استفاده کنیم مبادا دشمن از انقلابیون و رهبران انقلابی کشورمان چهره ای مخوف و خطرناک و بی عاطفه به جهان معرفی کند:

 اولا در داخل به مردم کشورمان و جوانان عزیزمان چهره نرم و مهربان اسلامی را معرفی کنیم و جوان مملکت را با امر به معروف های نسنجیده از دین و انقلاب نرنجانیم. بلکه مانند ائمه، امر به معروف را با نهایت محبت انجام دهیم.

ثانیا برای سایر ملل هم بهترین تابلو از اسلام را ترسیم کنیم. 





نوع مطلب : نبرد فرهنگی، امام علی(ع)، 
برچسب ها :
دوشنبه 29 آبان 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

دسته ای از یهود در مدینه سكونت داشتند ، پیامبر اسلام  پس از ورود به آن شهر با آنها پیمان دوستى بستند.

پس از مدتی، هنگامی که گروه های مشرک، دست به دست هم دادند و مدینه را محاصره کردند تا آخرین ضربه را به مسلمین بزنند، یهودیان ساکن مدینه هم وسوسه شدند که پیمان خود با پیامبر را شکسته، با مشرکین هم پیمان شده با مسلمین بجنگند.

این خبر كه به پیامبر(ص) رسید، چهار نفر را فرستاد تا بررسى كنند، به آنها فرمود: اگر دیدید خبر راست است هنگامى‏ كه برگشتید با رمز و اشاره خبر را بمن بگوئید كه موجب اضطراب سایرین نشود. ولى اگر دیدید روى همان عهدى كه بسته بودند وفا دارند آشکار بگویید.

وقتى اینان بنزد یهود (بنى قریظة) آمدند دیدند وضع بدتر از آن است كه شنیده‏اند ...

برگشتند و به پیامبر با رمز، موضوع را رساندند، پیامبر هم تكبیر گفتند و خبر را افشاء نکردند،

زیرا که مدینه از خارج و داخل مورد تهدید واقع شده بود.

 

کتاب سیره ابن هشام – ( از مجموعه نرم افزار نورالسیره ) - ترجمه،ج‏2،ص:159

 

تحلیل:

با این جمع بندی موافقید؟  اگر خبری اثر مثبت در عملکرد جامعه ندارد بلکه موجب تشوش و بهم ریختگی می شود، بهتر است آن را تا موقع مناسب پنهان (سانسور) کرد و فقط جمعی را که لازم است بدانند از آن با خبر ساخت.

ضمنا من فکر می کنم این موضوع شامل حال اخباری که ما تو زندگی اجتماعی یا در فضای مجازی می خواهیم منتشر کنیم می شود، آیا خبر ما در مقایسه با تاثیر یا اضطرابی که در جامعه ایجاد می کند چقدر مفید است؟ کدام خبر را باید فقط به مسؤلین مربوطه منعکس کرد؟ و کدام خبر را می توان به همه گفت؟





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، مکه و مدینه،  یهودیان و اسلام، بصیرت، 
برچسب ها : زیرکی، پیامبر اسلام، یهود،
سه شنبه 16 آبان 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

امضا کنندگان زیر متعهد مى‏شوند که از این پس هر گونه معامله و داد و ستدى را با بنى هاشم و فرزندان عبدالمطلب قطع کنند.

ـ ازدواجی با آنها صورت نگیرد.

ـ چیزى به آنها نفروشند و چیزى از ایشان نخرند.

ـ هیچ گونه پیمانى با آنها نبندند و در هیچ پیش آمدى از ایشان دفاع نکنند. و در هیچ کارى با ایشان مجلس و انجمنى نداشته باشند.

ـ تا هنگامى که بنى هاشم محمد را براى کشتن به قریش نسپارند پایبند به این قرارداد باشند.

مشرکین قریش گذشته از اینکه خودشان داد و ستد و معامله‏اى با مسلمانها نمى‏کردند از دیگران نیز که مى‏خواستند چیزى به آنها بفروشند و از این که آذوقه‏اى براى ایشان ببرند جلوگیرى مى‏کردند و حتى دیده‏بانهایی را گماشته بودند که مبادا کسى براى آنها خوراک و آذوقه ببرد.

