نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر


 

سخنرانی پاپ برای تشویق مردم به جنگ های صلیبی‼

)قابل توجه رسانه های جهانی که مسلمین را جنگ افروز می دانند)

از مارس تا اکتبر 1095 م. پاپ (اوربانوس) به سیاحت در ایتالیا و فرانسه مشغول بود و از امرا و بزرگان قوم، برای کمک ضروری برای جنگ با مسلمین نظر خواهی کرد.

در یک روز سرد زمستان هزاران نفر از مردم نواحی و جوامع مختلف چادرهای خود را در میان صحرا برافراشتند و چنان اجتماع عظیمی برپا شد که هیچ تالاری گنجایش آن همه مردم را نداشت.

پاپ خطاب به حاضران چنین گفت:

ای نژاد فرانک! نژاد محبوب و برگزیده خدا!... از مرزهای اورشلیم و از جانب قسطنطنیه خبر غم انگیزی آورده اند که قومی ملعون به کلّی از خدا بی خبر جابرانه بر اراضی مسیحیان هجوم برده و با ویرانی و ایجاد آتش سوزی مردم را از وطنشان بیرون رانده اند.

اینان جماعتی از اُسرا را به مملکت خویش برده و بخشی از آنها را زیر شکنجه های بی رحمانه به قتل رسانده اند.

این مردم! محراب ها را با لوث وجود خویش آلوده می سازند و سپس آنها را ویران می کنند. قلمرو یونانیان اکنون به دست آنها تکه تکه شده است .

اکنون اگر شما رنج قصاص این اعمال ناحق و بازگرفتن این اراضی را بر خود هموار نسازید، این مهم از دست چه کسی ساخته است.

 

این سرزمینی که اکنون شما در آن سکنا دارید و از همه سو دریا و قلّه کوه ها آن را دربرگرفته است، برای شما بسیار تنگ است.

 

از این روست که شما یکدیگر را می کشید و می درید، به جنگ دست می برید و بسیاری از شماها در این زد و خورد داخلی به هلاکت می رسید.

بنابراین بگذارید نفرت از میان شما رخت بربندد؛ آن سرزمین را از چنگ قومی تبهکار بیرون آورید و خود بر آن استیلا یابید.

 

از میان جمعیّت غریو پر هیجانی به آسمان برخاست که: «مشیّت خدا چنین است» پاپ نیز با آنها هم آواز شد و از ایشان تقاضا کرد که این جمله را شعار نبرد خود سازند و به افرادی که حاضر به شرکت در جنگ صلیبی علیه مسلمین شده بودند، دستور داد که بر روی سینه یا پیشانی خویش علامت صلیب را نقش کنند.

ویلیام آو ممزبری می نویسد:

بی درنگ پاره ای از خواص جلو پاپ به زانو افتادند و جان و مال خویش را وقف خدمت به خدا کردند.

پاپ مدّت نُه ماه مردم را به شرکت در جنگ صلیبی تشویق می کرد.

وی به موجب فرمانی ـ هر چند که کاملاً ضمانت اجرایی نداشت ـ همه جنگ های مسیحیان را ممنوع کرد .

اکنون اروپا بیش از پیش متّحد شده بود و پاپ خویشتن را، دست کم از لحاظ نظری، مالک الرّقاب شایسته و مقبول سلاطین اروپا می دید. تمامی جهان مسیحی به طرزی بی سابقه به جنبش درآمد و با شور فراوانی خود را برای جنگ مقدّس با عالم اسلام آماده ساخت.

منبع: همه چیز درباره جنگهای صلیبی

از: محمود كریمی شرودانی

http://rasekhoon.net





نوع مطلب : نبرد فرهنگی، تاریخ معاصر، آزادی و حقوق بشر،  یهودیان و اسلام، 
برچسب ها :
جمعه 24 آذر 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی


 

چرا زمانی که حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه(س) به خانه مهاجر و انصار در مدینه می رفتند آن ها برای بر پایی حکومت حق حاضر به همکاری نبودند؟ مردم چه فکر می کردند که جواب این دو شخصیت بزرگ تاریخ را نمی دادند!؟

یکی از علت های چنین امری این است که مخالفین امام، از ایشان چهره ای مخوف در ذهن ها ساخته بودند، قیافه ای بی رحم که نرمش ندارد و با او نمی توان ساخت. فقط زبان شمشیر را می فهمد، حاضر به معامله نیست، انعطاف ندارد، اگر قدرت به دستش بیفتد، به مردم سخت می گیرد.

