نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بصورت رایگان بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر
پنجشنبه 29 شهریور 1397 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

امام حسین به لشکر حر فرمودند شما مرا دعوت كردید . اگر نمى خواهید بر مى گردم!  منظورشان چه بود ؟

معنایش این نیست كه بر مى گردم و با یزید بیعت مى كنم و از تمام حرفهایى كه در باب امر به معروف و نهى از منكر , شیوع فساد و وظیفه مسلمان در این شرایط گفته ام , صرف نظر مى كنم و در خانه خود مى نشینم و سكوت مى كنم .

نامه مردم کوفه فقط جهت حرکت کاروان امام را تعیین کرد ولی عامل برای شروع قیام نبود، فرصت مناسبی پیش آورد که امام حرکت به سمت کوفه را برای ادامه قیام انتخاب کنند.

 البته کوفه آن زمان نقش موثرى در سرنوشت كشورهاى اسلامى داشت و اگر مردم كوفه در پیمان خود باقى مى ماندند احتمالا امام حسین علیه السلام موفق مى شدند . چون كوفه آنوقت، رقیب شام بود .

حال که نظر کوفیان تغییر کرده، امام می فرماید بر مى گردیم به جایى كه مركز اصلى خودمان است. به هر حال ما بیعت نمى كنیم ولو بر سر بیعت كردن كشته شویم . تغییر مسیر ، فقط تغییر تاکتیک امام است.





نوع مطلب : امام حسن وامام حسین(ع)، 
برچسب ها : تاکتیک، کوفه، امام حسین، قیام،
شنبه 24 شهریور 1397 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

می‌گویند شیعیان کوفه، امام حسین (ع) را به کوفه دعوت کردند و به یاری او برنخاستند؛ بلکه او را کشتند، حالا هم برای ایشان عزاداری می‌کنند!

درصورتیکه اکثریت قاطع کوفه در آن زمان غیرشیعه بودند. همین اقلیت شیعه در شهرهای دیگر وجود نداشتند، فقط کوفه بود که تعدادی شیعه در آن ساکن بود. .

 هرگز شیعیان کوفه در کربلا به جنگ امام نیامدند. اما ممکن است کوتاهی کرده باشند و ایشان را یاری نکرده باشند.

حتی یک نفر از قاتلان کربلا سابقه تشیع ندارد.

مشکل این بود که شیعیان کوفه معرفت ناقصی از جایگاه ولایت داشتند، به این دلیل بود که همان تعداد کم هم نتوانستند آنطور که باید از ولایت دفاع کنند.

کسانی که نامه نوشتند، مردم و بزرگان کوفه بودند و چنان که گفتیم اکثر قاطعشان غیر شیعه بودند ، این ها به دلیل نارضایتی از ظلم و ستم بنی امیه با نامه از فرزند پیامبر(ص) خواستند به کوفه بیاید تا برای قیام و براندازی بنی امیه برنامه ریزی شود، ولی چون بینش عمیقی نداشتند با کمترین تهدید از موضع خود برگشتند.

آدرس ما در پیام رسان سروش
کانال تاریخ اسلام @tarikhye




نوع مطلب : بنی امیه ، امام حسن وامام حسین(ع)، بصیرت، 
برچسب ها : شیعه، امام حسین(ع)، کوفه،

خداوند به شیطان فرمود سجده کن بر مشتی خاک که هنوز نه روحی در آن دمیده شده بود نه کار و هنری از دستش می آمد تا معلوم شود چند مرده حلاج است.

شیطان هم نگاه کرد دید، باید به موجود ضعیفی سجده کند که کارنامه درخشانی از عبادت هم ندارد ، در حالی که باید نگاه می کرد ببیند دستور دهنده چه مقام با عظمتی است، به احترام دستور دهنده سجده می کرد.

ولی انسان به دستور خالق حاضر شد به خانه کعبه که در ظاهر چیزی جز سنگ و خاک نیست سجده کند و اعتراض نکرد که خاک پست است، من انسان ناطقم!

