نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر
پنجشنبه 3 فروردین 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

حزب و طرفداران آن همیشه در تاریخ بوده خصوصا دو حزب اصلی ، نمی شود از کنار این دو گرایش به سادگی گذشت، چون خیلی از تصمیم های ما بعدا به همین بر می گردد.

آن طرف گروهی هستند که حرکات را در صفحه شطرنج زندگی بر ضد حزب خدا انجام می دهند، ولی بعضی از میان ما ساده اندیشانه دست دوستی با آن ها فشرده و به تجارب دیگران بی اعتنایند.

گویا بر آنند راه میانبر رفته، به نام تعامل، با گروهی که بارها خنجر بر قلب خدا پرستان فرود آورده اند وارد گفتگو و مصالحه شوند.

آیا درست است هرکسی بدون استفاده از تجارب امت، بخواهد شانس خود را بیازماید و با سرنوشت همه بازی کند، پس همیشه باید آزمون و خطا داشته باشیم، در این صورت استفاده از عبرت های تاریخ، کجا معنا پیدا می کند؟

آیا دستور قرآن جمع بندی و بر آیند هزاران تجربه در تاریخ نیست؟ که اگر خوشبختی می خواهید ، راه حل شما جدا کردن حسابتان از حزب شیطان است.

قرآن در آیه 14 سوره مجادله می گوید کسانی از میان شما که طرح دوستی با دشمن می ریزند نه از شمایند نه از گروه دشمن!!

این ها بقدری جسورند که در آیه 18 می فرماید این گروه روز قیامت برای خدا هم سوگند می خورند بر درستی کارشان!

شاید خداوند می خواهد بفرماید که ای مردم کمر بندهایتان را محکم ببندید زیرا این افراد که در برابر خدا این طور پررویی می کنند، در برابر شما خیلی  با جسارت و اعتماد به نفس بیشتر کارشان را پی گیری می کنند! مواظب باشید شمارا به شک نیاندازند.

در آیه 19 می فرماید این ها حزب شیطان اند.

و خلاصه در آیه 22 می فرماید: هیچ قومى را كه ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمى‏یابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آن ها باشند. (حتی با پدر کافرت هم اظهار دوستی نکن تا برسد به کفار در آن سوی مرزها ...)

بعد در مورد افرادی که مرز خود را با مستکبران تاریخ مشخص می کنند می فرماید این ها حزب خدایند.

می بینیم که مرز بندی بین حزب خدا و حزب شیطان را خداوند واضح بیان کرده ، در قرآن افراد بشر یا سیاهند یا سفید ، گروه خاکستری نداریم، آیاتی که برای جدایی این دو حزب در قرآن آمده بسیار روشن است( سوره بقره 257) و بارها در داستان های تاریخی بیان شده تا هیچ انسانی بعدها نگوید من اشتباه کردم ، نتوانستم حزب خدا را از حزب شیطان تشخیص دهم.





نوع مطلب : تاریخ در قرآن، اسلام دین کامل، بصیرت، منافقین، تاریخ معاصر، 
برچسب ها : حزب خدا، حزب شیطان، قرآن،
چهارشنبه 11 اسفند 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

                 

منافقین در میدان های سیاسی و اجتماعی، مواضعی موافق با دشمن اتخاذ می کنند، بسیاری از اوقات سودی هم از این اقدام خود نمی برند، فقط یک حس روانی است که از لبخند آنها لذت می برند. شاید فکر می کنند شخصیت آنها فرا ملی شده ، باورشان می آید آن قدر فهیم اند که دشمن هم آنها را تمجید می کند.

مثلا ابوموسی اشعری به امام علی پشت کرد و به توصیه ایشان عمل نکرد ، خوشحال بود که عمروعاص به او گفته تو پیش از من به افتخار هم صحبتی رسول خدا (ص ) رسیده اى و ...

اشعث هم در جنگ صفین در حالی که جزء لشکر امام بود ، از تمجید معاویه مغرور شد.

و زبیر در واقعه جمل می گفت اگر از مقابل لشکر علی (ع) عقب بنشینم، زن های بصره مسخره ام می کنند، می گویند او ترسیده!