در برابر همین برداشت مردم است که حضرت فاطمه فرمودند اگر زمام امور جامعه را به علی(ع) می دادند... ایشان را به آسانی به راه راست می برد ... و حرکتش برای کسی رنج آور نبود ؟

25 سال از این حوادث گذشت:

مردم در این مدت بارها امام را در زمینه های مختلف آزمودند، دیدند علی (ع) حتی برای موفقیت خلفا به آنها مشاوره می دهد ، دیدند علی واقعا به فکر مردم و درماندگان است چرا که صدها نخل خرما را با زحمت و رنج در هوای گرم مدینه می کارد و به همراه چاه های پر از آب وقف مردم و فقرا می کند.

علی علیه السلام برای حمله نکردن ناراضیان به خانه عثمان که حاکم وقت است، فرزندان خودرا محافظ خانه عثمان قرار می دهد، محاصره اقتصادی خانه عثمان را هم حضرت علی می شکند، پس این فرد، آن چهره مخوفی نیست که مخالفین جلوه می دادند، او به رقبای خودش هم کمک می کند، یعنی بسیار معتدل و منصف است، به همین خاطر بعد از عثمان، با اطمینان و اشتیاق به در خانه امام هجوم آوردند تا با ایشان بیعت کنند.

برای این که تاریخ تکرار نشود این روزها باید از این تجربه استفاده کنیم مبادا دشمن از انقلابیون و رهبران انقلابی کشورمان چهره ای مخوف و خطرناک و بی عاطفه به جهان معرفی کند:

 اولا در داخل به مردم کشورمان و جوانان عزیزمان چهره نرم و مهربان اسلامی را معرفی کنیم و جوان مملکت را با امر به معروف های نسنجیده از دین و انقلاب نرنجانیم. بلکه مانند ائمه، امر به معروف را با نهایت محبت انجام دهیم.

ثانیا برای سایر ملل هم بهترین تابلو از اسلام را ترسیم کنیم. 





نوع مطلب : نبرد فرهنگی، امام علی(ع)، 
برچسب ها :
دوشنبه 29 آبان 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

دسته ای از یهود در مدینه سكونت داشتند ، پیامبر اسلام  پس از ورود به آن شهر با آنها پیمان دوستى بستند.

پس از مدتی، هنگامی که گروه های مشرک، دست به دست هم دادند و مدینه را محاصره کردند تا آخرین ضربه را به مسلمین بزنند، یهودیان ساکن مدینه هم وسوسه شدند که پیمان خود با پیامبر را شکسته، با مشرکین هم پیمان شده با مسلمین بجنگند.

این خبر كه به پیامبر(ص) رسید، چهار نفر را فرستاد تا بررسى كنند، به آنها فرمود: اگر دیدید خبر راست است هنگامى‏ كه برگشتید با رمز و اشاره خبر را بمن بگوئید كه موجب اضطراب سایرین نشود. ولى اگر دیدید روى همان عهدى كه بسته بودند وفا دارند آشکار بگویید.

وقتى اینان بنزد یهود (بنى قریظة) آمدند دیدند وضع بدتر از آن است كه شنیده‏اند ...

برگشتند و به پیامبر با رمز، موضوع را رساندند، پیامبر هم تكبیر گفتند و خبر را افشاء نکردند،

زیرا که مدینه از خارج و داخل مورد تهدید واقع شده بود.

 

کتاب سیره ابن هشام – ( از مجموعه نرم افزار نورالسیره ) - ترجمه،ج‏2،ص:159

 

تحلیل:

با این جمع بندی موافقید؟  اگر خبری اثر مثبت در عملکرد جامعه ندارد بلکه موجب تشوش و بهم ریختگی می شود، بهتر است آن را تا موقع مناسب پنهان (سانسور) کرد و فقط جمعی را که لازم است بدانند از آن با خبر ساخت.

ضمنا من فکر می کنم این موضوع شامل حال اخباری که ما تو زندگی اجتماعی یا در فضای مجازی می خواهیم منتشر کنیم می شود، آیا خبر ما در مقایسه با تاثیر یا اضطرابی که در جامعه ایجاد می کند چقدر مفید است؟ کدام خبر را باید فقط به مسؤلین مربوطه منعکس کرد؟ و کدام خبر را می توان به همه گفت؟





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، مکه و مدینه،  یهودیان و اسلام، بصیرت، 
برچسب ها : زیرکی، پیامبر اسلام، یهود،
سه شنبه 16 آبان 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

امضا کنندگان زیر متعهد مى‏شوند که از این پس هر گونه معامله و داد و ستدى را با بنى هاشم و فرزندان عبدالمطلب قطع کنند.

ـ ازدواجی با آنها صورت نگیرد.

ـ چیزى به آنها نفروشند و چیزى از ایشان نخرند.

