نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بصورت رایگان بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر

قبل از جنگ

آنگاه على (ع) مردم را براى آماده شدن و حركت به عراق دعوت فرمود، سعد بن ابى وقاص و عبد الله بن عمر و محمد بن مسلمة پیش او آمدند. امام به ایشان گفت سخنى سست از شما به من رسیده كه آنرا براى شما نپسندیدم.

 سعد گفت آنچه گفته‏اند درست است شمشیرى به من بده كه كافر را از مسلمان تشخیص دهد ، در آن صورت حاضرم با آن شمشیر در ركاب تو جنگ كنم.(منظورش این بود نمی دانم شما بر حق هستید یا معاویه)

عبد الله بن عمر(فرزند خلیفه دوم) هم گفت ترا سوگند مى‏دهم كه مرا به چیزى كه آن را نمى‏شناسم وادار مكن.

محمد بن مسلمه هم گفت پیامبر (ص) به من دستور فرمود با شمشیر خود مشركان را بكشم و چون نمازگزاران كشته شوند شمشیر خود را به سنگ هاى كوه احد بزنم و بشكنم و من دیروز شمشیر خود را شكستم، و هر سه نفر از پیش على (ع) رفتند.

سپس اسامه بن زید به حضور على (ع) آمد و گفت مرا از همراهی با خودت معاف دار، من با خداوند عهد كرده‏ام با كسانى كه گواهى به وحدانیت خداوند مى‏دهند جنگ نكنم.(یعنی نمی توانم به جنگ معاویه بیایم)


تحلیل:

چرا حاضر به جنگ با معاویه نبودند؟

اول آسایش طلبی و عادت کردن به زندگی راحت دنیوی، خصوصا بعد از جمع آوری اموال قابل توجه.

دوم تحلیل غلط از زندگی و منافع خود ، چون کم کم داشت رستگاری در سرای آخرت، جای خودرا به منافع دنیوی می داد.

سوم این که مگر می شود غذای مشکوک و درآمد مشتبه داشت و قلب و فکر انسان ، بازهم تحلیل خدایی و الهی داشته باشد و تصمیم درست بتواند بگیرد! تفاوت علی و معاویه که مثل روز روشن است را نمی توانستند تشخیص دهند!!

اگر منافع آنها اقتضاء می کرد که بفهمند علی بحق است یا خیر، از زیر زمین هم که شده سعی می کردند با سؤال و بررسی جدی ، جواب را پیدا کنند، ولی چه کنیم که بعضی ها نفهمیدن را مقرون به صرفه تر می بینند.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : سعدبن ابی وقاص، عبدالله بن عمر، محمدبن مسلمه،


نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------