بعضی از سیاستمداران وقتی از آن طرف دنیا کسی تعریفشان را می کند و می گوید آدم معتدل و با عقل و خردی است ، برای حفظ این قیافه و ژست، حاضرند منافع ملت خود را کمی تا قسمتی کنار بگذارند زیرا این چهره بین المللی و رضایت دشمن برایشان ارزشمند تر است از رضایت خودی ها.

قرآن می فرماید : آیا در پیش کفار، شما به دنبال عزت هستید! (سوره نساء : آیه 139)

این افراد منافق صفت از مسخره شدن توسط کفار شدیدا واهمه دارند.

در حالی که خداوند به پیامبر می فرماید مسخره کنندگان را ما کفایت می کنیم که به تو آسیبی نرسانند.





نوع مطلب : منافقین، بصیرت، اطاعت از امام و نائبش، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : منافق، دشمن، اشعث، ابوموسی، زبیر، عمروعاص،
سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

به صحنه ای می پردازیم که یکی از زیبا ترین پوسترها و جذاب ترین گزارش خبری را خداوند از حادثه ای ارائه فرموده.

حکایت خانواده ایست که چون و چرا و بهانه نمی کنند ، خودمان واجب تریم، روزه بودیم، خدا که نفرموده از لقمه خودت بزن، فردا هم می خواهیم روزه بگیریم، باید بدن ما توان داشته باشد، نصف نان را می دهیم، نصف دیگرش باشد برای خودمان، این فقیر، اسیر و کافر است ، نا امید کردن او اشکالی ندارد.

 بدون معطلی غذایشان را به او می دهند، چون خدا فرموده آن چیزی را که خودتان دوست دارید به فقیر بدهید.

 خداوند فورا مدال ایثار را به آنها نمی دهد، نکند اتفاقی یا تصمیم لحظه ای بوده که چنین ایثاری کرده اند، امتحان سخت تری باید گرفت ، تا همه ببینند حد و مرز ایثار این خانواده تا کجاست؟

خداوند، روز دوم و سوم هم هنگام افطار، فقیری را به در خانه آنها می فرستد، بازهم تمام اعضای خانواده، سهم افطار خودرا به فقیر می بخشند!!

ملائک انگشت حیرت بر دهان می گیرند، معلوم می شود اگر این ماجرا ادامه پیدا کند، این خانواده کم نمی آورند.

یک نفر از این خانواده به تنهایی در بخشندگی غوغا می کند ، حال که دسته جمعی سفره ایثار گسترده اند، باید خیلی دیدنی باشد، فقط خدا می تواند صحنه را توصیف کند، چنین امر مهمی حیف است که پنهان بماند، به همین خاطر این خبر پنهانی را خداوند افشا می کند تا صدای آن دربلندگوی تاریخ پخش و در قرآن ثبت شود و جاوید بماند. از عرش اعلی، زیباترین آیات و تمجیدها در وصف این ضیافت صادر می شود، آن جا که می فرماید:

و غذاى (خود) را با اینكه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسكین» و «یتیم» و «اسیر» مى‏دهند!

(زبان حالشان این است که) ما فقط براى خشنودى خدا به شما طعام می دهیم و انتظار هیچ پاداش و سپاسى از شما نداریم.

ما از قهر پروردگار خود در روزى كه از رنج و سختى آن، رخسار خلق درهم و غمگین است مى‏ ترسیم.(سوره انسان آیات 8-9-10 )

@tarikhislam





نوع مطلب : قله های بلند انسانیت، تاریخ در قرآن، 
برچسب ها :



حضرت فاطمه (س)  می فرمایند: خوش نداشتند از على(ع) ... سخت گیرى اش را در راه خدا.

اگر دورى نمى کردند از رشته (ولایت) که پیامبر به او سپرده بود، ... چنان (حساب شده می راند) که بینى شترِ حکومت مجروح نمى شد و سوارش به شدّت تکان نمى خورد.

