نگاه به تاریخ اسلام
مردمی که تاریخ نمی خوانند محکوم به تکرار دوباره آن هستند.
درباره وبلاگ


سلام – اگر دستی در کار فرهنگی دارید می توانید از این وبلاگ در مواردی مانند نمونه های ذیل بصورت رایگان بهره برداری کنید.
الف- در مسابقات فرهنگی
ب- متن درسی برای کلاس تاریخ اسلام
ج- سیر مطالعاتی برای سنین 15 تا 30 سال
د- استفاده در مجله ، بروشور ، روزنامه دیواری اداره ، مدرسه و فضای مجازی
ه- بیان مطالب در جلسه خانوادگی و نشست دوستانه.
و- تبدیل به زبان ساده تر، برای کودک و نوجوان.
****************************
مزایای این وبلاگ به شرح ذیل است:
1- از بخش های جذاب تاریخ برگزیده شده.
2- در صفحه اول ، دسته بندی مطالب وجود دارد.
3- برای کوتاه و روان و زیبا سازی مطالب تلاش زیادی شده .
4- برداشت و تحلیل، به بعضی از بخش ها اضافه شده.
5- منبع ذکر شده و معتبر بودن منبع، شرط اصلی است.
6- موضوع به مسائل روز جامعه مربوط بوده و معمولا کاربردی است.
7- از تاریخ معاصر هم غفلت نشده.
8- از ارائه مطلب بحث انگیز و پیچیده پرهیز شده.
9- ذائقه مخاطب جوان در اولویت بوده و از وقایع ملموس استفاده شده.
10- در کل ارائه کار خوب برای دراز مدت، مورد نظر است نه شتابزده و ضعیف.
پیشنهاد و نقد شما می تواند ما را یاری نماید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ، مارا در جریان بگذارید تا توشه راه و دلگرمی باشد و امیدی و نویدی.
پیروز و سرافراز باشید

مدیر وبلاگ : سید محمد حسین مركبی
مطالب اخیر

«قسمت دوم»

 3- رعایت امور اقتصادی نسبت به فقرا

امام رضا (ع) به صورت ناشناس با واسطه ها و گاه نیمه شب به خانه نیازمندان می رفتند و رفع مشکل می کردند.

زمانی که فردی بدهکار می شد و طلبکار بر او سخت می گرفت، امام رضا (ع) در این شرایط به پرداخت بدهی او اقدام کرده و یا او را ضمانت می کردند تا بدهکار  مشکلش رفع شود. (حرعاملی، وسائل الشیعه، کتاب تجاره)

امام رضا (ع) به کسانی که از پرداختن حقوق تهی دستان(خمس و زکوه) ، خودداری می ورزند، چنین هشدار دادند:

«صاحب نعمت در خطر است، پرداختن حقوق خدا در آن نعمت بر او واجب است؛ به خداى سوگند که خداوند بزرگ نعمت هایى به من مى دهد؛ و من پیوسته در این باره بیمناکم تا آن گاه که از عهده حقوقى که خدا بر من واجب کرده برآیم.» (کلینی، الکافی، ج4، ص399)

 4- قناعت:
در جای دیگر امام رضا (ع) بیانی دارند از قول خداوند بزرگ:
«
خداوند می فرماید: تو به آن چه روزیت کرده ام خوشنود باش تا از بی نیازترین مردم باشی و من روایت می کنم که هر کس قناعت پیشه داشت سیر است و هر که قانع نباشد سیر نمی شود9(نوری، مستدرک الوسائل، ج15، ص225)
 

حضرت امام رضا (علیه السلام)، همواره پیروانشان را به رضایت به رزق اندک توصیه می کردند و از فرمایشات ایشان است: «هر کس به رزق و روزی کم از خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود10(شهید اول، کتاب چهل حدیث، ص30)

امام می فرماید:
«
مال جمع نمی شود مگر با پنج خصلت: بخل شدید، آرزوی دراز، حرص غلبه کننده، قطع رحم و مقدم داشتن دنیا بر آخرت11(شیخ صدوق، الخصال، ج1، ص282)
ایشان همچنین می فرماید: «اگر مردم حد میانه را در خوراک رعایت می کردند، بدن هایشان پایدار و سالم می ماند ( مجلسی، بحارالانوار، ج59، ص142)

