نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بصورت رایگان بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر

قسمت چهارم- بازار سالم

حضرت علی(ع)  از امر نظارت و اقتدار در بازار برای نفع شخصی استفاده نمی کردند بلکه خیلی ساده و بدون همراهی و محافظ، در بازار تردد کرده، به بازدید یا خرید می پرداختند ،کسانی‌ که‌ امام را نمی‌شناختند فکر می‌کردند که‌ یک‌ فرد عادی است.

یک روز حضرت‌ در بازار به مغازة‌ پیرمرد پیراهن‌ فروشی‌ رفتند ، یک‌ پیراهن‌ سه‌ درهمی‌ درخواست کردند، پیرمرد ایشان را شناخت‌ و احترام‌ کرد، ‌ حضرت‌ با او وارد معامله‌ نشدند تا مباد به خاطر احترام به ایشان، تخفیف ویژه ای بدهد و ضرر کند، حتی ممکن بود صاحب مغازه بعدا بگوید یا با خود بیاندیشد ناچار شده تخفیف بدهد، یا چون از قدرت حکومت ترسیده، اجبارا تخفیف داده !!

به‌ مغازه‌ دیگری‌ رفتند‌ بازهم صاحب‌ مغازه،‌ امام را شناخت، این بارهم خرید نکردند، سرانجام‌ وارد مغازه‌ سومی‌ شدند ، صاحب مغازه جوانکی بود که‌ حضرت‌ را نمی‌شناخت. از او پیراهن‌ سه‌ درهمی‌ خریدند. (1)

ایشان مثل یک فرد عادی جامعه، به هنگام خرید، چانه هم می زدند ولی از مقام خود برای خریدی ارزانتر استفاده نمی کردند.
قطعا استفاده از رانت و مسؤلیت دولتی برای خرید جنس مرغوب تر یا زمین و خانه در جایی بهتر، جزء خط قرمز های امام بود، رهروان راستین امام هم باید از این امور بپرهیزند.

تجار و کسبه در بازار به‌ جایگاهی‌ تکیه‌ زده‌اند که‌ هر آن، احتمال‌ سقوط‌ و انحطاط‌ مالی‌ و اخلاقی‌ برای آنها وجود دارد و باید هوشیار باشند. بی جهت نیست که  امام(ع) فرموده اند:
بازار، خانه‌ سهو و فراموشی‌ است‌(یاد خدا فراموش می شود)، پس‌ کسی‌ که‌ در آن‌ یک‌ بار تسبیح‌ خدا گوید، برای‌ او یک‌ میلیون‌ حسنه‌ می‌نویسند!

امام  در بازدید ها راه رسیدن به بازار سالم را این طور بیان می کردند، پرهیز از دروغ‌ ، امتناع از سوگند در داد و ستد، راضی‌ به‌ حق‌ خود بودن‌ ، توزین درست و عادلانه و ...

1-         احمد بن‌ حنبل، فضایل‌ الصحابة، ج‌ 1، ص‌ 528، روایت‌ 878.





نوع مطلب : امام علی(ع)، قله های بلند انسانیت، اسلام دین رحمت، بصیرت، آزادی و حقوق بشر، نبرد فرهنگی، الگوها، 
برچسب ها :

(قسمت اول):

حضرت‌ در نامه‌اش‌ به‌ مالک‌ اشتر می‌نگارد:

پس‌ روزی‌ کارمندان خودرا زیاد در نظر بگیر! که‌ فراخی‌ روزی‌، نیروشان‌ دهد تا در پی‌ اصلاح‌ خود برآیند، و سبب بی نیازی شان‌ خواهد بود، تا دست‌ به‌ مالی‌ که‌ در اختیار دارند نگشایند و حجتی‌ بُوَد بر آنان‌ اگر فرمانت‌ را نپذیرند، یا در امانت‌ خیانت‌ ورزند.

حضرت‌ صرفاً‌ به‌ ایجاد چنین‌ زمینه‌های‌ مثبتی‌ کفایت‌ ننمودند و معتقد بودند باید از طرز عمل‌ مأموران‌ نیز آگاه‌ بود و شیوة‌ برخورد آنان‌ با مردم‌ را زیر نظر داشت‌ و از میزان‌ صحت‌ و سقم‌ گزارش های‌ آنان‌ مطلع‌ بود.

