نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بصورت رایگان بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر
شنبه 23 شهریور 1398 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

در لحظه حساس خیلی از برادرها برادر را تنها گذاشتند، مثل مامون و امین که دو برادر بودند ولی فرزندانی از دو مادر ، آنها بخاطر رقابت بر سر حکومت بر ضد هم لشکر کشی کردند که در نهایت، امین کشته شد.

 اگر مقایسه کنیم امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) هم دو برادر بودند از دو مادر ، اگر ایمان و تقوی نبود می توانست نعوذ بالله حسادت و رقابت چه غوغایی به پا کند که سیاهی آن تا ابد در تاریخ بماند، در نزد خیلی ها حکومت آنقدر مهمه که برادری در برابرش کوچکه یا به عبارتی، قدرت و اموال دنیا آنقدر بزرگه که اطاعت از امام در برابرش ناچیز دیده میشه.

 مگر همین چند سال قبل نبود که پسر عموی امام حسن علیه السلام که فرمانده سپاه امام بود در برابر همه مسلمین، به امام خیانت کرد و بخاطر گرفتن چند هزار درهم، مخفیانه سپاه امام را ترک کرد و به اردوگاه معاویه پیوست.

اما امویان زمانی که به حضرت عباس(ع) به شرط كناره ‌گیرى از همکاری با برادر و امامش، وعده فرماندهى كل قوا دادند، حضرت از پیشنهاد آنان تعجب کرد و به فریب آنها ریشخند زد و فرماندهى سپاه یزید را ارزانی خودشان دانست. مگر مردان خالص خدارا با این دام های پست و حقیر می توان اسیر کرد و به ذلت و تسلیم کشاند.

بنی امیه در این داستان مانند بچه های کوچک و خیال پردازی بودند که فکر می کردند خورشید راهم می توانند با همان طناب پوسیده درهم و دینار به زیر بکشند و لجن مال کنند.

بیخود نیست امام صادق (ع) در مورد حضرت ابوالفضل می فرمایند: عموی ما عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود، همراه اباعبدالله جهاد كرد و آزمایش خوبی داد و به شهادت رسید.

در جای دیگر حضرت ابوالفضل را بنده صالح خدا می خوانند.

 در زیارتنامه آن حضرت می خوانیم: سلام بر تو ای بنده صالح و مطیع امر خدا

با این حساب ما در سلام هر نماز که به صالحان درود می فرستیم به حضرت ابوالفضل هم درود و سلام نثار می کنیم.

روایت شده: حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام بدون اجازه در کنار امام حسین علیه‌السلام نمى نشست، و اگر پس از اجازه مى نشست، مانند عبد خاضع دو زانو در برابر مولایش بود.( معالى السبطین : ج ۱، ص ۴۴۳)

السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، قله های بلند انسانیت، امام حسن وامام حسین(ع)، اطاعت از امام و نائبش، بصیرت، منافقین، 
برچسب ها : برادر، امام حسین، حضرت ابوالفضل،
شنبه 23 شهریور 1398 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی
 



نوع مطلب :
برچسب ها :

به این داستان توجه فرمائید:

 فـرزنـد مـغـیـره بـن شـعـبـه نـقـل مى كند: من همراه پدرم مغیره به مسافرت شام رفته و بر معاویه وارد شده بودیم . پدرم هر شب به مجلس شبانه معاویه مى رفت و وقتى به خانه برمى گشت ـ با این كه خود از زیرکان به نام عرب بود ـ از كیاست معاویه سخن مى گفت .

اما یك شب پس از این كه از نزد معاویه به خانه برگشت ، از غذا خوردن امتناع ورزید، و من او را سخت پریشان دیدم . ساعتى درنگ كردم ، سپس عـلّت نـاراحـتـى او را پـرسیدم . گفت : فرزندم ! من از نزد خبیث ترین و پلیدترین مردم بازگشته ام !

گفتم : هان ! براى چه ؟

گـفت : مجلس معاویه خالى از اغیار بود، و ما با هم خیلى خصوصى و با نهایت صمیمیت سخن مى گـفـتـیـم . مـن بـه او گفتم : اى امـیـرالمـؤ مـنـیـن ! تـو بـه آرزوهـایـت رسـیـده اى ، حـال اگـر با این سن پیری به عدل و داد اقدام كنى خیلى روزگاران از تو نام نیكى به یادگار بماند.