) استفاده از نعمت های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است. 1(ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج66، ص334)

از دیدگاه امام رضا (ع) یکی از پایه های زمینه ساز حرکت تکاملی برنامه ریزی اقتصادی، اندازه گیری و تقدیر معیشت است. (سکندری، همان، ص190)

منبع: https://razavi.aqr.ir

آدرس کانال  در ایتا  @tarikhy
آدرس کانال  در سروش @tarikhye
آدرس کانال در گپ @tarikhy





نوع مطلب : امام چهارم تا یازدهم، اسلام دین کامل، 
برچسب ها : حق فقرا، اقتصاد، امام رضا(ع)،

«قسمت اول»

1- جامعه و اقتصاد:
امام رضا (ع) علت نابسامانی، و مشکلات جامعه را به کار گماردن جاهلان و اشخاص ناآگاه که در مدیریت اقتصادی تخصص ندارند، می داند. (اسحاقی، همان، ص136 و 137؛ ر.ک: حکیمی، همان، ص139-137)
 
امام رضا (ع) درباره محدودیت سود در داد و ستد می فرمایند: سودگرفتن مؤمن از برادر دینی خویش ربا است، مگر این که چیزی را به بیش از صد درهم بخرد. در این صورت، به اندازه خوراک روزانه اش سود دریافت می کند، یا کالایی را برای فروش بخرد، در این صورت سود اندکی از او می گیرد.» (الحیاة، برادران حکیمی، ترجمه احمد آرام، ج 4، ص 142)

 2- تأمین اقتصاد خانواده:

امام رضا(ع) می فرماید: «آن که با کار و کوشش، در جستجوی مواهب زندگی برای تأمین خانواده خویش است، پاداشی بزرگ تر از مجاهدان راه خدا دارد.» (ابن شعبه، تحف العقول، ص445)

ایشان درباره چگونگی تأمین مخارج زندگی و خانواده فرمودند: «هزینه زندگی حد وسط است میان دو روش ناپسند.» (مجلسی، همان، ج68، ص347)

و فرمودند: پرداخت مخارج خانواده میان دو مرز قرار دارد: مرز اسراف و زیاده روی و مرز اقتدار و تنگ نظری و خسَّت .

از دیدگاه امام رضا (ع) شخص اجازه ندارد که در مصرف بر خود سخت گیرد و نیز مجاز نیست که اموال خویش را ریخت و پاش نماید (اسحاقی، مبانی راهبردی جهاد اقتصادی، ص135 و 134؛- حکیمی، معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی، ص91-88)

امام رضا (ع) درباره مسئولیت تأمین معاش که بر عهده سرپرست خانواده می باشد، می فرماید: «سزاوار آن است که شخص در زندگی خانوادگی خود توسعه بدهد تا آنان در انتظار مرگ او نباشند.» (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص68)

همچنین ایشان فرموده اند: «آن خرجی که برای خود و اهل خانه می کنی صدقه محسوب می شود و آن کسی که از راه حلال برای افراد تحت تکفل رنج می کشد هم چون مجاهد راه خداست.» (مستدرک الوسائل، ج13، ص54.)

https://razavi.aqr.ir

ادامه دارد





نوع مطلب : امام چهارم تا یازدهم، 
برچسب ها : امام رضا ع، اقتصاد، جامعه،

منصور دوانیقى (خلیفه عباسى ) به امام صادق (ص) نوشت : چرا مانند دیگران نزد ما نمى آیى و با ما نمى نشینى ؟
امام در پاسخ نوشتند :
ما از دنیا چیزى نداریم كه براى آن از تو بترسیم و تو نیز از فضایل و امور آخرت چیزى ندارى كه به خاطر آن به تو امیدوار باشیم ، نه تو در نعمتى هستى كه بیایم به تو تبریك بگویم و نه خود را در بلا و مصیبت مى بینى كه بیایم به تو تسلیت دهم . پس چرا نزد تو بیایم ؟!
منصور نوشت :
بیایید ما را نصیحت كنید!
امام علیه السلام جواب داد:
هر كس اهل دنیا باشد تو را نصیحت نمى كند و هر كس اهل آخرت باشد نزد تو نخواهد آمد.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