آنان را به آبشخورى گوارا وارد مى کرد که آب از دو سوى آن لبریز بود و درهاى برکات زمین و آسمان بر آنان باز مى شد. [حال که چنین نشد] خداوند آنان را به آنچه کرده اند عِقاب خواهد کرد.
کمى صبر کنید تا نتیجه دهد. در این کاسه شیر، شما خون خواهید دوشید؛ آنجاست که بازماندگان مى فهمند که گذشتگان چه کردند. آماده فتنه ها باشید

کتاب سقیفه

نوشته علامه سید مرتضى عسكرى

تحلیل:

این جملات فاطمه اطهر چه زیبا بیان می کند که چالش همیشگی مردم در طول تاریخ چه بوده ، در بسیاری اوقات به اطاعت از ولی خدا تن نداده و دچار انحراف و سردرگم در گردنه ها و کوره راهها می شدند.

دقیقا هر روز روز انتخاب مسیر درست توسط یک ملت است و همیشه این انتخاب تکرار می شود ، آن کس که تحت فرمان ولی خدا حرکت کند ، رستگار می شود، چشم اندازهای دیگر که به ظاهر رنگین و زیبا سازی شده اند، انحرافی و شیطانی اند.





نوع مطلب : بصیرت، اطاعت از امام و نائبش، امام علی(ع)، نقش زن در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : فاطمه، امام علی، پیامبر،

حضرت فاطمه (س) همراه پدر و مادر، محاصره اقتصادی شعب ابوطالب را تحمل کردند. در آن زمان ایشان حدود چهار سال داشتند. خاطرات و سختی های شعب ، سال ها در میان مسلمانان دهان به دهان نقل می شد.

بالاخره محاصره اقتصادی و سیاسی نظامی در شعب به اتمام رسید، ولی ناگاه کشتی زندگی حضرت فاطمه (س) دوباره در کودکی دچار طوفان شد ، این بار مادری بسیار مهربان با فاطمه کوچک وداع کرد و از دنیا رفت، در حقیقت در میان شهری پر از مشرک و مردمی که بر سر پدرش خاکروبه می ریختند، فرزند را تنها گذاشت و اورا به خدا سپرد !!!

اینک فاطمه می بیند گاه مشرکین مکه به پدرش ناسزا مى گویند. زمانی پدر از دست ظلم آن ها خون آلود به خانه می آید و دردناک تر آنکه در خانه هم با صورت پژمرده دختر عزیری روبرو مى شود كه آثار اشک در فراق مادر در چهره اش نمایان است.

این کودک با گرفتاری های ریز و درشت، هر روز بزرگ و بزرگتر می شود تا زمانی که با کوله باری انباشته از هجرت و صبر و شکیبایی، توفیق پیدا می کند تا همسر جهادگر دوران خود باشد و فرزندان شجاع  و بزرگی را تربیت نماید، که برای همیشه  در تاریخ الگو باشند.






نوع مطلب : نقش زن در تاریخ اسلام، پیامبر(ص) ، 
برچسب ها : محاصره شعب، فاطمه، خدیجه،

عملکرد اول: سلیمان صرد در زمان حضرت علی علیه السلام در جنگ جمل شرکت نکرد و مورد سرزنش ایشان قرار گرفت.

عملکرد دوم: وقتی امام حسن علیه السلام صلح کردند ، سلیمان را می بینیم که امام را سرزنش می کند که چرا صلح کردید؟!!

عملکرد سوم: او این است که در همین زمان به امام حسین علیه السلام می گوید حال که برادرتان طرفدار صلح است شما قیام کنید و با معاویه بجنگید.

عملکرد چهارم: او در واقعه کربلا بود کهبه صف مجاهدان نرسید! در حالی که از دعوت کنندگان امام به کوفه بود. انتخاب منزل او به عنوان مرکز سازمان‌دهی و اتاق فکر شیعه در این دوره، نشانه جایگاه والای سلیمان نزد شیعیان کوفه است.

و بالاخره پنجمین عملکردش حرکت نظامی اوست که می بینیم بخاطر پشیمانی از عقب ماندن از یاری امام حسین علیه السلام ، دست به قیام می زند ، صدها نفر را با عنوان توابین بسیج می کند و همراه خود به جنگ بنی امیه می برد.