معاویه جواب داد: واى بر تو! این آرزویى سخت دور از دسترس است ابوبكر بـه حـكـومـت رسـیـد، و عـدالت ورزیـد، و آن هـمـه سـخـتـى هـا تحمّل كرد، اما وقتى مُرد نامش نیز مُرد.

آنگاه عمر به حكومت رسید، كوشش ها كرد ولى وقتى كشته شد نامش نیز از میان مردم رفت . آنگاه بـرادر مـا عثمان به خلافت رسید. مردى از نظر نسب چون او نبود! اما تا كشته شد نامش فراموش گردید.

درحـالى كه نام این مرد، فرزند ابوكبشه (مقصود پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است ، و این لقبى است كه كـفـّار قـریـش بـه طـعـنـه بـه آن حـضـرت داده بـودند)
(1) را هر روز پنج بار در سـراسـر جـهـان اسـلام بـه فریاد بانگ مى زنند و به بزرگى یاد مى كنند: (اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسـُولُ اللّهِ)! تـو فـكـر مى كنى چه عملى در چنین شرایطى باقى خواهد ماند؟ و چه نام نیكى پایدار است ، اى بى مادر؟

نه ، به خداى سوگند آرام نخواهم نشست مگر این كه نام او را دفن كنم ؛ و این ذكر و یاد را به خاك سپارم !)
(2)

مـعـاویه به سوگند خویش وفادار ماند، و نهایت كوشش خویش را در راه انجام آن به كار برد.. احادیثى كه به دستور او درباره پیامبر(ص) جعل شد. پیامبر (ص) را از حدّ یك انسان معمولى نـیـز پـایـیـن تـر آورد. لذا مـتـفـكـّرانـى هـمـانـنـد دكـتـر صـالح وردانـى یـكـى از عـلل گـرایـش خـود بـه مـكـتـب تـشـیـّع را تـصـویـر نـامـطـلوب اهـل سـنـت و جـمـاعـت از پـیـامـبـر(ص) ذكـر مـى كـنـنـد.



1-در جنگ احد، پس از شكست مسلمانان ، ابوسفیان به عنوان استهزاء و تمسخر پیامبر را ابن ابى كبشه نامید. ر. ك . انساب الاشراف ، ج 1، ص 91 و 327.

2-مـروج الذهـب ، ج 3، ص 454؛ شـرح نـهـج البـلاغـه ، ج 1، ص 463؛ الاخـبـار الموفّقیات ، ص 576.

منبع: زمینه های قیام امام حسین(ع)

حسین عبدالمحمدی





نوع مطلب : عملکرد معاویه، پیامبر(ص) ، امام حسن وامام حسین(ع)، بصیرت، منافقین، 
برچسب ها : کربلا، منافقین، زمینه ها،
چهارشنبه 30 مرداد 1398 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

«مؤمن روشنفکر»

اگر واگن های قطار ذره ای از لوکوموتیو انحراف داشته باشند ، سرعت قطار کاهش پیدا می کند و اگر انحرافشان بیشتر باشد احتمال تخریب ریل یا واژگونی کل قطار وجود دارد. هر چه لوکوموتیو خوبی داشته باشیم بازهم در صورتی که واگن ها ضعف در حرکت نشان دهند ، این قطار به مقصد نمی رسد.

به همان اندازه که لوکوموتیو باید قوی و چابک باشد، واگن های مطیع و سربراه و روان و روغنکاری شده و کم اضطکاک می توانند در پیمودن مسیر مؤثر باشند.

اگر مردم اطاعت پذیر باشند ، حتی با یک رهبر منحرف مانند هیتلر یا معاویه به مقاصدی می رسند، ولی اگر قانون گریز باشند، حتی با بهترین امام و رهبر به جایی نمی رسند. نمونه اش جامعه تحت امر امام حسن علیه السلام که در برابر معاویه شکست خوردند.

در غدیر دین کامل شد، وقتی خداوند با آن عظمت بفرماید امروز نعمت را بر شما تمام کردم، پس مطمئن می شویم همه خوبی هارا به ملت مسلمان عطا کرده، پس چرا این امت به رستگاری نرسید، حتما آن بخش دوم یعنی اطاعت مردم، مشکل داشت، بی جهت نبود که پیامبر(ص) فرمودند هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد.

مردم با اطاعت از امام ، می توانند کاری کنند که از مشکلات یک رهبر کاسته شود، نباید در شعار مطیع بود و در عمل ، کوتاهی کرد.