در موسم حج و فصل‏هاى دیگر هم که معمولا افراد براى خرید و فروش آذوقه از خارج به مکه مى‏آمدند از داد و ستد با ایشان منع مى‏کردند، مثل این که متعهد مى‏شدند اجناس آنها را بالاتر از قیمتى که بنى هاشم خریدارى مى‏کنند بخرند و یا کسانی را که به مسلمانها کالا بفروشند، به غارت اموال تهدید مى‏کردند.

وضع به طور عموم بسیار رقت بار و دشوار مى‏گذشت، چه شبهاى بسیارى شد که مسلمانها گرسنه خوابیدند، و چه اوقات زیادى که در اثر نداشتن لباس و پوشش، برخى از خیمه و چادر بیرون نمى‏آمدند.

کتاب زندگانی حضرت محمد(ص) از سید هاشم رسولى محلاتى – بحث محاصره اقتصادی اجتماعی مسلمین

برداشت  و تحلیل:

1-      محاصره اقتصادی آن روز واقعا به مراتب از محاصره اقتصادی امروز ایران شدید تر بوده، امروز بسیاری از نیازهای فرعی هم تامین شده، حتی تجملات هم تا حدودی فراهم است. درک مشکلات آن روزها مشکل است و گاهی در باور نمی گنجد.

2-      اگر دشمن بداند که ما از کدام واقعه تاریخی و کدام محاصره الگو گرفته و تا کجا مقاومت می کنیم روحیه خودرا از دست می دهد.

3-      محاصره اقتصادی کنونی در جهت منافع دراز مدت ماست، چون فکر ملت ما برای ساختن ، فعال و شکوفا می شود.





نوع مطلب : اسلام در محاصره، آزادی و حقوق بشر، مکه و مدینه، 
برچسب ها : محاصره، روحیه، مسلمین، ایران، اقتصادی،
جمعه 21 مهر 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

در سال دهم هجرى حضرت على (ع ) مأمور بود پارچه هایى را از مسیحیان یمن تحویل بگیرد و به رسول خدا تحویل دهد.

امام با گروهی از مسلمین به محل ماموریت رفته ، پارچه هارا تحویل گرفتند، سپس فردی را جانشین خود در آن گروه قرار دادند تا گروه را با پارچه ها به مکه ببرد. امام خودشان با سرعت به قصد پیوستن به پیامبر (ص) که به حج رفته بودند به طرف مکه حرکت کردند.

پس از دیدار با پیامبر بنا به مصلحتی مجددا به فرمان آن حضرت به سوى آن گروه بازگشتند.

وقتى امام (ع ) به سربازان رسیدند, دیدند اوضاع دگرگون شده ، فردی که جانشین خود گذاشته بودند با دست و دل بازی پارچه ها را در میان سربازان تقسیم كرده و سربازان با خوشحالی! پارچه ها را به عنوان لباس احرام پوشیده اند تا به حج بروند!

حضرت على (ع ) از اشتباه جانشین خود ناراحت شدند گفتند : چرا پیش از آنكه پارچه ها را به رسول خدا (ص ) تحویل دهیم آنها را میان سربازان تقسیم كردى ؟

وى گفت : سربازان اصراركردند من هم به عنوان امانت میانشان قسمت كردم ، پس از مراسم حج , از آنان پس می گیرم .

حضرت على (ع ) پوزش او را نپذیرفتند گفتند : چنین اختیارى نداشتى، از نظر ایشان اختلاس کم و زیاد نداشت، حتی سرباز اسلام حق ندارد برای یک روز از اموال عمومی استفاده شخصی کند.

دستور دادند پارچه هاى تقسیم شده جمع آورى شود تا در مكه به پیامبر گرامى تحویل گردد.( بحار, ج 21 ص 385)

گروهى از این لشکریان وقتی به حضور پیامبر (ص ) رسیدند از انضباط و سختگیرى حضرت على (ع ) شكایت كردند.