برگرفته از کتاب بحار، ج 47، ص 184





نوع مطلب : منافقین، بنی عباس، امام چهارم تا یازدهم، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : امام صادق ع، مبارزه، بنی عباس،

کمال الدین دمیری در کتاب حیاة الحیوان و مقریزی در کتاب شذرات العقود در مورد تاریخچه نخستین پولی که بر آنها شعارهای اسلامی نقش بسته چنین آمده:

در آغاز، کاغذ از جانب رومیان به مملکت اسلامی وارد می شد، در آن روزگار بیشتر مردم مصر نصرانی بودند و همکیش پادشاه روم به حساب می آمدند.از این رو، بر حاشیه کاغذهایشان با خط رومی این کلمات: (پدر، پسر و روح القدس) نقش بسته بود.

این نوع کاغذها در جامعه اسلامی از آغاز تا عصر عبد الملک مروان رواج داشت تا این که عبد الملک از کسی که زبان رومی می دانست، خواست تا آن کلمات را برای او ترجمه کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : بنی امیه ، نبرد فرهنگی، بصیرت، امام چهارم تا یازدهم، 
برچسب ها :

1- شیخ مفید و شیخ صدوق نظرشان این بود كه مامون در ابتداى امر در واگذاری ولیعهدی به امام، صمیمیت داشت ولى بعد پشیمان شد.

2- گروهی معتقدند مامون در این قضیه اختیارى نداشته، ابتكار از فضل بن سهل وزیر مامون بوده كه به مامون گفت: پدران تو با آل على بد رفتار كردند، حال سزاوار است كه تو على بن موسى الرضا را ‏بیاورى و ولیعهدی را به او وا گذار كنى.

3- جلب نظر ایرانیان:

یك نظر هم این است كه گفته‏اند [طرح مساله ولایتعهدى حضرت رضا] سیاست مامون بود، نظر سیاسى داشت تا با این اقدام ، ایرانی هارا آرام کند.

4- فرو نشاندن قیام علویان:

بعضى هدف از اجبار امام به قبول ولیعهدی را، فرو نشاندن قیام علویین دانسته اند، قیامی که سالها بود در شهر های مختلف بصورت پراکنده آغاز شده بود.

5-  خلع سلاح كردن حضرت رضا:

افرادى كه نقش انتقادی به یك دستگاه دارند، یك راه براى خلع سلاح آنها این است كه به خودشان پست و مقام ‏بدهند تا دهان آنهارا ببندند.

حضرت رضا(ع) روزى به مامون در این مورد سخنی فرمودند که هدف تو این است.

6- احضار اجباری امام از مدینه به مرو:

آوردن حضرت رضا از مدینه به مرو، با مشورت امام و جلب نظر قبلى نبوده است. هیچ تاریخ نگاری ننوشته كه این هجرت با موافقت امام بوده. بلکه مامون امام را احضار كرد بدون اینكه اصلا موضوع روشن باشد.

7- امتناع حضرت رضا(ع):

ابو الفرج در مقاتل الطالبیین نوشته است كه مامون، فضل بن سهل و حسن بن سهل را فرستاد نزد حضرت رضا و [ایندو موضوع را مطرح كردند.] حضرت امتناع كرد و قبول نمى‏كرد. آخرش گفتند: چه مى‏گویى؟! این قضیه اختیارى نیست، ما ماموریت داریم كه اگر امتناع كنى همین جا گردنت را بزنیم.

8- شرط حضرت رضا

حضرت رضا شرط كرد و این شرط را هم قبولاند كه من به این شكل قبول مى‏كنم كه در هیچ كارى مداخله نكنم و مسؤلیت هیچ كارى را نپذیرم.

برگرفته از کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (ع) از استاد شهید مطهری





نوع مطلب : امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، بنی عباس، منافقین، 
برچسب ها : امام رضاع، ولیعهد، مأمون،

خیلى تفاوت است میان وضع حضرت رضا نسبت‏ به مامون و وضع حضرت امیر نسبت ‏به معاویه.

