نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بصورت رایگان بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر
چهارشنبه 7 آبان 1393 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی


                       

مردی كه منكر خدا بود در دیداری با امام صادق (ع) عرض كرد: مرا به پروردگارم راهنمایى كن .
امام فرمود: بنشین .

پسر بچه اى وارد اتاق شد و با ‍ تخم مرغى که در دست داشت بازى مى كرد.
امام صادق به بچه فرمود: تخم مرغ را به من بده، پسر تخم مرغ را به حضرت داد.
امام فرمود:
 
اى دیصانى این قلعه اى كه پوست ضخیم دورش را فرا گرفته و زیر آن پوست ضخیم ، پوست نازكى قرار دارد و زیر آن، طلاى روان و نقره روان (زرده - سفیده ) مى باشد و طلاى روان به آن نقره مخلوط نمی شود. كسى هم از درون آن خبرى نیاورده و نمى داند كه براى نر آفریده شده یا ماده . وقتى كه شكسته مى شود پرندگانى مانند طاووس هاى رنگارنگ با آن همه زیبایى از آن بیرون مى آید، آیا براى آن آفریننده نمى دانى ؟
دیصانى مدتى سر به زیر انداخت. سپس سر برداشت در حالی که وجود خالق هستی را پذیرفته بود.

داستان هاى بحارالانوار جلد دوم- محمود ناصرى- برگرفته از بحار: ج 3،ص 31 و 141. جمع دو روایت

برداشت ها:

اگر مثلا پنج تخم مرغ در کره زمین بود، در موزه ها نگاه می داشتند و به عنوان یک پدیده نادر برایش نگهبان می گذاشتند که سرقت نشود، و اگر یکی از این پنج تخم مرغ بعد از صدها سال، تبدیل به جوجه می شد، تمام خبرنگارها به طرف آن هجوم آورده و قدم گذاشتن جوجه به کره خاکی را مستقیم از شبکه ها پخش کرده و تا چند ماه تحلیل و میز گرد در مورد آن می گذاشتند.

اما خدا این قدر راحت و بدون زحمت میلیاردها تخم مرغ و جوجه را تولید می کند که در چشم بشر از ارزش افتاده و کسی به خودش زحمت نمی دهد روی اهمیت آن فکر کند. حتی داخل سطل آشغال هم یکی دو تا گندیده و شکسته آن را شاید پیدا کنید.

در حالی که اگر تمام بشر جمع شوند نمی توانند حتی یک تخم مرغ بسازند که در تاریکی شکم مرغ شروع به رشد کند و وقتی به ثمر نشست از درونش یک جوجه ناز، جیک جیک کنان بیرون آمده، شروع به خوردن دانه کند! !  هر تخم مرغ یک معجزه خلقت است، این قدر معجزه ها زیاد است که جلو چشم را گرفته، امام مجبور می شود با شرح و توضیح به او بفهماند که تخم مرغ یک معجزه است، مثل کسی که تو جنگل بود، به نظرش می رسید درخت ها مانع اند، نمی گذارند جنگل را ببیند !





نوع مطلب : امام چهارم تا یازدهم، اسلام دین کامل، 
برچسب ها : معجزه، امام صادق، طلا و نقره، میلیارد، پسر، جوجه،


نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

جبهه فـــــرهنگی فاطمـــــیون

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------