قدر غدیر به اطاعت از امام غدیر است، نه به شعار و سرودن برای غدیر. سطح فکری یک امت با میزان اطاعت او از برنامه ها سنجیده می شود و هرچه کج و معوج حرکت کند، دلیلی بر شکل ناپذیری مدنی است.

حکومت های طاغوتی از بی خبری مردم برای اطاعت پذیری و تحمیق استفاده می کنند، اما دین خدا از مردم، آموختن و پژوهش را خواسته و روشنفکری را مقدمه اطاعت مطلوب می داند، که نمونه آن سلمان و ابوذرند، که از همه عالم تر و مطیع تر بودند.

اگر امام به ساده زیستی فرمان دهد و در میان مردم تجمل نفوذ کند، اگر امام به دفع شبیخون فرهنگی فرمان دهد و مردم این هشدار را درک نکنند، اگر امام به تولید فرمان دهد و انباشت ثروت و کسب مال از راههای دیگر در جامعه رواج داشته باشد، علائم هشدار برای مؤمنان روشنفکر است و باید با بیداری خود، آن را جبران کنند.

آدرس ما در ایتا و گپ  @tarikhy
و در سروش @tarikhye





نوع مطلب : امام علی(ع)، اطاعت از امام و نائبش، بصیرت، 
برچسب ها : غدیر، لوکوموتیو، اطاعت،
جمعه 25 مرداد 1398 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

زمانی که یک گروه به کوهنوردی می رود، انتخاب یک سر گروه آشنا با فن کوهنوردی و مطلع از جغرافیای منطقه ضرورت دارد تا با اطمینان همه تصمیم گیری های اصلی گروه را به او واگذار کنند.

اگر یک سفر کوتاه یا بلند به دریا در پیش باشد، اولین گام انتخاب یک ناخدای کشتی مسلط به مسائل کشتی و دریاست.

کوهنوردی ممکن است یک روز یا حداکثر یک ماه باشد، سفر دریا هم ممکن است یک هفته یا چندماه طول بکشد، برای یک یا چندماه حاضر نیستیم بدون راه بلد و متخصص به کوه یا به دریا سفر کنیم.

اگر این سرگروه کوهنوردی و ناخدای کشتی بگویند از مادر به اعضاء گروه مهربانتر است یا بگویند معصوم است و هیچ خطا در زندگی و دستورش نیست ، که خیلی موضوع زیبا می شود و عاشقانه به دستورش می توان عمل کرد، نه از روی ناچاری!

آیا یک عمر زندگی را بدون راهبر می توان طی کرد؟

آیا انسان احساس نمی کند برای زندگیش به رهبری نیاز دارد که مسائل روز را بشناسد ، مملکت را به دشمن نفروشد؟

آیا بشر نمی خواهد این قدر مطمئن به این رهبر و امام باشد که ذره ای در کار او شک نکند ، بداند که او با قدرت و آرامش، کشتی زندگی را به مقصد می رساند؟

آیا بشر اگر به چنین رهبری دست پیدا کند خودرا به رأی و تصمیم او نمی سپارد؟

خداوند کار را ساده فرموده و چنین امامی را به مسلمین معرفی کرده است .

در کجا ؟

در غدیر، برای این که از اختلاف که بزرگترین آفت جامعه است پرهیز شود، خداوند دستور فرمود به پیامبر(ص) که جانشین خودرا معرفی کن.

غدیر را قدر بدانیم، همه قدرت در یک جامعه به دست رهبر است و رهبری در غدیر تعیین شد.

همپای غدیر حرکت کنیم که خوشبختی جامعه در پیروی از امامی است که خدا معرفی کرده و با اطمینان می توان به او گوش جان سپرد. پیامبر(ص) می فرمود: بر او جلو نیفتید که گمراه می شوید و از او کنار نکشید که از دست می روید.

 موفق باشید





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، اطاعت از امام و نائبش، بصیرت، 
برچسب ها : کشتی، کوهنورد، سرگروه، ناخدا،
چهارشنبه 23 مرداد 1398 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

قسمت اول:

اگر من یک کارخانه بزرگ و وسیع داشته باشم اما از طرز بهره برداری آن بی خبر باشم . این کارخانه که می تواند در هر روز، به من سود زیادی برساند، بر اثر نبود آگاهی و جهالت، ضایع می شود.

 یک مهندس آگاه و مهربان، متمم این کارخانه وسیع و عظیم است . بدون او این همه تجهیزات مفید، راکد می ماند ، ولایت و سرپرستی اوست که نعمت های نهفته و سودهای پیچیده در کارخانه را آشکار می کند و به جریان می اندازد. این ولایت، متمم آن همه سرمایه و نعمت موجود در کارخانه است .