آنجا یك ظالمى مثل معاویه به عنوان نیابت از على (ع) قرار بود كار كند.

ولى قضیه حضرت رضا(ع) این بود كه حضرت رضا باید مدتى كارى به كار مامون نداشته باشد، یعنى مانعى در راه مامون ایجاد نكند.

مثال: یك وقت هست من شیر آب را باز مى‏كنم كه آب بیاید داخل حیاط شما خرابى به بار آورد. اینجا من ضامن حیاط شما هستم. ولی یك وقت هست كه من از كنار كوچه رد مى‏شوم، مى‏بینم كه شیر آب باز شده و آب به پاى دیوار شما رسیده است. اینجا اخلاقا من وظیفه دارم كه این شیر را ببندم و به شما خدمت كنم. ولی این كار بر من واجب نیست.

در آنجا على علیه السلام مافوق است. در اینجا قضیه بر عكس است، مامون مافوق است.

این كه حضرت رضا مدتى با فضل بن سهل همكارى كند، یعنى مدتى در مقابل مامون ساكت‏باشد. مدتى ساكت‏بودن براى مصلحت‏بزرگتر،براى انتظار كشیدن یك فرصت‏بهتر، مانعى ندارد.

ولی معاویه وضعیتی داشت که با استفاده از فرصت ، قوی تر و مجهز تر می شد و باید زودتر جراحی میشد.

*خلاصه برداری شده از کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (ع) از استاد شهید مطهری *





نوع مطلب : عملکرد معاویه، امام علی(ع)، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، بنی عباس، 
برچسب ها : مأمون، معاویه، بصیرت،

از سال 129 هجرى تا 132 هجرى كه عباسیان روى كار آمدند؛ چون بنى‌ امیه رو به ضعف و سقوط مى‌ رفتند، فرصت این كه امام را تحت فشار قرار دهند، نداشتند و از طرفى عباسیان نیز كه شعار طرفدارى از خاندان پاك پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و گرفتن انتقام خون به ناحق ریخته آنان را مى‌ دادند، به امام فشارى وارد نمى‌ آوردند.

از این رو، این دوران براى امام، دوران آرامش و آزادى بود و فرصت بسیار خوبى براى فعالیت‌ هاى علمى و فرهنگى به شمار مى‌ رفت،. امام صادق علیهالسلام هم عمر طولانى (حدود 70 سال) داشتند و هم محیط و زمان براى ایشان مساعد بود.(سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، ص 157-158. )

امام با استفاده از این فرصت، نهضت علمی و فرهنگی بزرگی را شروع نمودند و پایه های علمی مکتب شیعه را محکم کردند.

حضرت در طول زندگی خود در مدینه زیست و تنها به قصد حج یا بنا به الزامات سیاسی، سفرهایی کوتاه به مکه و عراق داشت.

گسترۀ دانش حضرت از یک سو، و سعۀ صدر وی در تعامل با مذاهب گوناگون از سوی دیگر موجب شده بود تا طیف وسیعی از عالمان به عنوان طالب دانش به گرد آن حضرت درآیند.

شاگردانی از خواص امامیه گرفته تا طیف های متنوع عامه، از اقصى نقاط ماوراء النهر تا مغرب در شمار شاگردان او حضور داشتند. شیخ مفید می نویسد بر اساس آنچه اصحاب حدیث برآورد کرده‌اند، شمار شاگردان حضرت بالغ بر 4 هزار نفر بوده است.( الارشاد، 2/179)

حوزه درس امام صادق دانشگاهی بود که میراث علمى بزرگی بر جاى نهاد و عالمان بسیارى تربیت كرد، و برجسته ‌ترین متفكران و فیلسوفان را عرضه كرد.