این‌ مراقبت‌ها باید توسط‌ بازرسان‌ ویژه‌ای‌ که‌ چشم‌ حکومت‌ محسوب‌ می‌شوند، انجام‌ پذیرد. حضرت‌ می‌فرماید:

پس‌ بر کارهای‌ آنان‌ مراقب باش و جاسوسی‌ راستگو وفاپیشه‌ بر ایشان‌ بگمار ، زیرا که مراقبت‌ نهایی‌ تو در کارهایشان، وادارکننده‌ آنهاست‌ به‌ رعایت‌ امانت، و مهربانی‌ بر رعیت، اگر یکی‌ از آنان‌ دست‌ به‌ خیانتی‌ گشود و گزارش‌ جاسوسان‌ تو  وجود آن‌ خیانت‌ را تایید کرد ، بدین‌ گواه‌ بسنده‌ کن‌ و کیفر او را با تنبیه‌ بدنی‌ بدو برسان‌ و آنچه‌ بدست‌ آورده‌ از او بگیر، سپس‌ او را خوار بدار و خیانت‌کار شمار و طوق‌ بدنامی‌ را در گردنش‌ درآر. ( نهج‌البلاغه، نامه‌ 53)

منبع: امام علی (ع)، حکومت و بازار

نویسنده: محمدنقی نظرپور
25 نهج‌البلاغه، نامه‌ 53.
.26
نهج‌البلاغه، نامه‌ 53.

منبع: http://ensani.ir



نوع مطلب : الگوها، آزادی و حقوق بشر، بصیرت، خلفا و عدالت اسلامی، اسلام دین رحمت، امام علی(ع)، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
دوشنبه 12 فروردین 1398 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

معمولا در شرایط سخت، ارتباط ها تند و خشن می شود. حتی در لحظه های بحرانی دفاع مقدس، کلمات تندی ممکن بود بین دوستان مبادله شود و دستورهایی با تاخیر یا تردید اجرا شود.

در سپاه امام حسین(ع) دوستی ها نه تنها به مخاطره نیافتاده بود که تبدیل به عشق شده بود، چون در آن منطق حاکم بود. باید از دین خدا دفاع می شد، همه هم آماده دفاع بودند، یک لشکر ایثارگر کوچک فراهم شده بود.

 بعضی از نمونه های عاشقانه بروز کرد که در تاریخ نقل شد مثل جمع شدن یاران امام و تاکید بر پایداری در رکاب امام و پشتیبانی تا آخرین نفس، همراه با اظهار محبت صادقانه و شدید به فرمانده و مولا.

 یا مثل غلام سیاه که گفت: به خدا قسم از شما جدا نخواهم شد تا اینکه خون تیره ام با خون پاک شما بیامیزد. و اقدام امام که پس از شهادت غلام، برای اظهار محبت و عشق در آخرین خداحافظی، صورتشان را روی صورت غلام گذاشتند، تا درد جانکاه شهادت اورا بتوانند تحمل کنند.

وقتی در آن شرایط سخت که بطور طبیعی هرکسی بعید نیست به گوشه ای بخزد و مخفی شود تا دیر تر شهید شود ، همه به یکدیگر سبقت می گیرند و با محبت ترین روابط را دارند، ما هم اگر زندگی همراه با باورهای مکتبی را در خانواده و در میان همکاران پیاده کنیم، می توانیم در شرایط راحت زندگی مان، با صبر و حوصله همدیگر را تحمل کنیم.

مسؤلین ما امروز در میدان جنگ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اگر از اخلاق عاشورایی سرمشق بگیرند می توانند با آرامش و شکیبایی بیشتر به تدبیر امور بپردازند، با محبت و عشق به یکدیگر، می توانند تابلویی زیبا از روابط انسانی در تراز جامعه مهدوی را به نمایش بگذارند.

اخلاق عاشورایی یعنی نهایت عشق ورزی به یکدیگر و سبقت در ایثار





نوع مطلب : اسلام دین رحمت، اسلام دین کامل، امام حسن وامام حسین(ع)، بصیرت، آزادی و حقوق بشر، نبرد فرهنگی، 
برچسب ها : انسانی، کربلا، عاشورا،

بر خلاف مسیحیت که در انتشار خود در آفریقا به دولت های اروپایی و کلیسا به طور ساختاری متکی بود، اسلام توسط مبلغان مرتبط با دولت انتشار نیافت.