پیامبر (صلی الله علیه و آله ) كه از كار حضرت على (علیه السلام ) و دادگرى او كاملاً آگاه بودند به یكى از یاران خود گفتند كه میان گروه شاكى برود و بگوید :
از بدگویى دربارهء على (ع ) دست بردارید كه او در اجراى دستور خدا بسیار دقیق و سختگیر است و هرگز در زندگى او تملق و سستی وجود ندارد.

کتاب فروغ ولایت – نوشته استاد جعفر سبحانی

تحلیل:

بعضی که در گفتار، همیشه تابع عدالت و مخالف اختلاس اند از سخت گیری امام شكایت كردند. گویا فقط وقتی میلیاردی باشد، اختلاس است!
بی انضباطی مالی در یک حکومت از همین موارد کوچک شروع می شود .

کسی که عادلانه برخورد می کند چند در صد از جامعه از او پشتیبانی می کند ؟!! کاش مردم یک بار با خودشان این مسئله را حل کنند که اگر عدالت نیاز دارند، هر بخش از عدالت که بخواهد اجرا شود، صدایشان بلند نشود که این تند روی است، کمی آهسته تر!

حکایت آن شیری که هر جایش قرار بود اجرا شود می گفت شیر روی بازوی من حالا اگر این عضو را نداشته باشد که مشکلی ایجاد نمی شود!

امام علی انضباط مالی را، حتی قبل از این که به امامت برسند اجرا می کردند، و می دانستند از اولین گام انحرافی در این زمینه باید جلوگیری کرد، چرا بعضی، تحمل نداشتند؟

مجموعه این نارضایتی ها از عدل و نظم امام، که در نزد بعضی به سختگیری و تندروی تعبیر شد، به جایی رسید که بعد از پیامبر ، گروهی آمادگی برای پذیرش امامت ایشان را نداشتند.

بعضی اگر در برابر عدالت پیامبر اجبارا سکوت کردند، ولی در برابر امام وارد عمل شدند و کسانی را پذیرفتند که اهل مسامحه باشند!





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، امام علی(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : برچسب، تندرو، عدالت، شیربی یال،
             

امام حسین علیه السلام روز دوّم محرم وارد کربلا و روز دهم شهید شدند.

بنابراین مدّت اقامت حضرت هشت روز بود و مسافری که کمتر از ده روز بماند نمازش شکسته است.

نماز دو رکعتی دو دقیقه بیشتر طول نمی کشد، به خصوص در هنگام خطر، امام حسین علیه السلام نیز روز عاشورا بارها به خیمه ها رفت و آمد داشتند و می توانستند نماز ظهر را در خیمه بخوانند، ولی بنا داشتند در معرکه بخوانند. دو نفر از یارانشان جلو نماز حضرت ایستادند و سی تیر را به جان خریدند، ولی نماز آشکارا برگزار شد نه در خیمه.

آری، به صحنه کشاندن نماز یک ارزش است. نباید در هتل ها، شرکت ها، پارک ها، فرودگاه ها، خیابان ها و رستوران ها، نمازخانه در گوشه باشد، بلکه باید در بهترین مکان و در جلو چشم دیگران نماز اقامه شود، زیرا هر چه از جلوه دین کم شود، به جلوه فساد اضافه خواهد شد.






نوع مطلب : امام حسن وامام حسین(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : نماز عاشورا، امام حسین، اقامه نماز،
یکشنبه 2 مهر 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

