نگاه به تاریخ اسلام سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بصورت رایگان بهره برداری کنید. الف- در مسابقات فرهنگی ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه. و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان. **************************** مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است: 1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده. 2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد. 3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده . 4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده. 5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است. 6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است. 7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده. 8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده. 9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده. 10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف. پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید. در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی. پیروز و سرافراز باشید tag:http://tarikhy.mihanblog.com 2019-09-14T17:53:00+01:00 mihanblog.com 422- ریشخند خورشید 2019-09-14T12:33:08+01:00 2019-09-14T12:33:08+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/533 سید محمد حسین مركبی در لحظه حساس خیلی از برادرها برادر را تنها گذاشتند، مثل مامون و امین که دو برادر بودند ولی فرزندانی از دو مادر ، آنها بخاطر رقابت بر سر حکومت بر ضد هم لشکر کشی کردند که در نهایت، امین کشته شد.  اگر مقایسه کنیم امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) هم دو برادر بودند از دو مادر ، اگر ایمان و تقوی نبود می توانست نعوذ بالله حسادت و رقابت چه غوغایی به پا کند که سیاهی آن تا ابد در تاریخ بماند، در نزد خیلی ها حکومت آنقدر مهمه که برادری در برابرش کوچکه یا به عبارتی، قدرت و اموال دنیا در لحظه حساس خیلی از برادرها برادر را تنها گذاشتند، مثل مامون و امین که دو برادر بودند ولی فرزندانی از دو مادر ، آنها بخاطر رقابت بر سر حکومت بر ضد هم لشکر کشی کردند که در نهایت، امین کشته شد.

 اگر مقایسه کنیم امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) هم دو برادر بودند از دو مادر ، اگر ایمان و تقوی نبود می توانست نعوذ بالله حسادت و رقابت چه غوغایی به پا کند که سیاهی آن تا ابد در تاریخ بماند، در نزد خیلی ها حکومت آنقدر مهمه که برادری در برابرش کوچکه یا به عبارتی، قدرت و اموال دنیا آنقدر بزرگه که اطاعت از امام در برابرش ناچیز دیده میشه.

 مگر همین چند سال قبل نبود که پسر عموی امام حسن علیه السلام که فرمانده سپاه امام بود در برابر همه مسلمین، به امام خیانت کرد و بخاطر گرفتن چند هزار درهم، مخفیانه سپاه امام را ترک کرد و به اردوگاه معاویه پیوست.

اما امویان زمانی که به حضرت عباس(ع) به شرط كناره ‌گیرى از همکاری با برادر و امامش، وعده فرماندهى كل قوا دادند، حضرت از پیشنهاد آنان تعجب کرد و به فریب آنها ریشخند زد و فرماندهى سپاه یزید را ارزانی خودشان دانست. مگر مردان خالص خدارا با این دام های پست و حقیر می توان اسیر کرد و به ذلت و تسلیم کشاند.

بنی امیه در این داستان مانند بچه های کوچک و خیال پردازی بودند که فکر می کردند خورشید راهم می توانند با همان طناب پوسیده درهم و دینار به زیر بکشند و لجن مال کنند.

بیخود نیست امام صادق (ع) در مورد حضرت ابوالفضل می فرمایند: عموی ما عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود، همراه اباعبدالله جهاد كرد و آزمایش خوبی داد و به شهادت رسید.

در جای دیگر حضرت ابوالفضل را بنده صالح خدا می خوانند.

 در زیارتنامه آن حضرت می خوانیم: سلام بر تو ای بنده صالح و مطیع امر خدا

با این حساب ما در سلام هر نماز که به صالحان درود می فرستیم به حضرت ابوالفضل هم درود و سلام نثار می کنیم.

روایت شده: حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام بدون اجازه در کنار امام حسین علیه‌السلام نمى نشست، و اگر پس از اجازه مى نشست، مانند عبد خاضع دو زانو در برابر مولایش بود.( معالى السبطین : ج ۱، ص ۴۴۳)

السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.

]]>
پیشنهاد و نقد 2019-09-14T12:26:12+01:00 2019-09-14T12:26:12+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/531 سید محمد حسین مركبی   ]]> 421- اوضاع و احوال قبل از حادثه کربلا 2019-09-03T18:36:26+01:00 2019-09-03T18:36:26+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/529 سید محمد حسین مركبی به این داستان توجه فرمائید:  فـرزنـد مـغـیـره بـن شـعـبـه نـقـل مى كند: من همراه پدرم مغیره به مسافرت شام رفته و بر معاویه وارد شده بودیم . پدرم هر شب به مجلس شبانه معاویه مى رفت و وقتى به خانه برمى گشت ـ با این كه خود از زیرکان به نام عرب بود ـ از كیاست معاویه سخن مى گفت . اما یك شب پس از این كه از نزد معاویه به خانه برگشت ، از غذا خوردن امتناع ورزید، و من او را سخت پریشان دیدم . ساعتى درنگ كردم ، سپس عـلّت نـاراحـتـى او را پـرسیدم . گفت : فرزندم ! من از نزد خبیث ترین به این داستان توجه فرمائید:

 فـرزنـد مـغـیـره بـن شـعـبـه نـقـل مى كند: من همراه پدرم مغیره به مسافرت شام رفته و بر معاویه وارد شده بودیم . پدرم هر شب به مجلس شبانه معاویه مى رفت و وقتى به خانه برمى گشت ـ با این كه خود از زیرکان به نام عرب بود ـ از كیاست معاویه سخن مى گفت .

اما یك شب پس از این كه از نزد معاویه به خانه برگشت ، از غذا خوردن امتناع ورزید، و من او را سخت پریشان دیدم . ساعتى درنگ كردم ، سپس عـلّت نـاراحـتـى او را پـرسیدم . گفت : فرزندم ! من از نزد خبیث ترین و پلیدترین مردم بازگشته ام !

گفتم : هان ! براى چه ؟

گـفت : مجلس معاویه خالى از اغیار بود، و ما با هم خیلى خصوصى و با نهایت صمیمیت سخن مى گـفـتـیـم . مـن بـه او گفتم : اى امـیـرالمـؤ مـنـیـن ! تـو بـه آرزوهـایـت رسـیـده اى ، حـال اگـر با این سن پیری به عدل و داد اقدام كنى خیلى روزگاران از تو نام نیكى به یادگار بماند.

معاویه جواب داد: واى بر تو! این آرزویى سخت دور از دسترس است ابوبكر بـه حـكـومـت رسـیـد، و عـدالت ورزیـد، و آن هـمـه سـخـتـى هـا تحمّل كرد، اما وقتى مُرد نامش نیز مُرد.

آنگاه عمر به حكومت رسید، كوشش ها كرد ولى وقتى كشته شد نامش نیز از میان مردم رفت . آنگاه بـرادر مـا عثمان به خلافت رسید. مردى از نظر نسب چون او نبود! اما تا كشته شد نامش فراموش گردید.

درحـالى كه نام این مرد، فرزند ابوكبشه (مقصود پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است ، و این لقبى است كه كـفـّار قـریـش بـه طـعـنـه بـه آن حـضـرت داده بـودند)
(1) را هر روز پنج بار در سـراسـر جـهـان اسـلام بـه فریاد بانگ مى زنند و به بزرگى یاد مى كنند: (اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسـُولُ اللّهِ)! تـو فـكـر مى كنى چه عملى در چنین شرایطى باقى خواهد ماند؟ و چه نام نیكى پایدار است ، اى بى مادر؟

نه ، به خداى سوگند آرام نخواهم نشست مگر این كه نام او را دفن كنم ؛ و این ذكر و یاد را به خاك سپارم !)
(2)

مـعـاویه به سوگند خویش وفادار ماند، و نهایت كوشش خویش را در راه انجام آن به كار برد.. احادیثى كه به دستور او درباره پیامبر(ص) جعل شد. پیامبر (ص) را از حدّ یك انسان معمولى نـیـز پـایـیـن تـر آورد. لذا مـتـفـكـّرانـى هـمـانـنـد دكـتـر صـالح وردانـى یـكـى از عـلل گـرایـش خـود بـه مـكـتـب تـشـیـّع را تـصـویـر نـامـطـلوب اهـل سـنـت و جـمـاعـت از پـیـامـبـر(ص) ذكـر مـى كـنـنـد.



1-در جنگ احد، پس از شكست مسلمانان ، ابوسفیان به عنوان استهزاء و تمسخر پیامبر را ابن ابى كبشه نامید. ر. ك . انساب الاشراف ، ج 1، ص 91 و 327.

2-مـروج الذهـب ، ج 3، ص 454؛ شـرح نـهـج البـلاغـه ، ج 1، ص 463؛ الاخـبـار الموفّقیات ، ص 576.

منبع: زمینه های قیام امام حسین(ع)

حسین عبدالمحمدی

]]>
420 - قدر غدیر قسمت سوم 2019-08-21T16:58:28+01:00 2019-08-21T16:58:28+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/528 سید محمد حسین مركبی «مؤمن روشنفکر» اگر واگن های قطار ذره ای از لوکوموتیو انحراف داشته باشند ، سرعت قطار کاهش پیدا می کند و اگر انحرافشان بیشتر باشد احتمال تخریب ریل یا واژگونی کل قطار وجود دارد. هر چه لوکوموتیو خوبی داشته باشیم بازهم در صورتی که واگن ها ضعف در حرکت نشان دهند ، این قطار به مقصد نمی رسد. به همان اندازه که لوکوموتیو باید قوی و چابک باشد، واگن های مطیع و سربراه و روان و روغنکاری شده و کم اضطکاک می توانند در پیمودن مسیر مؤثر باشند. اگر مردم اطاعت پذیر باشند ، حتی با یک رهبر منحرف «مؤمن روشنفکر»

اگر واگن های قطار ذره ای از لوکوموتیو انحراف داشته باشند ، سرعت قطار کاهش پیدا می کند و اگر انحرافشان بیشتر باشد احتمال تخریب ریل یا واژگونی کل قطار وجود دارد. هر چه لوکوموتیو خوبی داشته باشیم بازهم در صورتی که واگن ها ضعف در حرکت نشان دهند ، این قطار به مقصد نمی رسد.