ـ هیچ گونه پیمانى با آنها نبندند و در هیچ پیش آمدى از ایشان دفاع نکنند. و در هیچ کارى با ایشان مجلس و انجمنى نداشته باشند.

ـ تا هنگامى که بنى هاشم محمد را براى کشتن به قریش نسپارند پایبند به این قرارداد باشند.

مشرکین قریش گذشته از اینکه خودشان داد و ستد و معامله‏اى با مسلمانها نمى‏کردند از دیگران نیز که مى‏خواستند چیزى به آنها بفروشند و از این که آذوقه‏اى براى ایشان ببرند جلوگیرى مى‏کردند و حتى دیده‏بانهایی را گماشته بودند که مبادا کسى براى آنها خوراک و آذوقه ببرد.

در موسم حج و فصل‏هاى دیگر هم که معمولا افراد براى خرید و فروش آذوقه از خارج به مکه مى‏آمدند از داد و ستد با ایشان منع مى‏کردند، مثل این که متعهد مى‏شدند اجناس آنها را بالاتر از قیمتى که بنى هاشم خریدارى مى‏کنند بخرند و یا کسانی را که به مسلمانها کالا بفروشند، به غارت اموال تهدید مى‏کردند.

وضع به طور عموم بسیار رقت بار و دشوار مى‏گذشت، چه شبهاى بسیارى شد که مسلمانها گرسنه خوابیدند، و چه اوقات زیادى که در اثر نداشتن لباس و پوشش، برخى از خیمه و چادر بیرون نمى‏آمدند.

کتاب زندگانی حضرت محمد(ص) از سید هاشم رسولى محلاتى – بحث محاصره اقتصادی اجتماعی مسلمین

برداشت  و تحلیل:

1-      محاصره اقتصادی آن روز واقعا به مراتب از محاصره اقتصادی امروز ایران شدید تر بوده، امروز بسیاری از نیازهای فرعی هم تامین شده، حتی تجملات هم تا حدودی فراهم است. درک مشکلات آن روزها مشکل است و گاهی در باور نمی گنجد.

2-      اگر دشمن بداند که ما از کدام واقعه تاریخی و کدام محاصره الگو گرفته و تا کجا مقاومت می کنیم روحیه خودرا از دست می دهد.

3-      محاصره اقتصادی کنونی در جهت منافع دراز مدت ماست، چون فکر ملت ما برای ساختن ، فعال و شکوفا می شود.





نوع مطلب : اسلام در محاصره، آزادی و حقوق بشر، مکه و مدینه، 
برچسب ها : محاصره، روحیه، مسلمین، ایران، اقتصادی،
جمعه 21 مهر 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

در سال دهم هجرى حضرت على (ع ) مأمور بود پارچه هایى را از مسیحیان یمن تحویل بگیرد و به رسول خدا تحویل دهد.

امام با گروهی از مسلمین به محل ماموریت رفته ، پارچه هارا تحویل گرفتند، سپس فردی را جانشین خود در آن گروه قرار دادند تا گروه را با پارچه ها به مکه ببرد. امام خودشان با سرعت به قصد پیوستن به پیامبر (ص) که به حج رفته بودند به طرف مکه حرکت کردند.

پس از دیدار با پیامبر بنا به مصلحتی مجددا به فرمان آن حضرت به سوى آن گروه بازگشتند.

وقتى امام (ع ) به سربازان رسیدند, دیدند اوضاع دگرگون شده ، فردی که جانشین خود گذاشته بودند با دست و دل بازی پارچه ها را در میان سربازان تقسیم كرده و سربازان با خوشحالی! پارچه ها را به عنوان لباس احرام پوشیده اند تا به حج بروند!

حضرت على (ع ) از اشتباه جانشین خود ناراحت شدند گفتند : چرا پیش از آنكه پارچه ها را به رسول خدا (ص ) تحویل دهیم آنها را میان سربازان تقسیم كردى ؟

وى گفت : سربازان اصراركردند من هم به عنوان امانت میانشان قسمت كردم ، پس از مراسم حج , از آنان پس می گیرم .

حضرت على (ع ) پوزش او را نپذیرفتند گفتند : چنین اختیارى نداشتى، از نظر ایشان اختلاس کم و زیاد نداشت، حتی سرباز اسلام حق ندارد برای یک روز از اموال عمومی استفاده شخصی کند.

دستور دادند پارچه هاى تقسیم شده جمع آورى شود تا در مكه به پیامبر گرامى تحویل گردد.( بحار, ج 21 ص 385)

گروهى از این لشکریان وقتی به حضور پیامبر (ص ) رسیدند از انضباط و سختگیرى حضرت على (ع ) شكایت كردند.

