تبلیغات
نگاه به تاریخ اسلام - 254- محبوب من
 
نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر
شنبه 17 آبان 1393 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی


شتر لاغر و ضعیف ابوذر از رفتن بازماند. دیدند ابوذر نیز عقب كشید. به پیغمبر گزارش دادند، ابوذر هم عقب کشید و رفت.

حضرت فرمود: «اگر خیرى در او هست‏ خداوند او را بر مى‏ گرداند و اگر خیرى نیست، بهتر كه رفت.»

لشكر همچنان به سیر خودش ادامه داد و ابوذر عقب مانده، اما تخلف نیست، حیوانش از رفتن مانده. هر چه تلاش كرد حركت نكرد.

ابوذر که تنها مانده بود، شتر را رها كرد و بارش را به دوش گرفت و پیاده در هواى گرم بر روى ریگ هاى گداخته به راه افتاد.

تشنگى داشت هلاكش مى‏ كرد. به صخره ‏اى در سایه كوهى رسید. در میانش آب باران جمع شده بود آب را چشید. بسیار سرد و خوش گوار بود. گفت هرگز نمى‏ آشامم تا دوستم رسول الله بیاشامد. مشك را پر كرد. آن را به دوش گرفت و به سوى مسلمین شتافت.

از دور شبحى دیدند. یا رسول الله! شبحى را مى‏ بینیم به سوى ما مى‏ آید. فرمود: باید ابوذر باشد. نزدیك تر آمد، آرى ابوذر است اما خستگى و تشنگى سخت او را از پا در آورده است. تا رسید، افتاد.

پیغمبر فرمود: زود به او آب برسانید. با صدایى ضعیف گفت: آب همراه دارم. پیغمبر گفت: آب داشتى و از تشنگى نزدیك به هلاكتى؟! آرى یا رسول الله! وقتى كه آب را چشیدم، دریغم آمد كه قبل از دوستم رسول الله از آن بنوشم (1) .

منبع: کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام از استاد مطهری 

برداشت و تحلیل :

1-      ابوذر بیخود ابوذر نشد، این یک نمونه از دوستی او با رهبرش بود. رهبر را این طور بر خود مقدم می داشت. در اوج نیاز شدید حتی تا حد مرگ رفت و آب نخورد، چون اول باید رهبرش آب بخورد ! !

2-      پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش باد) قرار نیست مأمور بگذارد که کسی از لشکر جدا نشود ،  هرکس عقب می ماند، می گوید اگر خیری در او باشد به ما خواهد رسید. فرق اسلام با سایرین این است که فرد آزاد است که همراه لشکر بیاید یا نیاید، امکانات هم کم بود که هر کس فقط خودش می توانست برود و وسیله حمل و نقل اضافه ای نبود که هر که اسب یا شترش در راه بماند به او اسب بدهند.

3-      امروز امام زمان از کدام کار شاد خواهند شد؟ کدام کار فرهنگی ؟ اجتماعی ؟ اقتصادی ؟ با این دید اگر به کار ها نگاه کنیم ، و وارد عمل شویم زندگی جهادی خواهد شد.

 





نوع مطلب : قله های بلند انسانیت، پیامبر(ص) ، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : ابوذر، رهبر، زندگی جهادی، پیامبر، امام زمان،


نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

جبهه فـــــرهنگی فاطمـــــیون

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------