به همان اندازه که لوکوموتیو باید قوی و چابک باشد، واگن های مطیع و سربراه و روان و روغنکاری شده و کم اضطکاک می توانند در پیمودن مسیر مؤثر باشند.

اگر مردم اطاعت پذیر باشند ، حتی با یک رهبر منحرف مانند هیتلر یا معاویه به مقاصدی می رسند، ولی اگر قانون گریز باشند، حتی با بهترین امام و رهبر به جایی نمی رسند. نمونه اش جامعه تحت امر امام حسن علیه السلام که در برابر معاویه شکست خوردند.

در غدیر دین کامل شد، وقتی خداوند با آن عظمت بفرماید امروز نعمت را بر شما تمام کردم، پس مطمئن می شویم همه خوبی هارا به ملت مسلمان عطا کرده، پس چرا این امت به رستگاری نرسید، حتما آن بخش دوم یعنی اطاعت مردم، مشکل داشت، بی جهت نبود که پیامبر(ص) فرمودند هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد.

مردم با اطاعت از امام ، می توانند کاری کنند که از مشکلات یک رهبر کاسته شود، نباید در شعار مطیع بود و در عمل ، کوتاهی کرد.

قدر غدیر به اطاعت از امام غدیر است، نه به شعار و سرودن برای غدیر. سطح فکری یک امت با میزان اطاعت او از برنامه ها سنجیده می شود و هرچه کج و معوج حرکت کند، دلیلی بر شکل ناپذیری مدنی است.

حکومت های طاغوتی از بی خبری مردم برای اطاعت پذیری و تحمیق استفاده می کنند، اما دین خدا از مردم، آموختن و پژوهش را خواسته و روشنفکری را مقدمه اطاعت مطلوب می داند، که نمونه آن سلمان و ابوذرند، که از همه عالم تر و مطیع تر بودند.

اگر امام به ساده زیستی فرمان دهد و در میان مردم تجمل نفوذ کند، اگر امام به دفع شبیخون فرهنگی فرمان دهد و مردم این هشدار را درک نکنند، اگر امام به تولید فرمان دهد و انباشت ثروت و کسب مال از راههای دیگر در جامعه رواج داشته باشد، علائم هشدار برای مؤمنان روشنفکر است و باید با بیداری خود، آن را جبران کنند.

آدرس ما در ایتا و گپ  @tarikhy
و در سروش @tarikhye

]]>
419- قدر غدیر (قسمت دوم) 2019-08-16T06:42:54+01:00 2019-08-16T06:42:54+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/527 سید محمد حسین مركبی زمانی که یک گروه به کوهنوردی می رود، انتخاب یک سر گروه آشنا با فن کوهنوردی و مطلع از جغرافیای منطقه ضرورت دارد تا با اطمینان همه تصمیم گیری های اصلی گروه را به او واگذار کنند. اگر یک سفر کوتاه یا بلند به دریا در پیش باشد، اولین گام انتخاب یک ناخدای کشتی مسلط به مسائل کشتی و دریاست. کوهنوردی ممکن است یک روز یا حداکثر یک ماه باشد، سفر دریا هم ممکن است یک هفته یا چندماه طول بکشد، برای یک یا چندماه حاضر نیستیم بدون راه بلد و متخصص به کوه یا به دریا سفر کنیم. اگر این سرگر زمانی که یک گروه به کوهنوردی می رود، انتخاب یک سر گروه آشنا با فن کوهنوردی و مطلع از جغرافیای منطقه ضرورت دارد تا با اطمینان همه تصمیم گیری های اصلی گروه را به او واگذار کنند.

اگر یک سفر کوتاه یا بلند به دریا در پیش باشد، اولین گام انتخاب یک ناخدای کشتی مسلط به مسائل کشتی و دریاست.

کوهنوردی ممکن است یک روز یا حداکثر یک ماه باشد، سفر دریا هم ممکن است یک هفته یا چندماه طول بکشد، برای یک یا چندماه حاضر نیستیم بدون راه بلد و متخصص به کوه یا به دریا سفر کنیم.

اگر این سرگروه کوهنوردی و ناخدای کشتی بگویند از مادر به اعضاء گروه مهربانتر است یا بگویند معصوم است و هیچ خطا در زندگی و دستورش نیست ، که خیلی موضوع زیبا می شود و عاشقانه به دستورش می توان عمل کرد، نه از روی ناچاری!

آیا یک عمر زندگی را بدون راهبر می توان طی کرد؟

آیا انسان احساس نمی کند برای زندگیش به رهبری نیاز دارد که مسائل روز را بشناسد ، مملکت را به دشمن نفروشد؟

آیا بشر نمی خواهد این قدر مطمئن به این رهبر و امام باشد که ذره ای در کار او شک نکند ، بداند که او با قدرت و آرامش، کشتی زندگی را به مقصد می رساند؟

آیا بشر اگر به چنین رهبری دست پیدا کند خودرا به رأی و تصمیم او نمی سپارد؟

خداوند کار را ساده فرموده و چنین امامی را به مسلمین معرفی کرده است .

در کجا ؟

در غدیر، برای این که از اختلاف که بزرگترین آفت جامعه است پرهیز شود، خداوند دستور فرمود به پیامبر(ص) که جانشین خودرا معرفی کن.

غدیر را قدر بدانیم، همه قدرت در یک جامعه به دست رهبر است و رهبری در غدیر تعیین شد.

همپای غدیر حرکت کنیم که خوشبختی جامعه در پیروی از امامی است که خدا معرفی کرده و با اطمینان می توان به او گوش جان سپرد. پیامبر(ص) می فرمود: بر او جلو نیفتید که گمراه می شوید و از او کنار نکشید که از دست می روید.

 موفق باشید

]]>
418- قدر غدیر 2019-08-14T14:53:01+01:00 2019-08-14T14:53:01+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/526 سید محمد حسین مركبی قسمت اول: اگر من یک کارخانه بزرگ و وسیع داشته باشم اما از طرز بهره برداری آن بی خبر باشم . این کارخانه که می تواند در هر روز، به من سود زیادی برساند، بر اثر نبود آگاهی و جهالت، ضایع می شود.  یک مهندس آگاه و مهربان، متمم این کارخانه وسیع و عظیم است . بدون او این همه تجهیزات مفید، راکد می ماند ، ولایت و سرپرستی اوست که نعمت های نهفته و سودهای پیچیده در کارخانه را آشکار می کند و به جریان می اندازد. این ولایت، متمم آن همه سرمایه و نعمت موجود در کارخانه است . در عالم انس قسمت اول:

اگر من یک کارخانه بزرگ و وسیع داشته باشم اما از طرز بهره برداری آن بی خبر باشم . این کارخانه که می تواند در هر روز، به من سود زیادی برساند، بر اثر نبود آگاهی و جهالت، ضایع می شود.

 یک مهندس آگاه و مهربان، متمم این کارخانه وسیع و عظیم است . بدون او این همه تجهیزات مفید، راکد می ماند ، ولایت و سرپرستی اوست که نعمت های نهفته و سودهای پیچیده در کارخانه را آشکار می کند و به جریان می اندازد. این ولایت، متمم آن همه سرمایه و نعمت موجود در کارخانه است .

در عالم انسانی هم این مقام ولایت است که تمام نعمت ها را به کار می گیرد و به جریان می اندازد ، این مقام ولایت است که استعدادها را شکفته و بارور می نماید، وگرنه انسانها به سوی خسران می روند.

پیامبر(ص) با برگزاری همایش بزرگ غدیر، دست مسلمین را در دست مهندس، کاربلد ، متخصص و به زیباترین و کاملترین نام ، در دست امام گذاشت تا با اطلاع کاملی که از روح و جسم و نقشه راه و طرحی برای خوشبختی ما دارد کشتی زندگی را به ساحل امن برساند.

]]>
417 - به مناسبت 30 تیر 98 2019-07-23T14:32:41+01:00 2019-07-23T14:32:41+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/524 سید محمد حسین مركبی تحلیل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره وضعیت دولت مصدق در بازه‌ی زمانی سی‌ام تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲  دشمن فهمید که راز پیروزی ملت ایران چیست؛ لذا درصدد برآمد تا سیاسیّون و سردمداران دولتی را از روحانیت و دین جدا کند. آنها را از آیةالله کاشانی جدا کردند و بینشان فاصله انداختند و متأسفانه موفّق هم شدند. از سی تیر ۱۳۳۱ که مرحوم آیةالله کاشانی توانست ملت ایران را آن‌طور به صحنه بیاورد، تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که عوامل امریکا در تهران توانستند مصدّق را سرنگون و تمام بساط او را ج تحلیل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره وضعیت دولت مصدق در بازه‌ی زمانی سی‌ام تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

 دشمن فهمید که راز پیروزی ملت ایران چیست؛ لذا درصدد برآمد تا سیاسیّون و سردمداران دولتی را از روحانیت و دین جدا کند. آنها را از آیةالله کاشانی جدا کردند و بینشان فاصله انداختند و متأسفانه موفّق هم شدند.