 هرچند که انتشار نخستین اسلام در آفریقا توسط سپاهیان مسلمان صورت گرفت اما مخالفت بسیاری از بربرهای مسلمان ، با امویان و عباسیان و باقی ماندن  بر اسلام،  نشان می دهد نفوذ اسلام متکی بر شمشیر نبوده است.

برخی از پژوهشگران غربی از جمله ب. ج مارتین نیز در آثار خود به این نکته تأکید داشته اند. مارتین معتقد است اسلام در آفریقا با تمایل شخصی بدون هیچگونه اجبار پذیرفته شده است. به اعتقاد وی پذیرش آسان، سهل بودن آیین و تأکید بر مساوات و طرد نژادپرستی از عوامل جذب کننده اسلام بود و خود آفریقایی ها پس از پذیرش دین جدید اقدام به انتشار آن نموده اند.(1)

علاوه بر آن از دید مارتین، نقش تاجران عرب و مسلمان و همینطور مهارت های مسلمین، همچون سواد باعث اثرگذاری بر بسیاری از رهبران آفریقایی شد به گونه ای که آنها، تعداد قابل توجهی از مسلمانان را در دستگاه حکمرانی خود به کارهای مهمی می گماشتند. آنچنان که در قرن نوزدهم حکمرانان بوگاندا و آشانتی جهت استخدام افراد عالیرتبه، مسلمانان را انتخاب می کردند.

1-مارتین، ب ج، گسترش اسلام در آفریقا، ترجمه منوچهر صادقی برزلیقی، تهران، مجله رشد جغرافیا، زمستان 1365





نوع مطلب : آزادی و حقوق بشر، اسلام دین رحمت، 
برچسب ها : آزادی، حقوق بشر، اسلام، آفریقا،

پاسخ(قسمت دوم):

خدا بهترین طراح آزادی بشر است، در اسلام ترتیبی داده است که حکومت فقط در دست انسان های برگزیده توسط خدا باشد تا حاکمان انتخاب شده از طرف مردم ، آزادی را به نفع عملکرد خود، تفسیر نکنند.

حضرت فاطمه(س) با جملاتی نکته دار، مزایای حاکم بودن فرمانروای منصوب از طرف خدا را این طور می شمارد : اگر دورى نمى کردند از ...(امام منصوب از طرف پیامبر)، آنان را به نرمى مى راند [حکومتى ملایم و دلپسند داشت]، چنان که بینى شترِ حکومت، مجروح نمى شد و سوارش به شدّت تکان نمى خورد. [یعنى در همه حال مردم راحت بودند]  ...

و درهاى برکات زمین و آسمان بر آنان باز مى شد. [امّا، حال که چنین نشد] خداوند آنان را به آنچه کرده اند مؤاخذه و عِقاب خواهد کرد.
ایشان در پایان سخن به مردم زمان خود می گویند: پس مژده باد شما را به...  استبدادى از ستمگران که آنچه را دارید از شما خواهند گرفت. (بحار الانوار، 43/158 - 159 )

نکته: باید قانون و تفسیر کننده و مجری قانون از طرف خدا باشد. تا احکام خداوند، کامل و بدون نقص اجرا شود. گرچه نام آن انتصاب و نفی انتخابات توسط مردم باشد.

به همین جهت است که خداوند انتخاب پیامبر و ائمه را به رأی نگذاشته و خودش تا آخرین نفر را منصوب فرموده.

پیوستن به حکومت امام زمان(عج) نیز با رأی دادن نیست، بلکه باید از این امام  منصوب از طرف خداوند اطاعت کنیم و یقین داریم که کاملترین نوع عدالت و آزادی را او به جهانیان عرضه و اجرا خواهد کرد.





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، نقش زن در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، اسلام دین کامل، اسلام دین رحمت، بصیرت، آزادی و حقوق بشر، 
برچسب ها : آزادی، حقوق بشر، اسلام،

قسمت دوم - جنگ موته

سال هشتم هجری است، پیامبر(ص) سفیری برای مذاکره به شام روانه کردند ولی فرماندار مرزی دشمن، بر خلاف تمام اصول که جان سفیر در همه نقاط جهان محترم است؛ دستور داد دست و پای سفیر پیامبر را بستند، و او را کشتند .