 





نوع مطلب : اسلام در محاصره، امام چهارم تا یازدهم، 
برچسب ها : امام صادق علیه السلام، دانشگاه،

مالك، پـیشواى مذهب مالكى و یكى از فقهاى مدینه بود. او هر چند بخشى از علوم خود را از امام صادق (ع ) فرا گـرفته بود، ولى از نظر خطّ مشى فكرى مخالف با مكتب اهل بیت بود؛

منصور خلیفه عباسی، او را به عنوان فقیه و مفتى رسمى معرفى كرد و به وى دستور داد كتابى در مسائل فقهى بنویسد تا در همه شهرها پـخش شود و مردم در مسائل عملى به آن مراجعه كنند.

مالك گـفت : مردم عراق نظر ما را نمى پسندند و بدان عمل نمى كنند.(چون شیعه اند)

منصور گفت : آنچنان با شمشیر سرهایشان را مى زنیم و با تازیانه بندهاى پشتشان را قطع خواهیم كرد كه بر عمل بدان وادار شوند!

مالك كتاب (مُوَطَّاءْ) را نوشت و نظرات فقهى خود را در آن منعكس كرد. كتاب او از سوى حكومت در همه جا پخش شد و مورد استفاده دستگاه قضایى بنی عباس قرار گرفت .( شرح الموطّاء ، ج 1 ، ص 8 - الامامة و السیاسة ، ج 2 ، ص 150 )

تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع)- امام صادق –امام کاظم ع- علی رفیعی

تحلیل:

1-به همین جهت است که اگر بخواهید در هر جایی اسلام را پیاده کنید ناگزیر هستید ابتدا حکومت را در آنجا بدست بگیرید، بدون تسلط بر قدرت نمی توان مسائل اخلاقی و اعتقادی اسلام را پیاده کرد، چون مخالفت با ظلم جزء دستورات اسلام است، بمحض این که بخواهید با ظلم بر ضعفا مخالفت کنید ، سلطه گران ممانعت می کنند.

2- حکومت ها توانستند با اعمال قدرت، تسلط فرهنگی بوجود آورند حتی برای فرهنگ های ضعیف تر ، قدرتی ساختند که خیلی ها آن را باور کردند.

3- مکتب شیعه که اکنون به دست ما رسیده از میان این آوردگاه آتش و خون عبور کرده ، قدر آن را بدانیم!

4- حکومت های قدرتمند امروزی هم مبالغ هنگفتی برای شکست اراده ملت ها از طریق انحراف فرهنگشان ، مصرف می کنند.





نوع مطلب : آزادی و حقوق بشر، منافقین، بنی عباس، امام چهارم تا یازدهم، خواص در تاریخ اسلام، 
برچسب ها : مالک، منصور خلیفه عباسی،
سه شنبه 10 بهمن 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

امام صادق(ع) غلامى به نام مصادف داشتند هزار دینار به او دادند تا براى تجارت به مصر برود.
غلام با آن پول كالا خرید و با بازرگانان دیگر كه از همان كالا خریده بودند به سوى مصر حركت كرد، همین كه نزدیك مصر رسیدند با كاروانى كه از مصر باز مى گشتند، رو به رو شدند ، از آنان موجودی كالای مشابه کالای خود در مصر را پرسیدند.
مشخص شد کالایشان در مصر كمیاب است و بازار خوبى دارد.
کاروان با یكدیگر پیمان بستند، متاع خودرا با سودى كمتر از صد در صد نفروشند.
وقتى وارد مصر شدند، مطابق پیمان خود بازار سیاه به وجود آوردند و كالا را كه جزء نیازمندی هاى عمومى هم بود به دو برابر قیمتى كه خریده بودند، فروختند.
غلام با هزار دینار سود خالص به مدینه بازگشت و دو كیسه كه هر كدام هزار دینار داشت به امام صادق علیه السلام تسیلم نمود و گفت:
یكى از كیسه ها اصل سرمایه است كه شما به من دادید و دیگرى سود خالص تجارت است .
امام فرمود: این سود زیادى است ، بگو ببینم چگونه این را بدست آوردى ؟
مصادف گفت : نزدیك مصر آگاه شدیم كه كالاى ما در آنجا كمیاب است ، پیمان بستیم كه به كمتر از صد در صد سود خالص نفروشیم.
امام گفتند : سبحان الله ! شما با ایجاد بازار سیاه به زیان گروهى از مسلمانان هم قسم مى شوید !
نه ! من همچو سودى را نمى خواهم .
آنگاه یكى از دو كیسه را برداشت و فرمود:
این اصل سرمایه من و دیگرى را نپذیرفت ، فرمود: این سود - كه با بى انصافى بدست آمده - نیازى به آن ندارم .
سپس فرمود: اى مصادف ! با شمشیر جنگیدن ، از كسب حلال آسان تر است ، به دست آوردن مال از راه حلال بسیار سخت و دشوار است.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

- بحار: ج 47، ص 59.