از سی تیر ۱۳۳۱ که مرحوم آیةالله کاشانی توانست ملت ایران را آن‌طور به صحنه بیاورد، تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که عوامل امریکا در تهران توانستند مصدّق را سرنگون و تمام بساط او را جمع کنند و مردم هیچ حرکتی از خود نشان ندادند، یک سال و یک ماه بیشتر طول نکشید.

در این یک سال و یک ماه، با وساطت ایادی ضدّ استقلال این کشور و با توطئه دشمنان این ملت، دکتر مصدّق مرتّب فاصله خود را با آقای کاشانی زیاد کرد، تا این‌که مرحوم آیةالله کاشانی چند روز قبل از ماجرای ۲۸ مرداد نامه نوشت - همه این نامه‌ها موجود است - و گفت من میترسم با این وضعی که دارید، علیه شما کودتا کنند و مشکلی به وجود آورند.

 دکتر #مصدق گفت: من مستظهر به پشتیبانی مردم ایران هستم! اشتباه او همین‌جا بود. ملت ایران را سرانگشت روحانیت - کسی مثل آیةالله کاشانی - وادار میکرد که صحنه‌ها را پُر کند و به میدان بیاید و جان خود را به خطر بیندازد.

در ۲۸ مرداد که #کاشانی منزوی و خانه‌نشین بود - و در واقع دولت مصدّق او را منزوی و از خود جدا کرده بود - عدم حضور او در صحنه موجب شد که مردم نیز در صحنه حضور نداشته باشند؛ لذا کودتاچیهای مأمور مستقیم امریکا توانستند بیایند و به‌راحتی بخشی از ارتش را به تصرّف درآورند و کودتا کنند. یک مشت اوباش و الواط تهران را هم راه انداختند و مصدّق را سرنگون کردند.

پس از آن، دیکتاتورىِ محمدرضاشاهی به وجود آمد که بیست‌وپنج سال این ملت زیر چکمه‌های دیکتاتوری او لگدمال شد و #ملی_شدن_صنعت_نفت هم در واقع هیچ و پوچ گردید؛ چون همان نفت را به کنسرسیومی دادند که امریکاییها طرّاحی آن را کردند. هرچه دشمن خواست، همان شد؛ به خاطر جدا شدن از روحانیت و دین. اینها عبرت است. ۱۳۸۰/۰۸/۲۰

آدرس ما در ایتا و گپ  @tarikhy

و در سروش @tarikhye

]]>
416-برخی از دیدگاهها و سیره اقتصادی امام رضا علیه السلام قسمت دوم 2019-07-10T07:42:42+01:00 2019-07-10T07:42:42+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/523 سید محمد حسین مركبی «قسمت دوم»  3- رعایت امور اقتصادی نسبت به فقرا امام رضا (ع) به صورت ناشناس با واسطه ها و گاه نیمه شب به خانه نیازمندان می رفتند و رفع مشکل می کردند. زمانی که فردی بدهکار می شد و طلبکار بر او سخت می گرفت، امام رضا (ع) در این شرایط به پرداخت بدهی او اقدام کرده و یا او را ضمانت می کردند تا بدهکار  مشکلش رفع شود. (حرعاملی، وسائل الشیعه، کتاب تجاره) امام رضا (ع) به کسانی که از پرداختن حقوق تهی دستان(خمس و زکوه) ، خودداری می ورزند، چنین هشدار دادند: «صاحب «قسمت دوم»

 3- رعایت امور اقتصادی نسبت به فقرا

امام رضا (ع) به صورت ناشناس با واسطه ها و گاه نیمه شب به خانه نیازمندان می رفتند و رفع مشکل می کردند.

زمانی که فردی بدهکار می شد و طلبکار بر او سخت می گرفت، امام رضا (ع) در این شرایط به پرداخت بدهی او اقدام کرده و یا او را ضمانت می کردند تا بدهکار  مشکلش رفع شود. (حرعاملی، وسائل الشیعه، کتاب تجاره)

امام رضا (ع) به کسانی که از پرداختن حقوق تهی دستان(خمس و زکوه) ، خودداری می ورزند، چنین هشدار دادند:

«صاحب نعمت در خطر است، پرداختن حقوق خدا در آن نعمت بر او واجب است؛ به خداى سوگند که خداوند بزرگ نعمت هایى به من مى دهد؛ و من پیوسته در این باره بیمناکم تا آن گاه که از عهده حقوقى که خدا بر من واجب کرده برآیم.» (کلینی، الکافی، ج4، ص399)

 4- قناعت:
در جای دیگر امام رضا (ع) بیانی دارند از قول خداوند بزرگ:
«
خداوند می فرماید: تو به آن چه روزیت کرده ام خوشنود باش تا از بی نیازترین مردم باشی و من روایت می کنم که هر کس قناعت پیشه داشت سیر است و هر که قانع نباشد سیر نمی شود9(نوری، مستدرک الوسائل، ج15، ص225)
 

حضرت امام رضا (علیه السلام)، همواره پیروانشان را به رضایت به رزق اندک توصیه می کردند و از فرمایشات ایشان است: «هر کس به رزق و روزی کم از خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود10(شهید اول، کتاب چهل حدیث، ص30)

امام می فرماید:
«
مال جمع نمی شود مگر با پنج خصلت: بخل شدید، آرزوی دراز، حرص غلبه کننده، قطع رحم و مقدم داشتن دنیا بر آخرت11(شیخ صدوق، الخصال، ج1، ص282)
ایشان همچنین می فرماید: «اگر مردم حد میانه را در خوراک رعایت می کردند، بدن هایشان پایدار و سالم می ماند ( مجلسی، بحارالانوار، ج59، ص142)

) استفاده از نعمت های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است. 1(ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج66، ص334)

از دیدگاه امام رضا (ع) یکی از پایه های زمینه ساز حرکت تکاملی برنامه ریزی اقتصادی، اندازه گیری و تقدیر معیشت است. (سکندری، همان، ص190)

منبع: https://razavi.aqr.ir

آدرس کانال  در ایتا  @tarikhy
آدرس کانال  در سروش @tarikhye
آدرس کانال در گپ @tarikhy

]]>
415-برخی از دیدگاهها و سیره اقتصادی امام رضا علیه السلام 2019-07-10T07:11:58+01:00 2019-07-10T07:11:58+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/522 سید محمد حسین مركبی «قسمت اول» 1- جامعه و اقتصاد: امام رضا (ع) علت نابسامانی، و مشکلات جامعه را به کار گماردن جاهلان و اشخاص ناآگاه که در مدیریت اقتصادی تخصص ندارند، می داند. (اسحاقی، همان، ص136 و 137؛ ر.ک: حکیمی، همان، ص139-137)  امام رضا (ع) درباره محدودیت سود در داد و ستد می فرمایند: سودگرفتن مؤمن از برادر دینی خویش ربا است، مگر این که چیزی را به بیش از صد درهم بخرد. در این صورت، به اندازه خوراک روزانه اش سود دریافت می کند، یا کالایی را برای فروش بخرد، در این صورت سود اندکی از او می گیرد «قسمت اول»

1- جامعه و اقتصاد:
امام رضا (ع) علت نابسامانی، و مشکلات جامعه را به کار گماردن جاهلان و اشخاص ناآگاه که در مدیریت اقتصادی تخصص ندارند، می داند. (اسحاقی، همان، ص136 و 137؛ ر.ک: حکیمی، همان، ص139-137)
 
امام رضا (ع) درباره محدودیت سود در داد و ستد می فرمایند: سودگرفتن مؤمن از برادر دینی خویش ربا است، مگر این که چیزی را به بیش از صد درهم بخرد. در این صورت، به اندازه خوراک روزانه اش سود دریافت می کند، یا کالایی را برای فروش بخرد، در این صورت سود اندکی از او می گیرد.» (الحیاة، برادران حکیمی، ترجمه احمد آرام، ج 4، ص 142)

 2- تأمین اقتصاد خانواده:

امام رضا(ع) می فرماید: «آن که با کار و کوشش، در جستجوی مواهب زندگی برای تأمین خانواده خویش است، پاداشی بزرگ تر از مجاهدان راه خدا دارد.» (ابن شعبه، تحف العقول، ص445)

ایشان درباره چگونگی تأمین مخارج زندگی و خانواده فرمودند: «هزینه زندگی حد وسط است میان دو روش ناپسند.» (مجلسی، همان، ج68، ص347)

و فرمودند: پرداخت مخارج خانواده میان دو مرز قرار دارد: مرز اسراف و زیاده روی و مرز اقتدار و تنگ نظری و خسَّت .