– پیامبر(ص) که چنین دیدند، لشکری به طرف شام فرستادند تا افراد خاطی را تنبیه کنند. قبل از حرکت به سربازان گفتند:

به نقطه ای که سفیر اسلام را کشته اند می روید و آنان را مجددا به اسلام دعوت می کنید، اگر اسلام آوردند، از انتقام خون سفیر صرف نظر کنید و در غیر این صورت با آنان نبرد کنید،... به نام خدا جهاد کنید... به راهب و راهبه‏ ها كه در صومعه‏ دور از غوغاى اجتماع زندگى مى‏كنند، تعرض نکنید. لانه‏هاى شیطان را كه در مغز گروهى قرار گرفته، با شمشیر ویران سازید.

زنان و كودكان و پیران از کار افتاده را نكشید. هرگز نخل و درختى را نبرید و خانه‏اى را ویران نكنید(1)

1-      کتاب مغازی واقدی ج2- ص557

منبع: فروغ ابدیت- نوشته آیت الله جعفر سبحانی

تحلیل:

جنگ های اسلام حالت دفاعی داشت برای آن که از کشتاری جلوگیری کند و یا قوم پیمان شکنی را ادب نماید. در این جنگ ها کمترین تعداد از طرف مقابل به قتل می رسید و با بهترین و نرمترین روش با افرادی که در جنگ دخالت نداشتند معامله می شد.

البته حاکمانی هم بودند که به اسم اسلام به مردم تعدی می کردند که نباید به پای اسلام نوشت. در حقیقت این افراد با نام اسلام در صدد قدرت طلبی و حکومت بودند.





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، اسلام دین رحمت، آزادی و حقوق بشر، 
برچسب ها : موته، حقوق بشر، دفاعی، سفیر،

قسمت اول- دعا برای افراد نا آگاه

در جنگ اُحد، دندان های پیشین پیامبر (ص) که اولین و بزرگترین رهبر اسلام بود شکست و صورت ایشان شکاف برداشت. اصحاب ایشان بسیار ناراحت شدند بعضی به پیامبر پیشنهاد دادند که دشمن را نفرین کند.

پیامبر در پاسخ فرمود: من ناسزاگو مبعوث نشده ام، بلکه دعوت کننده و مایه رحمت برانگیخته شده ام». پس به جای نفرین، اینگونه دعا فرمود: خدایا قوم مرا هدایت کن؛ زیرا نا آگاهند.

بحار الانوار، ج20، ص 21 و ص117

نکته:

رهبر اسلامی برای دشمن هم مایه رحمت است، رهبری در اسلام وظیفه فوق العاده سنگینی و حساس و مهمی است و فقط به افراد شاخص ، امامان و در غیابشان عالمان دین شناس و زمان شناس واگذار می شود.





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، اسلام دین رحمت، نبرد فرهنگی، 
برچسب ها : دین رحمت، پیامبر رحمت، جنگ احد،
پنجشنبه 10 آبان 1397 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی
            

پیامبر(ص) آن قدر با بچه ها مأنوس بود و بازی می کرد که نماز اول وقت، دیر شد ولی او دل بچه ها را نشکست.

و علی (ع) برای بچه های یتیم شتر می شد ، آنها روی پشت امام چه لذتی می بردند و چه لبخند شیرینی می زدند.

ولی اسرائیل آنقدر کودک کشت که ممکن است دیگر کودکی نماند تا رژیم آل سعود بخواهد برای تفریح خود آنهارا بکشد!!

و کودکان افغانستان را.. پرنده های بدون سرنشین  .. کشتند ، افغانستان سنگ فرشی نداشت که خون جاری شود، خون ها، درون خاک رفتند و برای همیشه گم شدند، مظلوم و در سکوت رسانه هایی درنده ، چون سگ هار.. در مقابل چشم های زهر آلود ترامپ!

و بنویس داستان کودک سوریه .. و موشک آمریکا ..  بمب! .. بمب! ..  در برابر چشم های همیشه بهار و پر باران آن عزیز غایب  ..

و سلاحهای داعش .. هدیه گلوله های سرخ  .. به قلب کودکان .. هورا .. احسنت .. نعره وحشیانه دولت های سلطه گر!