در عالم انسانی هم این مقام ولایت است که تمام نعمت ها را به کار می گیرد و به جریان می اندازد ، این مقام ولایت است که استعدادها را شکفته و بارور می نماید، وگرنه انسانها به سوی خسران می روند.

پیامبر(ص) با برگزاری همایش بزرگ غدیر، دست مسلمین را در دست مهندس، کاربلد ، متخصص و به زیباترین و کاملترین نام ، در دست امام گذاشت تا با اطلاع کاملی که از روح و جسم و نقشه راه و طرحی برای خوشبختی ما دارد کشتی زندگی را به ساحل امن برساند.





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، امام علی(ع)، 
برچسب ها :
سه شنبه 1 مرداد 1398 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

تحلیل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره وضعیت دولت مصدق در بازه‌ی زمانی سی‌ام تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

 دشمن فهمید که راز پیروزی ملت ایران چیست؛ لذا درصدد برآمد تا سیاسیّون و سردمداران دولتی را از روحانیت و دین جدا کند. آنها را از آیةالله کاشانی جدا کردند و بینشان فاصله انداختند و متأسفانه موفّق هم شدند.

از سی تیر ۱۳۳۱ که مرحوم آیةالله کاشانی توانست ملت ایران را آن‌طور به صحنه بیاورد، تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که عوامل امریکا در تهران توانستند مصدّق را سرنگون و تمام بساط او را جمع کنند و مردم هیچ حرکتی از خود نشان ندادند، یک سال و یک ماه بیشتر طول نکشید.

در این یک سال و یک ماه، با وساطت ایادی ضدّ استقلال این کشور و با توطئه دشمنان این ملت، دکتر مصدّق مرتّب فاصله خود را با آقای کاشانی زیاد کرد، تا این‌که مرحوم آیةالله کاشانی چند روز قبل از ماجرای ۲۸ مرداد نامه نوشت - همه این نامه‌ها موجود است - و گفت من میترسم با این وضعی که دارید، علیه شما کودتا کنند و مشکلی به وجود آورند.

 دکتر #مصدق گفت: من مستظهر به پشتیبانی مردم ایران هستم! اشتباه او همین‌جا بود. ملت ایران را سرانگشت روحانیت - کسی مثل آیةالله کاشانی - وادار میکرد که صحنه‌ها را پُر کند و به میدان بیاید و جان خود را به خطر بیندازد.

در ۲۸ مرداد که #کاشانی منزوی و خانه‌نشین بود - و در واقع دولت مصدّق او را منزوی و از خود جدا کرده بود - عدم حضور او در صحنه موجب شد که مردم نیز در صحنه حضور نداشته باشند؛ لذا کودتاچیهای مأمور مستقیم امریکا توانستند بیایند و به‌راحتی بخشی از ارتش را به تصرّف درآورند و کودتا کنند. یک مشت اوباش و الواط تهران را هم راه انداختند و مصدّق را سرنگون کردند.

پس از آن، دیکتاتورىِ محمدرضاشاهی به وجود آمد که بیست‌وپنج سال این ملت زیر چکمه‌های دیکتاتوری او لگدمال شد و #ملی_شدن_صنعت_نفت هم در واقع هیچ و پوچ گردید؛ چون همان نفت را به کنسرسیومی دادند که امریکاییها طرّاحی آن را کردند. هرچه دشمن خواست، همان شد؛ به خاطر جدا شدن از روحانیت و دین. اینها عبرت است. ۱۳۸۰/۰۸/۲۰

آدرس ما در ایتا و گپ  @tarikhy

و در سروش @tarikhye





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، اسلام و ایران، بصیرت، تاریخ معاصر، 
برچسب ها : کاشانی، مصدق، اختلاف،

«قسمت دوم»

 3- رعایت امور اقتصادی نسبت به فقرا

امام رضا (ع) به صورت ناشناس با واسطه ها و گاه نیمه شب به خانه نیازمندان می رفتند و رفع مشکل می کردند.

