نگاه به تاریخ اسلام سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بصورت رایگان بهره برداری کنید. الف- در مسابقات فرهنگی ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه. و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان. **************************** مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است: 1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده. 2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد. 3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده . 4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده. 5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است. 6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است. 7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده. 8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده. 9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده. 10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف. پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید. در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی. پیروز و سرافراز باشید tag:http://tarikhy.mihanblog.com 2020-02-23T07:54:19+01:00 mihanblog.com 440 - پنج تحول ورزش بعد از انقلاب اسلامی 2020-02-16T09:58:13+01:00 2020-02-16T09:58:13+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/567 سید محمد حسین مركبی ]]> 439- خاطرات اسدالله علم از انتخابات 2020-02-16T09:54:15+01:00 2020-02-16T09:54:15+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/566 سید محمد حسین مركبی «19/9/1348: فرمودند نمی‌دانم این مردم کی تربیت خواهند شد و چه طور می‌توان آنها را تربیت کرد. من جسارت کردم و عرض کردم متأسفانه در آن راه هم نیستیم، زیرا اولین قدم در راه تربیت اجتماعی احترام گذاشتن به حقوق دیگر مردم است و ما در جهت این که این اولین قدم را برداریم نیستیم.»(ج۱، ص۳۱۶) در جای دیگری با صراحت بیشتر از بی‌اعتنایی به حقوق مردم و بی‌محتوایی انتخابات سخن می‌گوید: «17/6/1352 : دولت خود را در پناه این مرد بزرگ قرار می‌‌دهد و طرز رفتاری که با مردم دارد مثل دولت غال «19/9/1348: فرمودند نمی‌دانم این مردم کی تربیت خواهند شد و چه طور می‌توان آنها را تربیت کرد.

من جسارت کردم و عرض کردم متأسفانه در آن راه هم نیستیم، زیرا اولین قدم در راه تربیت اجتماعی احترام گذاشتن به حقوق دیگر مردم است و ما در جهت این که این اولین قدم را برداریم نیستیم.»(ج۱، ص۳۱۶)

در جای دیگری با صراحت بیشتر از بی‌اعتنایی به حقوق مردم و بی‌محتوایی انتخابات سخن می‌گوید: «17/6/1352 : دولت خود را در پناه این مرد بزرگ قرار می‌‌دهد و طرز رفتاری که با مردم دارد مثل دولت غالب به مردم کشور مغلوب است، بی‌اعتنا و گاهی هم [خشونت‌آمیز] در انتخابات مداخله می‌کند و انگشت می‌برد. انگشت که چه عرض کنم؟ به مردم حقنه می‌کند، حتی انتخابات ده و شهر را برای مردم و برای علاقه مردم چیزی باقی نمی‌ماند، همه بی‌تفاوت می‌شوند.»(ج۳، ص۱۳۵)

 جالب این که حتی در یادداشت‌های سال ۵۴ علم که وی مدعی است وضعیت برگزاری انتخابات بهتر از گذشته شده و با یک آزادی نسبی برگزار می‌شود، ناگهان به موردی برمی‌خوریم که نقص این‌گونه ادعا‌ها را آشکار می‌سازد:

 «15/1/1354: مطلبی نخست‌وزیر در کیش به من گفت که خیلی جالب بود و فهمیدم عنوان رشوه را دارد. آن این بود که گفت هر کسی را از هر جا بخواهی من وکیل خواهم کرد. هر کس باشد، هیچ فکر نکن، به من بگو تمام می‌کنم.»(ج۵، ص۲۷)

]]>
438- فجر انقلاب اسلامی مبارک 2020-02-09T19:05:00+01:00 2020-02-09T19:05:00+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/564 سید محمد حسین مركبی ]]> 437- خاطره به مناسبت ایام فجر انقلاب اسلامی ایران 2020-02-09T19:03:34+01:00 2020-02-09T19:03:34+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/563 سید محمد حسین مركبی دوستی تعریف می کرد که زمان طاغوت در منطقه باغ خواجه ربیع مشهد، زارع بوده برای یک خانی ، در یکی از نیمه های شب که مشغول آبیاری مزرعه بوده ، در هوای سرد، آتش روشن کرده بوده تا گرم شود، برای لحظاتی خوابش می برد در کنار آتش ، داروغه خان می آید می بیند این کارگرشان خواب است ، پیت نفت را خالی می کند روی کارگر و اورا آتش می زند ، این راوی که آتش را در لباسهایش می بیند با فرار به هرطرف و رساندن خود به آب به هر شکلی شده خودش را خاموش می کند، در اثر این آتش سوزی حدود دوماه در بیمارستان بستری دوستی تعریف می کرد که زمان طاغوت در منطقه باغ خواجه ربیع مشهد، زارع بوده برای یک خانی ، در یکی از نیمه های شب که مشغول آبیاری مزرعه بوده ، در هوای سرد، آتش روشن کرده بوده تا گرم شود، برای لحظاتی خوابش می برد در کنار آتش ، داروغه خان می آید می بیند این کارگرشان خواب است ، پیت نفت را خالی می کند روی کارگر و اورا آتش می زند ، این راوی که آتش را در لباسهایش می بیند با فرار به هرطرف و رساندن خود به آب به هر شکلی شده خودش را خاموش می کند، در اثر این آتش سوزی حدود دوماه در بیمارستان بستری می شود تا مداوا شود.

هیچ اعتراضی هم نمی تواند بکند، چون وحشی گری و خشونت خان های زمان شاه و حاکم مطلق بودن آنها در روستاها، چیزی نبوده که مردم ندانند.

راوی: گل محمد طحان/ مشهد]]>
436- مقایسه امروز با زمان شاه 2020-01-31T11:55:16+01:00 2020-01-31T11:55:16+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/561 سید محمد حسین مركبی فساد هیئت حاکمه تاریخ: 26/11/1347: وای که طبقه حاکمه چقدر فاسد و پلید است و چگونه انسان را تحمیق می‌کند، و وقت انسان بی‌نتیجه به این شیطنت‌ها و پدرسوختگی‌ها صرف می‌شود.»، «19/9/1353: هیئت حاکمه که خودم هم باشم، واقعاً گُه است»، «12/10/1353: طبقه به اصطلاح ممتازه یا به قول من فاسده، که خودم هم جزء آنها هستم، از روی طمع‌ورزی تقاضا دارند ، بی‌حد و حصر!»، «1/11/1353: واقعاً تمام کارها مسخره اندر مسخره اندر مسخره است! به قدری افراد کوچک فکر می‌کنند و به قدری در همه

فساد هیئت حاکمه

تاریخ: 26/11/1347: وای که طبقه حاکمه چقدر فاسد و پلید است و چگونه انسان را تحمیق می‌کند، و وقت انسان بی‌نتیجه به این شیطنت‌ها و پدرسوختگی‌ها صرف می‌شود.»،

«19/9/1353: هیئت حاکمه که خودم هم باشم، واقعاً گُه است»،

«12/10/1353: طبقه به اصطلاح ممتازه یا به قول من فاسده، که خودم هم جزء آنها هستم، از روی طمع‌ورزی تقاضا دارند ، بی‌حد و حصر!»،

«1/11/1353: واقعاً تمام کارها مسخره اندر مسخره اندر مسخره است! به قدری افراد کوچک فکر می‌کنند و به قدری در همه کارها قصد ریا و تظاهر در بین است که تمام محور چرخ کارهای کشور این است خودم هم مسخره هستم.»،

«1/12/1353: صبح ملاقات‌های منزل جانکاه بود، چون همه از طبقه لاشخور حاکمه (طبقه خودم) بودند و هرکس به منظور جلب منفعتی آمده بود، واقعاً کسل شدم»،

«15/12/1353: صبح باز لاشخورها به سراغ من آمده بودند که از سفره گسترده تازه متمتع باشند. واقعاً جانکاه است. این مردم چقدر رنگ عوض می‌کنند و به این مقام‌ها چسبیده‌اند!»،

«20/12/1353: مطابق معمول، منزل من پر از ارباب رجوع و به خصوص طبقه خودم یعنی لاشخورها بود.»،

«31/4/1354: لاشخورها که در اطراف ما هستند، برای بلعیدن این کار بزرگ دهن باز کرده‌اند و از طرق مختلف حمله می‌آورند

علم که ازجمله آگاه‌ترین افراد به مسائل کشور بود، نه تنها به تعریف و تمجید از بلندپایگان سیاسی و مدیران ارشد اقتصادی که طبعاً آنهمه پیشرفت و ترقی(!) محصول و مرهون تدابیر و تلاش‌های آنها بود نمی‌پردازد بلکه تا آنجا که واژه‌ها اجازه می‌دهند، به بدگویی از این قشر می‌پردازد. حدس بزنید درون هیئت حاکمه شاهنشاهی را !!