و ما ملت های تحت سلطه قیام خواهیم کرد ..  سردار ما خواهد آمد .. و چه لبخند شیرینی خواهند زد کودکان سوریه، افغانستان ، میانمار، عراق، لبنان، فلسطین، بخصوص غزه و یمن.

کاش خمینی هم بیاید و ببیند مراسم تقدیم پرچم ، به امامی که بر غم هزار ساله مهر پایان می زند. اللهم عجل لولیک الفرج






نوع مطلب : پیامبر(ص) ، امام علی(ع)، اسلام دین رحمت، آزادی و حقوق بشر، منافقین، تاریخ معاصر، 
برچسب ها : یمن، کودک، حقوق بی بشر،
سه شنبه 10 بهمن 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

امام صادق(ع) غلامى به نام مصادف داشتند هزار دینار به او دادند تا براى تجارت به مصر برود.
غلام با آن پول كالا خرید و با بازرگانان دیگر كه از همان كالا خریده بودند به سوى مصر حركت كرد، همین كه نزدیك مصر رسیدند با كاروانى كه از مصر باز مى گشتند، رو به رو شدند ، از آنان موجودی كالای مشابه کالای خود در مصر را پرسیدند.
مشخص شد کالایشان در مصر كمیاب است و بازار خوبى دارد.
کاروان با یكدیگر پیمان بستند، متاع خودرا با سودى كمتر از صد در صد نفروشند.
وقتى وارد مصر شدند، مطابق پیمان خود بازار سیاه به وجود آوردند و كالا را كه جزء نیازمندی هاى عمومى هم بود به دو برابر قیمتى كه خریده بودند، فروختند.
غلام با هزار دینار سود خالص به مدینه بازگشت و دو كیسه كه هر كدام هزار دینار داشت به امام صادق علیه السلام تسیلم نمود و گفت:
یكى از كیسه ها اصل سرمایه است كه شما به من دادید و دیگرى سود خالص تجارت است .
امام فرمود: این سود زیادى است ، بگو ببینم چگونه این را بدست آوردى ؟
مصادف گفت : نزدیك مصر آگاه شدیم كه كالاى ما در آنجا كمیاب است ، پیمان بستیم كه به كمتر از صد در صد سود خالص نفروشیم.
امام گفتند : سبحان الله ! شما با ایجاد بازار سیاه به زیان گروهى از مسلمانان هم قسم مى شوید !
نه ! من همچو سودى را نمى خواهم .
آنگاه یكى از دو كیسه را برداشت و فرمود:
این اصل سرمایه من و دیگرى را نپذیرفت ، فرمود: این سود - كه با بى انصافى بدست آمده - نیازى به آن ندارم .
سپس فرمود: اى مصادف ! با شمشیر جنگیدن ، از كسب حلال آسان تر است ، به دست آوردن مال از راه حلال بسیار سخت و دشوار است.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

- بحار: ج 47، ص 59.

تحلیل کنیم:

-          بررسی کنیم کدام کار ما به رفتار ائمه شباهت دارد.

-          چه درصدی با اعمال ایشان شباهت دارد ، به همان مقدار ما شیعه ایم!





نوع مطلب : اسلام دین رحمت، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، آزادی و حقوق بشر، الگوها، 
برچسب ها : نان حلال، اقتصاد، امام صادق ع،
دوشنبه 27 دی 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

         

امام علی (ع) فاصله طبقاتی را که دوباره داشت به جامعه اسلامی وارد می شد ، طرد کرد و عدالت را جایگزین نمود، یک نمونه برخورد همراه با عدالت ایشان را ذیلا مشاهده می فرمائید:

روزى اشـعـث بن قیس بر امام على (ع) وارد شد، دید كه ایشان در مـیـان عـرب و غـیر عرب از نژادهاى گوناگون نشسته است و جاى خالى براى او نیست ، با ناراحتى به امام اعتراض كرد كه :
اى امیرمؤ منان ، سرخ پوست ها بین ما و تو فاصله انداخته اند.(1)

حضرت خشمناك شده ، فرمودند:
چه كسى مرا بر این آدم هاى چاق و فربه یارى مى دهد؟
و نـپـذیرفتند كه ایرانیان و غیر عرب پراكنده شوند، تا اشعث و دیگر بزرگان عرب در كنار ایشان بنشینند.(2)

1-       بـه اعـراب بـادیـه نـشـیـن كـه در آفـتـاب چـهـره شـان سرخ مى شد و ایرانیان كه رنگشان سرخ و سفید بود، سرخ پوست مى گفتند.

