تبلیغات
نگاه به تاریخ اسلام - 298- داستانی از حقانیت یک پیامبر
 
نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر

                              

در حالی که پیامبر در مکه بودند و اسلام غریب بود، ایشان به دیدار قبایلی می رفتند که وارد مکه می شدند و نبوت خویش را به اطلاع آنها می رساندند.

می گفتند: من پیامبر خدا هستم كه به سوی شما آمده‏ ام ، خداوند دستور داده تنها او را بپرستید، چیزى را شریكش نسازید، بتهائى را كه مى‏پرستید بدور اندازید. این جملات را پیامبر گرامى اسلام به هر قبیله می رسیدند تكرار می کردند.

 پشت سر آن حضرت مردى که صورت درخشانى داشت و موهاى بافته‏ از دو طرف صورتش سرازیر شده بود نزد آن قبائل می آمد و می گفت:

مبادا گول این مرد را بخورید، این مرد شما را دعوت می كند كه دست از پرستش لات و عزى بردارید و بدعتها و گمراهی هائى را كه او آورده بپذیرید!

او عموی پیامبر ابو لهب بود.

همین تبلیغ منفی به وسیله ابولهب باعث می شد که بسیاری از قبایل جواب منفی به دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله می دادند.

در چنین اوضاعی یکی از بزرگان قبیله بنی عامر بعد از شنیدن دعوت پیامبر به ایشان گفت: اگر ما فرمان‏ تورا بپذیریم و خدا تو را بر دشمنان پیروز گرداند آیا فرمانروائى را پس از خودت بما مى‏سپارى؟

رسول خدا فرمود: این كار بدست خدا است، هر كه را او بخواهد پس از من زمامدار خواهد نمود!

در حالی که اگر پیامبر، فرستاده به حق خدا نبودند با قبول پیشنهادهایی از این دست می توانستند روز به روز بر پیروان خود اضافه کنند و به جای تحمل سختی ها و مخالفت ها هر چه سریعتر یک حکومت دنیایی همراه با آسایش و رفاه برای خود و اطرافیان بنا کنند.





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، 
برچسب ها : حقانیت، اسلام، پیامبر صلی الله علیه و آله،


نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

جبهه فـــــرهنگی فاطمـــــیون

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------