 گفتند فرزند را قربانی کن ، فرزند را به قربانگاه برد، خیلی ارادت و تسلیم می خواهد که چنین کنی.

امام به صحابه خود می گوید برو داخل تنور ، آن نفری که خیلی ادعا دارد ولی ارادت ندارد به داخل تنور نمی رود، به یکی دیگر از یارانش می گوید برو داخل تنور ، فوراً بدون چون و چرا وارد تنور می شود و آرام در میان آتش می نشیند!

شاگرد ابوعلی سینا گفت تو ابوعلی سینایی آوازه ات همه جا پیچیده ، چرا ادعای پیامبری نمی کنی؟ ابوعلی سینا آنروز پاسخش را نداد. اما نیمه شب ابوعلی سینا شاگردش را صدا زد و گفت: من تشنه ام برو مقداری آب سرد بیاور،  شاگرد تنبلی کرد، بهانه آورد و گفت: استاد، بدن شما گرم است، آب سرد برایتان ضرر دارد.

در همین لحظه صدای اذان از مسجد محله بلند شد، ابوعلی به شاگردش گفت پیامبر شدن عظمتی روحی فوق العاده لازم دارد بطوری که بعد از صدها سال پیروانت این قدر باور و ارادت به تو داشته باشند که در این هوای سرد صبحگاهی حاضر باشند بخاطر عشق به تو بروند روی بام مسجد و فریاد کنند اشهد ان محمدا رسول الله. در حالی که تو اولین شاگرد من حاضر نشدی به در خواست من از زیر لحاف بیرون بیایی و آب از چاه بکشی!

ارادت به خدا اگر محکم باشد برای نماز اول وقت بهانه نمی آوریم که وسط کاسبی مغازه را چطور رها کنیم؟! برای دادن خمس تردید نمی کنیم ، که این همه زحمت کشیدیم حالا چند میلیون باید بدهیم در راه خدا.

زن مسلمان بهانه نمی آورد با این هوای گرم مگر حجاب داشتن ممکن است. بقدری مست و مشتاق عمل به دستور خداست که یک لحظه هم در عمل به دستور، شک نمی کند.

موقع نماز صبح چند بار این پهلو آن پهلو نمی شویم و تاخیر نمی کنیم.

شناخت و باور اضافه کنیم، شعار بس است.

آدرس ما در سروش @tarikhye





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، 
برچسب ها : ابوعلی سینا، پیامبر، ارادت،

«اغلب کسانی که اسلام آوردند(از ایرانیان)، این کار را به دلیل منافع مالی انجام ندادند. بیشتر ساکنان شهرها، به خصوص زنانی که به دین جدید گرویدند، به دلیل اعتقاد خود به این دین و در تلاش برای تغییر دادن اصولی که احساس می کردند بی تأثیر شده اند، این کار را کردند.» (ص ۱۰۴)

منبع: کتاب ستیز و سازش از جمشید گرشاسب چوکسی، ترجمه: نادر میرسعیدی ، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۱.

http://www.raherasti.ir





نوع مطلب : اسلام دین کامل، اسلام و ایران، 
برچسب ها : ایران، اسلام،

خیلى تفاوت است میان وضع حضرت رضا نسبت‏ به مامون و وضع حضرت امیر نسبت ‏به معاویه.

آنجا یك ظالمى مثل معاویه به عنوان نیابت از على (ع) قرار بود كار كند.

ولى قضیه حضرت رضا(ع) این بود كه حضرت رضا باید مدتى كارى به كار مامون نداشته باشد، یعنى مانعى در راه مامون ایجاد نكند.

مثال: یك وقت هست من شیر آب را باز مى‏كنم كه آب بیاید داخل حیاط شما خرابى به بار آورد. اینجا من ضامن حیاط شما هستم. ولی یك وقت هست كه من از كنار كوچه رد مى‏شوم، مى‏بینم كه شیر آب باز شده و آب به پاى دیوار شما رسیده است. اینجا اخلاقا من وظیفه دارم كه این شیر را ببندم و به شما خدمت كنم. ولی این كار بر من واجب نیست.