از دیدگاه امام رضا (ع) شخص اجازه ندارد که در مصرف بر خود سخت گیرد و نیز مجاز نیست که اموال خویش را ریخت و پاش نماید (اسحاقی، مبانی راهبردی جهاد اقتصادی، ص135 و 134؛- حکیمی، معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی، ص91-88)

امام رضا (ع) درباره مسئولیت تأمین معاش که بر عهده سرپرست خانواده می باشد، می فرماید: «سزاوار آن است که شخص در زندگی خانوادگی خود توسعه بدهد تا آنان در انتظار مرگ او نباشند.» (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص68)

همچنین ایشان فرموده اند: «آن خرجی که برای خود و اهل خانه می کنی صدقه محسوب می شود و آن کسی که از راه حلال برای افراد تحت تکفل رنج می کشد هم چون مجاهد راه خداست.» (مستدرک الوسائل، ج13، ص54.)

https://razavi.aqr.ir

ادامه دارد

]]>
414 - مبارزه الهام بخش 2019-06-28T13:39:21+01:00 2019-06-28T13:39:21+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/521 سید محمد حسین مركبی منصور دوانیقى (خلیفه عباسى ) به امام صادق (ص) نوشت : چرا مانند دیگران نزد ما نمى آیى و با ما نمى نشینى ؟ امام در پاسخ نوشتند : ما از دنیا چیزى نداریم كه براى آن از تو بترسیم و تو نیز از فضایل و امور آخرت چیزى ندارى كه به خاطر آن به تو امیدوار باشیم ، نه تو در نعمتى هستى كه بیایم به تو تبریك بگویم و نه خود را در بلا و مصیبت مى بینى كه بیایم به تو تسلیت دهم . پس چرا نزد تو بیایم ؟! منصور نوشت : بیایید ما را نصیحت كنید! امام علیه السلام جواب داد: هر كس اهل دنیا باشد تو منصور دوانیقى (خلیفه عباسى ) به امام صادق (ص) نوشت : چرا مانند دیگران نزد ما نمى آیى و با ما نمى نشینى ؟
امام در پاسخ نوشتند :
ما از دنیا چیزى نداریم كه براى آن از تو بترسیم و تو نیز از فضایل و امور آخرت چیزى ندارى كه به خاطر آن به تو امیدوار باشیم ، نه تو در نعمتى هستى كه بیایم به تو تبریك بگویم و نه خود را در بلا و مصیبت مى بینى كه بیایم به تو تسلیت دهم . پس چرا نزد تو بیایم ؟!
منصور نوشت :
بیایید ما را نصیحت كنید!
امام علیه السلام جواب داد:
هر كس اهل دنیا باشد تو را نصیحت نمى كند و هر كس اهل آخرت باشد نزد تو نخواهد آمد.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

برگرفته از کتاب بحار، ج 47، ص 184

]]>
413- نظارت‌ و بازرسی‌ در حکومت‌ علی (ع) 2019-06-19T12:09:53+01:00 2019-06-19T12:09:53+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/520 سید محمد حسین مركبی قسمت چهارم- بازار سالم حضرت علی(ع)  از امر نظارت و اقتدار در بازار برای نفع شخصی استفاده نمی کردند بلکه خیلی ساده و بدون همراهی و محافظ، در بازار تردد کرده، به بازدید یا خرید می پرداختند ،کسانی‌ که‌ امام را نمی‌شناختند فکر می‌کردند که‌ یک‌ فرد عادی است. یک روز حضرت‌ در بازار به مغازة‌ پیرمرد پیراهن‌ فروشی‌ رفتند ، یک‌ پیراهن‌ سه‌ درهمی‌ درخواست کردند، پیرمرد ایشان را شناخت‌ و احترام‌ کرد، ‌ حضرت‌ با او وارد معامله‌ نشدند تا مباد به خاطر احترام به ایشان، تخفیف ویژه ای ب قسمت چهارم- بازار سالم

حضرت علی(ع)  از امر نظارت و اقتدار در بازار برای نفع شخصی استفاده نمی کردند بلکه خیلی ساده و بدون همراهی و محافظ، در بازار تردد کرده، به بازدید یا خرید می پرداختند ،کسانی‌ که‌ امام را نمی‌شناختند فکر می‌کردند که‌ یک‌ فرد عادی است.

یک روز حضرت‌ در بازار به مغازة‌ پیرمرد پیراهن‌ فروشی‌ رفتند ، یک‌ پیراهن‌ سه‌ درهمی‌ درخواست کردند، پیرمرد ایشان را شناخت‌ و احترام‌ کرد، ‌ حضرت‌ با او وارد معامله‌ نشدند تا مباد به خاطر احترام به ایشان، تخفیف ویژه ای بدهد و ضرر کند، حتی ممکن بود صاحب مغازه بعدا بگوید یا با خود بیاندیشد ناچار شده تخفیف بدهد، یا چون از قدرت حکومت ترسیده، اجبارا تخفیف داده !!

به‌ مغازه‌ دیگری‌ رفتند‌ بازهم صاحب‌ مغازه،‌ امام را شناخت، این بارهم خرید نکردند، سرانجام‌ وارد مغازه‌ سومی‌ شدند ، صاحب مغازه جوانکی بود که‌ حضرت‌ را نمی‌شناخت. از او پیراهن‌ سه‌ درهمی‌ خریدند. (1)

ایشان مثل یک فرد عادی جامعه، به هنگام خرید، چانه هم می زدند ولی از مقام خود برای خریدی ارزانتر استفاده نمی کردند.
قطعا استفاده از رانت و مسؤلیت دولتی برای خرید جنس مرغوب تر یا زمین و خانه در جایی بهتر، جزء خط قرمز های امام بود، رهروان راستین امام هم باید از این امور بپرهیزند.

تجار و کسبه در بازار به‌ جایگاهی‌ تکیه‌ زده‌اند که‌ هر آن، احتمال‌ سقوط‌ و انحطاط‌ مالی‌ و اخلاقی‌ برای آنها وجود دارد و باید هوشیار باشند. بی جهت نیست که  امام(ع) فرموده اند:
بازار، خانه‌ سهو و فراموشی‌ است‌(یاد خدا فراموش می شود)، پس‌ کسی‌ که‌ در آن‌ یک‌ بار تسبیح‌ خدا گوید، برای‌ او یک‌ میلیون‌ حسنه‌ می‌نویسند!

امام  در بازدید ها راه رسیدن به بازار سالم را این طور بیان می کردند، پرهیز از دروغ‌ ، امتناع از سوگند در داد و ستد، راضی‌ به‌ حق‌ خود بودن‌ ، توزین درست و عادلانه و ...

1-         احمد بن‌ حنبل، فضایل‌ الصحابة، ج‌ 1، ص‌ 528، روایت‌ 878.

]]>
412- فوق حقوق بشر - بخش یک: 2019-06-11T09:38:02+01:00 2019-06-11T09:38:02+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/519 سید محمد حسین مركبی رهبران ما بالاتر از حقوق بشر ، عمل می کردند، دنیای متمدن از ما خیلی عقب است، دلیل بر این ادعا را در قطعه های تاریخی ذیل ملاحظه فرمائید: 1 - در تاریخ آمده پیامبر اسلام (ص) در خانه خود بر حصیری می نشسته اند و از تخت و تاج و خادمان و سرایداران در خانه کوچک ایشان خبری نبود، و بابت این موارد هزینه ای بر مردم و بیت المال تحمیل نکرده بودند، در حالی که امروز حقوق بشر، این موارد را برای یک حاکم مجاز می داند . 2 - شهرت پیامبر اسلام(ص) در همه جا پیچیده است، یك عرب بیابانى مى ‏آید خدم رهبران ما بالاتر از حقوق بشر ، عمل می کردند، دنیای متمدن از ما خیلی عقب است، دلیل بر این ادعا را در قطعه های تاریخی ذیل ملاحظه فرمائید:

1 - در تاریخ آمده پیامبر اسلام (ص) در خانه خود بر حصیری می نشسته اند و از تخت و تاج و خادمان و سرایداران در خانه کوچک ایشان خبری نبود، و بابت این موارد هزینه ای بر مردم و بیت المال تحمیل نکرده بودند، در حالی که امروز حقوق بشر، این موارد را برای یک حاکم مجاز می داند .

2 - شهرت پیامبر اسلام(ص) در همه جا پیچیده است، یك عرب بیابانى مى ‏آید خدمت پیامبر. وقتى كه مى‏ خواهد حرف بزند، ترس از پیغمبر، او را مى‏ گیرد، زبانش به لكنت مى ‏افتد.

پیامبر با خود می اندیشد، از دیدن من زبانش به لكنت افتاد؟! ناراحت مى‏ شود، فورا او را در بغل مى‏ گیرد و مى‏ فشارد تا بدنش بدن او را لمس كند.

می گوید: برادر!   آسان بگو، از چه مى ‏ترسى؟ من از آن جبارها نیستم، من شاه نیستم، من پسر آن زنى هستم كه با دست‏ خودش از بز شیر مى ‏دوشید. من مثل برادر تو هستم، هر چه دلت مى‏ خواهد ‏بگو.