2-       كتاب الغارات ثقفى ص 341 ـ و ـ نقش ائمّه در احیاء دین ج 14 علاّمه عسگرى





نوع مطلب : خواص در تاریخ اسلام، امام علی(ع)، اسلام دین رحمت، بصیرت، منافقین، 
برچسب ها : بصیرت، امام شناسی، مردم،
چهارشنبه 16 تیر 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی


یکی از شیعیان به امام جواد علیه السلام نامه اى نوشت كه پدر زنم دشمن اهل بیت است و عقیده فاسد دارد، با من هم بدرفتارى مى كند.
نظر شما در این باره چیست ؟ آیا علیه او افشاگرى كنم و عقیده فاسد و رفتار زشت او را براى دیگران بیان كنم ؟ یا با او مدارا نموده و خوش رفتار باشم ؟
امام جواد علیه السلام در پاسخ نوشت :
مضمون نامه تو را فهمیدم ، البته به خواست خداوند من از دعاى خیر تو غفلت نمى كنم اما این را هم بدان مدارا و خوش رفتارى براى تو، بهتر از افشاگرى و پرده درى است و نیز بدان با هر سختى ، آسانى است . شكیبا باش ،عاقبت نیكو اختصاص به پرهیزگاران دارد. خداوند تو را در دوستى اهل بیت ثابت قدم بدارد! ما و شما در پناه خداوند هستیم و پروردگار نیز پناهندگان خود را نگهدارى مى كند.

بعد از مدتی رفتار او اصلاح شد.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد چهارم- محمود ناصرى

و کتاب بحار: ج 50، ص 55.

تحلیل:

اسلام بر پایه اخلاق نیکو، بسیاری از روابط اجتماعی را بنا کرده، در اولین لحظه دیدار با دیگران به آنها سلام می دهید.

 پیامبر ما پیامبر رحمت است و مهمترین صفت او اخلاق نیکو است، قرآن هم اولین صفاتی که از خدا نام می برد رحمن و رحیم است.

برای ما توضیح داده اند که سنگین ترین عمل در ترازوی اعمال در قیامت اخلاق نیکو است.

علاوه بر این ها صدها داستان از پیامبر و ائمه مبنی بر اخلاق کریمانه آنها در تاریخ وجود دارد.

در چنین  دینی مدارا و بزرگواری با افراد بد اخلاق، عادی بنظر می رسد و گرنه در مقابل فرد خوش اخلاق، نیکی کردن ، کار خیلی مهمی نیست.





نوع مطلب : اسلام دین رحمت، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، 
برچسب ها : مدارا، امام جواد علیه السلام،
دوشنبه 17 اسفند 1394 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی
                                

مردم طائف در جنگ حنین بر علیه مسلمین قیام کردند، پس از جنگ حنین و شکست کفار، برخی از اعراب ثقیف که در جنگ حنین حضور داشتند، به طائف برگشتند و در قلعه محکم و مرتفع شهر خود پناه گرفتند.
پیامبر طائف را محاصره کردند (تا دوباره مردم طائف دست به فتنه و لشکر کشی بر علیه مسلمین نزنند) ولی پس از حدود هفده روز از محاصره نتیجه ای نگرفتند و با دادن 12 شهید به محاصره طائف پایان دادند.

هنگامى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله خواست از طائف كوچ كند مردى از اصحاب گفت: یا رسول الله درباره قبیله ثقیف (ساکنین طائف) نفرین كن. رسول خدا بجاى نفرینى كه آن مرد درخواست كرده بود گفت:

خدایا ثقیف را هدایت كن و آنان را (در حالی كه مسلمان شده‏اند) بنزد من آر.

منابع: کتاب سیره ابن هشام - ترجمه،ج‏2،ص:309

کتاب بحارالانوار، ج21، ص168

کتاب فروغ ابدیت، ج2، ص748تا753

 

 نکته ها:

1-      پیامبر پس از ناکامی در فتح طائف ، بدون این که کینه ای از آن ها در دل بگیرند منطقه را ترک می کنند، و نفرین نکردن نیز دلیل براین ادعا است.