]]>
435 - همراه با ولایت 2020-01-29T18:35:12+01:00 2020-01-29T18:35:12+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/560 سید محمد حسین مركبی حضرت زهرا(س) با ولایت‌مداری امتحان و برای همه مردان و زنان الگو شد و حتی جان مقدس خود را در راه حمایت از ولایت گذاشت. درست نیست بگوییم حضرت زهرا(س) از همسرش دفاع کرد و حضرت زینب(س) از برادرش؛ بسیاری از زنان هستند که از همسر و یا برادر خود دفاع می‌کنند، این مسئله برای حضرت زهرا(س) افتخار نیست، بلکه مسئله دفاع و جان دادن در راه ولایت است. وقتی به خانه حضرت حمله و ایشان را مضروب کردند، حضرت بی‌هوش شد و به دلیل بی‌هوش شدن ایشان بود که دشمنان توانستند ب


حضرت زهرا(س) با ولایت‌مداری امتحان و برای همه مردان و زنان الگو شد و حتی جان مقدس خود را در راه حمایت از ولایت گذاشت.
درست نیست بگوییم حضرت زهرا(س) از همسرش دفاع کرد و حضرت زینب(س) از برادرش؛ بسیاری از زنان هستند که از همسر و یا برادر خود دفاع می‌کنند، این مسئله برای حضرت زهرا(س) افتخار نیست، بلکه مسئله دفاع و جان دادن در راه ولایت است.

وقتی به خانه حضرت حمله و ایشان را مضروب کردند، حضرت بی‌هوش شد و به دلیل بی‌هوش شدن ایشان بود که دشمنان توانستند به امام دست پیدا کنند
اشتباه است گفته شود حضرت زینب(س) در زمان عقد با عبدالله ‌بن جعفر شرط کردند که هرگاه برادرم حسین(ع) به سفر برود من نیز همراه او باشم، در حالی که حضرت زینب(س) از امام زمان خود دفاع و با ایشان همراهی می‌کرد ونیاز به اجازه شوهر نداشت، چون در دفاع، زن هم مثل مرد وظیفه دارد سلاح دست بگیرد.
... حتی علمای اهل سنت نیز نقل کرده‌اند که وقتی حضرت فاطمه(س) به هوش آمد و متوجه شد که حضرت علی(ع) را برده‌اند خود را به مسجد رساند و زمانی که دید شمشیر بر سر امام(ع) گذاشته‌اند و تهدید می‌کنند که اگر بیعت نکنی کشته خواهی شد، حضرت فریاد برآورد که اگر او را رها نکنید به طرف قبر پیامبر صلی الله علیه و آله می‌روم و بر شما نفرین می‌کنم، اینجا بود که امام را رها کردند؛ در حقیقت حضرت زهرا(س) جان امام زمان خود را نجات داد.

اینها است که حضرت زهرا(س) را به اوج رسانده ، ... حضور در عرصه دفاع از ولایت هیچ حد و مرزی نمی‌پذیرد و مرد و زن هم ندارد،

خلاصه ای از بیانات کارشناس تاریخ اسلام : استاد محمدحسین رجبی دوانی

 

]]>
434 - خود اجتهادی قسمت اول 2020-01-25T10:34:25+01:00 2020-01-25T10:34:25+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/559 سید محمد حسین مركبی گروه اطلاعاتی هنوز مکه در تصرف بت پرستان بود که پیامبر(ص) هفت نفر از یاران را برای یک کار اطلاعاتی به طرف مکه فرستادند، این گروه به كاروانى از قریش برخوردند كه كالاى تجارى از قبیل كشمش و پوست به مكه مى‏برد.                        اعضاء گروه گرچه می دانستند که در ماه رجب كه یكى از ماه هاى حرام است ، جنگ با دشمن جایز نیست و فقط می توان دفاع کرد . و از طرف پیامبر فقط وظیفه گروه اطلاعاتی

هنوز مکه در تصرف بت پرستان بود که پیامبر(ص) هفت نفر از یاران را برای یک کار اطلاعاتی به طرف مکه فرستادند، این گروه به كاروانى از قریش برخوردند كه كالاى تجارى از قبیل كشمش و پوست به مكه مى‏برد.                       

اعضاء گروه گرچه می دانستند که در ماه رجب كه یكى از ماه هاى حرام است ، جنگ با دشمن جایز نیست و فقط می توان دفاع کرد . و از طرف پیامبر فقط وظیفه جمع آوری اطلاعات داشتند، با این وجود بدون اجازه پیامبر اسلام براى جنگ با کاروان قریش خود را آماده کردند.

در نتیجه این درگیری، دو اسیر از دشمن گرفتند و اموال تجاری قریش هم به دست آنها افتاد .

چون عبد الله بن جحش (فرمانده گروه اطلاعاتی) و همراهان، بمدینه آمدند، رسول خدا (ص) از قبول غنائم و اسیران خوددارى کرد و به ایشان گفت: من بشما دستور ندادم  که در ماه حرام جنگ كنید!

(منبع: کتاب زندگانى‏محمد(ص)معروف به سیره ابن هشام/ترجمه،ج‏1،ص:401)

نکته: گرچه این جریان بوسیله آیه ای که خداوند بزرگ نازل فرمود حل و فصل شد، ولی این ماجرا الگوی مهمی است تا در هر گام از فعالیت ها ، کار را با نقشه راه تطبیق داده و هر کس با رأی خود مصلحت سنجی نکند.

]]>
433- در فراق سردار سترک اسلام 2020-01-21T20:58:15+01:00 2020-01-21T20:58:15+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/557 سید محمد حسین مركبی ]]> 432 - بیعت حدیبیه را تکرار کنیم 2020-01-07T06:11:39+01:00 2020-01-07T06:11:39+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/556 سید محمد حسین مركبی در ماجرای حدیبیه که کار بیخ پیدا کرد و نگذاشتند مسلمین به حج بروند، پیامبر (ص) نیاز دیدند یک ابراز قدرت شدیدی در برابر دشمن از خود نشان دهند. به همه اصحاب گفتند بیائید بیعت کنید که هر دستوری صادر شد تا پای جان بایستید، همه بیعت کردند، دشمن که دید این طرف کمر بندهارا خیلی محکم بستند، فورا آمد پای مذاکره و قبول کرد که سال دیگر مسلمین به حج بیایند. الان هم دشمن از عکس العمل ما نترسیده و اولین شلیک رسمی و تجاوزگرانه را انجام داده و منتظر سنجش اقتدار ماست، خون ارزشمند سردار سلیمان در ماجرای حدیبیه که کار بیخ پیدا کرد و نگذاشتند مسلمین به حج بروند، پیامبر (ص) نیاز دیدند یک ابراز قدرت شدیدی در برابر دشمن از خود نشان دهند. به همه اصحاب گفتند بیائید بیعت کنید که هر دستوری صادر شد تا پای جان بایستید، همه بیعت کردند، دشمن که دید این طرف کمر بندهارا خیلی محکم بستند، فورا آمد پای مذاکره و قبول کرد که سال دیگر مسلمین به حج بیایند.

الان هم دشمن از عکس العمل ما نترسیده و اولین شلیک رسمی و تجاوزگرانه را انجام داده و منتظر سنجش اقتدار ماست، خون ارزشمند سردار سلیمانی زمینه را برای نشان دادن اتحاد و اقتدار ما فراهم کرده ، مشاجره نکنیم ، نگوئیم انتقام سخت، آری یا نه، خداوند فرموده:

پس به پروردگارت سوگند ایمانشان واقعى نیست، مگر وقتى كه تو را در مشاجراتى كه برایشان پیش مى‏آید. داور قرار دهند، و در دل خود از هر حكمى كه راندى احساس آزردگى نكنند، و حكم تو را بدون چون و چرا بپذیرند.(سوره نساء آیه 65).

همه حرف ما در این چهل سال این بوده که تحت حکومت الله کار میکنیم و ولی فقیه نماینده خداست، دشمن می خواهد آزمایش کند که از جنگ می ترسیم یا نه، نترسیم چون حتی حیوانات هم اگر بفهمند رقیبشان ترسیده حمله را تشدید می کنند، پشتوانه ما خداست ، تحت امر ولی فقیه جمع شدیم، اکنون وقت نشان دادن قدرت اسلام و قدرت ولی فقیه در برابر حکومت پوشالی کفر است، همگی متحد بگوئیم ، امر امر شماست ، ما همه در خدمتیم ، بگذاریم در سایه اتحاد ملی، سریعتر پاسخ دندان شکن به دشمن داده شود. والسلام

]]>
431- به مناسبت شهادت سردار بزرگ اسلام قاسم سلیمانی 2020-01-07T06:00:53+01:00 2020-01-07T06:00:53+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/555 سید محمد حسین مركبی ]]> 430-آرامش و شهامت در تبلیغ 2019-12-21T14:27:30+01:00 2019-12-21T14:27:30+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/553 سید محمد حسین مركبی      «قسمت اول» اولین کسی که پیامبر (ص) برای تبلیغ اسلام به مدینه فرستادند، مصعب بود، او فردی عاقل و تیزبین و دارای اخلاقی کم نظیر بود، که این ویژگی ها در تبلیغ دین، بسیار مهم و کارساز است.  مصعب به یثرب(مدینه) آمد و در خانه اسعدبن زراره که از بزرگان قبیله خزرج بود، سکونت گزید. روش مصعب این بود که همواره به میان قبایل و خانه های اهل یثرب می رفت و آیین اسلام و قرآن را به آنان می آموخت؛ تا آنجا که دین اسلام به همه ی خانه های انصار راه یافت. چگون     

«قسمت اول»

اولین کسی که پیامبر (ص) برای تبلیغ اسلام به مدینه فرستادند، مصعب بود، او فردی عاقل و تیزبین و دارای اخلاقی کم نظیر بود، که این ویژگی ها در تبلیغ دین، بسیار مهم و کارساز است.

