نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بصورت رایگان بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر
سه شنبه 2 دی 1393 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

  

گروه زیادی از یهودیان در قالب هشت قبیله بزرگ، اطراف مدینه مسکن داشتند(1)، سالها بود که می گفتند در کتاب ما آمده پیامبری در این منطقه ظهور می کند، ما به عزت می رسیم و شما اهل مدینه، زیر دست ما خواهید شد.

اما وقتی دیدند پیامبر از میان عرب مبعوث شد، محاسبه شان بهم ریخت، چرا که قوم عرب از نظر علمی و مالی از یهود ضعیف تر بود، پس به ظاهر، یهودیها متمدن تر بودند. از این رو به غرورشان برخورد، به خدا معترض شدند، چرا پیامبر را از قومی که فرهیخته تر است انتخاب نکرده!

اتفاق بدتری که از نظر یهودیان افتاد، این بود که نمایندگان مردم مدینه، به مکه رفته و شبانه مخفیانه ، با پیامبر نوظهور بیعت کردند! در صورتی که اهالی مدینه، در تصمیم های مهم دینی با علمای یهود مشورت می کردند، ولی این بار هیچ مشورتی با یهود نکردند.


یهود یک شانس آوردند! پیامبر جدید در مکه ظهور کرد، اما پس از چندی راه را نزدیک تر کرد و به مدینه هجرت نمود، حالا یهودی های اطراف مدینه که قرن ها منتظر پیامبر جدید بودند، برای ایمان آوردن هیچ بهانه ای نداشتند.

ولی این شانس هم اثر معکوس داشت، اسلام به مردم مدینه استقلال و قدرت داد، و این با دیدگاه و آینده نگری یهود در تضاد بود. چنین پیامبری هرچه نزدیک تر می شد، تحملش هم سخت تر می شد.

به این ترتیب همان بلائی که تکبر، سر شیطان آورده بود بر سر یهود هم آورد! شیطان با هزاران سال عبادت و کسب مدال افتخار، وقتی ملائک، ریز و درشت به آدم سجده کردند، حاضر نشد به این مشت خاک سجده کند! و گفت نژادم برتر از آدم است، رتبه بالا و سابقه طولانی تر دارم ، عبادتم رکورد جهان را شکسته، من سجده کنم! ابدا !

از قوم یهود هم که اسیر هوی نفس بودند بجز چند نفر، کسی حاضر نشد به پیامبر نوظهور ایمان آورد، غرور و خود بینی، ادعای نژاد برتر و پیشکسوت بودن، علت های نپذیرفتن بودند.

*نکته*:

این سنت خداست، مقدمات را طوری فراهم می کند که هر کس نرمه شیشه داشته باشد می لغزد مگر آن که توبه کند، نمونه دیگر این آزمون در پذیرش ولایت علی (ع) اتفاق افتاد.

1-      کتاب سیره ابن هشام/ترجمه،ج‏1،ص:345 و 348

و کتاب فروغ ابدیت





نوع مطلب : یهودیان و اسلام، مکه و مدینه، پیامبر(ص) ، 
برچسب ها : رکورد، نژاد، ابن هشام، یهود،


نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------