2-      گاهی اقتضاء می کند که پیامبر خداهم پیروز نشود تا ما فکر نکنیم میدان زندگی همه اش موفقیت است.

3-      همه زمان ها برای ارزیابی یک فرد مناب است ولی به هنگام سختی، بهترین زمان است، پیامبر به هنگام سختی و ناکامی در برخورد با دشمن، نشان دادند صبور و مهربانند و فقط هدفشان از این اقدام، هدایت است.





نوع مطلب : آزادی و حقوق بشر، اسلام دین رحمت، پیامبر(ص) ، 
برچسب ها : طائف، اسلام، مهربانی، صبور،

                            

پیامبر مانند حاکمان نبود که در کاخ خود بنشیند و از حال مردم بی خبر باشد او حتی از حال دشمن با خبر بود و رحمتش شامل حال آنها هم می شد:

 بعد از جنگ بدر، چند اسیر مانده بودند از قریش کسی نیامد که غرامت آنها را بدهد و آزادشان کند پیامبر که در میان مردم همیشه حضور داشت از یکی از آنها تعهد گرفت که بعد از آزاد شدن و رسیدن به مکه ، غرامت خود را بفرستد ، و دومی که مرد عیالمند و فقیر بود، نمی توانست پولی تهیه کند و با پرداخت آن خودرا آزاد کند، به پیامبر عرض كرد: یا رسول الله تو خود میدانى كه من مردى عیالمند و فقیر هستم و دسترسى بپولى ندارم كه بدان وسیله خود را آزاد كنم، اكنون بر من منت بگذار و از این گرفتارى نجاتم بده! پیامبر از او پیمان گرفت كه از آن پس بر ضد او اقدامى نكند و بدین ترتیب او را رها كردند.





نوع مطلب : پیامبر(ص) ، اسلام دین رحمت، آزادی و حقوق بشر، 
برچسب ها : رحمت پیامبر، اسیر،
چهارشنبه 20 خرداد 1394 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

                   

مردی از دو چشم نابینا بود، پیامبر اسلام برای این که لشکر اسلام سریعتر به منطقه احد برسد، مجبور شدند میان بر زده و از وسط زمین این فرد نابینا بگذرند

مرد نابینا مشتى خاك برداشت و به طرف لشکر پاشید و به پیامبر گفت: اگر تو پیغمبر خدا هستى من اجازه نمی دهم از وسط زمین من بگذرى سپس مشتی دیگر برداشت و گفت: اى محمّد به خدا اگر می دانستم این خاك ها به صورت شخصى غیر از تو نمی ریزد آنرا به صورتت می زدم!

لشکریان جلو رفتند تا او را بخاطر این جسارت بكشند ولى رسول خدا صلى الله علیه و آله مانع شده فرمود: این مرد چنانچه از دیدگان كور است دلش نیز كور است، با این حال یكى از مسلمانان (بدون اجازه) پیش از آنكه رسول خدا از آزار او جلوگیرى كند خود را به او رساند و با كمانى كه در دست داشت سر او را شكست.

  منبع: کتاب سیره ابن هشام – از نرم افزار نور السیره/ترجمه،ج‏2،ص:91

برداشت:

1-       مخالف سرسخت پیامبر، در اثر باز بودن فضای سیاسی جرأت می کند به فرمانده لشکر یعنی پیامبر توهین کند در حالی که لحظه حساسی بود و جنگی مهم در پیش ، دشمن به قصد نابودی مسلمین تا نزدیکی مدینه آمده و اردو زده بود. در نمونه های مانند این، معمولا خون جلو چشم حاکمان را می گیرد و هرکس با آنها برخورد کند به اتهام خیانت، دستور به محاکمه صحرایی می دهند.

2-      روش گروههای تکفیری این است اگر کسی پیدا کنند که دیدگاهش بنظر آن ها مشکوک باشد گرچه هنوز توهینی از او سر نزده، سؤال پیچش می کنند که اگر نظرش مخالف آنها بود، اعدامش کنند و این چه تفاوت فاحشی با رفتار پیامبر دارد !





نوع مطلب : آزادی و حقوق بشر، اسلام دین رحمت، پیامبر(ص) ، 
برچسب ها : فضای باز سیاسی، تاریخ زندگی پیامبر،


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------