پیامبر (صلی الله علیه و آله ) كه از كار حضرت على (علیه السلام ) و دادگرى او كاملاً آگاه بودند به یكى از یاران خود گفتند كه میان گروه شاكى برود و بگوید :
از بدگویى دربارهء على (ع ) دست بردارید كه او در اجراى دستور خدا بسیار دقیق و سختگیر است و هرگز در زندگى او تملق و سستی وجود ندارد.

کتاب فروغ ولایت – نوشته استاد جعفر سبحانی

تحلیل:

بعضی که در گفتار، همیشه تابع عدالت و مخالف اختلاس اند از سخت گیری امام شكایت كردند. گویا فقط وقتی میلیاردی باشد، اختلاس است!
بی انضباطی مالی در یک حکومت از همین موارد کوچک شروع می شود .

کسی که عادلانه برخورد می کند چند در صد از جامعه از او پشتیبانی می کند ؟!! کاش مردم یک بار با خودشان این مسئله را حل کنند که اگر عدالت نیاز دارند، هر بخش از عدالت که بخواهد اجرا شود، صدایشان بلند نشود که این تند روی است، کمی آهسته تر!

حکایت آن شیری که هر جایش قرار بود اجرا شود می گفت شیر روی بازوی من حالا اگر این عضو را نداشته باشد که مشکلی ایجاد نمی شود!

امام علی انضباط مالی را، حتی قبل از این که به امامت برسند اجرا می کردند، و می دانستند از اولین گام انحرافی در این زمینه باید جلوگیری کرد، چرا بعضی، تحمل نداشتند؟

مجموعه این نارضایتی ها از عدل و نظم امام، که در نزد بعضی به سختگیری و تندروی تعبیر شد، به جایی رسید که بعد از پیامبر ، گروهی آمادگی برای پذیرش امامت ایشان را نداشتند.

بعضی اگر در برابر عدالت پیامبر اجبارا سکوت کردند، ولی در برابر امام وارد عمل شدند و کسانی را پذیرفتند که اهل مسامحه باشند!





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، امام علی(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : برچسب، تندرو، عدالت، شیربی یال،
             

امام حسین علیه السلام روز دوّم محرم وارد کربلا و روز دهم شهید شدند.

بنابراین مدّت اقامت حضرت هشت روز بود و مسافری که کمتر از ده روز بماند نمازش شکسته است.

نماز دو رکعتی دو دقیقه بیشتر طول نمی کشد، به خصوص در هنگام خطر، امام حسین علیه السلام نیز روز عاشورا بارها به خیمه ها رفت و آمد داشتند و می توانستند نماز ظهر را در خیمه بخوانند، ولی بنا داشتند در معرکه بخوانند. دو نفر از یارانشان جلو نماز حضرت ایستادند و سی تیر را به جان خریدند، ولی نماز آشکارا برگزار شد نه در خیمه.

آری، به صحنه کشاندن نماز یک ارزش است. نباید در هتل ها، شرکت ها، پارک ها، فرودگاه ها، خیابان ها و رستوران ها، نمازخانه در گوشه باشد، بلکه باید در بهترین مکان و در جلو چشم دیگران نماز اقامه شود، زیرا هر چه از جلوه دین کم شود، به جلوه فساد اضافه خواهد شد.






نوع مطلب : امام حسن وامام حسین(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : نماز عاشورا، امام حسین، اقامه نماز،
یکشنبه 2 مهر 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

امام صادق(ع) غلامى به نام مصادف داشت هزار دینار به او داد تا براى تجارت به مصر برود.
غلام با آن پول كالا خرید و با بازرگانان دیگر كه از همان كالا خریده بودند به سوى مصر حركت كرد، همین كه نزدیك مصر رسیدند با كاروانى كه از مصر باز مى گشتند، رو به رو شدند ، از آنان موجودی كالای مشابه کالای خود در مصر را پرسیدند.
مشخص شد کالایشان در مصر كمیاب است و بازار خوبى دارد.
کاروان با یكدیگر پیمان بستند، متاع خودرا با سودى كمتر از صد در صد نفروشند.
وقتى وارد مصر شدند، مطابق پیمان خود بازار سیاه به وجود آوردند و كالا را كه جزء نیازمندی هاى عمومى هم بود به دو برابر قیمتى كه خریده بودند، فروختند.
غلام با هزار دینار سود خالص به مدینه بازگشت و دو كیسه كه هر كدام هزار دینار داشت به امام صادق علیه السلام تسیلم نمود و گفت:
یكى از كیسه ها اصل سرمایه است كه شما به من دادید و دیگرى سود خالص تجارت است .
امام فرمود: این سود زیادى است ، بگو ببینم چگونه این را بدست آوردى ؟
مصادف گفت : نزدیك مصر آگاه شدیم كه كالاى ما در آنجا كمیاب است ، پیمان بستیم كه به كمتر از صد در صد سود خالص نفروشیم.
امام گفت : سبحان الله ! شما با ایجاد بازار سیاه به زیان گروهى از مسلمانان هم قسم مى شوید !
نه ! من همچو سودى را نمى خواهم .
آنگاه یكى از دو كیسه را برداشت و فرمود:
این اصل سرمایه من و دیگرى را نپذیرفت ، فرمود: این سود - كه با بى انصافى بدست آمده - نیازى به آن ندارم .
سپس فرمود: اى مصادف ! با شمشیر جنگیدن ، از كسب حلال آسان تر است ، به دست آوردن مال از راه حلال بسیار سخت و دشوار است.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