اگر او بصیرت می داشت بهتر از این ها عمل می کرد.





نوع مطلب : بصیرت، اطاعت از امام و نائبش، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : بصیرت، به روز بودن، تاریخ،
یکشنبه 10 بهمن 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

وقتی که رئیس منافقین مدینه فوت کرد، یک نفر به پیامبر(ص) اعتراض شدید داشت .

 به ایشان گفت شما که می دانستید او منافق است، حتی بر علیه او آیه نازل شده، چرا بر جنازه او نماز خواندید؟! این اعتراض کننده، چنان به پیامبر معترض بود که وارد عمل شد، عبای پیامبر را محکم کشید، بطوری که روی گردن پیامبر عزیز، خط افتاد!

چند سال بعد هم زمانی که پیامبر(ص) در روز غدیر، علی علیه السلام را به جانشینی منصوب کردند، عده ای تبریک گفتند ولی بعضی هم بودند که گفتند تا حالا هر چه پیامبر گفته پذیرفتیم، اما علی تا دیروز هم تراز ما بوده، حالا ریاست اورا چگونه بپذیریم! یکی از آنها بطور آشکار اعتراض کرد و با پیامبر به مشاجره پرداخت.

تعداد این گونه افراد معترض به تصمیمات ولایی پیامبر معلوم نیست ،  ولی هم پیامبر با ظرافت عمل می کردند و زمینه بروز مخالفت آنها پیش نمی آمد و هم آنها سیاستمداربودند و زود آفتابی نمی شدند و مخالفت خودرا تا زمان مناسب در دل پنهان می کردند! ولایت گریزی همیشه کم و بیش بوده و همه مطیع نبودند ، نباید آن زمان را خیلی گل و بلبل نشان داد، در قرآن آیات زیادی وجود دارد که هشدار می دهد به منافقین، وعده جهنم می دهد به کسانی که به ظاهر ایمان آورده بودند ولی در خفا به نقشه کشی بر علیه اسلام مشغول بودند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، پیامبر(ص) ، بصیرت، منافقین، 
برچسب ها : نفاق، بصیرت، حب ریاست،
              



نوع مطلب :
برچسب ها :

جمعی حتی در جنگ جمل با آن همه مشکلات و دو دستگی میان مسلمین، در کنار امام علی دوام آوردند ولی در جنگ صفین که سختی ها و ابرهای تیره ابهام، غلیظ تر خودنمایی کرد ، تعداد قابل توجهی از افراد لشکر، صبرشان لبریز شد، کم کم داخل لشکر، جلسات مخفیانه شبانه شکل گرفت و پچ پچ راه افتاد که این چه وضعی است ؟ معاویه پیشنهاد صلح داده، آنهم بر اساس داوری قرآن ؟ دیگر چه بهانه ای می ماند که امام، صلح را نمی پذیرند؟

می ببینیم این گروه تا وقتی مطیع امام اند که اوضاع خیلی سخت نباشد ولی در موقع فشار و سختی ، خودشان نظر می دهند!

عکس این موضوع هم وجود داشت هنگامی که امام حسن علیه السلام با معاویه ترک مخاصمه کردند، یکی از یاران ایشان به نام سلیمان صرد، وقتی به دیدار امام آمد گفت: سلام بر کسی که مومنین را ذلیل کرد!

تحلیل :

اگر زمانی که اوضاع آرام است مومن باشیم و پیرو امام، زمانی که کار پیچ پیدا کرد خود رأی باشیم که دینداری نیست.

اتفاقا مهم آن است که هنگام مشکلات و شدت ها آن چنان بصیر باشیم که دست از امام برنداریم.