امام صادق(ع) غلامى به نام مصادف داشت هزار دینار به او داد تا براى تجارت به مصر برود.
غلام با آن پول كالا خرید و با بازرگانان دیگر كه از همان كالا خریده بودند به سوى مصر حركت كرد، همین كه نزدیك مصر رسیدند با كاروانى كه از مصر باز مى گشتند، رو به رو شدند ، از آنان موجودی كالای مشابه کالای خود در مصر را پرسیدند.
مشخص شد کالایشان در مصر كمیاب است و بازار خوبى دارد.
کاروان با یكدیگر پیمان بستند، متاع خودرا با سودى كمتر از صد در صد نفروشند.
وقتى وارد مصر شدند، مطابق پیمان خود بازار سیاه به وجود آوردند و كالا را كه جزء نیازمندی هاى عمومى هم بود به دو برابر قیمتى كه خریده بودند، فروختند.
غلام با هزار دینار سود خالص به مدینه بازگشت و دو كیسه كه هر كدام هزار دینار داشت به امام صادق علیه السلام تسیلم نمود و گفت:
یكى از كیسه ها اصل سرمایه است كه شما به من دادید و دیگرى سود خالص تجارت است .
امام فرمود: این سود زیادى است ، بگو ببینم چگونه این را بدست آوردى ؟
مصادف گفت : نزدیك مصر آگاه شدیم كه كالاى ما در آنجا كمیاب است ، پیمان بستیم كه به كمتر از صد در صد سود خالص نفروشیم.
امام گفت : سبحان الله ! شما با ایجاد بازار سیاه به زیان گروهى از مسلمانان هم قسم مى شوید !
نه ! من همچو سودى را نمى خواهم .
آنگاه یكى از دو كیسه را برداشت و فرمود:
این اصل سرمایه من و دیگرى را نپذیرفت ، فرمود: این سود - كه با بى انصافى بدست آمده - نیازى به آن ندارم .
سپس فرمود: اى مصادف ! با شمشیر جنگیدن ، از كسب حلال آسان تر است ، به دست آوردن مال از راه حلال بسیار سخت و دشوار است.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

- بحار: ج 47، ص 59.

تحلیل کنیم:

-          بررسی کنیم کدام کار ما به رفتار ائمه شباهت دارد.

-          چه درصدی با اعمال ایشان شباهت دارد ، به همان مقدار ما شیعه ایم!





نوع مطلب : اسلام دین کامل، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، 
برچسب ها : اقتصاد، تجارت، امام صادق علیه السلام،
یکشنبه 19 شهریور 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

برداشتی از صفحه 76 کتاب انسان 250 ساله:

امام علی با آن همه برتری علمی و تقوایی و رزمی که نسبت به خلفا داشت، ولی هنگامی که آنها بر کار سوار شدند، مصلحت را در کمک و یاری حکومت دانست. هرجایی که صحبت می شد شروع نمی کرد به نقد کردن و رد کردن دولت ، زمانی که آن ها در رأس حکومت بودند، دفعات کمی دولت را به نقد کشید.

وقتی هم که کمک می کرد سرزنش نمی فرمود که : من گفتم شما نمی توانید، صلاحیت زمامداری ندارید! گرچه خون دل می خورد ولی صلاح امت و نظام را بر این می دید که همکاری شود.

جامعه ای که در آن دائم عده ای به مخالفت خوانی مشغول باشند متشتت می شود ، اعصاب ها آرام نمی گیرد. آبروی نظام زیر سؤال می رود. حتی مخالف هم باید زیر بار را بگیرد تا به مقصد برسد ، چون اگر بار روی زمین بماند مردم ضرر می کنند.

اگر مثل مادر دلسوز هستیم، باید جلو برویم و از جان خود مایه بگذاریم، نگذاریم خلل در معیشت فرزندانمان بوجود آید. علی (ع) خون دل می خورد، تغافل و سکوت می کرد، هر جا لازم بود کمک می کرد.

بعضی خیال می کنند امام علی همیشه در حال خطبه خوانی بودند، در حالی که امام همیشه در سکوت مشغول کار برای اصلاح امور جامعه بودند. گاهی چند کلامی صحبت می کردند. وقتی می گوئیم سنت نبوی یا علوی منظور این است.

علی (ع) مرد کار و عمل بود نه مرد فریاد و اعتراض، بخش اعتراضات نهج البلاغه نسبت به بخش حکمت و علم و نصایح خیلی کمتراست.

گرچه دهها نقد به دولت فعلی داریم اما دلسوزانه می توان رفتار کرد ، وقت را صرف مشورت دادن و راه کار نشان دادن در کمال مهربانی نمود ، قطعا این برای اقتصاد کشور مفید تر است. به تقوی هم نزدیک تر است. با روش رهبر معظم هم هماهنگ تر است. درا ین صورت است که این دلسوزی و محبت به همه آحاد جامعه رسوخ می کند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، منافقین، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

جبهه فـــــرهنگی فاطمـــــیون

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------