زمانی که فردی بدهکار می شد و طلبکار بر او سخت می گرفت، امام رضا (ع) در این شرایط به پرداخت بدهی او اقدام کرده و یا او را ضمانت می کردند تا بدهکار  مشکلش رفع شود. (حرعاملی، وسائل الشیعه، کتاب تجاره)

امام رضا (ع) به کسانی که از پرداختن حقوق تهی دستان(خمس و زکوه) ، خودداری می ورزند، چنین هشدار دادند:

«صاحب نعمت در خطر است، پرداختن حقوق خدا در آن نعمت بر او واجب است؛ به خداى سوگند که خداوند بزرگ نعمت هایى به من مى دهد؛ و من پیوسته در این باره بیمناکم تا آن گاه که از عهده حقوقى که خدا بر من واجب کرده برآیم.» (کلینی، الکافی، ج4، ص399)

 4- قناعت:
در جای دیگر امام رضا (ع) بیانی دارند از قول خداوند بزرگ:
«
خداوند می فرماید: تو به آن چه روزیت کرده ام خوشنود باش تا از بی نیازترین مردم باشی و من روایت می کنم که هر کس قناعت پیشه داشت سیر است و هر که قانع نباشد سیر نمی شود9(نوری، مستدرک الوسائل، ج15، ص225)
 

حضرت امام رضا (علیه السلام)، همواره پیروانشان را به رضایت به رزق اندک توصیه می کردند و از فرمایشات ایشان است: «هر کس به رزق و روزی کم از خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود10(شهید اول، کتاب چهل حدیث، ص30)

امام می فرماید:
«
مال جمع نمی شود مگر با پنج خصلت: بخل شدید، آرزوی دراز، حرص غلبه کننده، قطع رحم و مقدم داشتن دنیا بر آخرت11(شیخ صدوق، الخصال، ج1، ص282)
ایشان همچنین می فرماید: «اگر مردم حد میانه را در خوراک رعایت می کردند، بدن هایشان پایدار و سالم می ماند ( مجلسی، بحارالانوار، ج59، ص142)

) استفاده از نعمت های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است. 1(ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج66، ص334)

از دیدگاه امام رضا (ع) یکی از پایه های زمینه ساز حرکت تکاملی برنامه ریزی اقتصادی، اندازه گیری و تقدیر معیشت است. (سکندری، همان، ص190)

منبع: https://razavi.aqr.ir

آدرس کانال  در ایتا  @tarikhy
آدرس کانال  در سروش @tarikhye
آدرس کانال در گپ @tarikhy





نوع مطلب : امام چهارم تا یازدهم، اسلام دین کامل، 
برچسب ها : حق فقرا، اقتصاد، امام رضا(ع)،

«قسمت اول»

1- جامعه و اقتصاد:
امام رضا (ع) علت نابسامانی، و مشکلات جامعه را به کار گماردن جاهلان و اشخاص ناآگاه که در مدیریت اقتصادی تخصص ندارند، می داند. (اسحاقی، همان، ص136 و 137؛ ر.ک: حکیمی، همان، ص139-137)
 
امام رضا (ع) درباره محدودیت سود در داد و ستد می فرمایند: سودگرفتن مؤمن از برادر دینی خویش ربا است، مگر این که چیزی را به بیش از صد درهم بخرد. در این صورت، به اندازه خوراک روزانه اش سود دریافت می کند، یا کالایی را برای فروش بخرد، در این صورت سود اندکی از او می گیرد.» (الحیاة، برادران حکیمی، ترجمه احمد آرام، ج 4، ص 142)

 2- تأمین اقتصاد خانواده:

امام رضا(ع) می فرماید: «آن که با کار و کوشش، در جستجوی مواهب زندگی برای تأمین خانواده خویش است، پاداشی بزرگ تر از مجاهدان راه خدا دارد.» (ابن شعبه، تحف العقول، ص445)

ایشان درباره چگونگی تأمین مخارج زندگی و خانواده فرمودند: «هزینه زندگی حد وسط است میان دو روش ناپسند.» (مجلسی، همان، ج68، ص347)

و فرمودند: پرداخت مخارج خانواده میان دو مرز قرار دارد: مرز اسراف و زیاده روی و مرز اقتدار و تنگ نظری و خسَّت .