خوب است به حدی از رشد برسیم که اطاعت از ولی خدا را در هر صورت بپذیریم. این رمز بندگی است، اما آنها که اطاعتشان از خدا حد و مرز دارند و در هر صورت تسلیم نیستند، انسانهای مومنی نیستند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، واقعه صفین، واقعه جمل، امام علی(ع)، امام حسن وامام حسین(ع)، بصیرت، منافقین، 
برچسب ها : تسلیم، فرمان امام، بندگی،
دوشنبه 27 دی 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

         

امام علی (ع) فاصله طبقاتی را که دوباره داشت به جامعه اسلامی وارد می شد ، طرد کرد و عدالت را جایگزین نمود، یک نمونه برخورد همراه با عدالت ایشان را ذیلا مشاهده می فرمائید:

روزى اشـعـث بن قیس بر امام على (ع) وارد شد، دید كه ایشان در مـیـان عـرب و غـیر عرب از نژادهاى گوناگون نشسته است و جاى خالى براى او نیست ، با ناراحتى به امام اعتراض كرد كه :
اى امیرمؤ منان ، سرخ پوست ها بین ما و تو فاصله انداخته اند.(1)

حضرت خشمناك شده ، فرمودند:
چه كسى مرا بر این آدم هاى چاق و فربه یارى مى دهد؟
و نـپـذیرفتند كه ایرانیان و غیر عرب پراكنده شوند، تا اشعث و دیگر بزرگان عرب در كنار ایشان بنشینند.(2)

1-       بـه اعـراب بـادیـه نـشـیـن كـه در آفـتـاب چـهـره شـان سرخ مى شد و ایرانیان كه رنگشان سرخ و سفید بود، سرخ پوست مى گفتند.

2-       كتاب الغارات ثقفى ص 341 ـ و ـ نقش ائمّه در احیاء دین ج 14 علاّمه عسگرى





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، اسلام دین رحمت، بصیرت، منافقین، 
برچسب ها : بصیرت، امام شناسی، مردم،
جمعه 17 دی 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی
                      

بعضی سوپاپ اطمینان ضعیفی دارند، یکی دو مثال کوچک از تاریخ را باهم مرور کنیم:

طلحه و زبیر روش حکومتی امام را فقط یکی دوماه تحمل کردند.

جمعی دیگر در جنگ جمل با آن همه مشکلات، در کنار امام دوام آوردند ولی در جنگ صفین که سختی ها بیشتر شد، تعداد قابل توجهی از لشکریان، صبرشان لبریز شد، کم کم داخل لشکر، جلسه مخفی شبانه شکل گرفت و پچ پچ راه افتاد که این چه وضعی است ؟ معاویه پیشنهاد صلح داده، آن هم بر اساس داوری قرآن ؟ دیگر چه بهانه ای می ماند که علی، صلح را نمی پذیرد؟ !

می ببینیم این گروه تا وقتی مطیع امام اند که اوضاع خیلی سخت نباشد ولی در موقع فشار و سختی ، خودشان نظر می دهند! که امامشان باید جنگ کند یا صلح!!

جالب توجه است که عده ای به امام علی اعتراض می کردند که چرا صلح نمی کنی، و جمعی دیگر در زمان امام حسن علیه السلام به ایشان اعتراض دارند که چرا صلح کردی!؟

مثلا سلیمان صرد به امام حسن (ع) می گفت شما با این صلح که انجام دادید باعث ذلت مومنین شدید!

انسانی که بندگی خدا سرفصل زندگی او باشد ، برای اطاعت از امام دچار تردید و وسوسه نمی شود، در هر زمان که باشد و در هر گوشه عالم که زندگی کند، فرقی برایش نخواهد داشت، دلش آرام است و راهش روشن.





نوع مطلب : بصیرت، اطاعت از امام و نائبش، 
برچسب ها : صلح، جنگ، بصیرت،
   

پس از فتح مکه، پیامبر (ص) دستور عفو همگانی صادر کردند.
اما فرمودند عبدالله بن سعد را هرجا گیر آوردید بکشید حتی اگر خود را به پرده ی کعبه چسبانده باشد.

وقتی عبدالله دستور قتلش را شنید به برادر رضائی خود، عثمان پناه برد و از او خواست که نزد رسول خدا واسطه شود تا نجات یابد.
عثمان از رسول اکرم طلب بخشش برای برادر مرتد خود کرد.

 رسول اكرم (ص) مدتى خاموش بودند و در برابر درخواست عثمان، هیچ پاسخى ندادند، تا شاید كسى برخیزد و حكم را درباره او اجرا كند .
اما كسى برنخواست و اقدامى نكرد، لذا پیامبر (ص) او را عفو كردند و عبدالله دوباره اسلام آورد .