- بحار: ج 47، ص 59.

تحلیل کنیم:

-          بررسی کنیم کدام کار ما به رفتار ائمه شباهت دارد.

-          چه درصدی با اعمال ایشان شباهت دارد ، به همان مقدار ما شیعه ایم!





نوع مطلب : اسلام دین کامل، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، 
برچسب ها : اقتصاد، تجارت، امام صادق علیه السلام،
یکشنبه 19 شهریور 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

برداشتی از صفحه 76 کتاب انسان 250 ساله:

امام علی با آن همه برتری علمی و تقوایی و رزمی که نسبت به خلفا داشت، ولی هنگامی که آنها بر کار سوار شدند، مصلحت را در کمک و یاری حکومت دانست. هرجایی که صحبت می شد شروع نمی کرد به نقد کردن و رد کردن دولت ، زمانی که آن ها در رأس حکومت بودند، دفعات کمی دولت را به نقد کشید.

وقتی هم که کمک می کرد سرزنش نمی فرمود که : من گفتم شما نمی توانید، صلاحیت زمامداری ندارید! گرچه خون دل می خورد ولی صلاح امت و نظام را بر این می دید که همکاری شود.

جامعه ای که در آن دائم عده ای به مخالفت خوانی مشغول باشند متشتت می شود ، اعصاب ها آرام نمی گیرد. آبروی نظام زیر سؤال می رود. حتی مخالف هم باید زیر بار را بگیرد تا به مقصد برسد ، چون اگر بار روی زمین بماند مردم ضرر می کنند.

اگر مثل مادر دلسوز هستیم، باید جلو برویم و از جان خود مایه بگذاریم، نگذاریم خلل در معیشت فرزندانمان بوجود آید. علی (ع) خون دل می خورد، تغافل و سکوت می کرد، هر جا لازم بود کمک می کرد.

بعضی خیال می کنند امام علی همیشه در حال خطبه خوانی بودند، در حالی که امام همیشه در سکوت مشغول کار برای اصلاح امور جامعه بودند. گاهی چند کلامی صحبت می کردند. وقتی می گوئیم سنت نبوی یا علوی منظور این است.

علی (ع) مرد کار و عمل بود نه مرد فریاد و اعتراض، بخش اعتراضات نهج البلاغه نسبت به بخش حکمت و علم و نصایح خیلی کمتراست.

گرچه دهها نقد به دولت فعلی داریم اما دلسوزانه می توان رفتار کرد ، وقت را صرف مشورت دادن و راه کار نشان دادن در کمال مهربانی نمود ، قطعا این برای اقتصاد کشور مفید تر است. به تقوی هم نزدیک تر است. با روش رهبر معظم هم هماهنگ تر است. درا ین صورت است که این دلسوزی و محبت به همه آحاد جامعه رسوخ می کند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، منافقین، 
برچسب ها :

ابوبصیر مى گوید:

در كوفه بودم ، به یكى از بانوان درس قرائت قرآن مى آموختم . روزى در یك موردى با او شوخى كردم !

مدت ها گذشت تا اینكه در مدینه به حضور امام باقر علیه السلام رسیدم . آن حضرت مرا مورد سرزنش قرار داد و فرمود:

- كسى كه در حال خلوت گناه كند، خداوند نظر لطفش را از او برمى گرداند، این چه سخنى بود كه به آن زن گفتى ؟

از شدت شرم ، سرم را پایین انداخته و توبه نمودم . امام باقر علیه السلام فرمود:

- مراقب باش كه تكرار نكنى .

بحار، ج 46، ص 247

داستان هاى بحارالانوار جلد اول- محمود ناصرى- 2253

 

نکته : قابل توجه کسانی که بیشترین ضربه ای که بر کشور وارد می شود از اطرافیان آنهاست!!