در آنجا على علیه السلام مافوق است. در اینجا قضیه بر عكس است، مامون مافوق است.

این كه حضرت رضا مدتى با فضل بن سهل همكارى كند، یعنى مدتى در مقابل مامون ساكت‏باشد. مدتى ساكت‏بودن براى مصلحت‏بزرگتر،براى انتظار كشیدن یك فرصت‏بهتر، مانعى ندارد.

ولی معاویه وضعیتی داشت که با استفاده از فرصت ، قوی تر و مجهز تر می شد و باید زودتر جراحی میشد.

*خلاصه برداری شده از کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (ع) از استاد شهید مطهری *





نوع مطلب : عملکرد معاویه، امام علی(ع)، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، بنی عباس، 
برچسب ها : مأمون، معاویه، بصیرت،
سه شنبه 13 شهریور 1397 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی


تاریخ روزی قضاوت خواهد کرد که ما در این جنگ چه نقشی را به عهده گرفتیم




نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 12 شهریور 1397 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

یکی از شیعیان خاص و نزدیک امام علی (ع) بود، که دعای کمیل را او از امام نقل نموده .

شخصیت لایقی که علی (ع) علم و عرفان را به او آموخت ، به قدری رشد کرد که رازدار امام به حساب می آمد.

در عبادت و پارسایی در میان یاران امام، نمونه بود به جهت اهمیت مقام و زبان مؤثرش، در سن نود سالگی هم حجاج بن یوسف نتوانست از او بگذرد و اورا به شهادت رساند.

علی (ع) در زمان خلافت خود، کمیل را فرماندار «هیت»(یکی از شهرهای عراق) قرار داد.

در تهاجمی که سپاه معاویه برای غارت به شهر هیت انجام دادند، کمیل دچار اشتباه محاسباتی شد و دشمن توانست به شهر هیت دست یابد و خسارت قابل توجهی وارد کند ، گرچه کمیل بعدا برای جبران این کوتاهی خود به بخشی از سپاه معاویه لطمه زد ولی امام در نامه ای توبیخ آمیز، اورا مورد خطاب قرار دادند:

خلاصه ای از نامه امام به کمیل: ((سستی انسان در انجام آن چه بر عهده او گذارده شده و اصرار بر انجام آن چه در قلمرو وظیفه او نیست، یک ناتوانی روشن و هلاک کننده است . تو به اهل «قرقیسا» حمله کردی ولی از نگهبانی مرزهایی که تحت ولایت تو بود، باز ماندی...

نه بازوی توانمندی داری و نه ترس در دل دشمن ایجاد می کنی ، نه از اهل شهر، پاسداری خوب انجام می دهی و نه رهبرت را از دخالت در امور آنجا بی نیاز می سازی.)) - نامه 61 نهج البلاغه

تحلیل:

یک رهبر در مسیر حرکت به انسان های فعال و در صحنه نیاز شدید دارد، اگر پر جوش وخروش و در صحنه نباشی ، اگر در کناری ساکت و آرام به زندگی شخصی و عبادت بپردازی ، امام تو تنها می ماند، لااقل مثل ابودجانه باشیم ، او در جنگ احد ، زمانی که علی (ع) و سه چهار نفر دیگر اطراف  پیامبر(ص) بودند، خودرا طوری روی پیامبر بصورت خمیده نگهداشته بود که تیر و شمشیری به پیامبر عزیز نخورد.

یا مانند نسیبه که در جنگ احد وقتی دید اوضاع نگران کننده است ، ظرف آبرسانی خود را انداخت ، شمشیری برداشت و در کنار پیامبر به دفاع پرداخت!!

حتی اگر در جنگ هستی مهم آن است که در حساس ترین جای جنگ باشی ، اگر رهبر می گوید فضای مجازی را دریابی ، دیگر یک لحظه هم درنگ نکنی!!





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، بصیرت، 
برچسب ها :
پنجشنبه 8 شهریور 1397 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی




نوع مطلب :
برچسب ها :


نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------