پیامبر بعد از این ماجرا به اطرافیان خود گفتند که علت سکوت من این بود تا در آن فرصت، یک نفر حکم را اجرا کند.
(تاریخ طبری، ج 3، ص 1187 – و صفحه 192و 193،کتاب سقیفه از علامه عسکری)

نکته:

مسلمان، در صحنه اجتماع اگر نتواند از حرکت پیامبر و امامش ، منظور اورا درک کند، زیرک و آگاه به زمان نیست، همیشه منتظر است امام جامعه ، سیر تا پیاز مسائل را برایش بیان کند و او به راحتی فقط لقمه را قورت دهد!

خودش تحلیل ندارد و اشاره ها را نمی گیرد. در حالی که رهبران الهی مقداری به مردم میدان می دهند که خودشان رشد کنند و راه را بیابند.

 غیبت امام عصر علیه السلام هم خود یک فرصت به بشر برای رسیدن به تحلیل است که فقط با رهبری که از طرف خدا باشد می توان به سعادت رسید




نوع مطلب : بصیرت، پیامبر(ص) ، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : بصیرت، عثمان، مرتد،

پاسخ:

 اسلام طبقات اجتماعى را رد کرده و داوطلب جهاد را مادامى كه مدعى اسلام و قادر بر حمل سلاح است ، نباید طرد كرده و میان طبقات مختلف امتیازى قائل شوند و چون داوطلبین جهاد ، همه مدعى اسلام بودند ، امام  چاره ای بجز پذیرش آنان نداشت .

رسول اكرم و امیرالمؤمنین علیهما السلام نیز در برخى از حوادث جنگى خود به چنین سپاه مختلطى دچار شده اند .

 میدانیم آن هر دو نیز بنوبه خود از زیان هاى ناشى از حضور این افراد ، در امان نماندند .

مثلا تاریخ می گوید در جنگ حنین ، سپاه اسلام به بالاترین حد خود رسیده بود، ولى سپاهى مختلط بود و در آن افراد بسیاری بودند كه براى غنیمت آمده بودند و با وجودی که تعداد مسلمین بیشتر بودند ، کفار با نقشه زیرکانه ای مسلمین را فراری دادند بطوری که نزدیک بود مسلمانان شکست بخورند ولی با تدبیر پیامبر اسلام ، دوباره سربازان جمع شده و نبرد را ادامه دادند.

سپاه امام على هم در  صفین از ملتها و قبیله هاى گوناگون تشكیل شده بود و سپاهى پر اختلاف بود ، نه گوش به فرمان میداد و نه دل به نصیحت .

 امام حسن نیز در دوران كوتاه زمامداریش (شش ماه !) كه سراسر آن را مشکلات گوناگون فرا گرفته بود ، چندان فرصت و مجال نیافت كه به اصلاح این گروه هاى رنگارنگ و گرد آوردن آنان بر رأى و عقیده واحد بپردازد .

این كار در آن موقعیت از هیچكس دیگر نیز ساخته نبود ، چه ، اولا شایستگى اخلاقى چیزى نیست كه بتوان آنرا در دورانى كوتاه تزریق كرد ، مستلزم تهذیب دینى و زدودن زنگ هاى روزگارى دراز مدت است ، و ثانیا جریان هاى متضادى كه این نسل را در معرض انواع جلوه هاى فریبنده مادى قرار داده بود ، امكان اصلاح و وحدت دادن به هدف ها را محال مى ساخت .

 

منبع:صلح امام حسن علیه السلام

نوشته : سید عبدالحسین شرف الدین

ترجمه : امام خامنه ای





نوع مطلب : اسلام دین کامل، امام حسن وامام حسین(ع)، آزادی و حقوق بشر، منافقین، 
برچسب ها : منافقین، تصفیه، طبقات اجتماعی،
                           

نماز و روزه را خیلی ها می خوانند حتی معاویه نماز می خواند ولی بعد از نماز، امام زمان خود را لعن می کرد.