 مصعب به یثرب(مدینه) آمد و در خانه اسعدبن زراره که از بزرگان قبیله خزرج بود، سکونت گزید.

روش مصعب این بود که همواره به میان قبایل و خانه های اهل یثرب می رفت و آیین اسلام و قرآن را به آنان می آموخت؛ تا آنجا که دین اسلام به همه ی خانه های انصار راه یافت.

چگونگی مسلمان شدن دو نفر از سران قبایل مدینه، دارای نکته مهمی است که به آن می پردازیم:


]]>
429- برخورد با اخلالگر اقتصادی 2019-12-11T19:31:38+01:00 2019-12-11T19:31:38+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/552 سید محمد حسین مركبی هنگامى كه آن حضرت ، خیانت مأمور بازار اهواز را دریافت ، به رفاعه چنین نوشت :  هنگامى كه نامه ام را خواندى ، ابن هرمه را از بازار، بركنار كن و او را به خاطر [ حقوق ]مردم، زندانى نما و خبر آن را اعلان عمومى كن. درباره ابن هرمه ، غفلت یا كوتاهى نكنى كه نزد خداوند ، هلاك شوى و من هم به بدترین شیوه بركنارت خواهم كرد. هنگامى كه جمعه شد ، او را از زندان بیرون آر و 35 تازیانه بر او بزن و در بازارها بچرخان . اگر كسى از او شكایت كرد و شاهد آورد ، او را به همراه شاهدش سوگند ده و ا

هنگامى كه آن حضرت ، خیانت مأمور بازار اهواز را دریافت ، به رفاعه چنین نوشت :

 هنگامى كه نامه ام را خواندى ، ابن هرمه را از بازار، بركنار كن و او را به خاطر [ حقوق ]مردم، زندانى نما و خبر آن را اعلان عمومى كن.

درباره ابن هرمه ، غفلت یا كوتاهى نكنى كه نزد خداوند ، هلاك شوى و من هم به بدترین شیوه بركنارت خواهم كرد. هنگامى كه جمعه شد ، او را از زندان بیرون آر و 35 تازیانه بر او بزن و در بازارها بچرخان .

اگر كسى از او شكایت كرد و شاهد آورد ، او را به همراه شاهدش سوگند ده و از درآمد ابن هرمه بپرداز . فرمان بده تا او را با خوارى و زشتى و فریاد كشیدن بر سرش، به زندان ببرند ، با طنابى پاهایش را ببند و وقت نماز او را بیرون آور .

 اگر كسى برایش غذا ، آشامیدنى ، لباس و زیر اندازى آورد ، مانع مشو . مگذار كسى بر او وارد شود تا به او چاره اى تلقین كند یا به آزادى امیدوارش سازد . اگر برایت روشن شد كه كسى مطلبى را به او القا كرده كه به مسلمانى زیان مى رساند ، او را با تازیانه تأدیب نما و زندانى كن تا توبه نماید .

و دستور بده كه شب ها زندانیان را براى هواخورى به حیاط زندان بیاورند ، جز ابن هرمه را ، مگر این كه ترس از تلف شدنش داشته باشى .

 

]]> 428 - فوق حقوق بشر 2019-12-01T19:35:49+01:00 2019-12-01T19:35:49+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/545 سید محمد حسین مركبی

   قسمت سوم:امام علی علیه السلام عملکردشان گاهی حتی فوق حقوق بشر بود به سه مورد در زیر اشاره می کنیم: مثال یک - حضرت علی (ع) از دسترنج خود زندگی می کرد در حالی که بیت المال در دست او بود. و می توانست مبلغ قابل توجهی به عنوان حقوق یک حاکم از آن بردارد، ولی هیچ مبلغی به عنوان حق مدیریت و امیر بودن، بر نمی داشت این یعنی حقوق مردم را بیش از آنچه امروزه در دنیا به نام حقوق بشر روی آن تبلیغ می شود، رعایت کردن.      قسمت سوم:
امام علی علیه السلام عملکردشان گاهی حتی فوق حقوق بشر بود به سه مورد در زیر اشاره می کنیم:

مثال یک - حضرت علی (ع) از دسترنج خود زندگی می کرد در حالی که بیت المال در دست او بود. و می توانست مبلغ قابل توجهی به عنوان حقوق یک حاکم از آن بردارد، ولی هیچ مبلغی به عنوان حق مدیریت و امیر بودن، بر نمی داشت این یعنی حقوق مردم را بیش از آنچه امروزه در دنیا به نام حقوق بشر روی آن تبلیغ می شود، رعایت کردن.

 

]]>
427-فوق حقوق بشر/قسمت دوم 2019-11-23T06:50:34+01:00 2019-11-23T06:50:34+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/538 سید محمد حسین مركبی مثال 3- رفتار پیامبر با زن یهودی بعد از فتح خیبر، زنی از اشراف یهود، گوسفندی بریان کرد، آن را مسموم نموده و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر تا نخستین لقمه آن غذا را به دهان گذاشت، احساس کرد که مسموم است. فورا آن را از دهان بیرون آورد. ولی هم سفره او به نام بشر از روی غفلت چند لقمه از آن خورد و مسموم شد و پس از چندین روز درگذشت. دستور دادند زن یهودی را احضار کنند. پیامبر به او فرمودند: چرا چنین کردی؟ وی گفت: شما اوضاع قبیله مارا بر هم زدی، من فکر کردم که مثال 3- رفتار پیامبر با زن یهودی

بعد از فتح خیبر، زنی از اشراف یهود، گوسفندی بریان کرد، آن را مسموم نموده و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد.

پیامبر تا نخستین لقمه آن غذا را به دهان گذاشت، احساس کرد که مسموم است. فورا آن را از دهان بیرون آورد. ولی هم سفره او به نام بشر از روی غفلت چند لقمه از آن خورد و مسموم شد و پس از چندین روز درگذشت.

دستور دادند زن یهودی را احضار کنند.

پیامبر به او فرمودند: چرا چنین کردی؟

وی گفت: شما اوضاع قبیله مارا بر هم زدی، من فکر کردم که اگر فرمانروا باشی، با خوردن سم ازبین خواهی رفت و اگر پیامبر باشی قطعا از خوردن خودداری می کنی.

پیامبر از تقصیر او گذشت. حتی یهودی هایی که اورا به این کار تشویق کرده بودند تعقیب نکرد.

اگر این حادثه برای فرمانروای دیگری رخ داده بود، حتی بر اساس حقوق بشر امروزی می توانست انتقام سختی از عاملان و تشویق کنندگان این تؤطئه بگیرد.

]]>
426-روش مدیریت پیامبر اکرم(ص) در جنگ احزاب 2019-11-15T16:34:47+01:00 2019-11-15T16:34:47+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/537 سید محمد حسین مركبی محقق/علی‌محمد ولوى همراه با تلخیص- قسمت اول: یکى از حساس ترین و سرنوشت سازترین حوادث صدر اسلام، غزوه احزاب(خندق) است. مدیریت پیامبر (ص) در جریان این غزوه ابعاد مختلفى دارد. مسلمین پس از اطلاع از آغاز تهاجم قریش، حداکثر هشت روز فرصت داشتند تا طرح دفاعی بریزند. تصمیم پیامبر(ص) به حفر خندق یکى از بهترین نمونه هاى تصمیم گیرى شجاعانه است. خندقى به طول حداقل پنج کیلومتر با عرض تقریبى هفت تا ده متر و عمق حداقل سه متر، مستلزم حجم عظیمى از خاکبردارى است، در حالى که تمام نیروی محقق/علی‌محمد ولوى

همراه با تلخیص- قسمت اول:

یکى از حساس ترین و سرنوشت سازترین حوادث صدر اسلام، غزوه احزاب(خندق) است. مدیریت پیامبر (ص) در جریان این غزوه ابعاد مختلفى دارد.

مسلمین پس از اطلاع از آغاز تهاجم قریش، حداکثر هشت روز فرصت داشتند تا طرح دفاعی بریزند.

تصمیم پیامبر(ص) به حفر خندق یکى از بهترین نمونه هاى تصمیم گیرى شجاعانه است. خندقى به طول حداقل پنج کیلومتر با عرض تقریبى هفت تا ده متر و عمق حداقل سه متر، مستلزم حجم عظیمى از خاکبردارى است، در حالى که تمام نیرویى که در اختیار پیامبر(ص)بود به سه هزار نفر نمى رسید.

 حال این سوال مطرح است که چه مدیریتى اعمال شد که توانست با وجود همه محدودیت ها این اقدام کم نظیر را انجام دهد و به نتیجه مطلوب برساند؟

تصویر حادثه:

غزوه احزاب بنا بر قول مشهور در سال پنجم هجرى و در ناحیه شمال و غرب مدینه واقع شد. سپاه مشرکین از سه لشکر تشکیل شده بود:

اکثر مورخان تعداد نفرات مشرکین را مجموعا ده هزار نفر گفته اند.