]]>
411- دید اجتماعی یک مربی الهی 2019-06-03T18:19:11+01:00 2019-06-03T18:19:11+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/518 سید محمد حسین مركبی تاریخ معاصر: « به مناسبت رحلت امام خمینی و 15 خرداد» مرحومه مرضیه حدیدچی: روزی من در نوفل لوشاتو به علت ارزانی، حدود 2 کیلوپرتقال خریدم. تا برای سه الی چهار روز پرتقال داشته باشیم. امام با دیدن پرتقال‌ها فرمودند: "این همه پرتقال برای چیست؟" عرض کردم: "پرتقال ارزان بود، برای چند روز خریدم." فرمودند: شاید امروز در نوفل‌لوشاتو کسانی باشد که تا به حال به علت گران بودن پرتقال نتوانسته‌اند آن را تهیه کنند و شاید با ارزان شدن آن، می‌توانستند مقداری از آن را تهیه کنند؛ در حالی‌که ش تاریخ معاصر: « به مناسبت رحلت امام خمینی و 15 خرداد»

مرحومه مرضیه حدیدچی: روزی من در نوفل لوشاتو به علت ارزانی، حدود 2 کیلوپرتقال خریدم. تا برای سه الی چهار روز پرتقال داشته باشیم.
امام با دیدن پرتقال‌ها فرمودند: "این همه پرتقال برای چیست؟" عرض کردم: "پرتقال ارزان بود، برای چند روز خریدم."
فرمودند: شاید امروز در نوفل‌لوشاتو کسانی باشد که تا به حال به علت گران بودن پرتقال نتوانسته‌اند آن را تهیه کنند و شاید با ارزان شدن آن، می‌توانستند مقداری از آن را تهیه کنند؛ در حالی‌که شما برای سه یا چهار روز آن هم به جهت ارزان بودن خریده‌اید. ببرید مقداری از آن را پس بدهید."
گفتم: "پس دادن آن ممکن نیست؟"

فرمودند: باید راهی پیدا کرد... پرتقالها را پوست بکنید و به افرادی بدهید که تا حالا پرتقال نخورده‌اند. شاید از این طریق خداوند از سر گناه شما بگذرد.

. .@TasnimNa

نکته: چند موضوع اقتصادی اجتماعی در این خاطره می توان دید، حقوق بشر چه؟

]]>
410- نظارت‌ و بازرسی‌ در حکومت‌ علی (ع) قسمت سوم 2019-06-01T12:26:47+01:00 2019-06-01T12:26:47+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/517 سید محمد حسین مركبی قسمت سوم- وای‌ بر کم‌فروشان‌ حضرت‌ در عهدنامه‌ مالک‌ اشتر سود حاصل‌ از تلاش‌ بازرگانان را مایه‌ برپایی‌ بازار می داند، ولی می‌فرماید: و با این‌ همه‌ بدان‌ که‌ میان‌ بازرگانان‌ بسیار کسانند که‌ معامله ای‌ بد دارند، بخیلند و در پی‌ احتکارند ... کالا را به‌ هر بها که‌ بخواهند می‌فروشند و این‌ سود جویی‌ و گران فروشی‌ زیانی‌ است‌ بر همگان، و عیب‌ است‌ بر والیان. باید خرید و فروش‌ ... با نرخ‌های‌ رایج‌ بازار باشد، نه‌ به‌ زیان‌ فروشنده‌ و نه‌ خریدار. و آن‌ که‌ پس‌ از منع‌ تو دست‌ قسمت سوم- وای‌ بر کم‌فروشان‌

حضرت‌ در عهدنامه‌ مالک‌ اشتر سود حاصل‌ از تلاش‌ بازرگانان را مایه‌ برپایی‌ بازار می داند، ولی می‌فرماید:
و با این‌ همه‌ بدان‌ که‌ میان‌ بازرگانان‌ بسیار کسانند که‌ معامله ای‌ بد دارند، بخیلند و در پی‌ احتکارند ... کالا را به‌ هر بها که‌ بخواهند می‌فروشند و این‌ سود جویی‌ و گران فروشی‌ زیانی‌ است‌ بر همگان، و عیب‌ است‌ بر والیان.

باید خرید و فروش‌ ... با نرخ‌های‌ رایج‌ بازار باشد، نه‌ به‌ زیان‌ فروشنده‌ و نه‌ خریدار. و آن‌ که‌ پس‌ از منع‌ تو دست‌ به‌ احتکار زند او را کیفر بده‌ و عبرت‌ دیگران‌ گردان‌ (1)

امام علی(ع) اهمیت نظارت بر اقتصاد و بازار را از پیامبر (ص) آموخته بود، مردم‌ مدینه‌ قبل‌ از ورود پیامبر(ص) بدترین‌ مردم‌ از جهت‌ توزین‌ بودند، اولین‌ سوره‌ای‌ که‌ در مدینه‌ نازل‌ شد آغاز آن وای‌ بر کم‌فروشان‌ بود ! پیامبر اکرم کوشید‌ تا مردم‌ مدینه‌  مقید به‌ توزین‌ دقیق‌ شوند (2)

 علی(ع) در بازار بصره به یکی از بازاریان آموزش داد چگونه طلب‌ معاش‌ کند که از آخرت غافل نشود؟ (3)

ایشان اخلاق در بازار را اینطور بیان کرد:
ای‌ بازاریان‌ از خدا طلب‌ خیر کنید و به‌ واسطه‌ آسان‌ گرفتن در معامله‌ ، تبرک‌ جویید و به این‌ وسیله‌ به‌ مردم‌ نزدیک‌ شوید و با بردباری خود را زینت‌ بخشید (4)

نکته: امام بطور خلاصه مطلب فوق العاده مهمی را بیان می کند آنجا که می فرماید: سود جویی‌ و گران فروشی‌ (توسط تاجران) زیانی‌ است‌ بر همگان، و عیب‌ است‌ بر والیان!!!

منابع:

1-     نهج‌البلاغه‌ نامه‌ 53

2-     المیزان‌ ج‌ 20، ص‌ 230

3-     شیخ‌ مفید، الامالی، ص‌ 119

4-     کتاب کافی، ج‌ 5، ص‌ 151

]]>
409 - شمارش خوبی ها 2019-05-27T19:40:39+01:00 2019-05-27T19:40:39+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/516 سید محمد حسین مركبی شجاعت و توان دفاعی امام علی(ع) در جنگ بدر آشکار شد و بر سر زبانها افتاد. وفاداری و از خودگذشتگی امام در جنگ احد کاملا بروز کرد. صبر ، ظرفیت و اخلاص امام بعد از رحلت پیامبر (ص) در دوران خانه نشینی بروز کرد. توان عملیاتی و اخلاص عمل ایشان در جنگ خندق بیشتر آشکار شد. از خود گذشتگی و خود نگهداری در برابر خواسته های نفس به هنگام بخشش سه روز افطاری به نیازمندان به اوج رسید. جوانمردی امام به هنگام نبستن آب به روی دشمن در صفین زبانزد شد. عزم ایشان بر مبارزه با اشرافیت در شجاعت و توان دفاعی امام علی(ع) در جنگ بدر آشکار شد و بر سر زبانها افتاد.

وفاداری و از خودگذشتگی امام در جنگ احد کاملا بروز کرد.

صبر ، ظرفیت و اخلاص امام بعد از رحلت پیامبر (ص) در دوران خانه نشینی بروز کرد.

توان عملیاتی و اخلاص عمل ایشان در جنگ خندق بیشتر آشکار شد.

از خود گذشتگی و خود نگهداری در برابر خواسته های نفس به هنگام بخشش سه روز افطاری به نیازمندان به اوج رسید.

جوانمردی امام به هنگام نبستن آب به روی دشمن در صفین زبانزد شد.

عزم ایشان بر مبارزه با اشرافیت در مدت 5 سال حکومت افشا شد.

اوج عدالت امام در مدت 5 سال حکومت با آفریدن صحنه های مختلف برای مردم  روشن شد.

اوج اعتقاد به حقوق بشر و انسان دوستی را امام بارها به اثبات رساند از جمله وقتی لباس بهتر را به غلام خود داد و لباس معمولی را خودش برداشت.

مبارزه با فساد اقتصادی را وقتی به نمایش گذاشت که فرمود مال حرام را حتی اگر برای مهریه پرداخت کردید...

مقام علمی او زمانی آشکار شد که سالها از او دور شدیم ...

مدیریت و نظارت صحیح بر جامعه و کارگزاران را و رودرواسی با کسی نداشتن را در مدت حکومتشان به نمایش گذاشتند.

عدم توقع زیاد از انقلاب اسلامی و ساختن با کمترین امکانات زندگی(زهد) را در کل عمر نشان دادند.

مرد کار اقتصادی بودن را در دوران خانه نشینی با احداث دهها باغ خرما...

قضاوت های زیبای ایشان نشان از احاطه علمی بر جنبه های مختلف زندگی بشر بود.

آزادی سیاسی را بارها نشان دادند و برای نمونه پس از بیعت مردم با ایشان، به زور از مخالفین بیعت نگرفتند.

دهها فضیلت و داشته امام در مسائل مختلف را می توان شماره کرد که ایشان واجد آن بودند و ما حتی از شمارش آن عاجزیم.

]]>
408- نظارت‌ و بازرسی‌ در حکومت‌ علی (ع) 2019-05-23T11:05:19+01:00 2019-05-23T11:05:19+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/515 سید محمد حسین مركبی قسمت دوم - نظارت بر اقتصاد و بازار: ‌ نظارت‌ آن حضرت همه‌ شئون‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ را دربرمی‌گرفت، یکی از بخش های مهم آن نظارت‌ بر بازار بود.  بر بازار کوفه‌ خود نظارت‌ کرده و نمایندگانی‌ را برای‌ نظارت‌ بر سایر بازارها منصوب‌ نمودند و دستور العملی‌ را برای‌ استانداران‌ نیز ارسال‌ نمودند که‌ بر بازار نظارت و محتکرین‌ را مجازات‌ نمایند.(1) ابن‌ عباس‌ را به‌ عنوان‌ قاضی‌ و ناظر به‌ بصره‌ گسیل‌ داشتند.(2) نامه‌های‌ تند و شدید اللحنی‌ را برای‌ اشعث‌ بن‌ قیس (والی‌ آذ قسمت دوم - نظارت بر اقتصاد و بازار:

‌ نظارت‌ آن حضرت همه‌ شئون‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ را دربرمی‌گرفت، یکی از بخش های مهم آن نظارت‌ بر بازار بود.