تحلیل کنیم:

-          بررسی کنیم کدام کار ما به رفتار ائمه شباهت دارد.

-          چه درصدی با اعمال ایشان شباهت دارد ، به همان مقدار ما شیعه ایم!





نوع مطلب : اسلام دین رحمت، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، آزادی و حقوق بشر، الگوها، 
برچسب ها : نان حلال، اقتصاد، امام صادق ع،
یکشنبه 2 مهر 1396 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

امام صادق(ع) غلامى به نام مصادف داشت هزار دینار به او داد تا براى تجارت به مصر برود.
غلام با آن پول كالا خرید و با بازرگانان دیگر كه از همان كالا خریده بودند به سوى مصر حركت كرد، همین كه نزدیك مصر رسیدند با كاروانى كه از مصر باز مى گشتند، رو به رو شدند ، از آنان موجودی كالای مشابه کالای خود در مصر را پرسیدند.
مشخص شد کالایشان در مصر كمیاب است و بازار خوبى دارد.
کاروان با یكدیگر پیمان بستند، متاع خودرا با سودى كمتر از صد در صد نفروشند.
وقتى وارد مصر شدند، مطابق پیمان خود بازار سیاه به وجود آوردند و كالا را كه جزء نیازمندی هاى عمومى هم بود به دو برابر قیمتى كه خریده بودند، فروختند.
غلام با هزار دینار سود خالص به مدینه بازگشت و دو كیسه كه هر كدام هزار دینار داشت به امام صادق علیه السلام تسیلم نمود و گفت:
یكى از كیسه ها اصل سرمایه است كه شما به من دادید و دیگرى سود خالص تجارت است .
امام فرمود: این سود زیادى است ، بگو ببینم چگونه این را بدست آوردى ؟
مصادف گفت : نزدیك مصر آگاه شدیم كه كالاى ما در آنجا كمیاب است ، پیمان بستیم كه به كمتر از صد در صد سود خالص نفروشیم.
امام گفت : سبحان الله ! شما با ایجاد بازار سیاه به زیان گروهى از مسلمانان هم قسم مى شوید !
نه ! من همچو سودى را نمى خواهم .
آنگاه یكى از دو كیسه را برداشت و فرمود:
این اصل سرمایه من و دیگرى را نپذیرفت ، فرمود: این سود - كه با بى انصافى بدست آمده - نیازى به آن ندارم .
سپس فرمود: اى مصادف ! با شمشیر جنگیدن ، از كسب حلال آسان تر است ، به دست آوردن مال از راه حلال بسیار سخت و دشوار است.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد سوم- محمود ناصرى

- بحار: ج 47، ص 59.

تحلیل کنیم:

-          بررسی کنیم کدام کار ما به رفتار ائمه شباهت دارد.

-          چه درصدی با اعمال ایشان شباهت دارد ، به همان مقدار ما شیعه ایم!





نوع مطلب : اسلام دین کامل، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، 
برچسب ها : اقتصاد، تجارت، امام صادق علیه السلام،

ابوبصیر مى گوید:

در كوفه بودم ، به یكى از بانوان درس قرائت قرآن مى آموختم . روزى در یك موردى با او شوخى كردم !

مدت ها گذشت تا اینكه در مدینه به حضور امام باقر علیه السلام رسیدم . آن حضرت مرا مورد سرزنش قرار داد و فرمود:

- كسى كه در حال خلوت گناه كند، خداوند نظر لطفش را از او برمى گرداند، این چه سخنى بود كه به آن زن گفتى ؟

از شدت شرم ، سرم را پایین انداخته و توبه نمودم . امام باقر علیه السلام فرمود:

- مراقب باش كه تكرار نكنى .