امتیاز عمده سپاه احزاب که تا آن زمان در منطقه حجاز کم نظیر بود، برخوردارى از سواره نظامى با حداقل 600 اسب بود که برترى کامل آنان بر نیروهاى اسلام را تضمین مى کرد.

طبعا اولین اقدام موثر سپاه اسلام هم باید طوری طراحى مى شد که بتواند سواره نظام دشمن را زمین گیر و بى اثر کند.

موقعیت مسلمانان:

بنا به روایت ابن اسحاق، تعداد نفرات سپاه اسلام در جریان غزوه خندق حد اکثر 3000 نفر بوده است و تعداد اسب هاى مسلمین سى و چند اسب بود.

وضعیت عمومى مدینه و روحیه مسلمین:

در هر اقدام اجتماعى، سیاسى و نظامى، علاوه بر رهبرى، باید به دو رکن دیگر توجه شود:

1ـ وضعیت و شرایط عمومى جامعه:

سه اقدام مهم توسط پیامبر(ص) در مدینه انجام شده بود که در انسجام مردم و تقویت روحیه ها مؤثر بود:

الف-انعقاد پیمان نامه عمومى مدینه در میان طوایف

ب-اجرای پیمان برادری میان مسلمین در مدینه

ج- ساختن مسجد جهت برگزاری اجتماعات .

ادامه دارد...

آدرس ما در ایتا و گپ  @tarikhy

و در سروش @tarikhye]]>
425-فقط یک روز در پناه مشرک 2019-10-27T20:32:21+01:00 2019-10-27T20:32:21+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/536 سید محمد حسین مركبی    هنگامیکه رسول خدا(ص) از طائف بازگشت و بنزدیکی مکه رسید چون به حال عمره بود و میخواست طواف و سعی انجام دهد تصمیم گرفت تا در پناه یکی از بزرگان مکه در آید و با خیالی آسوده ازدشمنان، اعمال عمره را انجام دهد. از دونفر از قریشیان خواست که اورا در پناه گیرند تا با خیال راحت ، مراسم عمره را انجام دهد، آنها نپذیرفتند، پیامبر(ص) با نفر سوم که فردی به نام مطعم  بود درخواست خود را در میان گذاشت، او پذیرفت، پیامبر (ص) مشغول طواف عمره شد، ابوسفیان و همراهانش وقتی پیامبر   

هنگامیکه رسول خدا(ص) از طائف بازگشت و بنزدیکی مکه رسید چون به حال عمره بود و میخواست طواف و سعی انجام دهد تصمیم گرفت تا در پناه یکی از بزرگان مکه در آید و با خیالی آسوده ازدشمنان، اعمال عمره را انجام دهد.

از دونفر از قریشیان خواست که اورا در پناه گیرند تا با خیال راحت ، مراسم عمره را انجام دهد، آنها نپذیرفتند، پیامبر(ص) با نفر سوم که فردی به نام مطعم  بود درخواست خود را در میان گذاشت، او پذیرفت، پیامبر (ص) مشغول طواف عمره شد، ابوسفیان و همراهانش وقتی پیامبر را تنها در خانه خدا دیدند، نزدیک بود به پیامبر(ص) یورش برده ، کار را یکسره کنند، فقط وقتی اطلاع پیدا کردند یک مشرک  که همپیمان خودشان است به پیامبر(ص) پناه داده از تصمیم خود صرف نظر کردند.

رسول خدا (ص) چون طواف را انجام داد نزد مطعم آمده و ضمن اظهار تشکرفرمود: پناه خود را پس بگیر! مطعم گفت: چه میشود اگر از این پس نیز در پناه من باشی؟ فرمود دوست ندارم بیش از یک روزدر پناه مشرک بسر برم.

تحلیل:

1-      یک مؤمن و مسلمان مقامی بسیار بالا دارد و زندگی در زیر سایه مشرکین و کفار، اصلا برایش شایسته نیست. دولت های اسلامی هم باید ارزش و اعتبار خودرا در برابر مستکبران حفظ کنند.

2-      می توان با تلاش و ایمان به امنیت و پیروزی دست یافت ، بدیهی است که صبر و استقامت لازم دارد و نباید مأیوس شد.

]]>
424-کربلا هنگامه تغییر یک امت 2019-10-13T16:28:32+01:00 2019-10-13T16:28:32+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/535 سید محمد حسین مركبی اگر انتظار بیهوده داشتن كار صحیحى بود، حسین بن على (ع) شایسته تر از هر كس بود كه منتظر بنشیند تا خدا رحمت خود را بر او و امت او نازل كند. اما می بینیم درآیه: ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم ( 1 ) آب صاف و پاكى است بر سر منتظرها , آنهایى كه به انتظار هستند كه همیشه خدا از یك راه غیر عادى كارها را درست كند. انتظار بیهوده نكشید . میگوید تحقیقا مطلب اینست كه هرگز خداوند اوضاع و احوال را به سود مردم عوض نمى كند حتى یغیروا ما بانفسهم , مگر وقتى كه خود آن مردم آنچ

اگر انتظار بیهوده داشتن كار صحیحى بود، حسین بن على (ع) شایسته تر از هر كس بود كه منتظر بنشیند تا خدا رحمت خود را بر او و امت او نازل كند.

اما می بینیم درآیه: ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم ( 1 )

آب صاف و پاكى است بر سر منتظرها , آنهایى كه به انتظار هستند كه همیشه خدا از یك راه غیر عادى كارها را درست كند. انتظار بیهوده نكشید . میگوید تحقیقا مطلب اینست كه هرگز خداوند اوضاع و احوال را به سود مردم عوض نمى كند حتى یغیروا ما بانفسهم , مگر وقتى كه خود آن مردم آنچه مربوط به خودشان است عوض كنند .

آیا بیشتر از این مى توان اطمینان پیدا كرد كه  انتظارات  به شكل انتظاراتى كه ما داریم بیهوده است ؟ نص قرآن است، با نص قرآن نمى توان كارى كرد .

اى مردم ! انتظار نداشته باشید دیگران از خارج بیایند وضع شما را سروسامان دهند . ملتى كه بخواهد مستشار خارجى برایش تصمیم بگیرد تا ابد آدم نخواهد شد , چون او «یغیروا» نیست باید یغیروا باشد , باید ابتكار و فكر و نقشه داشته باشد , باید خودش شخصا براى خود تصمیم بگیرد و انتخاب كند .

هر وقت ملتى رسید به جایى كه خودش براى خودش تصمیم گرفت و راه خود را انتخاب كرد و خودش در كار خود ابتكار به خرج داد , چنین ملتى مى تواند انتظار رحمت و نصرت الهى را داشته باشد .

آری حسین (ع) قیامى كرد كه نه تنها جامعه آنروز اسلامى را تكان بدهد بلكه موجش بعد از هزار سال نیز الهام دهنده نهضتها باشد . این را مى گویند : یغیروا ما بانفسهم ]]>
423-ریشخند خورشید قسمت دوم 2019-10-04T19:02:50+01:00 2019-10-04T19:02:50+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/534 سید محمد حسین مركبی حضرت زینب(سلام خدا بر او باد) چه لطیف و عزتمند، دشمن را به سخره گرفت، بعد از آنهمه سختی و غم شهادت و فراق عزیزانش در جواب یزید می گوید «من چیزی جز زیبایی ندیدم». چه کسی می تواند در نهایت سختی که به بن بست بیشتر شبیه است ، و هنوز سرهای شهدا توسط دشمن، دست به دست می شود، زبان و قلبش این توان را داشته باشد که چنین جمله ای را بگوید!! ما اگر در شرایط سخت بصورت ساختگی و مقابل دوربین چنین جمله ای را بگوئیم ، بی حالی و فشار مشکلات از کل جمله ما پیدا خواهد بود ، اما زینب در یک سخن حماسی حضرت زینب(سلام خدا بر او باد) چه لطیف و عزتمند، دشمن را به سخره گرفت، بعد از آنهمه سختی و غم شهادت و فراق عزیزانش در جواب یزید می گوید «من چیزی جز زیبایی ندیدم».

چه کسی می تواند در نهایت سختی که به بن بست بیشتر شبیه است ، و هنوز سرهای شهدا توسط دشمن، دست به دست می شود، زبان و قلبش این توان را داشته باشد که چنین جمله ای را بگوید!!

ما اگر در شرایط سخت بصورت ساختگی و مقابل دوربین چنین جمله ای را بگوئیم ، بی حالی و فشار مشکلات از کل جمله ما پیدا خواهد بود ، اما زینب در یک سخن حماسی مقابل طاغوت زمان چنین جمله ای را گفت.

با این حساب در قاموس زینب و اجداد پاکش بن بست برای مؤمن معنا ندارد.

زینب در کوفه و شام و در کاخ یزید، دهها برابر خورشید نورافشانی کرد تا چشم یزید کور و نامش با فساد و فسق همراه شود.

زینب به زن شخصیت داد، به صبر کنندگان الگو داد، به مبارزان در شرایط سخت، به اسیران و خستگان امید و دلگرمی داد.

زینب به آنهایی که در اوج مشکلات اند و همه آوارها یکباره روی سرشان خراب شده ، تشنگی، گرسنگی و فشار و طعنه دشمن، آتش گرفتن آشیانه طفلان و تاراج اموال ، ناله کودکان و آه درد آلود همراهان و نداشتن هیچ پناهی بجز خدا ! درس داد که همه این ها زیباست چرا که در پیشگاه خالق است!