 بر بازار کوفه‌ خود نظارت‌ کرده و نمایندگانی‌ را برای‌ نظارت‌ بر سایر بازارها منصوب‌ نمودند و دستور العملی‌ را برای‌ استانداران‌ نیز ارسال‌ نمودند که‌ بر بازار نظارت و محتکرین‌ را مجازات‌ نمایند.(1)
ابن‌ عباس‌ را به‌ عنوان‌ قاضی‌ و ناظر به‌ بصره‌ گسیل‌ داشتند.(2)

نامه‌های‌ تند و شدید اللحنی‌ را برای‌ اشعث‌ بن‌ قیس (والی‌ آذربایجان‌) و زیاد بن‌ ابیه(در فارس) و شریح‌ (قاضی‌ کوفه) و عثمان‌ بن‌ حنیف‌ (در بصره) و چندین نفر دیگر ارسال کردند.(3)
همه‌ این‌ نامه‌ها حکایت‌ از آن‌ دارد که‌ حضرت‌ با خطا و لغزش‌، برخورد کرده و خیانت کار را به‌ شدت‌ مجازات‌ می‌نمودند.

وقتی‌ حضرت‌ متوجه‌ شدند اشعث‌ بن‌ قیس‌ 100000 درهم‌ از بیت‌المال‌ برداشت‌ نموده، به او اعلام کردند: اگر این‌ مبلغ‌ را به‌ بیت‌المال‌ برنگردانی‌ جانت را از دست خواهی داد.

 اشعث قصد فرار به سوی معاویه را داشت که اقوامش اورا نصیحت کردند و در نهایت پول‌ را به‌ بیت‌المال‌ برگرداند.(4)

امام علی (ع) در نامه ای مسؤل بازار اهواز را برکنار کرده و اورا خائن خوانده، مجازات های سختی را هم برای او اعمال می کنند.

نکته: نظارت بر بازار در نظر امام علاوه بر احقاق حقوق مردم ، ابعاد دیگری داشت، قلب تپنده جامعه بازار است، بازاری که اغتشاش داشته باشد باعث سلب آرامش فکری و آسایش مردم خواهد شد.

منابع:
1- دعائم‌ الاسلام‌ ج‌ 2، ص‌ 39.
2- کتاب ادب‌ قضاوت ، ج‌ 1، ص‌ 135.
3- نهج‌البلاغه، نامه های‌ 5 - 20- 3 - 45
4- دعائم‌الاسلام، ج‌ 1، ص‌ 396.

]]>
407- نظارت و بازرسی در حکومت علی (ع) 2019-05-13T18:51:55+01:00 2019-05-13T18:51:55+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/514 سید محمد حسین مركبی (قسمت اول): حضرت‌ در نامه‌اش‌ به‌ مالک‌ اشتر می‌نگارد: پس‌ روزی‌ کارمندان خودرا زیاد در نظر بگیر! که‌ فراخی‌ روزی‌، نیروشان‌ دهد تا در پی‌ اصلاح‌ خود برآیند، و سبب بی نیازی شان‌ خواهد بود، تا دست‌ به‌ مالی‌ که‌ در اختیار دارند نگشایند و حجتی‌ بُوَد بر آنان‌ اگر فرمانت‌ را نپذیرند، یا در امانت‌ خیانت‌ ورزند. حضرت‌ صرفاً‌ به‌ ایجاد چنین‌ زمینه‌های‌ مثبتی‌ کفایت‌ ننمودند و معتقد بودند باید از طرز عمل‌ مأموران‌ نیز آگاه‌ بود و شیوة‌ برخورد آنان‌ با مردم‌ را زیر نظر داشت‌ و از میزا (قسمت اول):

حضرت‌ در نامه‌اش‌ به‌ مالک‌ اشتر می‌نگارد:

پس‌ روزی‌ کارمندان خودرا زیاد در نظر بگیر! که‌ فراخی‌ روزی‌، نیروشان‌ دهد تا در پی‌ اصلاح‌ خود برآیند، و سبب بی نیازی شان‌ خواهد بود، تا دست‌ به‌ مالی‌ که‌ در اختیار دارند نگشایند و حجتی‌ بُوَد بر آنان‌ اگر فرمانت‌ را نپذیرند، یا در امانت‌ خیانت‌ ورزند.

حضرت‌ صرفاً‌ به‌ ایجاد چنین‌ زمینه‌های‌ مثبتی‌ کفایت‌ ننمودند و معتقد بودند باید از طرز عمل‌ مأموران‌ نیز آگاه‌ بود و شیوة‌ برخورد آنان‌ با مردم‌ را زیر نظر داشت‌ و از میزان‌ صحت‌ و سقم‌ گزارش های‌ آنان‌ مطلع‌ بود.

این‌ مراقبت‌ها باید توسط‌ بازرسان‌ ویژه‌ای‌ که‌ چشم‌ حکومت‌ محسوب‌ می‌شوند، انجام‌ پذیرد. حضرت‌ می‌فرماید:

پس‌ بر کارهای‌ آنان‌ مراقب باش و جاسوسی‌ راستگو وفاپیشه‌ بر ایشان‌ بگمار ، زیرا که مراقبت‌ نهایی‌ تو در کارهایشان، وادارکننده‌ آنهاست‌ به‌ رعایت‌ امانت، و مهربانی‌ بر رعیت، اگر یکی‌ از آنان‌ دست‌ به‌ خیانتی‌ گشود و گزارش‌ جاسوسان‌ تو  وجود آن‌ خیانت‌ را تایید کرد ، بدین‌ گواه‌ بسنده‌ کن‌ و کیفر او را با تنبیه‌ بدنی‌ بدو برسان‌ و آنچه‌ بدست‌ آورده‌ از او بگیر، سپس‌ او را خوار بدار و خیانت‌کار شمار و طوق‌ بدنامی‌ را در گردنش‌ درآر. ( نهج‌البلاغه، نامه‌ 53)

منبع: امام علی (ع)، حکومت و بازار

نویسنده: محمدنقی نظرپور
25 نهج‌البلاغه، نامه‌ 53.
.26
نهج‌البلاغه، نامه‌ 53.

منبع: http://ensani.ir]]>
406- تاریخ یعنی عصاره تلاش ملت ها 2019-05-10T19:45:06+01:00 2019-05-10T19:45:06+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/513 سید محمد حسین مركبی وقتی به پیچ تاریخی یک ملت می رسیم خیلی ها ممکن است جا بزنند و بگویند تا کی شکیبایی و صبر ، مگر این انقلاب قرار نبود مشکلات را حل کند مگر انقلاب نکردیم تا از فساد پهلوی و آمریکا نجات پیدا کنیم ، بعد از 40 سال هنوز بحران اقتصادی رها نکرده، بیشتر هم شده! وقتی ندانیم در تاریخ چندین بار این داستان تکرار شده فکر می کنیم ما فقط نوبر آورده ایم و باید یک شبه همه چیز حل می شد.  وقتی صبر و شکیبایی انبیا و ائمه را نخوانده باشیم ، وقتی در علل غیبت هزار ساله امام زمان(عج) دقت نکرده باش وقتی به پیچ تاریخی یک ملت می رسیم خیلی ها ممکن است جا بزنند و بگویند تا کی شکیبایی و صبر ، مگر این انقلاب قرار نبود مشکلات را حل کند مگر انقلاب نکردیم تا از فساد پهلوی و آمریکا نجات پیدا کنیم ، بعد از 40 سال هنوز بحران اقتصادی رها نکرده، بیشتر هم شده!

وقتی ندانیم در تاریخ چندین بار این داستان تکرار شده فکر می کنیم ما فقط نوبر آورده ایم و باید یک شبه همه چیز حل می شد.

 وقتی صبر و شکیبایی انبیا و ائمه را نخوانده باشیم ، وقتی در علل غیبت هزار ساله امام زمان(عج) دقت نکرده باشیم، طبیعی است که می خواهیم مفت و راحت، کارها به پیش برود و اگر موافق میل ما نبود با فوق لیسانسمان می رویم خارج، برای آسایش شخصی ، یادمان می رود برای چه به دنیا آمدیم، چه شد مسلمان شدیم، چه شد شیعه شدیم.

نوجوان که هستیم سرمان توی بازی های رایانه ای است از کار و عرق ریختن هم خبری نیست ، روی پر قو بزرگ می شویم ، کیک و شکلات و ساندویچ هم می ریزند توی دامن ما، از تلاش و شکست خبری نیست، یک انسان کم طاقت بار می آییم.

 حالا اسمی از پیچ تاریخی می شنویم رنگمان می پرد، دلار برود بالا همه گیج می زنیم مثل این که صیحه آسمانی آمده تلوتلو می خوریم، چند جنس گران شود ، گویا سونامی آمده شنا کردن و پارو زدن را رها کرده خودرا به موج می سپاریم.

 اصلا گویا ما مسلمانها نبودیم که محاصره در شعب ابوطالب را دیدیم، گویا ما ایرانی ها نبودیم که محاصره سنگین در زمان دفاع مقدس را داشتیم.

به ما نگفتند این دنیا جای تلاش و جهاد است و تا بوده درگیری حق و باطل از این محاصره ها و استقامت ها داشته.

این درس ها را کدام مدرسه قرار است به فرزندان ما بدهد، تا نوجوان ما مرد جهاد و ایثار برای فردای کشور و اسلام باشد.