بحار، ج 46، ص 247

داستان هاى بحارالانوار جلد اول- محمود ناصرى- 2253

 

نکته : قابل توجه کسانی که بیشترین ضربه ای که بر کشور وارد می شود از اطرافیان آنهاست!!



نوع مطلب : امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، 
برچسب ها :
چهارشنبه 20 مرداد 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

                             

امام صادق علیه السلام به معتب مسؤول خرج خانه خود فرمود:
-
معتب اجناس در حال گران شدن است ما امسال در خانه چه مقدار خوراكى داریم ؟
-
معتب : عرض كردم :
-
به قدرى كه چندین ماه را كفایت كند گندم ذخیره داریم .
-
آنها را به بازار ببر و در اختیار مردم بگذار و بفروش !
-
گندم در مدینه نایاب است ، اگر اینها را بفروشیم دیگر خریدن گندم براى ما میسر نخواهد شد.
-
سخن همین است كه گفتم ، همه گندم ها را در اختیار مردم بگذار و بفروش !
معتب مى گوید:
-
پس از آنكه گندم ها را فروختم و نتیجه را به امام اطلاع دادم حضرت فرمود:
-
بعد از این ، نان خانه مرا روز به روز از بازار بخر؛ نان خانه من از این پس ، باید نیمى از گندم و نیمى از جو باشد و نباید با نانى كه در حال حاضر توده مردم مصرف مى كنند، تفاوت داشته باشد.
من - بحمدالله - توانایى دارم كه تا آخر سال خانه خود را با نان گندم به بهترین وجهى اداره كنم ، ولى این كار را نمى كنم تا در پیشگاه الهى اقتصاد و محاسبه در زندگى را رعایت كرده باشم .

منبع: بحار، ج 47، 59

داستان هاى بحارالانوار جلد اول- محمود ناصرى

تحلیل:

اهمیت این ماجرا هیچگاه تا در صحنه نباشیم بدست نمی آید، وقتی در شهری قحطی زده باشیم ، کیسه گندم را با دست خود ببریم بازار بفروشیم، هنر کرده ایم !

نکته دوم جمله پایانی امام است که فرمودند برای خوراک خودمان گندم را با جو مخلوط می کنیم تا در پیشگاه خداوند میانه روی در مخارج زندگی را رعایت کرده باشیم.

این حقوق بشر چقدر با حقوق بشر امروز حاکمان تفاوت دارد، امروز بخاطر امور تغذیه و حقوق کارمندان سازمان  ملل، حاضر می شوند نام یک کشور کودک کش را از لیست سیاه سازمان ملل حذف کنند! چرا که آن کشور ثروتمند است و بخش زیادی از مخارج سازمان ملل را همین رژیم کودک کش تأمین می کند، واقعا به کاریکاتور شبیه است این واقعیت و این حقوق بشر!





نوع مطلب : آزادی و حقوق بشر، امام چهارم تا یازدهم، قله های بلند انسانیت، 
برچسب ها :
چهارشنبه 16 تیر 1395 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی


یکی از شیعیان به امام جواد علیه السلام نامه اى نوشت كه پدر زنم دشمن اهل بیت است و عقیده فاسد دارد، با من هم بدرفتارى مى كند.
نظر شما در این باره چیست ؟ آیا علیه او افشاگرى كنم و عقیده فاسد و رفتار زشت او را براى دیگران بیان كنم ؟ یا با او مدارا نموده و خوش رفتار باشم ؟
امام جواد علیه السلام در پاسخ نوشت :
مضمون نامه تو را فهمیدم ، البته به خواست خداوند من از دعاى خیر تو غفلت نمى كنم اما این را هم بدان مدارا و خوش رفتارى براى تو، بهتر از افشاگرى و پرده درى است و نیز بدان با هر سختى ، آسانى است . شكیبا باش ،عاقبت نیكو اختصاص به پرهیزگاران دارد. خداوند تو را در دوستى اهل بیت ثابت قدم بدارد! ما و شما در پناه خداوند هستیم و پروردگار نیز پناهندگان خود را نگهدارى مى كند.