این یک ژست سیاسی نبود، اعتقاد قلبی از یک موحد بود که برای همیشه در تاریخ می تواند تکرار شود، هرجا که مؤمن و موحدی در فشار و زیر پرس حکومت کفر قرار گرفته باشد.

]]>
422- ریشخند خورشید 2019-09-14T12:33:08+01:00 2019-09-14T12:33:08+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/533 سید محمد حسین مركبی در لحظه حساس خیلی از برادرها برادر را تنها گذاشتند، مثل مامون و امین که دو برادر بودند ولی فرزندانی از دو مادر ، آنها بخاطر رقابت بر سر حکومت بر ضد هم لشکر کشی کردند که در نهایت، امین کشته شد.  اگر مقایسه کنیم امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) هم دو برادر بودند از دو مادر ، اگر ایمان و تقوی نبود می توانست نعوذ بالله حسادت و رقابت چه غوغایی به پا کند که سیاهی آن تا ابد در تاریخ بماند، در نزد خیلی ها حکومت آنقدر مهمه که برادری در برابرش کوچکه یا به عبارتی، قدرت و اموال دنیا در لحظه حساس خیلی از برادرها برادر را تنها گذاشتند، مثل مامون و امین که دو برادر بودند ولی فرزندانی از دو مادر ، آنها بخاطر رقابت بر سر حکومت بر ضد هم لشکر کشی کردند که در نهایت، امین کشته شد.

 اگر مقایسه کنیم امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) هم دو برادر بودند از دو مادر ، اگر ایمان و تقوی نبود می توانست نعوذ بالله حسادت و رقابت چه غوغایی به پا کند که سیاهی آن تا ابد در تاریخ بماند، در نزد خیلی ها حکومت آنقدر مهمه که برادری در برابرش کوچکه یا به عبارتی، قدرت و اموال دنیا آنقدر بزرگه که اطاعت از امام در برابرش ناچیز دیده میشه.

 مگر همین چند سال قبل نبود که پسر عموی امام حسن علیه السلام که فرمانده سپاه امام بود در برابر همه مسلمین، به امام خیانت کرد و بخاطر گرفتن چند هزار درهم، مخفیانه سپاه امام را ترک کرد و به اردوگاه معاویه پیوست.

اما امویان زمانی که به حضرت عباس(ع) به شرط كناره ‌گیرى از همکاری با برادر و امامش، وعده فرماندهى كل قوا دادند، حضرت از پیشنهاد آنان تعجب کرد و به فریب آنها ریشخند زد و فرماندهى سپاه یزید را ارزانی خودشان دانست. مگر مردان خالص خدارا با این دام های پست و حقیر می توان اسیر کرد و به ذلت و تسلیم کشاند.

بنی امیه در این داستان مانند بچه های کوچک و خیال پردازی بودند که فکر می کردند خورشید راهم می توانند با همان طناب پوسیده درهم و دینار به زیر بکشند و لجن مال کنند.

بیخود نیست امام صادق (ع) در مورد حضرت ابوالفضل می فرمایند: عموی ما عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود، همراه اباعبدالله جهاد كرد و آزمایش خوبی داد و به شهادت رسید.

در جای دیگر حضرت ابوالفضل را بنده صالح خدا می خوانند.

 در زیارتنامه آن حضرت می خوانیم: سلام بر تو ای بنده صالح و مطیع امر خدا

با این حساب ما در سلام هر نماز که به صالحان درود می فرستیم به حضرت ابوالفضل هم درود و سلام نثار می کنیم.

روایت شده: حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام بدون اجازه در کنار امام حسین علیه‌السلام نمى نشست، و اگر پس از اجازه مى نشست، مانند عبد خاضع دو زانو در برابر مولایش بود.( معالى السبطین : ج ۱، ص ۴۴۳)

السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.

]]>
پیشنهاد و نقد 2019-09-14T12:26:12+01:00 2019-09-14T12:26:12+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/531 سید محمد حسین مركبی   ]]> 421- اوضاع و احوال قبل از حادثه کربلا 2019-09-03T18:36:26+01:00 2019-09-03T18:36:26+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/529 سید محمد حسین مركبی به این داستان توجه فرمائید:  فـرزنـد مـغـیـره بـن شـعـبـه نـقـل مى كند: من همراه پدرم مغیره به مسافرت شام رفته و بر معاویه وارد شده بودیم . پدرم هر شب به مجلس شبانه معاویه مى رفت و وقتى به خانه برمى گشت ـ با این كه خود از زیرکان به نام عرب بود ـ از كیاست معاویه سخن مى گفت . اما یك شب پس از این كه از نزد معاویه به خانه برگشت ، از غذا خوردن امتناع ورزید، و من او را سخت پریشان دیدم . ساعتى درنگ كردم ، سپس عـلّت نـاراحـتـى او را پـرسیدم . گفت : فرزندم ! من از نزد خبیث ترین به این داستان توجه فرمائید:

 فـرزنـد مـغـیـره بـن شـعـبـه نـقـل مى كند: من همراه پدرم مغیره به مسافرت شام رفته و بر معاویه وارد شده بودیم . پدرم هر شب به مجلس شبانه معاویه مى رفت و وقتى به خانه برمى گشت ـ با این كه خود از زیرکان به نام عرب بود ـ از كیاست معاویه سخن مى گفت .

اما یك شب پس از این كه از نزد معاویه به خانه برگشت ، از غذا خوردن امتناع ورزید، و من او را سخت پریشان دیدم . ساعتى درنگ كردم ، سپس عـلّت نـاراحـتـى او را پـرسیدم . گفت : فرزندم ! من از نزد خبیث ترین و پلیدترین مردم بازگشته ام !

گفتم : هان ! براى چه ؟

گـفت : مجلس معاویه خالى از اغیار بود، و ما با هم خیلى خصوصى و با نهایت صمیمیت سخن مى گـفـتـیـم . مـن بـه او گفتم : اى امـیـرالمـؤ مـنـیـن ! تـو بـه آرزوهـایـت رسـیـده اى ، حـال اگـر با این سن پیری به عدل و داد اقدام كنى خیلى روزگاران از تو نام نیكى به یادگار بماند.

معاویه جواب داد: واى بر تو! این آرزویى سخت دور از دسترس است ابوبكر بـه حـكـومـت رسـیـد، و عـدالت ورزیـد، و آن هـمـه سـخـتـى هـا تحمّل كرد، اما وقتى مُرد نامش نیز مُرد.

آنگاه عمر به حكومت رسید، كوشش ها كرد ولى وقتى كشته شد نامش نیز از میان مردم رفت . آنگاه بـرادر مـا عثمان به خلافت رسید. مردى از نظر نسب چون او نبود! اما تا كشته شد نامش فراموش گردید.

درحـالى كه نام این مرد، فرزند ابوكبشه (مقصود پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است ، و این لقبى است كه كـفـّار قـریـش بـه طـعـنـه بـه آن حـضـرت داده بـودند)
(1) را هر روز پنج بار در سـراسـر جـهـان اسـلام بـه فریاد بانگ مى زنند و به بزرگى یاد مى كنند: (اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسـُولُ اللّهِ)! تـو فـكـر مى كنى چه عملى در چنین شرایطى باقى خواهد ماند؟ و چه نام نیكى پایدار است ، اى بى مادر؟

نه ، به خداى سوگند آرام نخواهم نشست مگر این كه نام او را دفن كنم ؛ و این ذكر و یاد را به خاك سپارم !)
(2)

مـعـاویه به سوگند خویش وفادار ماند، و نهایت كوشش خویش را در راه انجام آن به كار برد.. احادیثى كه به دستور او درباره پیامبر(ص) جعل شد. پیامبر (ص) را از حدّ یك انسان معمولى نـیـز پـایـیـن تـر آورد. لذا مـتـفـكـّرانـى هـمـانـنـد دكـتـر صـالح وردانـى یـكـى از عـلل گـرایـش خـود بـه مـكـتـب تـشـیـّع را تـصـویـر نـامـطـلوب اهـل سـنـت و جـمـاعـت از پـیـامـبـر(ص) ذكـر مـى كـنـنـد.



1-در جنگ احد، پس از شكست مسلمانان ، ابوسفیان به عنوان استهزاء و تمسخر پیامبر را ابن ابى كبشه نامید. ر. ك . انساب الاشراف ، ج 1، ص 91 و 327.

2-مـروج الذهـب ، ج 3، ص 454؛ شـرح نـهـج البـلاغـه ، ج 1، ص 463؛ الاخـبـار الموفّقیات ، ص 576.