]]>
405- نقش اقتصاد در جنگ حق و باطل 2019-05-02T10:48:36+01:00 2019-05-02T10:48:36+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/512 سید محمد حسین مركبی قسمت اول- رد پای مادیات در کربلا عده ای از ابتدا همراه امام حسین(ع) با انگیزه اقتصادی حرکت کردند و چون احتمال شهادت لشکریان امام، بیشتر شد، صحنه را ترک کردند. هنگامی که لشکر یزید سر و صدا راه انداختند تا سخنرانی امام را نشنوند ، اشاره اصلی امام به یک نکته اقتصادی است، فرمودند شکم های شما از مال حرام پر شده. یعنی که در بوجود آمدن این حادثه بزرگ تاریخ ، روابط غلط اقتصادی و درآمد از راه حرام ، نقش داشته. در جای دیگر، امام کلامی به این مضمون می فرمایند: (بسیاری از) مردم بن قسمت اول- رد پای مادیات در کربلا

عده ای از ابتدا همراه امام حسین(ع) با انگیزه اقتصادی حرکت کردند و چون احتمال شهادت لشکریان امام، بیشتر شد، صحنه را ترک کردند.

هنگامی که لشکر یزید سر و صدا راه انداختند تا سخنرانی امام را نشنوند ، اشاره اصلی امام به یک نکته اقتصادی است، فرمودند شکم های شما از مال حرام پر شده.

یعنی که در بوجود آمدن این حادثه بزرگ تاریخ ، روابط غلط اقتصادی و درآمد از راه حرام ، نقش داشته.

در جای دیگر، امام کلامی به این مضمون می فرمایند: (بسیاری از) مردم بنده دنیایند. اولویت برای آنها مسائل مادی است و دین داری برای بخش قابل توجهی از مردم، در حد یک شعاراست!

در بقیه حوادث کربلا هم این تمایلات مادی خود را نشان می دهد ، مثلا فرمانده لشکر که عمرسعد است، بخاطر بدست آوردن مزایای حکومت بر یکی از ولایات، حاضر شده در این جنگ شرکت کند.

در کوفه هم یکی از دلایل پراکنده شدن از اطراف مسلم بن عقیل، کیسه های زر توزیع شده توسط ابن زیاد بود.

]]>
404-شیعیان زیرک 2019-04-19T13:30:39+01:00 2019-04-19T13:30:39+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/511 سید محمد حسین مركبی   *احمد دینوری می گوید: یکی دو سال از شهادت امام عسکری (ع) نگذشته بود که از اردبیل به قصد سفر حج خارج شدم. وقتی به شهری نزدیک کرمانشاه (که گویا شهر وزادگاه خود او بوده است) رسیدم مردم در امر رساندن سهم امام سرگردان بودند. *گفتند شانزده هزار دینار سهم امام جمع آوری شده . گفتم: الان نمی دانم باید به کجا مراجعه کنم! گفتند: ما مطمئن تر از تو سراغ نداریم، کاری کن که بدون دلیل از دستت خارج نشود. *اموال را در کیسه هایی که نام اشخاص بر آنها نوشته بود به من تحویل دادند، حرکت کر  

*احمد دینوری می گوید: یکی دو سال از شهادت امام عسکری (ع) نگذشته بود که از اردبیل به قصد سفر حج خارج شدم. وقتی به شهری نزدیک کرمانشاه (که گویا شهر وزادگاه خود او بوده است) رسیدم مردم در امر رساندن سهم امام سرگردان بودند.
*گفتند شانزده هزار دینار سهم امام جمع آوری شده . گفتم: الان نمی دانم باید به کجا مراجعه کنم!
گفتند: ما مطمئن تر از تو سراغ نداریم، کاری کن که بدون دلیل از دستت خارج نشود.
*اموال را در کیسه هایی که نام اشخاص بر آنها نوشته بود به من تحویل دادند، حرکت کردم، هنگامی که وارد بغداد شدم، مشغول پیدا کردن نایب حضرت حجت (عج) شدم.

*سه نفر در بغداد به نام های: باقطانی، اسحاق و عثمان بن سعید ادعای نیابت امام زمان(عج) داشتند. اول نزد باقطانی رفتم، موضوع را گفتم.
گفت: آنها را به من بده.
گفتم: دلیلی برای اثبات نیابت شما می خواهم. سه روز مرا معطل کرد ولی دلیلی ارائه نکرد!
پس به نزد اسحاق رفتم. وقتی اطرافش خلوت شد، ماجرا را توضیح دادم. او نیز نتوانست دلیلی ارائه کند.
*به نزد عثمان بن سعید رفتم، خودرا معرفی کردم، گفت: برو به سامرا و سراغ خانه ابن الرضا را بگیر، وکیل امام آنجاست.
از او جدا شده، به طرف سامرا حرکت کردم. به خانه ابن الرضا رفتم. وکیل امام آنجا بود.
*خود را معرفی کردم ، گفتم دلیلی می خواهم تا امانت ها را تحویل دهم.
گفت: باشد! آنگاه چند ساعتی رفت و بازگشت در حالی که نامه ای آورد:
*در نامه نوشته بود مبلغ شانزده هزار دینار است، کیسه ها را با نام صاحب آنها نام برده بود. من پس از تحویل آنها به حج مشرف شدم.
*هنگامی که بازگشتم مردم گرد من جمع شدند، منهم نامه ای را که وکیل حضرت حجت (عج) از سوی ایشان برای من آورده بود، برای مردم خواندم، مردم بسیار شادمان شده گفتند اکنون دانستیم که هیچ گاه زمین از حجت حق خالی نمی ماند.

**********

https://hawzah.net
منبع: دلائل الامامه، ص ۲۷۷ و۲۸۰، معرفه شیوخ الطائفه؛ بحار الانوار، ج ۵۱ ص ۳۰۰ - ۳۰۳.

]]>
403- ضرورت شناخت تاریخ اسلام 2019-04-15T17:31:42+01:00 2019-04-15T17:31:42+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/510 سید محمد حسین مركبی هر حادثه ای مولود علتهای پیش از آن است و انگیزه ای برای سلسله حادثه های بعدی ، زندگی ملتها چون رشته ای دراز است و ملتها نیز مانند دانه هایی به این رشته آویخته اند و استواری هر مهره وابسته به چگونگی پیوند آن به مهرة قبل و بعد است. زندگی هر ملت را نمی توان از زندگی مردم گذشته و آینده جدا كرد. برای دانستن علت هر حادثه نامطلوب ـ كه در زمان ما رخ دهد باید گذشته آن را خوب دانست و هم تدبیری به كار برد كه در آینده چنان مشكلی پیش نیاید. ضرورت آشنایی با تاریخ ملتها یا لااقل تاریخ ملت خ هر حادثه ای مولود علتهای پیش از آن است و انگیزه ای برای سلسله حادثه های بعدی ، زندگی ملتها چون رشته ای دراز است و ملتها نیز مانند دانه هایی به این رشته آویخته اند و استواری هر مهره وابسته به چگونگی پیوند آن به مهرة قبل و بعد است.

زندگی هر ملت را نمی توان از زندگی مردم گذشته و آینده جدا كرد. برای دانستن علت هر حادثه نامطلوب ـ كه در زمان ما رخ دهد باید گذشته آن را خوب دانست و هم تدبیری به كار برد كه در آینده چنان مشكلی پیش نیاید.
ضرورت آشنایی با تاریخ ملتها یا لااقل تاریخ ملت خودمان برای هر ایرانی مسلمان، روشن است.

 آن كه برنامه ای را در محدوده زمانی معین طرح می كند، باید تا آن جا كه لازم است گذشتة آن محدوده را بداند و نیز از زندگی مردم و اجتماعی كه در آن بسر می برد، آگاه باشد، تا برنامه ای متناسب بریزد و اجرای برنامة وی در آینده با مشكل روبرو نگردد.

منبع: مجموعه مقالات تاریخ اسلام، ص59 - 64 - اثر دكتر سید جعفر شهیدی

]]>
402- آیا دیدار با عمرسعد مذاکره بود؟! 2019-04-09T03:33:11+01:00 2019-04-09T03:33:11+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/509 سید محمد حسین مركبی پاسخ: امام پیامی برای عمرسعد فرستادند که بیاید بین دولشکر دیدار و صحبتی باهم داشته باشند. عمر سعد آمد، امام در جمع سه چهار نفره که خواص حضور داشتند به او گفتند لشکر یزید را رها کن و به ما بپیوند. عمر سعد گفت اموالم را یزیدیان مصادره می کنند، امام قول دادند بهتر از آن را از اموال خودشان درمدینه به او بدهند. عمرسعد گفت جان خانواده ام در خطر است ابن زیاد آنهارا خواهد کشت. امام پاسخی به این موضوع ندادند، چون تضمین چنین امری عملی نبود. فقط اورا از دنیا برحذر داشتند. می بینیم که ا پاسخ: امام پیامی برای عمرسعد فرستادند که بیاید بین دولشکر دیدار و صحبتی باهم داشته باشند.

عمر سعد آمد، امام در جمع سه چهار نفره که خواص حضور داشتند به او گفتند لشکر یزید را رها کن و به ما بپیوند.

عمر سعد گفت اموالم را یزیدیان مصادره می کنند، امام قول دادند بهتر از آن را از اموال خودشان درمدینه به او بدهند.

عمرسعد گفت جان خانواده ام در خطر است ابن زیاد آنهارا خواهد کشت. امام پاسخی به این موضوع ندادند، چون تضمین چنین امری عملی نبود. فقط اورا از دنیا برحذر داشتند.

می بینیم که این ملاقات یک مذاکره در اصطلاح امروز نبوده بلکه یک امر به معروف بوده و جنبه هدایتی داشته.