نوع مطلب : امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، 
برچسب ها :
دوشنبه 6 شهریور 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

در تاریخ می خوانیم هنگامی که جنگ تبوک پیش آمد قرار بود مسلمین به دفاع از مرزها بروند که فاصله آن مرز تا مدینه 700 کیلومتر بود ، این سفر با توجه به وسایل آن روز خیلی مشکل بنظر می رسید، عده ای که ایمان محکمی نداشتند، جا زدند.

 رفیق های نیمه راه حتی در کنار پیامبرهم بودند. انسان های عافیت طلب ، راحت طلب، که اهل جهاد و ایثار نیستند

به آیه 38 سوره توبه توجه کنید:

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! شما را چه شده كه وقتى به شما می گویند در راه خدا بیرون شوید و كوچ كنید به زمین سنگینى مى‏كنید، آیا به زندگى دنیا به جاى آخرت راضى شده‏اید؟!

چند آیه بعدهم می فرماید:

 (اى رسول) اگر این دسته از مردم را براى منفعت فورى و سفر كوتاه (تفریحى) دعوت كنى البته تو را پیروى خواهند كرد و لیكن این سفر (به تبوك براى جنگ با روم) بر آنان دراز و دشوار آمد.

نکته:

جهاد فرهنگی هم ساده و سخت دارد، مسلما در فضای مجازی مطلب گذاشتن جهاد فرهنگی است البته از نوع ساده آن.

جهاد فرهنگی سخت  و نیمه سخت کدام است؟

مومن زرنگ و باهوش در زمان غیبت امام زمان (ع) بجای راحت طلبی می تواند برای سربازی و خدمت موثرتر به اسلام ، بگردد و جهاد سخت و پر فضیلت فرهنگی را پیدا کند.





نوع مطلب : تاریخ در قرآن، بصیرت، منافقین، نبرد فرهنگی، 
برچسب ها :

قبل از جنگ

آنگاه على (ع) مردم را براى آماده شدن و حركت به عراق دعوت فرمود، سعد بن ابى وقاص و عبد الله بن عمر و محمد بن مسلمة پیش او آمدند. امام به ایشان گفت سخنى سست از شما به من رسیده كه آنرا براى شما نپسندیدم.

 سعد گفت آنچه گفته‏اند درست است شمشیرى به من بده كه كافر را از مسلمان تشخیص دهد ، در آن صورت حاضرم با آن شمشیر در ركاب تو جنگ كنم.(منظورش این بود نمی دانم شما بر حق هستید یا معاویه)

عبد الله بن عمر(فرزند خلیفه دوم) هم گفت ترا سوگند مى‏دهم كه مرا به چیزى كه آن را نمى‏شناسم وادار مكن.

محمد بن مسلمه هم گفت پیامبر (ص) به من دستور فرمود با شمشیر خود مشركان را بكشم و چون نمازگزاران كشته شوند شمشیر خود را به سنگ هاى كوه احد بزنم و بشكنم و من دیروز شمشیر خود را شكستم، و هر سه نفر از پیش على (ع) رفتند.

سپس اسامه بن زید به حضور على (ع) آمد و گفت مرا از همراهی با خودت معاف دار، من با خداوند عهد كرده‏ام با كسانى كه گواهى به وحدانیت خداوند مى‏دهند جنگ نكنم.(یعنی نمی توانم به جنگ معاویه بیایم)


تحلیل:

چرا حاضر به جنگ با معاویه نبودند؟

اول آسایش طلبی و عادت کردن به زندگی راحت دنیوی، خصوصا بعد از جمع آوری اموال قابل توجه.

دوم تحلیل غلط از زندگی و منافع خود ، چون کم کم داشت رستگاری در سرای آخرت، جای خودرا به منافع دنیوی می داد.

سوم این که مگر می شود غذای مشکوک و درآمد مشتبه داشت و قلب و فکر انسان ، بازهم تحلیل خدایی و الهی داشته باشد و تصمیم درست بتواند بگیرد! تفاوت علی و معاویه که مثل روز روشن است را نمی توانستند تشخیص دهند!!

اگر منافع آنها اقتضاء می کرد که بفهمند علی بحق است یا خیر، از زیر زمین هم که شده سعی می کردند با سؤال و بررسی جدی ، جواب را پیدا کنند، ولی چه کنیم که بعضی ها نفهمیدن را مقرون به صرفه تر می بینند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : سعدبن ابی وقاص، عبدالله بن عمر، محمدبن مسلمه،

                 

 در تاریخ می خوانیم یک سال بعد از فتح مکه ، هنگامی که دستور بیرون کردن مشرکان از مسجدالحرام آمد، بعضی گمان کردند این امر باعث قطع رفت و آمد مشرکین به شهر مکه و در نتیجه لطمه به تجارت می شود ، چون تمام قبائل به «بازار عکاظ» می آمدند. پس از شرکت در این بازار بود که قبایل عرب وارد مکه می شدند، و بعد از حضور در مراسم حج و زیارت بتها، به وطن خود بازمی گشتند.