منبع: زمینه های قیام امام حسین(ع)

حسین عبدالمحمدی

]]>
420 - قدر غدیر قسمت سوم 2019-08-21T16:58:28+01:00 2019-08-21T16:58:28+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/528 سید محمد حسین مركبی «مؤمن روشنفکر» اگر واگن های قطار ذره ای از لوکوموتیو انحراف داشته باشند ، سرعت قطار کاهش پیدا می کند و اگر انحرافشان بیشتر باشد احتمال تخریب ریل یا واژگونی کل قطار وجود دارد. هر چه لوکوموتیو خوبی داشته باشیم بازهم در صورتی که واگن ها ضعف در حرکت نشان دهند ، این قطار به مقصد نمی رسد. به همان اندازه که لوکوموتیو باید قوی و چابک باشد، واگن های مطیع و سربراه و روان و روغنکاری شده و کم اضطکاک می توانند در پیمودن مسیر مؤثر باشند. اگر مردم اطاعت پذیر باشند ، حتی با یک رهبر منحرف «مؤمن روشنفکر»

اگر واگن های قطار ذره ای از لوکوموتیو انحراف داشته باشند ، سرعت قطار کاهش پیدا می کند و اگر انحرافشان بیشتر باشد احتمال تخریب ریل یا واژگونی کل قطار وجود دارد. هر چه لوکوموتیو خوبی داشته باشیم بازهم در صورتی که واگن ها ضعف در حرکت نشان دهند ، این قطار به مقصد نمی رسد.

به همان اندازه که لوکوموتیو باید قوی و چابک باشد، واگن های مطیع و سربراه و روان و روغنکاری شده و کم اضطکاک می توانند در پیمودن مسیر مؤثر باشند.

اگر مردم اطاعت پذیر باشند ، حتی با یک رهبر منحرف مانند هیتلر یا معاویه به مقاصدی می رسند، ولی اگر قانون گریز باشند، حتی با بهترین امام و رهبر به جایی نمی رسند. نمونه اش جامعه تحت امر امام حسن علیه السلام که در برابر معاویه شکست خوردند.

در غدیر دین کامل شد، وقتی خداوند با آن عظمت بفرماید امروز نعمت را بر شما تمام کردم، پس مطمئن می شویم همه خوبی هارا به ملت مسلمان عطا کرده، پس چرا این امت به رستگاری نرسید، حتما آن بخش دوم یعنی اطاعت مردم، مشکل داشت، بی جهت نبود که پیامبر(ص) فرمودند هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد.

مردم با اطاعت از امام ، می توانند کاری کنند که از مشکلات یک رهبر کاسته شود، نباید در شعار مطیع بود و در عمل ، کوتاهی کرد.

قدر غدیر به اطاعت از امام غدیر است، نه به شعار و سرودن برای غدیر. سطح فکری یک امت با میزان اطاعت او از برنامه ها سنجیده می شود و هرچه کج و معوج حرکت کند، دلیلی بر شکل ناپذیری مدنی است.

حکومت های طاغوتی از بی خبری مردم برای اطاعت پذیری و تحمیق استفاده می کنند، اما دین خدا از مردم، آموختن و پژوهش را خواسته و روشنفکری را مقدمه اطاعت مطلوب می داند، که نمونه آن سلمان و ابوذرند، که از همه عالم تر و مطیع تر بودند.

اگر امام به ساده زیستی فرمان دهد و در میان مردم تجمل نفوذ کند، اگر امام به دفع شبیخون فرهنگی فرمان دهد و مردم این هشدار را درک نکنند، اگر امام به تولید فرمان دهد و انباشت ثروت و کسب مال از راههای دیگر در جامعه رواج داشته باشد، علائم هشدار برای مؤمنان روشنفکر است و باید با بیداری خود، آن را جبران کنند.

آدرس ما در ایتا و گپ  @tarikhy
و در سروش @tarikhye

]]>
419- قدر غدیر (قسمت دوم) 2019-08-16T06:42:54+01:00 2019-08-16T06:42:54+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/527 سید محمد حسین مركبی زمانی که یک گروه به کوهنوردی می رود، انتخاب یک سر گروه آشنا با فن کوهنوردی و مطلع از جغرافیای منطقه ضرورت دارد تا با اطمینان همه تصمیم گیری های اصلی گروه را به او واگذار کنند. اگر یک سفر کوتاه یا بلند به دریا در پیش باشد، اولین گام انتخاب یک ناخدای کشتی مسلط به مسائل کشتی و دریاست. کوهنوردی ممکن است یک روز یا حداکثر یک ماه باشد، سفر دریا هم ممکن است یک هفته یا چندماه طول بکشد، برای یک یا چندماه حاضر نیستیم بدون راه بلد و متخصص به کوه یا به دریا سفر کنیم. اگر این سرگر زمانی که یک گروه به کوهنوردی می رود، انتخاب یک سر گروه آشنا با فن کوهنوردی و مطلع از جغرافیای منطقه ضرورت دارد تا با اطمینان همه تصمیم گیری های اصلی گروه را به او واگذار کنند.

اگر یک سفر کوتاه یا بلند به دریا در پیش باشد، اولین گام انتخاب یک ناخدای کشتی مسلط به مسائل کشتی و دریاست.

کوهنوردی ممکن است یک روز یا حداکثر یک ماه باشد، سفر دریا هم ممکن است یک هفته یا چندماه طول بکشد، برای یک یا چندماه حاضر نیستیم بدون راه بلد و متخصص به کوه یا به دریا سفر کنیم.

اگر این سرگروه کوهنوردی و ناخدای کشتی بگویند از مادر به اعضاء گروه مهربانتر است یا بگویند معصوم است و هیچ خطا در زندگی و دستورش نیست ، که خیلی موضوع زیبا می شود و عاشقانه به دستورش می توان عمل کرد، نه از روی ناچاری!

آیا یک عمر زندگی را بدون راهبر می توان طی کرد؟

آیا انسان احساس نمی کند برای زندگیش به رهبری نیاز دارد که مسائل روز را بشناسد ، مملکت را به دشمن نفروشد؟

آیا بشر نمی خواهد این قدر مطمئن به این رهبر و امام باشد که ذره ای در کار او شک نکند ، بداند که او با قدرت و آرامش، کشتی زندگی را به مقصد می رساند؟

آیا بشر اگر به چنین رهبری دست پیدا کند خودرا به رأی و تصمیم او نمی سپارد؟

خداوند کار را ساده فرموده و چنین امامی را به مسلمین معرفی کرده است .

در کجا ؟

در غدیر، برای این که از اختلاف که بزرگترین آفت جامعه است پرهیز شود، خداوند دستور فرمود به پیامبر(ص) که جانشین خودرا معرفی کن.

غدیر را قدر بدانیم، همه قدرت در یک جامعه به دست رهبر است و رهبری در غدیر تعیین شد.

همپای غدیر حرکت کنیم که خوشبختی جامعه در پیروی از امامی است که خدا معرفی کرده و با اطمینان می توان به او گوش جان سپرد. پیامبر(ص) می فرمود: بر او جلو نیفتید که گمراه می شوید و از او کنار نکشید که از دست می روید.

 موفق باشید

]]>
418- قدر غدیر 2019-08-14T14:53:01+01:00 2019-08-14T14:53:01+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/526 سید محمد حسین مركبی قسمت اول: اگر من یک کارخانه بزرگ و وسیع داشته باشم اما از طرز بهره برداری آن بی خبر باشم . این کارخانه که می تواند در هر روز، به من سود زیادی برساند، بر اثر نبود آگاهی و جهالت، ضایع می شود.  یک مهندس آگاه و مهربان، متمم این کارخانه وسیع و عظیم است . بدون او این همه تجهیزات مفید، راکد می ماند ، ولایت و سرپرستی اوست که نعمت های نهفته و سودهای پیچیده در کارخانه را آشکار می کند و به جریان می اندازد. این ولایت، متمم آن همه سرمایه و نعمت موجود در کارخانه است . در عالم انس قسمت اول:

اگر من یک کارخانه بزرگ و وسیع داشته باشم اما از طرز بهره برداری آن بی خبر باشم . این کارخانه که می تواند در هر روز، به من سود زیادی برساند، بر اثر نبود آگاهی و جهالت، ضایع می شود.

 یک مهندس آگاه و مهربان، متمم این کارخانه وسیع و عظیم است . بدون او این همه تجهیزات مفید، راکد می ماند ، ولایت و سرپرستی اوست که نعمت های نهفته و سودهای پیچیده در کارخانه را آشکار می کند و به جریان می اندازد. این ولایت، متمم آن همه سرمایه و نعمت موجود در کارخانه است .

در عالم انسانی هم این مقام ولایت است که تمام نعمت ها را به کار می گیرد و به جریان می اندازد ، این مقام ولایت است که استعدادها را شکفته و بارور می نماید، وگرنه انسانها به سوی خسران می روند.

پیامبر(ص) با برگزاری همایش بزرگ غدیر، دست مسلمین را در دست مهندس، کاربلد ، متخصص و به زیباترین و کاملترین نام ، در دست امام گذاشت تا با اطلاع کاملی که از روح و جسم و نقشه راه و طرحی برای خوشبختی ما دارد کشتی زندگی را به ساحل امن برساند.