از دیدگاه امام رضا (ع) شخص اجازه ندارد که در مصرف بر خود سخت گیرد و نیز مجاز نیست که اموال خویش را ریخت و پاش نماید (اسحاقی، مبانی راهبردی جهاد اقتصادی، ص135 و 134؛- حکیمی، معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی، ص91-88)

امام رضا (ع) درباره مسئولیت تأمین معاش که بر عهده سرپرست خانواده می باشد، می فرماید: «سزاوار آن است که شخص در زندگی خانوادگی خود توسعه بدهد تا آنان در انتظار مرگ او نباشند.» (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص68)

همچنین ایشان فرموده اند: «آن خرجی که برای خود و اهل خانه می کنی صدقه محسوب می شود و آن کسی که از راه حلال برای افراد تحت تکفل رنج می کشد هم چون مجاهد راه خداست.» (مستدرک الوسائل، ج13، ص54.)

https://razavi.aqr.ir

ادامه دارد





نوع مطلب : امام چهارم تا یازدهم، 
برچسب ها : امام رضا ع، اقتصاد، جامعه،

منصور دوانیقى (خلیفه عباسى ) به امام صادق (ص) نوشت : چرا مانند دیگران نزد ما نمى آیى و با ما نمى نشینى ؟
امام در پاسخ نوشتند :
ما از دنیا چیزى نداریم كه براى آن از تو بترسیم و تو نیز از فضایل و امور آخرت چیزى ندارى كه به خاطر آن به تو امیدوار باشیم ، نه تو در نعمتى هستى كه بیایم به تو تبریك بگویم و نه خود را در بلا و مصیبت مى بینى كه بیایم به تو تسلیت دهم . پس چرا نزد تو بیایم ؟!
منصور نوشت :
بیایید ما را نصیحت كنید!
امام علیه السلام جواب داد:
هر كس اهل دنیا باشد تو را نصیحت نمى كند و هر كس اهل آخرت باشد نزد تو نخواهد آمد.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

برگرفته از کتاب بحار، ج 47، ص 184





نوع مطلب : منافقین، بنی عباس، امام چهارم تا یازدهم، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : امام صادق ع، مبارزه، بنی عباس،

قسمت چهارم- بازار سالم

حضرت علی(ع)  از امر نظارت و اقتدار در بازار برای نفع شخصی استفاده نمی کردند بلکه خیلی ساده و بدون همراهی و محافظ، در بازار تردد کرده، به بازدید یا خرید می پرداختند ،کسانی‌ که‌ امام را نمی‌شناختند فکر می‌کردند که‌ یک‌ فرد عادی است.

یک روز حضرت‌ در بازار به مغازة‌ پیرمرد پیراهن‌ فروشی‌ رفتند ، یک‌ پیراهن‌ سه‌ درهمی‌ درخواست کردند، پیرمرد ایشان را شناخت‌ و احترام‌ کرد، ‌ حضرت‌ با او وارد معامله‌ نشدند تا مباد به خاطر احترام به ایشان، تخفیف ویژه ای بدهد و ضرر کند، حتی ممکن بود صاحب مغازه بعدا بگوید یا با خود بیاندیشد ناچار شده تخفیف بدهد، یا چون از قدرت حکومت ترسیده، اجبارا تخفیف داده !!

به‌ مغازه‌ دیگری‌ رفتند‌ بازهم صاحب‌ مغازه،‌ امام را شناخت، این بارهم خرید نکردند، سرانجام‌ وارد مغازه‌ سومی‌ شدند ، صاحب مغازه جوانکی بود که‌ حضرت‌ را نمی‌شناخت. از او پیراهن‌ سه‌ درهمی‌ خریدند. (1)

ایشان مثل یک فرد عادی جامعه، به هنگام خرید، چانه هم می زدند ولی از مقام خود برای خریدی ارزانتر استفاده نمی کردند.
قطعا استفاده از رانت و مسؤلیت دولتی برای خرید جنس مرغوب تر یا زمین و خانه در جایی بهتر، جزء خط قرمز های امام بود، رهروان راستین امام هم باید از این امور بپرهیزند.

تجار و کسبه در بازار به‌ جایگاهی‌ تکیه‌ زده‌اند که‌ هر آن، احتمال‌ سقوط‌ و انحطاط‌ مالی‌ و اخلاقی‌ برای آنها وجود دارد و باید هوشیار باشند. بی جهت نیست که  امام(ع) فرموده اند:
بازار، خانه‌ سهو و فراموشی‌ است‌(یاد خدا فراموش می شود)، پس‌ کسی‌ که‌ در آن‌ یک‌ بار تسبیح‌ خدا گوید، برای‌ او یک‌ میلیون‌ حسنه‌ می‌نویسند!

امام  در بازدید ها راه رسیدن به بازار سالم را این طور بیان می کردند، پرهیز از دروغ‌ ، امتناع از سوگند در داد و ستد، راضی‌ به‌ حق‌ خود بودن‌ ، توزین درست و عادلانه و ...

1-         احمد بن‌ حنبل، فضایل‌ الصحابة، ج‌ 1، ص‌ 528، روایت‌ 878.