در زمان امام چهارم و امام ششم و امام هفتم و امام هشتم و امام نهم، شیعیان به خاطر شبهه در شناخت این که چه کسی امام  است، به فرقه های فرعی تقسیم می شدند و ائمه هم تاکید زیادی روی لزوم شناخت امام زمان در هر دوره  می کردند.

در زمان امام دوازدهم نیز که چهار نائب خاص داشتند یکی از علما به نام ابوجعفر شلمغانی ادعای نیابت امام زمان را داشت که مورد لعنت امام واقع شد که در تاریخ ثبت شده.

بی جهت نیست که در این زمان هم اطاعت از ولایت، بزرگترین عبادت است و امتحان اطاعت از ولی زمان از حساس ترین آزمایش های شیعه وغربال کننده بسیاری از مسلمین است.






نوع مطلب : اطاعت از امام و نائبش، بصیرت، 
برچسب ها : ولایت، امتحان بزرگ،
چهارشنبه 28 مهر 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی
         

چرا ولایت و رهبری در اسلام مهم است؟

سه مثال کوتاه:

  مثال 1:

امام علی علیه السلام  می توانستند اقدامات لازم برای دفن بدن مطهر پیامبر (ص) را به یکی از یاران مورد اطمینان مثل  ابن عباس یا زبیر و یا سلمان واگذارند و خودشان دست به اقداماتی برای پی گیری امر جانشینی پیامبر بزنند. دوستان مورد وثوق را فراخوانی کنند و با آنها مشورت نمایند یا حداقل به سقیفه تشریف ببرند تا در تصمیم گیری ها اثر بگذارند.

چرا که دیدیم در اثر تعیین نابجای یک خلیفه ، مسلمین بیش از هزار سال از نعمت امام عادل محروم شدند.

مثال 2:

هنگامی که حضرت علی (ع) همراه با فاطمه زهرا (س) به منزل یاران در مدینه می رفتند و از آنها می خواستند از ولایت ایشان پشتیبانی کنند، مسلما اگر به افراد قول ولایت استانها را می دادند، عده زیادی طرفدار پیدا می کردند، کار خلافی هم نبود چون در نهایت آن حضرت نیاز به فرماندار برای استانها داشتند، اما امام فقط از آنها تقاضای طرفداری را داشتند، بدون این که قول یا دلگرمی به آنها بدهند، به این ترتیب کار به بن بست خورد.

مثال 3 :

کافی بود امام علی علیه السلام حداقل امتیازاتی به طلحه و زبیر و معاویه می دادند، آنوقت آن سه جنگ پیش نمی آمد و حکومت ایشان تضعیف نمی شد، آنهمه فتنه در عالم اسلام پیش نمی آمد و تمام مال و جان و ناموس مردم مسلمان سالهای سال بدست بنی امیه و بنی عباس و خاندان آنها نمی افتاد و هزاران برابر خسارت به مسلمین و نسل های بعدی وارد نمی شد!

پاسخ:

معصوم بودن امام و اطاعت بی چون و چرا از امام به همین دلیل است، فرمول محاسبه امام با ما فرق دارد، دید امام عمیق و از روی عاقبت اندیشی است و مبنای قرآنی دارد. معاویه می تواند مالک اشتر را مسموم کند تا حکومت خود را تداوم بخشد ولی امام برای تداوم حکومت اسلامی دست به این امور نمی زند.

امام برای رفع یک مشکل، دست بکار مشکوک و غیر انسانی نمی زند، با تحریک دنیا دوستی دیگران به دنبال یارگیری نیست.

اگر امام در جامعه اسلامی نباشد مردم به خطا می روند ، به همین خاطر است که پیامبر و ائمه بارها تکرار کرده اند: هر کس امام زمان خودرا نشناسد، دینداری او بی ارزش و مانند دوران قبل از ظهور اسلام است .






نوع مطلب : امام علی(ع)، خلفا و عدالت اسلامی، اطاعت از امام و نائبش، بصیرت، 
برچسب ها : امام علی، زبیر، معاویه،


( کل صفحات : 19 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

جبهه فـــــرهنگی فاطمـــــیون

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------