]]>
417 - به مناسبت 30 تیر 98 2019-07-23T14:32:41+01:00 2019-07-23T14:32:41+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/524 سید محمد حسین مركبی تحلیل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره وضعیت دولت مصدق در بازه‌ی زمانی سی‌ام تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲  دشمن فهمید که راز پیروزی ملت ایران چیست؛ لذا درصدد برآمد تا سیاسیّون و سردمداران دولتی را از روحانیت و دین جدا کند. آنها را از آیةالله کاشانی جدا کردند و بینشان فاصله انداختند و متأسفانه موفّق هم شدند. از سی تیر ۱۳۳۱ که مرحوم آیةالله کاشانی توانست ملت ایران را آن‌طور به صحنه بیاورد، تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که عوامل امریکا در تهران توانستند مصدّق را سرنگون و تمام بساط او را ج تحلیل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره وضعیت دولت مصدق در بازه‌ی زمانی سی‌ام تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

 دشمن فهمید که راز پیروزی ملت ایران چیست؛ لذا درصدد برآمد تا سیاسیّون و سردمداران دولتی را از روحانیت و دین جدا کند. آنها را از آیةالله کاشانی جدا کردند و بینشان فاصله انداختند و متأسفانه موفّق هم شدند.

از سی تیر ۱۳۳۱ که مرحوم آیةالله کاشانی توانست ملت ایران را آن‌طور به صحنه بیاورد، تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که عوامل امریکا در تهران توانستند مصدّق را سرنگون و تمام بساط او را جمع کنند و مردم هیچ حرکتی از خود نشان ندادند، یک سال و یک ماه بیشتر طول نکشید.

در این یک سال و یک ماه، با وساطت ایادی ضدّ استقلال این کشور و با توطئه دشمنان این ملت، دکتر مصدّق مرتّب فاصله خود را با آقای کاشانی زیاد کرد، تا این‌که مرحوم آیةالله کاشانی چند روز قبل از ماجرای ۲۸ مرداد نامه نوشت - همه این نامه‌ها موجود است - و گفت من میترسم با این وضعی که دارید، علیه شما کودتا کنند و مشکلی به وجود آورند.

 دکتر #مصدق گفت: من مستظهر به پشتیبانی مردم ایران هستم! اشتباه او همین‌جا بود. ملت ایران را سرانگشت روحانیت - کسی مثل آیةالله کاشانی - وادار میکرد که صحنه‌ها را پُر کند و به میدان بیاید و جان خود را به خطر بیندازد.

در ۲۸ مرداد که #کاشانی منزوی و خانه‌نشین بود - و در واقع دولت مصدّق او را منزوی و از خود جدا کرده بود - عدم حضور او در صحنه موجب شد که مردم نیز در صحنه حضور نداشته باشند؛ لذا کودتاچیهای مأمور مستقیم امریکا توانستند بیایند و به‌راحتی بخشی از ارتش را به تصرّف درآورند و کودتا کنند. یک مشت اوباش و الواط تهران را هم راه انداختند و مصدّق را سرنگون کردند.

پس از آن، دیکتاتورىِ محمدرضاشاهی به وجود آمد که بیست‌وپنج سال این ملت زیر چکمه‌های دیکتاتوری او لگدمال شد و #ملی_شدن_صنعت_نفت هم در واقع هیچ و پوچ گردید؛ چون همان نفت را به کنسرسیومی دادند که امریکاییها طرّاحی آن را کردند. هرچه دشمن خواست، همان شد؛ به خاطر جدا شدن از روحانیت و دین. اینها عبرت است. ۱۳۸۰/۰۸/۲۰

آدرس ما در ایتا و گپ  @tarikhy

و در سروش @tarikhye

]]>
416-برخی از دیدگاهها و سیره اقتصادی امام رضا علیه السلام قسمت دوم 2019-07-10T07:42:42+01:00 2019-07-10T07:42:42+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/523 سید محمد حسین مركبی «قسمت دوم»  3- رعایت امور اقتصادی نسبت به فقرا امام رضا (ع) به صورت ناشناس با واسطه ها و گاه نیمه شب به خانه نیازمندان می رفتند و رفع مشکل می کردند. زمانی که فردی بدهکار می شد و طلبکار بر او سخت می گرفت، امام رضا (ع) در این شرایط به پرداخت بدهی او اقدام کرده و یا او را ضمانت می کردند تا بدهکار  مشکلش رفع شود. (حرعاملی، وسائل الشیعه، کتاب تجاره) امام رضا (ع) به کسانی که از پرداختن حقوق تهی دستان(خمس و زکوه) ، خودداری می ورزند، چنین هشدار دادند: «صاحب «قسمت دوم»

 3- رعایت امور اقتصادی نسبت به فقرا

امام رضا (ع) به صورت ناشناس با واسطه ها و گاه نیمه شب به خانه نیازمندان می رفتند و رفع مشکل می کردند.

زمانی که فردی بدهکار می شد و طلبکار بر او سخت می گرفت، امام رضا (ع) در این شرایط به پرداخت بدهی او اقدام کرده و یا او را ضمانت می کردند تا بدهکار  مشکلش رفع شود. (حرعاملی، وسائل الشیعه، کتاب تجاره)

امام رضا (ع) به کسانی که از پرداختن حقوق تهی دستان(خمس و زکوه) ، خودداری می ورزند، چنین هشدار دادند:

«صاحب نعمت در خطر است، پرداختن حقوق خدا در آن نعمت بر او واجب است؛ به خداى سوگند که خداوند بزرگ نعمت هایى به من مى دهد؛ و من پیوسته در این باره بیمناکم تا آن گاه که از عهده حقوقى که خدا بر من واجب کرده برآیم.» (کلینی، الکافی، ج4، ص399)

 4- قناعت:
در جای دیگر امام رضا (ع) بیانی دارند از قول خداوند بزرگ:
«
خداوند می فرماید: تو به آن چه روزیت کرده ام خوشنود باش تا از بی نیازترین مردم باشی و من روایت می کنم که هر کس قناعت پیشه داشت سیر است و هر که قانع نباشد سیر نمی شود9(نوری، مستدرک الوسائل، ج15، ص225)
 

حضرت امام رضا (علیه السلام)، همواره پیروانشان را به رضایت به رزق اندک توصیه می کردند و از فرمایشات ایشان است: «هر کس به رزق و روزی کم از خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود10(شهید اول، کتاب چهل حدیث، ص30)

امام می فرماید:
«
مال جمع نمی شود مگر با پنج خصلت: بخل شدید، آرزوی دراز، حرص غلبه کننده، قطع رحم و مقدم داشتن دنیا بر آخرت11(شیخ صدوق، الخصال، ج1، ص282)
ایشان همچنین می فرماید: «اگر مردم حد میانه را در خوراک رعایت می کردند، بدن هایشان پایدار و سالم می ماند ( مجلسی، بحارالانوار، ج59، ص142)

) استفاده از نعمت های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است. 1(ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج66، ص334)

از دیدگاه امام رضا (ع) یکی از پایه های زمینه ساز حرکت تکاملی برنامه ریزی اقتصادی، اندازه گیری و تقدیر معیشت است. (سکندری، همان، ص190)

منبع: https://razavi.aqr.ir

آدرس کانال  در ایتا  @tarikhy
آدرس کانال  در سروش @tarikhye
آدرس کانال در گپ @tarikhy

]]>
415-برخی از دیدگاهها و سیره اقتصادی امام رضا علیه السلام 2019-07-10T07:11:58+01:00 2019-07-10T07:11:58+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/522 سید محمد حسین مركبی «قسمت اول» 1- جامعه و اقتصاد: امام رضا (ع) علت نابسامانی، و مشکلات جامعه را به کار گماردن جاهلان و اشخاص ناآگاه که در مدیریت اقتصادی تخصص ندارند، می داند. (اسحاقی، همان، ص136 و 137؛ ر.ک: حکیمی، همان، ص139-137)  امام رضا (ع) درباره محدودیت سود در داد و ستد می فرمایند: سودگرفتن مؤمن از برادر دینی خویش ربا است، مگر این که چیزی را به بیش از صد درهم بخرد. در این صورت، به اندازه خوراک روزانه اش سود دریافت می کند، یا کالایی را برای فروش بخرد، در این صورت سود اندکی از او می گیرد «قسمت اول»

1- جامعه و اقتصاد:
امام رضا (ع) علت نابسامانی، و مشکلات جامعه را به کار گماردن جاهلان و اشخاص ناآگاه که در مدیریت اقتصادی تخصص ندارند، می داند. (اسحاقی، همان، ص136 و 137؛ ر.ک: حکیمی، همان، ص139-137)
 
امام رضا (ع) درباره محدودیت سود در داد و ستد می فرمایند: سودگرفتن مؤمن از برادر دینی خویش ربا است، مگر این که چیزی را به بیش از صد درهم بخرد. در این صورت، به اندازه خوراک روزانه اش سود دریافت می کند، یا کالایی را برای فروش بخرد، در این صورت سود اندکی از او می گیرد.» (الحیاة، برادران حکیمی، ترجمه احمد آرام، ج 4، ص 142)

 2- تأمین اقتصاد خانواده:

امام رضا(ع) می فرماید: «آن که با کار و کوشش، در جستجوی مواهب زندگی برای تأمین خانواده خویش است، پاداشی بزرگ تر از مجاهدان راه خدا دارد.» (ابن شعبه، تحف العقول، ص445)

ایشان درباره چگونگی تأمین مخارج زندگی و خانواده فرمودند: «هزینه زندگی حد وسط است میان دو روش ناپسند.» (مجلسی، همان، ج68، ص347)

و فرمودند: پرداخت مخارج خانواده میان دو مرز قرار دارد: مرز اسراف و زیاده روی و مرز اقتدار و تنگ نظری و خسَّت .