بعد از مدتی رفتار او اصلاح شد.

منبع: داستان هاى بحارالانوار جلد چهارم- محمود ناصرى

و کتاب بحار: ج 50، ص 55.

تحلیل:

اسلام بر پایه اخلاق نیکو، بسیاری از روابط اجتماعی را بنا کرده، در اولین لحظه دیدار با دیگران به آنها سلام می دهید.

 پیامبر ما پیامبر رحمت است و مهمترین صفت او اخلاق نیکو است، قرآن هم اولین صفاتی که از خدا نام می برد رحمن و رحیم است.

برای ما توضیح داده اند که سنگین ترین عمل در ترازوی اعمال در قیامت اخلاق نیکو است.

علاوه بر این ها صدها داستان از پیامبر و ائمه مبنی بر اخلاق کریمانه آنها در تاریخ وجود دارد.

در چنین  دینی مدارا و بزرگواری با افراد بد اخلاق، عادی بنظر می رسد و گرنه در مقابل فرد خوش اخلاق، نیکی کردن ، کار خیلی مهمی نیست.





نوع مطلب : اسلام دین رحمت، امام چهارم تا یازدهم، بصیرت، 
برچسب ها : مدارا، امام جواد علیه السلام،
شنبه 26 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : سید محمد حسین مركبی

                                 

چرا امام حسن علیه السلام صلح کردند؟ چرا امام سجاد، در قیام آزادی بخش مردم مدینه بر ضد یزید، شرکت نکردند؟

چرا امام کاظم (ع) در قیام سیصد تن از انقلابیون مدینه بر ضد ظلم شرکت نفرمود؟ مگر سیصد نفر جان به کف، کافی نبود تا امام کاظم علیه السلام را به همراهی با قیام ترغیب کند؟

به نظر می رسد، تحلیل موقعیت، ائمه را وادار می کرد وارد میدان نشوند. وقتی مردم، شناخت و زمینه لازم برای انقلاب را ندارند و با احساسات دینی وارد میدان مبارزه شده اند، ثبات نخواهند داشت و معمولا قیام به شکست می انجامد.
گاهی مردم با یک سخنرانی وارد میدان می شدند، اما بصیرت و علم نداشتند، حتی در شناخت امام و رهبر جامعه ضعف و تردید داشتند.

 چند هزار نفر نامه به امام حسین علیه السلام نوشتند ولی هنگامه راستی آزمایی، عده زیادی از آنها به لشکر یزید پیوستند. ولی با پیش بینی هایی که امام کرده بودند، قیام امام حسین علیه السلام نسبت به سایر قیام ها، هم تلفات کمتری داشت و هم نتایج درخشان و پرباری بر جای گذاشت.

تعدادی از قیام های شیعه باعث می شد تا مدتها کل شیعه در سرتاسر کشور اسلامی به دلیل خروج بر خلیفه، مورد آزار و قتل قرار گیرد.
اگر جبهه خودی را نقد نکنیم و هر کاری را که برای اسلام انجام می‌شود بپذیریم، از رسیدن به روش های بهتر خود را محروم کرده ایم،

یک قیام باید با توجه به امکان پیروزی یا تبلیغات مفیدی که بعد از آن انجام می‌شود، برنامه ریزی شود.

ضمن آرزوی مغفرت برای همه شهدای بزرگوار راه اسلام، بنظر می رسد تحلیل قیام های شیعه در طول تاریخ می تواند قدرت تشخیص را بالا برده و از تصمیمات حساب نشده، مصونیت بخشد.





نوع مطلب : بصیرت، اطاعت از امام و نائبش، امام چهارم تا یازدهم، امام حسن وامام حسین(ع)، 
برچسب ها : بصیرت، انقلاب، قیام، امام حسین علیه السلام،


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
نمایش 1+: بار آشکار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایگاه اینترنتی كمیل

---------------------------------------------


نگاه به تاریخ اسلام

-
-----------
جنگ و زن
---------------------- ---------------------- -------------------------------------