]]>
401- روابط انسانی در کربلا 2019-04-01T07:20:12+01:00 2019-04-01T07:20:12+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/508 سید محمد حسین مركبی معمولا در شرایط سخت، ارتباط ها تند و خشن می شود. حتی در لحظه های بحرانی دفاع مقدس، کلمات تندی ممکن بود بین دوستان مبادله شود و دستورهایی با تاخیر یا تردید اجرا شود. در سپاه امام حسین(ع) دوستی ها نه تنها به مخاطره نیافتاده بود که تبدیل به عشق شده بود، چون در آن منطق حاکم بود. باید از دین خدا دفاع می شد، همه هم آماده دفاع بودند، یک لشکر ایثارگر کوچک فراهم شده بود.  بعضی از نمونه های عاشقانه بروز کرد که در تاریخ نقل شد مثل جمع شدن یاران امام و تاکید بر پایداری در رکاب اما معمولا در شرایط سخت، ارتباط ها تند و خشن می شود. حتی در لحظه های بحرانی دفاع مقدس، کلمات تندی ممکن بود بین دوستان مبادله شود و دستورهایی با تاخیر یا تردید اجرا شود.

در سپاه امام حسین(ع) دوستی ها نه تنها به مخاطره نیافتاده بود که تبدیل به عشق شده بود، چون در آن منطق حاکم بود. باید از دین خدا دفاع می شد، همه هم آماده دفاع بودند، یک لشکر ایثارگر کوچک فراهم شده بود.

 بعضی از نمونه های عاشقانه بروز کرد که در تاریخ نقل شد مثل جمع شدن یاران امام و تاکید بر پایداری در رکاب امام و پشتیبانی تا آخرین نفس، همراه با اظهار محبت صادقانه و شدید به فرمانده و مولا.

 یا مثل غلام سیاه که گفت: به خدا قسم از شما جدا نخواهم شد تا اینکه خون تیره ام با خون پاک شما بیامیزد. و اقدام امام که پس از شهادت غلام، برای اظهار محبت و عشق در آخرین خداحافظی، صورتشان را روی صورت غلام گذاشتند، تا درد جانکاه شهادت اورا بتوانند تحمل کنند.

وقتی در آن شرایط سخت که بطور طبیعی هرکسی بعید نیست به گوشه ای بخزد و مخفی شود تا دیر تر شهید شود ، همه به یکدیگر سبقت می گیرند و با محبت ترین روابط را دارند، ما هم اگر زندگی همراه با باورهای مکتبی را در خانواده و در میان همکاران پیاده کنیم، می توانیم در شرایط راحت زندگی مان، با صبر و حوصله همدیگر را تحمل کنیم.

مسؤلین ما امروز در میدان جنگ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اگر از اخلاق عاشورایی سرمشق بگیرند می توانند با آرامش و شکیبایی بیشتر به تدبیر امور بپردازند، با محبت و عشق به یکدیگر، می توانند تابلویی زیبا از روابط انسانی در تراز جامعه مهدوی را به نمایش بگذارند.

اخلاق عاشورایی یعنی نهایت عشق ورزی به یکدیگر و سبقت در ایثار

]]>
400-نباید حتی یک لحظه رهایش کنند 2019-03-29T18:03:24+01:00 2019-03-29T18:03:24+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/507 سید محمد حسین مركبی امامی را که در معرض خطر است، نباید حتی یک لحظه رهایش کرد. شهدای کربلا به درجه‌ای از شناخت رسیده بودند که می‌دانستند امام زمان را نباید رها کرد، ولی جمعی از یاران مثل سلیمان صرد و محمد حنفیه که برادر امام حسین (ع) بود کم آ‌وردند. محمد حنفیه فرزند علی(ع) و بزرگ شده در خانه ولایت بود؛ اما شناخت درستی از ولایت نداشت، حتی در جنگ صفین به امام علی (ع) اعتراض ‌کرد که چرا من را چند بار به کام دشمن فرستادی؛ ولی حسن و حسین (ع) که برادران من هستند را نمی فرستی؟!  امام فرمودند: آی امامی را که در معرض خطر است، نباید حتی یک لحظه رهایش کرد. شهدای کربلا به درجه‌ای از شناخت رسیده بودند که می‌دانستند امام زمان را نباید رها کرد، ولی جمعی از یاران مثل سلیمان صرد و محمد حنفیه که برادر امام حسین (ع) بود کم آ‌وردند.

محمد حنفیه فرزند علی(ع) و بزرگ شده در خانه ولایت بود؛ اما شناخت درستی از ولایت نداشت، حتی در جنگ صفین به امام علی (ع) اعتراض ‌کرد که چرا من را چند بار به کام دشمن فرستادی؛ ولی حسن و حسین (ع) که برادران من هستند را نمی فرستی؟!

 امام فرمودند: آیا خوش داری که با رفتن آندو به میدان، خطری متوجه آنها شود و نسل پیامبر از بین برود؟

محمد حنفیه هنگام حرکت امام حسین (ع) هم یک حرکت اشتباه داشت که از او بعید بود! بجای همراهی و پشتیبانی عملی از امام، فقط راهنمایی کرد و گفت بهتر است به طرف مرزها و سمت یمن بروید. یعنی این که من از شما بهتر می‌فهمم! و این یعنی درک ناقص از ولایت.

امروز هم اگر به راستی باور به ولایت فقیه و نقش حاکمیتی او داریم، چنانکه در قانون اساسی هم به آن تصریح شده، توجیه کسانی که نامه به رهبری می‌دهند و گاهی تهدید هم می‌کنند، چیست؟

آیا معرفتشان به ولایت ضعیف نیست؟

]]>
399- اسلام در آفریقا قسمت دوم 2019-03-22T11:40:16+01:00 2019-03-22T11:40:16+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/506 سید محمد حسین مركبی نمونه ای از تلاش مردم آفریقا برای هدایت سایرین: نیجریه بزرگ ترین کانون تشیع در غرب منطقه آفریقاست. فعالیت های شیخ ابراهیم زکزاکی در منطقه سوکوتو به عنوان یک منطقه کاملا مسلمان نشین در جذب بومیان به تشیع نقش مهمی داشته است. شیخ زکزاکی در اوایل انقلاب اسلامی به ایران مهاجرت کرد و شیعه شد. وی پس از پایان تحصیلات قم به نیجریه بازگشت و جنبش اسلامی نیجریه را تأسیس کرد. دامنه فعالیت این گروه به همه کشورهای غرب آفریقا رسیده است حضور استعمارگران و نقش آنها در مبارزه با اسلام: با ورود نمونه ای از تلاش مردم آفریقا برای هدایت سایرین:

نیجریه بزرگ ترین کانون تشیع در غرب منطقه آفریقاست. فعالیت های شیخ ابراهیم زکزاکی در منطقه سوکوتو به عنوان یک منطقه کاملا مسلمان نشین در جذب بومیان به تشیع نقش مهمی داشته است.

شیخ زکزاکی در اوایل انقلاب اسلامی به ایران مهاجرت کرد و شیعه شد. وی پس از پایان تحصیلات قم به نیجریه بازگشت و جنبش اسلامی نیجریه را تأسیس کرد. دامنه فعالیت این گروه به همه کشورهای غرب آفریقا رسیده است

حضور استعمارگران و نقش آنها در مبارزه با اسلام:

با ورود استعمارگران غربی، مسلمانان آفریقا حرکت های مقاومت ضد استعماری تشکیل دادند که نقش خوبی در انتشار اسلام داشت.

استعمارگران هم سیاست تضعیف اسلام را در پیش گرفتند. زبان عربی را تضعیف کردند و نهضت تبلیغی مسیحی را در سراسر آفریقا به راه انداختند. مسلمانان در این دوره متحمل رنج های فراوانی شدند.

دوران استعمار در آفریقا با دو پدیده همراه شد:

فراهم شدن بسترهای لازم برای تبلیغ منظم مسیحیت و به حاشیه راندن مؤسسات اسلامی و پیدایش یک طبقه از روشنفکران مسیحی صاحب قدرت مسلط بر ساختارهای حکومتی و اقتصادی.

استعمار توانست در بیشتر کشورهای آفریقایی بین مردم شکاف مسیحی – مسلمان ایجاد کند و طبقه ای جدید از مسلمانانی را به وجود بیاورد که متأثر از افکار غرب بودند. در زمانی که کشورهای آفریقایی مستقل شدند همین طبقه حاکمیت امور را در دست گرفت و میراث دار استعمار شد.

تبلیغات مسیحی به قدری در آفریقا رواج یافت که تعداد زیادی از بومیان  و حتی مسلمانان را همراه کرد. استعمار با پوشش مؤسسات امداد رسانی و مسیحی با ایجاد تفرقه میان مسلمین، جنگ های داخلی به راه انداخت و موجب آوارگی میلیون ها انسان شد.

]]>
398-عدالت بود که نام امام علی(ع) را جهانی کرد 2019-03-19T17:06:04+01:00 2019-03-19T17:06:04+01:00 tag:http://tarikhy.mihanblog.com/post/504 سید محمد حسین مركبی قسمت اول: امروز اگر مسلمانی به سایر کشور های اسلامی مهاجرت کند، مزایایی مساوی ساکنین آنجا تعلق می گیرد؟ اگر به عربستان برویم مانند یک نفر از مردم آنجا مزایا میگیریم؟ یک افغانی در ایران از مزایای یارانه و امثال آن می تواند استفاده کند