از دیدگاه امام رضا (ع) شخص اجازه ندارد که در مصرف بر خود سخت گیرد و نیز مجاز نیست که اموال خویش را ریخت و پاش نماید (اسحاقی، مبانی راهبردی جهاد اقتصادی، ص135 و 134؛- حکیمی، معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی، ص91-88)

امام رضا (ع) درباره مسئولیت تأمین معاش که بر عهده سرپرست خانواده می باشد، می فرماید: «سزاوار آن است که شخص در زندگی خانوادگی خود توسعه بدهد تا آنان در انتظار مرگ او نباشند.» (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص68)

همچنین ایشان فرموده اند: «آن خرجی که برای خود و اهل خانه می کنی صدقه محسوب می شود و آن کسی که از راه حلال برای افراد تحت تکفل رنج می کشد هم چون مجاهد راه خداست.» (مستدرک الوسائل، ج13، ص54.)

https://razavi.aqr.ir

ادامه دارد

]]>
414 - مبارزه الهام بخش 2019-06-28T13:39:21+01:00 2019-06-28T13:39:21+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/521 سید محمد حسین مركبی منصور دوانیقى (خلیفه عباسى ) به امام صادق (ص) نوشت : چرا مانند دیگران نزد ما نمى آیى و با ما نمى نشینى ؟ امام در پاسخ نوشتند : ما از دنیا چیزى نداریم كه براى آن از تو بترسیم و تو نیز از فضایل و امور آخرت چیزى ندارى كه به خاطر آن به تو امیدوار باشیم ، نه تو در نعمتى هستى كه بیایم به تو تبریك بگویم و نه خود را در بلا و مصیبت مى بینى كه بیایم به تو تسلیت دهم . پس چرا نزد تو بیایم ؟! منصور نوشت : بیایید ما را نصیحت كنید! امام علیه السلام جواب داد: هر كس اهل دنیا باشد تو منصور دوانیقى (خلیفه عباسى ) به امام صادق (ص) نوشت : چرا مانند دیگران نزد ما نمى آیى و با ما نمى نشینى ؟
امام در پاسخ نوشتند :
ما از دنیا چیزى نداریم كه براى آن از تو بترسیم و تو نیز از فضایل و امور آخرت چیزى ندارى كه به خاطر آن به تو امیدوار باشیم ، نه تو در نعمتى هستى كه بیایم به تو تبریك بگویم و نه خود را در بلا و مصیبت مى بینى كه بیایم به تو تسلیت دهم . پس چرا نزد تو بیایم ؟!
منصور نوشت :
بیایید ما را نصیحت كنید!
امام علیه السلام جواب داد:
هر كس اهل دنیا باشد تو را نصیحت نمى كند و هر كس اهل آخرت باشد نزد تو نخواهد آمد.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

برگرفته از کتاب بحار، ج 47، ص 184

]]>
413- نظارت‌ و بازرسی‌ در حکومت‌ علی (ع) 2019-06-19T12:09:53+01:00 2019-06-19T12:09:53+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/520 سید محمد حسین مركبی قسمت چهارم- بازار سالم حضرت علی(ع)  از امر نظارت و اقتدار در بازار برای نفع شخصی استفاده نمی کردند بلکه خیلی ساده و بدون همراهی و محافظ، در بازار تردد کرده، به بازدید یا خرید می پرداختند ،کسانی‌ که‌ امام را نمی‌شناختند فکر می‌کردند که‌ یک‌ فرد عادی است. یک روز حضرت‌ در بازار به مغازة‌ پیرمرد پیراهن‌ فروشی‌ رفتند ، یک‌ پیراهن‌ سه‌ درهمی‌ درخواست کردند، پیرمرد ایشان را شناخت‌ و احترام‌ کرد، ‌ حضرت‌ با او وارد معامله‌ نشدند تا مباد به خاطر احترام به ایشان، تخفیف ویژه ای ب قسمت چهارم- بازار سالم

حضرت علی(ع)  از امر نظارت و اقتدار در بازار برای نفع شخصی استفاده نمی کردند بلکه خیلی ساده و بدون همراهی و محافظ، در بازار تردد کرده، به بازدید یا خرید می پرداختند ،کسانی‌ که‌ امام را نمی‌شناختند فکر می‌کردند که‌ یک‌ فرد عادی است.

یک روز حضرت‌ در بازار به مغازة‌ پیرمرد پیراهن‌ فروشی‌ رفتند ، یک‌ پیراهن‌ سه‌ درهمی‌ درخواست کردند، پیرمرد ایشان را شناخت‌ و احترام‌ کرد، ‌ حضرت‌ با او وارد معامله‌ نشدند تا مباد به خاطر احترام به ایشان، تخفیف ویژه ای بدهد و ضرر کند، حتی ممکن بود صاحب مغازه بعدا بگوید یا با خود بیاندیشد ناچار شده تخفیف بدهد، یا چون از قدرت حکومت ترسیده، اجبارا تخفیف داده !!

به‌ مغازه‌ دیگری‌ رفتند‌ بازهم صاحب‌ مغازه،‌ امام را شناخت، این بارهم خرید نکردند، سرانجام‌ وارد مغازه‌ سومی‌ شدند ، صاحب مغازه جوانکی بود که‌ حضرت‌ را نمی‌شناخت. از او پیراهن‌ سه‌ درهمی‌ خریدند. (1)

ایشان مثل یک فرد عادی جامعه، به هنگام خرید، چانه هم می زدند ولی از مقام خود برای خریدی ارزانتر استفاده نمی کردند.
قطعا استفاده از رانت و مسؤلیت دولتی برای خرید جنس مرغوب تر یا زمین و خانه در جایی بهتر، جزء خط قرمز های امام بود، رهروان راستین امام هم باید از این امور بپرهیزند.

تجار و کسبه در بازار به‌ جایگاهی‌ تکیه‌ زده‌اند که‌ هر آن، احتمال‌ سقوط‌ و انحطاط‌ مالی‌ و اخلاقی‌ برای آنها وجود دارد و باید هوشیار باشند. بی جهت نیست که  امام(ع) فرموده اند:
بازار، خانه‌ سهو و فراموشی‌ است‌(یاد خدا فراموش می شود)، پس‌ کسی‌ که‌ در آن‌ یک‌ بار تسبیح‌ خدا گوید، برای‌ او یک‌ میلیون‌ حسنه‌ می‌نویسند!

امام  در بازدید ها راه رسیدن به بازار سالم را این طور بیان می کردند، پرهیز از دروغ‌ ، امتناع از سوگند در داد و ستد، راضی‌ به‌ حق‌ خود بودن‌ ، توزین درست و عادلانه و ...

1-         احمد بن‌ حنبل، فضایل‌ الصحابة، ج‌ 1، ص‌ 528، روایت‌ 878.

]]>
412- فوق حقوق بشر - بخش یک: 2019-06-11T09:38:02+01:00 2019-06-11T09:38:02+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/519 سید محمد حسین مركبی رهبران ما بالاتر از حقوق بشر ، عمل می کردند، دنیای متمدن از ما خیلی عقب است، دلیل بر این ادعا را در قطعه های تاریخی ذیل ملاحظه فرمائید: 1 - در تاریخ آمده پیامبر اسلام (ص) در خانه خود بر حصیری می نشسته اند و از تخت و تاج و خادمان و سرایداران در خانه کوچک ایشان خبری نبود، و بابت این موارد هزینه ای بر مردم و بیت المال تحمیل نکرده بودند، در حالی که امروز حقوق بشر، این موارد را برای یک حاکم مجاز می داند . 2 - شهرت پیامبر اسلام(ص) در همه جا پیچیده است، یك عرب بیابانى مى ‏آید خدم رهبران ما بالاتر از حقوق بشر ، عمل می کردند، دنیای متمدن از ما خیلی عقب است، دلیل بر این ادعا را در قطعه های تاریخی ذیل ملاحظه فرمائید:

1 - در تاریخ آمده پیامبر اسلام (ص) در خانه خود بر حصیری می نشسته اند و از تخت و تاج و خادمان و سرایداران در خانه کوچک ایشان خبری نبود، و بابت این موارد هزینه ای بر مردم و بیت المال تحمیل نکرده بودند، در حالی که امروز حقوق بشر، این موارد را برای یک حاکم مجاز می داند .

2 - شهرت پیامبر اسلام(ص) در همه جا پیچیده است، یك عرب بیابانى مى ‏آید خدمت پیامبر. وقتى كه مى‏ خواهد حرف بزند، ترس از پیغمبر، او را مى‏ گیرد، زبانش به لكنت مى ‏افتد.

پیامبر با خود می اندیشد، از دیدن من زبانش به لكنت افتاد؟! ناراحت مى‏ شود، فورا او را در بغل مى‏ گیرد و مى‏ فشارد تا بدنش بدن او را لمس كند.

می گوید: برادر!   آسان بگو، از چه مى ‏ترسى؟ من از آن جبارها نیستم، من شاه نیستم، من پسر آن زنى هستم كه با دست‏ خودش از بز شیر مى ‏دوشید. من مثل برادر تو هستم، هر چه دلت مى‏ خواهد ‏بگو.

]]>