نوع مطلب : امام علی(ع)، قله های بلند انسانیت، اسلام دین رحمت، بصیرت، آزادی و حقوق بشر، نبرد فرهنگی، الگوها، 
برچسب ها :
سه شنبه 21 خرداد 1398 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

رهبران ما بالاتر از حقوق بشر ، عمل می کردند، دنیای متمدن از ما خیلی عقب است، دلیل بر این ادعا را در قطعه های تاریخی ذیل ملاحظه فرمائید:

1 - در تاریخ آمده پیامبر اسلام (ص) در خانه خود بر حصیری می نشسته اند و از تخت و تاج و خادمان و سرایداران در خانه کوچک ایشان خبری نبود، و بابت این موارد هزینه ای بر مردم و بیت المال تحمیل نکرده بودند، در حالی که امروز حقوق بشر، این موارد را برای یک حاکم مجاز می داند .

2 - شهرت پیامبر اسلام(ص) در همه جا پیچیده است، یك عرب بیابانى مى ‏آید خدمت پیامبر. وقتى كه مى‏ خواهد حرف بزند، ترس از پیغمبر، او را مى‏ گیرد، زبانش به لكنت مى ‏افتد.

پیامبر با خود می اندیشد، از دیدن من زبانش به لكنت افتاد؟! ناراحت مى‏ شود، فورا او را در بغل مى‏ گیرد و مى‏ فشارد تا بدنش بدن او را لمس كند.

می گوید: برادر!   آسان بگو، از چه مى ‏ترسى؟ من از آن جبارها نیستم، من شاه نیستم، من پسر آن زنى هستم كه با دست‏ خودش از بز شیر مى ‏دوشید. من مثل برادر تو هستم، هر چه دلت مى‏ خواهد ‏بگو.





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، آزادی و حقوق بشر، الگوها، 
برچسب ها : ساده زیستی، تواضع، پیامبرص،

تاریخ معاصر: « به مناسبت رحلت امام خمینی و 15 خرداد»

مرحومه مرضیه حدیدچی: روزی من در نوفل لوشاتو به علت ارزانی، حدود 2 کیلوپرتقال خریدم. تا برای سه الی چهار روز پرتقال داشته باشیم.
امام با دیدن پرتقال‌ها فرمودند: "این همه پرتقال برای چیست؟" عرض کردم: "پرتقال ارزان بود، برای چند روز خریدم."
فرمودند: شاید امروز در نوفل‌لوشاتو کسانی باشد که تا به حال به علت گران بودن پرتقال نتوانسته‌اند آن را تهیه کنند و شاید با ارزان شدن آن، می‌توانستند مقداری از آن را تهیه کنند؛ در حالی‌که شما برای سه یا چهار روز آن هم به جهت ارزان بودن خریده‌اید. ببرید مقداری از آن را پس بدهید."
گفتم: "پس دادن آن ممکن نیست؟"

فرمودند: باید راهی پیدا کرد... پرتقالها را پوست بکنید و به افرادی بدهید که تا حالا پرتقال نخورده‌اند. شاید از این طریق خداوند از سر گناه شما بگذرد.

. .@TasnimNa

نکته: چند موضوع اقتصادی اجتماعی در این خاطره می توان دید، حقوق بشر چه؟





نوع مطلب : الگوها، آزادی و حقوق بشر، تاریخ معاصر، بزرگان معاصر، 
برچسب ها : حقوق بشر، تاریخ معاصر اسلام، امام خمینی،

قسمت سوم- وای‌ بر کم‌فروشان‌

حضرت‌ در عهدنامه‌ مالک‌ اشتر سود حاصل‌ از تلاش‌ بازرگانان را مایه‌ برپایی‌ بازار می داند، ولی می‌فرماید:
و با این‌ همه‌ بدان‌ که‌ میان‌ بازرگانان‌ بسیار کسانند که‌ معامله ای‌ بد دارند، بخیلند و در پی‌ احتکارند ... کالا را به‌ هر بها که‌ بخواهند می‌فروشند و این‌ سود جویی‌ و گران فروشی‌ زیانی‌ است‌ بر همگان، و عیب‌ است‌ بر والیان.