وقتی آیه نازل شد :کفار  ناپاک اند ، نباید وارد مسجدالحرام شوند، در صورتی که از فقر مى‏ترسید، خداوند اگر بخواهد شما را به زودى از فضل و احسانش بى‏نیاز مى‏كند، خداوند دانا و حكیم است. (سوره توبه - آیه 28(

عده ای سخت متعجب شدند چطور چنین چیزی ممکن است !

اما به خواست خدا، تجارت مردم مسلمان مکه  به خاطر عمل به این فرمان کساد نشد.

علامه طباطبایی در المیزان می نویسد: این وعده اختصاص به مردم آن روز ندارد، بلكه مسلمانان عصر حاضر را نیز شامل مى‏شود، و بشارت مى‏دهد به اینكه، بخاطر عمل به  دستورات خدا، از هر چه بترسند، خداوند از آن خطر ایمنشان مى‏فرماید.( ترجمه تفسیر المیزان، ج‏9، ص: 304)

نکته: اگر فروشگاه خودرا هم برای اطاعت از دستور خدا و رفتن به نماز جماعت دقایقی تعطیل کنیم ، شامل همین بند از سنت الهی می شود.

اگر خانمی که در شرکت ما کار می کند، بخاطر دستور خدا سفارش کردیم که حجاب را بهتر رعایت کند و از زن به عنوان تبلیغ برای فروش کالا استفاده نکردیم هم مشمول همین بند است.

اگر در معامله، انصاف و مشتری مداری در بازار مسلمین را رعایت بکنیم هم همین قصه جاری است.

این کلید و رمز موفقیت است ، شعار یک مسلمان است، اطاعت از خدا و نترسیدن از فرمول های معمولی زندگی و امید به فضل خدا.





نوع مطلب : مکه و مدینه، تاریخ در قرآن، امام علی(ع)، بصیرت، آزادی و حقوق بشر، 
برچسب ها : برائت، تجارت، محاصره اقتصادی،

قراردادی چند ماده ای باعث شد مسلمین نتوانند در مکه بمانند و همگی به دره ای در حاشیه شهر مکه پناه ببرند.

امضاء کنندگان زیر متعهد می شوند که از این پس هرگونه معامله و داد و ستدی را با بنی هاشم قطع کنند.

- به آن ها زن ندهند و از آن ها زن نگیرند.

- چیزی به آن ها نفروشند و چیزی از ایشان نخرند.

- هیچگونه پیمانی با آنها نبندند ، در هیچ پیش آمدی از ایشان دفاع نکنند. در هیچ کاری با ایشان مشورت و انجمنی نداشته باشند.

این قرار داد حدود سه سال ادامه داشت.

مشرکین قریش گذشته از این که خودشان داد و ستد و معامله ای با بنی هاشم نمی کردند از دیگران نیز که می خواستند چیزی به بنی هاشم بفروشند و یا آذوقه ای برای ایشان ببرند جلوگیری می کردند، دیده بان گماشته بودند مبادا کسی برای آن ها آذوقه ببرد.

در هنگام حج هم (که مسلمین امنیت داشتند و می توانستند از شعب ابوطالب بیرون آمده و به حج بروند) تا جائی که می توانستند از داد و ستد قبایل با بنی هاشم جلوگیری می کردند، حتی حاضر می شدند اجناس تجار را بیش تر از قیمتی که بنی هاشم خریداری می کنند از ایشان خریداری کنند، گاهی تجار را می ترساندند که اگر با اطرافیان محمد معامله کنید، اموالتان را غارت می کنیم.





نوع مطلب : اسلام در محاصره، 
برچسب ها : محاصره در تاریخ، حضرت خدیجه، حضرت ابوطالب،

در تاریخ می خوانیم:

ابوطالب که دید بنی هاشم بخاطر محاصره اقتصادی و اجتماعی اعمال شده توسط مشرکین، نمی توانند در شهر مکه بسر برند، آنها را به دره ای در قسمت شمالی شهر که متعلق به او بود – مشهور به شعب ابی طالب - منتقل کرد و جوانان بنی هاشم و بخصوص فرزندانش علی و طالب و عقیل را موظف کرد که شدیدا از پیامبر حراست کنند.

خودش هم گاهی در یک شب چند بار بالای سر رسول خدا (ص) می آمد ، او را از بستر بلند کرده ، دیگری را جای او می خواباند و آن حضرت را بجای امن تری منتقل می کرد، پیوسته مراقب بود تا مبادا گزندی به آن حضرت برسد.

منبع: کتاب درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام – نوشته حجة الاسلام رسولی محلاتی

نکته :

ابوطالب آوارگی را برای خود و تمام خانواده و قبیله اش پذیرفت، به قیمت پشتیبانی از پیامبر، مجبور شد با کل خانواده اش به دره ای در حاشیه شهر مکه کوچ کند، او ارزش اسلام را به عنوان یک دین الهی درک کرد ، در حالی که هنوز دفاع از این دستاورد خیلی اهمیتش را نشان نداده بود و به اصطلاح، موضوع جدی نشده بود، هنور خیلی از دستورات دین نازل نشده بود و ارزش آن ناشناخته بود.

ابوطالب برای یک چنین دین و یک چنین شخصی حاضر به فداکاری شد، چون یک فهم درونی ناشی از ارزش های انسانی داشت، حاضر نبود انسانیت را بخاطر حفظ مقام و شخصیتش در میان مردم مکه قربانی کند، قطعا او به خاطر قبیله اش این گذشت را نکرد، اگر یک انسان معمولی از میان قبیله اش دست به قیام می زد، ابوطالب به خاطر حس هم قبیله  بودن، این طور تمام قد از او دفاع نمی کرد.

روشن بینی و عظمت، این جا بروز می کند و تاریخ می سازد، کاری که 15 قرن پیش، او بدون هیچ چشم داشتی انجام داد، حاضر نشد زیر بار حرف زور و فشار قدرت آن روز برود چون فهمید کجای تاریخ ایستاده و وظیفه اش چیست؟ جایگاه و شأن پیامبر و اسلام را درک کرد.

مقایسه کنید با بعضی نخبگان امروز، استاد دانشگاهی که ارزیابی درستی از  اهمیت اسلام و جایگاه آن در میان ملت ها ندارد ، پس از این همه روشنگری و تبلیغ و هزاران آیه و حدیث و صدها کتاب تحلیلی، بازهم عظمت اسلام را نیافته و با اندک لبخند کفار آن را معاوضه می کند، احکام آن را با حقوق بشر غرب می سنجد ، هر جا تطابق نداشت ، نظریه کفار را می پذیرد و با جرأت و افتخار، آن را تبلیغ می کند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، بصیرت، 
برچسب ها :

تاریخ اسلام دریچه ای است برای آشنایی با اتفاقات ریز و درشت در مدینه و مکه ، در جنگهای صدر اسلام.

 برای مرور خاطرات و درس گرفتن از محاصره اقتصادی در شعب ابی طالب ، برای توجه به قرآن آنگاه که به تحلیل عملکرد منافقین می پردازد، وقتی که سرپیچی می کنند وقتی که مسخره می کنند، وقتی که در گوشی باهم قول و قرارهایی می گذارند.

تاریخ اسلام بررسی می کند، روش برخورد با کفار را، کجا پیمان ببندیم ، کجا کوتاه نیائیم ، کجا برای جهاد بپا خیزیم، حد ومرز اطاعت از پیامبر و امام چیست؟ حد و حدود حقوق بشر کجاست؟

تاریخ اسلام نشان می دهد در مسائل اقتصادی با مردم چگونه تعامل کنیم ؟

یاران با وفا و سخت کوش و الگوهای بزرگ تاریخ را نشان می دهد و منافقین را معرفی می کند. زندگی بچه پولدارهایی چون مصعب را که به مقامی بزرگ در نزد پیامبر رسیدند مطرح می کند ، غلام سیاهی چون بلال راهم که به اوج افتخار رسیده نشان می دهد.

تاریخ اسلام حتی به سکوت معنا دار پیامبر می پردازد، نکته هایی از هر سفر پیامبر استخراج کرده و در اختیار ما قرار می دهد، دوربین متحرک تاریخ اسلام همه جا از زوایای زندگی پیامبر و ائمه و اصحاب ایشان فیلم برداری کرده و اتفاقات به همراه حواشی آن را نشان می دهد. در قصر معاویه و در سفره مجلل او چه گذشت، در خانه کوچک فاطمه ، بر سفره با صفا و ساده ایشان چه وضعی بود.

شب تاریک، در سنگری که جمعی در جنگ صفین تؤطئه می کردند، چه می گفتند. لشکر مجهز ولی دل آشفته پادشاهی ایران چگونه در برابر لشکر محدود ولی یکدست مسلمین شکست خورد.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام،  تاریخ و تاریخ نویسان، تاریخ در قرآن، نقش زن در تاریخ اسلام، تاریخ معاصر، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

جبهه فـــــرهنگی فاطمـــــیون

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------