باید خرید و فروش‌ ... با نرخ‌های‌ رایج‌ بازار باشد، نه‌ به‌ زیان‌ فروشنده‌ و نه‌ خریدار. و آن‌ که‌ پس‌ از منع‌ تو دست‌ به‌ احتکار زند او را کیفر بده‌ و عبرت‌ دیگران‌ گردان‌ (1)

امام علی(ع) اهمیت نظارت بر اقتصاد و بازار را از پیامبر (ص) آموخته بود، مردم‌ مدینه‌ قبل‌ از ورود پیامبر(ص) بدترین‌ مردم‌ از جهت‌ توزین‌ بودند، اولین‌ سوره‌ای‌ که‌ در مدینه‌ نازل‌ شد آغاز آن وای‌ بر کم‌فروشان‌ بود ! پیامبر اکرم کوشید‌ تا مردم‌ مدینه‌  مقید به‌ توزین‌ دقیق‌ شوند (2)

 علی(ع) در بازار بصره به یکی از بازاریان آموزش داد چگونه طلب‌ معاش‌ کند که از آخرت غافل نشود؟ (3)

ایشان اخلاق در بازار را اینطور بیان کرد:
ای‌ بازاریان‌ از خدا طلب‌ خیر کنید و به‌ واسطه‌ آسان‌ گرفتن در معامله‌ ، تبرک‌ جویید و به این‌ وسیله‌ به‌ مردم‌ نزدیک‌ شوید و با بردباری خود را زینت‌ بخشید (4)

نکته: امام بطور خلاصه مطلب فوق العاده مهمی را بیان می کند آنجا که می فرماید: سود جویی‌ و گران فروشی‌ (توسط تاجران) زیانی‌ است‌ بر همگان، و عیب‌ است‌ بر والیان!!!

منابع:

1-     نهج‌البلاغه‌ نامه‌ 53

2-     المیزان‌ ج‌ 20، ص‌ 230

3-     شیخ‌ مفید، الامالی، ص‌ 119

4-     کتاب کافی، ج‌ 5، ص‌ 151





نوع مطلب : آزادی و حقوق بشر، بصیرت، امام علی(ع)، 
برچسب ها : بازار، مالک اشتر، امام علی ع،
سه شنبه 7 خرداد 1398 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

شجاعت و توان دفاعی امام علی(ع) در جنگ بدر آشکار شد و بر سر زبانها افتاد.

وفاداری و از خودگذشتگی امام در جنگ احد کاملا بروز کرد.

صبر ، ظرفیت و اخلاص امام بعد از رحلت پیامبر (ص) در دوران خانه نشینی بروز کرد.

توان عملیاتی و اخلاص عمل ایشان در جنگ خندق بیشتر آشکار شد.

از خود گذشتگی و خود نگهداری در برابر خواسته های نفس به هنگام بخشش سه روز افطاری به نیازمندان به اوج رسید.

جوانمردی امام به هنگام نبستن آب به روی دشمن در صفین زبانزد شد.

عزم ایشان بر مبارزه با اشرافیت در مدت 5 سال حکومت افشا شد.

اوج عدالت امام در مدت 5 سال حکومت با آفریدن صحنه های مختلف برای مردم  روشن شد.

اوج اعتقاد به حقوق بشر و انسان دوستی را امام بارها به اثبات رساند از جمله وقتی لباس بهتر را به غلام خود داد و لباس معمولی را خودش برداشت.

مبارزه با فساد اقتصادی را وقتی به نمایش گذاشت که فرمود مال حرام را حتی اگر برای مهریه پرداخت کردید...

مقام علمی او زمانی آشکار شد که سالها از او دور شدیم ...

مدیریت و نظارت صحیح بر جامعه و کارگزاران را و رودرواسی با کسی نداشتن را در مدت حکومتشان به نمایش گذاشتند.

عدم توقع زیاد از انقلاب اسلامی و ساختن با کمترین امکانات زندگی(زهد) را در کل عمر نشان دادند.

مرد کار اقتصادی بودن را در دوران خانه نشینی با احداث دهها باغ خرما...

قضاوت های زیبای ایشان نشان از احاطه علمی بر جنبه های مختلف زندگی بشر بود.

آزادی سیاسی را بارها نشان دادند و برای نمونه پس از بیعت مردم با ایشان، به زور از مخالفین بیعت نگرفتند.

دهها فضیلت و داشته امام در مسائل مختلف را می توان شماره کرد که ایشان واجد آن بودند و ما حتی از شمارش آن عاجزیم.





نوع مطلب : قله های بلند انسانیت، امام علی(ع)، آزادی و حقوق بشر، الگوها، 
برچسب ها : فضائل، امام علی(علیه السلام)، الگو،


( کل صفحات : 26 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------